تاریخ انتشار : ۰۸ شهريور ۱۳۹۱ - ۱۳:۴۷  ، 
شناسه خبر : ۵۵۱۳۵
مقدمه: گروه سیاسی - رضا جنیدی: شاید کمتر کسی باور کند میلیونها واژه ای که روزانه از سوی دستگاههای رسانه ای و تبلیغاتی غرب بهسوی ما شلیک می شود، از پشتوانه نظری و علمی دقیق در حوزه های روان شناسی، جامعه شناسی و علوم ارتباطات برخوردار است. بدیهی است، برای ایفای نقش یک مخاطب آگاه و کنشگر و نه مخاطبی منفعل و از پیش باخته، باید با دانش، تئوری و تکنیکهای عملیات روانی آشنا شد. آنچه هم اینک پیش رو دارید ادامه این سلسله مقاله درباره تکنیکهای عملیات روانی است.

تکنیک اعتراف به شکست
در یک تبلیغات خوب و مؤثر باید اخبار بر نظریات و حقایق بر موعظه ها ارجحیت داده شود و بخصوص باید از تهدید کردن دشمن پرهیز کرد. «کراس من» می نویسد: «در سال 1941م تنها کاری که می توانستیم انجام دهیم، گفتن حقیقت بود و با پذیرفتن شکست توانستیم در آلمان محبوبیت زیادی کسب کنیم.»
از منظر عملیات روانی، شکست می تواند فرصت بزرگی به دنبال آورد. به زعم «کراس من»، «باید در مواجهه با شکست رو راست باشیم، حتی رو راست تر از حقیقت. اولین حمله هوایی ما به برلین با فاجعه ای بزرگ مواجه شد. البته به خاطر نامساعد بودن هوا تعداد زیادی نابود شدند. قبل از اینکه اطلاعیه آلمان صادر شود، تعداد هواپیمای سرنگون شده خود را اعلام کردیم و رقم ما بیش از آن بود که آلمان اعلام کرده بود. این اقدام بزرگترین عملیات روانی در طول سال بود.»
روش «دبه کردن» یا شوت کوتاه
روش دیگری که می توان برای جلب اطاعت به کار بست، روشی است معروف به دبه کردن یا «شوت کوتاه». برای مثال، یک فروشنده اتومبیل، ابتدا قیمتی استثنایی برای فروش به مشتری پیشنهاد می کند. وقتی مشتری آماده خرید به قیمت پیشنهادی شد، شرایط معامله عوض می شود؛ به طوری که به پرداخت بهایی بالاتر از آنچه مشتری برای پرداخت آن موافقت کرده بود، منجر می شود. تکنیکهای به کار رفته ممکن است شامل خودداری رئیس فروشگاه اتومبیل از قبول قیمت مورد معامله توسط کارمندش، عدم پذیرش تخفیف داده شده از سوی عامل فروش به وسیله مدیر فروشگاه یا کم کردن برخی از امتیازات اتومبیل مورد معامله مانند اینکه عامل فروش سپس بگوید: قیمت پیشنهادی شامل رادیو پخش اتومبیل یا لاستیک یدکی نمی شود.
این روش جلب اطاعت از حیطه فروش اتومبیل تجاوز می کند. به عنوان مثال، احتمال داوطلب شدن دانشجویان دانشگاه برای شرکت در یک آزمایش در ساعت 7 صبح بیشتر است اگر آنها ابتدا موافقت کلی خود را برای شرکت در آزمایش اعلام کرده باشند تا وقتی که ساعت 7 صبح از اول برای دانشجویان مشخص شده باشد.
اگرچه این روش از بسیاری جهات مشابه روش «گام به گام» است، اما دست کم، یک تفاوت اصلی بین آنها وجود دارد. در روش «دبه کردن» تعهد و پذیرش اولیه نسبت به کل رفتاری است که بایستی انجام گیرد، اما در روش گام به گام تعهد و پذیرش اولیه به رفتاری متفاوت و جزئی تر از رفتار نهایی است.
روش استدلالی
عملیات روانی مانند بسیاری از علوم دارای دو چهره است: از یک منظر چهره ای غیرانسانی دارد که هدف آن اطلاعات سفید، سیاه، خاکستری و تبلیغات نارواست که قرآن آن را به پوشاندن لباس حق بر باطل تعبیر می کند: «ای اهل کتاب چرا حق را با باطل می پوشانید و آن را کتمان می کنید». اما از منظری دیگر هدف آن ترویج اطلاعات درست و بیان حقایق است. برای مثال، اگر دشمن قصد شلیک به ما دارد، ما می توانیم او را متقاعد کنیم که از جنگ دست بکشد. اگر آنها از ما بترسند، ما می توانیم آنها را متقاعد سازیم که خطرناک نیستیم. اگر آنها در حال جنگ با یکدیگر باشند، ما می توانیم به آنها ارزش اتحاد را نشان دهیم و... .
برای تحقق چنین اهداف والایی لازم است از تکنیک روشنگری استفاده شود. در این روش تلاش بر این است، با ارایه حقایق، درک منحرف و نامتوازن مخاطبان با حقیقت، همسان و هماهنگ شود.
روشنگری دو ویژگی عمده دارد. اول آنکه شرایطی را فراهم می کند تا مخاطبان خودی با آگاهی از حقایق، در برابر تهاجم سیل شایعات و اکاذیب مقاوم شوند و از سویی، تلاش دو چندان برای رسیدن به اهداف از خود به نمایش گذارند و در نتیجه پایداری آنان در برابر تهدیدات دشمن افزایش می یابد. همچنین با این روش می توان حقانیت خود را به افکار عمومی جهان اثبات کرد.
نکته قابل تأمل اینکه باید میان روش «نفی و اثبات» با روش «استدلال» تمایز قایل شد. در روش نفی و اثبات، نفی همه پیام های رقیب، زمینه اثبات پیام مطلوب است، در حالی که در روش استدلالی از اصول منطق برای اثبات پیام مطلوب استفاده می شود، هر چند ممکن است «اثبات پیام مطلوب»، خود نافی همه پیام های رقیب باشد.
تکنیک همرنگی
وان. ال پی می نویسد: «به این نتیجه رسیده ام که اگر خود را در سطح دیگران قرار دهیم و از زبان آنها برای انتقال نظرهای خود استفاده کنیم بیشتر به نتیجه دلخواه می رسیم و حال آنکه اگر جز این رفتار کنیم، نمی توانیم خواسته خود را به آنها منتقل کنیم.» اصولاً ما انسانها با کسانی بیشتر معاشرت می کنیم که مانند ما هستند. به همین دلیل است که ما می گوییم همگام شدن روش مؤثری برای ایجاد رابطه مؤثر با دیگران است. به بیان دیگر، همگام شدن مستلزم ارایه آن بخش از جنبه های خود به دیگران است که با جنبه های آنها همخوانی داشته باشد. بر این اساس می توان گفت که تنوع رفتاری در برخورد با مخاطبان گوناگون از الزامات فراروی مجری عملیات روانی موفق است.
بار روانی تسلیحات
امروزه جنگیدن با استفاده از اصول، ابزارها و شیوه های جدید نبرد، مانند جنگیدن اطلاعاتی، استعمار نو، آپارتاید اطلاعاتی و سیاست الکترونیکی برای اعمال قدرت به ظاهر، خیرخواهانه و ساده تر، اما در عین حال با قدرت عمل و تخریب بیشتری صورت می گیرد.
پل ویریلیو (Paul Virilio) در این باره می گوید: «اینک دیگر جنگیدن بدون بازنمایی و تسلیحات پیشرفته، بدون تأثیرگذاری روانی معنا ندارد. سلاح به همان اندازه که از خصیصه ویرانگری برخوردار است، با قوه ادراک نیز پیوند دارد.»
از قدیمی ترین جنگهای روانی با بهره گیری از این تکنیک مربوط به اسکندر پادشاه مقدونیه است. اسکندر بیشتر سرزمینهای شناخته شده در زمان خود را فتح کرد. هر سرزمینی را که سربازان اسکندر فتح می کردند، در زمان ترک آن مکان، اسکندر آخرین فردی بود که پس از لشکریانش از آنجا خارج می شد تا به کنترل کامل سرزمین تازه اشغال شده، مطمئن شود. در یکی از نبردها وقتی او به سرزمین تصرف شده وارد شد، متوجه شد که سربازانش به خاطر فشار زیاد به شدت ضعیف و ناتوان شده اند و خطر شکست را در مقابل دشمن قدرتمندی که مقابل آنها بود، احساس کرد. اسکندر تصمیم گرفت که عقب نشینی کرده و سربازان خود را با کمک ارتشی که در عقبه نگه داشته بود، دوباره سازماندهی کند. هرچند او مطمئن بود که اقدام وی، لشکریان دشمن را به تعقیب آنها تحریک می کند که در آن صورت احتمال شکست لشکریان وی زیاد بود، اما اسکندر می دانست اگر بتواند لشکر رقیب را بترساند آنها از تعقیب او دست برمی دارند. او به سازندگان ادوات نظامی لشکر خود دستور داد که زره های آهنی بزرگی به ارتفاع سربازانی به طول دو متر و نیم مجهز به ادوات جنگی مانند سپر و کلاهخود بسازند. اسکندر و سربازانش شبانه از محل عقب نشینی کردند و ادوات غول پیکر آهنین را جا گذاشتند. هنگامی که لشکریان دشمن به آنجا رسیدند با دیدن زره های آهنی به این نتیجه رسیدند که باید با یک نیروی سر سخت نظامی درگیر شوند. جنگی که بی تردید بازنده اصلی آنها خواهند بود. موضوع داستانهای جنگ با سربازان غول پیکر که توسط جاسوسان اسکندر و همچنین در خصوص وحشیگری نیروهای اسکندر در میان سربازان دشمن پخش شده بود، وحشت را در دل آنها بر انگیخت و در نهایت، به ایجاد ترس و دو دلی در میان آنها منجر شد و آنها را از ادامه تعقیب سربازان اسکندر بازداشت.
حملات اتمی به هیروشیما و ناکازاکی را بنگرید، تخریب فیزیکی آن دو شهر، توانایی های ژاپن را به ادامه جنگ ویران نکرد، بلکه شوک روان شناختی این سلاحها آنچه را که از اراده ملی ژاپن برای جنگ باقی مانده بود، نابود کرد. در نتیجه با تسلیم ژاپن، تهاجم پرهزینه جنگ زمینی غیرلازم شد.فریدمن معتقد است که تبلیغ دقت و سرعت فناوری نظامی آمریکا در جنگ سوم خلیج فارس، سربازان و افسران عراقی را آنچنان دچار توهم کرده بود که احساس می کردند هر لحظه ممکن است بمبهای آمریکایی بر سر آنها فرو ریزد و یا آمریکاییان از راه برسند و آنان را به اسارت درآورند. چه، در یکی از اعلامیه های ارتش آمریکا خطاب به سربازان عراقی، که در تیراژ چند میلیونی تهیه و بر روی یگانهای ارتش عراق فرو ریخته شد، نوشته شده بود: «هیچ سرباز عراقی از دید ما پنهان نیست ما به کمک ماهواره های خود همه جا را می بینیم، تانکها، توپخانه ها، سنگرها و قرارگاههای عراقی از دید ما پنهان نیستند، یا از آنها دوری کنید و یا در آتش بسوزید.»