فرانسه کشوری که برگزاری اعتصاب و تظاهرات خیابانی در اعتراض به خطمشیهای دولتهای حاکم بر این کشور به یک سنت سیاسی و اجتماعی تبدیل شده است، این روزها صحنه حرکت اعتراضی کارکنان بخشهای حملونقل زمینی (راهآهن، مترو و اتوبوس) بر ضد دولت راستگرای حاکم بر این کشور است. هر چند دولت فرانسه با پیشنهاد اتحادیه کارکنان مربوطه برای انجام مذاکرات سهجانبه البته با پیش شرط پایان اعتصابات موافقت کرده اما ادامه این بحران مبین این امر است که هدف اصلی کارکنان اعتصابی، دولت تازه نفس «نیکلا سارکوزی» رئیسجمهوری فرانسه است که از شش ماه پیش زمام امور این کشور را با راهیابی به «الیزه» در دست گرفته است.
به گزارش ایرنا خدمات گسترده راهآهن و بخشهای حملونقل شهری در فرانسه به عنوان یکی از مهمترین شریانهای هرگونه فعالیت اجتماعی در این کشور قلمداد میشود، به گونهای که روزانه بیش از 10 میلیون نفر از شهروندان فرانسوی در نقاط مختلف این کشور و به ویژه شهرهای بزرگ با راهآهن جابجا میشوند. بدیهی است که هر گونه اخلال در فعالیت این شبکه بسیار گسترده حملونقل عمومی، زندگی اجتماعی در شهرهای بزرگ فرانسه را به طور جدی تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. اعتراضآمیز کارکنان بخشهای حملونقل زمینی فرانسه از سهشنبه شب گذشته و در مخالفت با طرح اصلاحات در قوانین بازنشستگی کارکنان راهآهن و مترو و نیز شرکتهای برق و گاز این کشور آغاز شده است. قوانین جدید دولت راستگرای حاکم بر فرانسه، سن بازنشستگی کارکنان راهآهن و حملونقل زمینی را از 5/35 سال به 40 سال افزایش میدهد، در حالی که کارکنان معترض بخشهای یاد شده بر این اعتقادند که به دلیل شرایط دشوار کاری نباید سن بازنشستگی آنان افزایش یابد. نگاهی به سه روز نخست اعتصاب کارکنان بخشهای راهآهن، مترو و اتوبوسرانی درون شهری در فرانسه نشان میدهد که این حرکت اعتراضآمیز که در روز نخست آن با همراهی بیش از 64 درصد از کارکنان بخشهای یاد شده همراه بود، علاوه بر آنکه به برخی از اهداف مقدماتی خود رسیده است، همچنان از توانایی بسیج کارکنان بخشهای حملونقل فرانسه در به چالش طلبیدن دولت راستگرای حاکم بر این کشور برخوردار است. کارکنان بخشهای حملونقل زمینی فرانسه که نخستین حرکت عمومی عمده بر ضد سارکوزی راستگرا و دولت وی را سازماندهی کردهاند، امیدوارند که با ادامه اعتصاب خود بتوانند حرکت خود را به اعتصابات سراسری بخشهای مختلف آموزشی و دانشگاهی فرانسه که از روز سهشنبه این هفته آغاز خواهد شد پیوند بزنند و فشار خود را بر دولت حاکم افزایش دهند. اعتصابکنندگان که عموما با نظر اتحادیههای کارکنان به مخالفت با طرح دولت فرانسه برخاستهاند، از نظر زمانی شرایط مناسبی را برای اعمال قدرت در برابر دولت سارکوزی برگزیدهاند. رئیس جمهوری فرانسه که پس از نخستین ماههای زمامداریاش و گذراندن به اصطلاح دوران ماه عسل قدرت در الیزه به تدریج باید با واقعیتهای موجود در کشورش دستوپنجه نرم کند، این روزها با کاهش محبوبیت خود در میان شهروندان کشورش روبهرو است. موسسات نظرسنجی فرانسه به ویژه از کاهش 10درصدی محبوبیت سارکوزی نزد افکار عمومی این کشور نسبت به دوران اوج قدرتنمایی وی در انتخابات ریاست جمهوری در اردیبهشت ماه گذشته خبر میدهند. در این میان عواملی چون بهبود نیافتن قدرت خرید فرانسویان، کاهش تراز مبادلات خارجی و خطمشیهایاصلاحی تند وی در عرصه مسایل اجتماعی و حتی برخی اوقات سیاستگذاریهای نامأنوس در عرصه روابط خارجی را به عنوان عوامل نارضایتی از رئیس جمهوری فرانسه و دولتمردان منتصب وی ذکر میکنند. با این همه کارشناسانی که مسایل فرانسه را از نزدیک دنبال میکنند، به هیچ روی نمیتوانند نقش گروههای چپگرا را که مخالفان سنتی راستگرایان حاکم بر این کشور هستند، در تحولات اخیر نادیده بگیرند.
اتحادیههای کار عمده فرانسه عموما از پایگاههای شناخته شده احزاب و تشکلات سیاسی و اجتماعی دست چپی فرانسه به شمار میروند و بیشترین هواداران خود را در میان کارکنان بخشهای خدمات دولتی و همچنین محافل دانشگاهی این کشور دارند. بدیهی است که گروههای مخالف دولت فرانسه همواره درصدد اعمال قدرت در برابر جناح حاکم و برانگیختن احساسات عمومی در برابر سارکوزی و دولت وی هستند، اما اعتصاب روزهای اخیر از نظر زمانی میتواند نقطه آغازی بر مخالفتهای گستردهتر مردمی در این کشور باشد. در صورتی که کارکنان بخشهای حملونقل زمینی فرانسه موفق شوند تا زمان برپایی حرکت اعتراضآمیز دیگر بخشهای دانشگاهی و خدماتی دیگر کشور در این هفته اعتصاب خود را ادامه دهند، شاید بتوانند روزهای سخت و دشوارتری را برای دولتمردان راستگرای حاکم بر فرانسه رقم بزنند. فرانسه با چنین رویکردی در برابر راستگرایان حاکم بر این کشور به هیچ روی بیگانه نیست.
در ماه دسامبر سال 1995 میلادی و هنگامی که «ژاک شیراک» رئیس جمهوری وقت فرانسه که به تازگی بر مسند زمامداری الیزه تکیه زده بود، دست دولت «آلن ژوپه» نخستوزیر وقت و نزدیکترین همراه سیاسی خود را در اجرای برخی اصلاحات بازگذاشت، شاهد یکی از بزرگترین حرکتهای اعتراضآمیز مردمی در این کشور بودیم. در آن سال اعتصاب گسترده 26روزه کارکنان بخشهای خدمات شهری چون راهآهن دولتی، مترو، اتوبوسرانی و دیگر بخشهای خدماتی چون ادارات برق و گاز و مخابرات آنچنان عرصه را بر جناح دست راستی حاکم بر فرانسه به تنگ آورد که در نهایت چندی بعد شیراک مجبور به کنار نهادن ژوپه از سمت نخست وزیری و برگزاری انتخابات زودرس پارلمانی در این کشور شد. انتخاباتی که با پیروزی حزب سوسیالیست و جلوس «لیونل ژوسپن» به منصب صدارت و نخست وزیری فرانسه انجامید، به مدت پنج سال راستگرایان این کشور را در حسرت کنترل کامل قدرت سیاسی در کشور نشاند.
هماکنون با توجه به عملکرد اجتماعی و اقتصادی دولت راستگرای حاکم بر فرانسه، اگر چه شرایط این کشور را نمیتوان به طور کامل با بحران اجتماعی سال 1995 میلادی مقایسه کرد، اما باید دانست که وضعیت آنچنان هم بر مراد سارکوزی و همراهان وی نیست. سارکوزی که در بحران حومههای شهری سال 2005 میلادی فرانسه چهرهای قاطع از خود در مقابله با آنچه وی ناامنی و مشکلات ناشی از بزهکاری در حومههای شهرها خوانده بود، به نمایش گذاشت، خود بهتر از هر کسی میداند که چهرهای محبوب در میان جوانان حومهها به شمار نمیرود. موج گستردهای که در سال 2005 میلادی به مدت سه هفته تظاهرات و ابراز مخالفت با سارکوزی به عنوان وزیر کشور را برانگیخته بود، همچنان قابلیت به چالش طلبیدن سارکوزی را این بار در سمت رئیس جمهوری فرانسه دارا است. بدون تردید چپگرایانی که در ورای حرکتهای اعتراضآمیز کارکنان اعتصابی دولت قرار دارند، همچنان نظر به حضور هر چه بیشتر مخالفان سارکوزی در ابراز مخالفت با دولت راستگرای حاکم را دارند. از سوی دیگر ماهیت غیرمنعطف و تاحدودی سازشناپذیر سارکوزی و دولت منصوب به وی در خلال بحران اخیر عملا راه را بر هر گونه تفاهمی زودرس میان دولت این کشور و اعتصابکنندگان بسته است.
در حالی که در شرایط بحرانی ناشی از اعتصاب به طور طبیعی زندگی روزمره میلیونها نفر از شهروندان فرانسوی را مختل میکند، مذاکره و گفتگو بدیهیترین راه خاتمه بخشیدن به بحران است. در اعتصابهای اخیر فرانسه دولت این کشور با تأسی از سارکوزی که به چهرهای قاطع و سازشناپذیر شهره است، از درخواست گفتگو با نمایندگان کارکنان اعتصابی طفره رفته و هرگونه مذاکره را منوط به از سرگیری فعالیت عادی کارکنان معترض کرده است. در پیش گرفتن چنین رویهای میتواند دورنمایی از ادامه اختلاف نظر بین دولت و کارکنان معترض بخشهای خدمات عمومی فرانسه را ترسیم کند. در چنین شرایطی یا دولت حاکم باید بر استواری مواضع خود و یا فقدان انسجام طرف مقابل اطمینان داشته و یا اینکه فضایی مبهم از ادامه اعتصابات و حرکتهای اعتراضآمیز اجتماعی را پیشبینی کرده باشد. در هر حال به نظر میرسد پس از سپری شدن دوران کوتاه چندماهه ماهعسل قدرت سارکوزی در مسند ریاست جمهوری، زمان نخستین رویارویی جدی و گسترده وی با مخالفان چپگرایش فرا رسیده باشد. نتیجه این چنین حرکتهایی هر چه باشد، میتوان گفت که روزهای دشوار سارکوزی در پیش روی خواهد بود.