سیدعماد حسینی
تقسیم تقسیم شدهها و تجزیه مجزاها، این هدفی است که از ابتدای جنگ و اشغال عراق برخی از کارشناسان آن را به صراحت به عنوان هدف اصلی دولت آمریکا در اشغال افغانستان و عراق اعلام و تاکید کردند که روند به این دو کشور منتهی نخواهد شد و به کشورهای دیگر هم تعمیم خواهد یافت.
اما بعد از آنکه عراق با آن شکل به اشغال در آمد و بعد هم به این شکلی که همگان از آن آگاهند آمریکا در باتلاق عراق زانو زد و کشتی جهانگشایی بوش در بلاد بینالنهرین به گل نشست تکاپوی جدیدی برای خروج از عراق با حفظ آبرو آغاز شد.
از چندی پیش مساله تقسیم عراق به ایالتهای فدرال یا امارت متعدد بر سر زبانها بود و موافقان و مخالفان زیادی هم در مورد آن سخنرانی و قلمفرسایی کردند.
اما تصویب قطعنامههای غیرالزامآور در کنگره آمریکا در این رابطه بار دیگر این دمل چرکین بین طیفهای مختلف عراقی را باز کرد و آتشبس غیر رسمی جنگ منطقهیی را در مورد عراق بار دیگر شکست. موافقان این ایده از جمله مسوولان عالیرتبه کشوری بر این بامرند که بهترین راهبرد برای اعطای حقوق از دست رفته قشر عظیمی از مردم در زمان صدام حسین را به آنها باز خواهند گرداند. سوای منطقه کردنشین شمال عراق که برای خود از دهه نود میلادی تاکنون شرایط ویژهیی را دست و پا کرده شیعیان جنوب و مرکز عراق هم چند صباحی است سوادی این خودمختاری را در سر میپرورانند و سیدعبدالعزیز حکیم رئیس مجلس اعلای اسلامی عراق بارها در تجمعهای مردمی شیعه آن را اعلام کرد. حتی قانون نفت هم با هدف تحقق این امر در پارلمان عراق به بحث گذارده شد.
به اعتقاد طرفداران این طرح اکنون به خودی خود جنگ طایفهیی در عراق باعث شده است نوعی تقسیمبندی جمعیتی بر اساس طایفه و مذهب د رعراق و حتی در شهرهای مختلط به وجود بیایید. به نحوی که هیچ شیعهیی نمیتواند وارد مناطق سنینشین شده و کمتر سنییی میتواند در مناطق و محلههای شیعهنشین رفت و آمد یا سکونت کند. از این رو رسمیت بخشیدن به این طرح میتواند به هر حال نوعی واقعگرایی و عملگرایی محسوب شده بدین معنی که تا زمانی قدرت گرفتن دولت عراق و توانمندی ارتش این کشور برای تحقق و بسط امنیتی در سر تا سر خاک آن هر یک از مناطق به طور خودمختار عمل کرده و اهالی هر منطقه خود وظایف امنیتی و اداری آن را عهدهدار شوند. در مقابل مخالفان طرح آن را یکی از توطئه هایی میدانند که آمریکا و به تیغ آن اسرائیل از اوایل دهه نود و از زمان اعلام منطقه ممنوعه هوایی در کردستان عراق مدنظر داشته و با منفجر کردن بارگاه امامین عسکریین در سامرا آن را وارد مرحله اجرایی کردند.
به اعتماد برخی تحلیلگران گرچه بسیاری از اهل تسنن مخالف این طرح هستند اما مذاکرهکننده آمریکایی به عنوان هویج مناطق خود مختار سنی را به طرف مقابل خود پیشنهاد کرده است به خصوص که این مناطق کمترین ارتباط را با دولت مرکزی داشته و سرکردگان حزب بعث که همچنان عراق تحت تعقیب نیروهای دولتی قرار دارند فارغ البال در این مناطق فعالیت کنند.
معایب و فواید طرح
بر کسی پوشیده نیست که اکنون مساله عراق به یک معضل بزرگ نه تنها برای ساکنان و اشغالگران این کشور بلکه برای کشورهای همسایه، منطقه و حتی جهان مبدل شده است. عراق یکی از منحصر به فردترین کشورهای جهان از نظر ترکیببندی جغرافیای جمعیتی است و گرچه شمال آن را کردنشین، جنوب آن را شیعهنشین و غرب آن را سنینشین توصیف میکنند اما در جای جای این کشور و حتی در روستاهایی همچون تلعفر میتوان این ترکیب ساختار را به صورت کوچک آن یافت.
چند صباحی پیش سخنی حداقل علنی از نزاع سنی ـ شیعی نبود و حتی مراودات خانوادگی و ازدواجهای مختلط بسیاری بین شیعیان و اهل تسنن عراق به شکل گستردهیی در کشور رواج یافت. ایالات متحده عراق، جمهوری فدرال عراق یا امارات عراق متحد هر چه که باشد، میتوانند بازیابهای گستردهیی را بر سر نوشت عراق و تمامی منطقه داشته باشد. تقسیم عراق به سه یا چهار منطقه به معنی آن است که حداقل هر جزئی از این تقسیمبندی خواهد توانست درآمدهای داخلی خود را صرف بسط امنیت در منطقه خود و آبادی آن کند.
مناطقی همچون جنوب عراق که بیش از 30 سال به طور کامل از توجه دولت مرکزی محروم بوده و اکنون نیز به دلیل اشغال عراق و اشغال مسئولان کشور به مسائل امنیتی همچنان در ردههای پایین توجه قرار دارند، خواهند توانست از مقداری از مقداری از عایدات نفتی که از زمینهایشان به خارج صادر میشود و روی آبادی و آبادانی را بعد از سالها ببینند. اهل تسنن هم میتوانند حداقل رویای بازگرداندن حاکمیت خود بر عراق را بر منطقه غرب و سنینشین عراق بسط دهند و به فریادهای از دست رفتن عراق و قبضه شدن آنها به دست شیعیان ایرانی یا شیعیان آمریکایی و... پایان دهند. بسط امنیت در مناطق بستهتر و کوچکتر به مراتب آسان تر از اعمال آن در در سطح وسیع و فراگیر است و هواداران این طرح معتقدند اجرای طرح نه تنها میتواند آزادی عمل بیشتر به این منطق برای برخورد با مسائل امنیتی بدهد بلکه قدرت و توانمندی امنیتی این مناطق میتواند به کمک دولت مرکزی آمده و عصای دست آن برای حل مشکلات امنیتی شود. اما در مقابل مخالفان بر این باورند که این تقسیم سایکس- پیکو جدیدی است که بار دیگر جهان اسلام را به تکههای کوچکتری تقسیم خواهد کرد.
چه دلیلی دارد در شرایطی که کشورهای اروپایی با تشکیل اتحادیه اروپا در یکدیگر ادغام میشود، خاورمیانه به کشورها و کشورکهایی بیشتر تقسیم شود.
آب در شمال عراق و نفت در جنوب آن به خودی خود زمینه درگیری بین این اقالیم یا مناطق را در آینده فراهم میکنند، همان طور که در تنشهای داخلی عراق، بعد از تهدید جنوبیها به بستن نفت، شمالیها هم تهدید کردند آب را بر جنوب خواهند بست.
شکل گرفتن ارتش قدرتمند در هر یک از این مناطق یا حداقل شبه ارتشهایی به معنی است که شاهد آن خواهیم بود که هر چند در ابتدا نام آنها ایالت، دولت، منطقه فدرال، امارت یا هر چیز دیگری باشد چندی بعد و پس از حداقل اختلافی با دولت مرکزی زمینه اعلام استقلال فراهم خواهد شد. راستی چه دلیلی وجود دارد جریانهای عراقی که اکنون بر سر هیچ با یکدیگر درگیر هستند بر سر منابع نفتی، گازی، و تمامیت ارضی وارد جنگهای خونینی با یکدیگر نشوند و این با جنگهای طایفهیی به جنگهای منطقهیی و منطقه گشایی با یکدیگر مبدل نشود. کشورهای منطقه هم چندان از آسیبها و تبعات منفی این تقسیمات در امان نخواهند ماند.
اکنون کشوری همچون ترکیه به طور حتم مخالف شدیدی با خودمختاری رسمی کردها در شمال عراق دارد، کشورهایی همچون عربستان هم حاضر نخواهد بود در نزدیک مرزهایش دولت دولت خود مختاری شیعه اعلام موجودیت کند.
شکلگیری چنین تقسیماتی گرچه عاقلانه به نظر میرسد اما با توجه به رویکرد سیاسی منطقه که معمولا شاهد عملکردی خلاف عقل و تدبیر است بعید به نظر نمیرسد عراق تقسیم شده زمینه چند تکیه شدن مجدد جهان اسلام را فراهم کرده و همچون دولت غزه و کرانه باختری شاهد دولتهای شیعه، کرد، سنی و حتی ترکمن در عراق باشیم. راستی جایگاه هرج و مرج سازنده خانم رایس در این ساختار کجا است.