حسن فتحی
هر روزی که میگذرد ابعاد تخریبی و وسیع زلزله سیاسی که سخنان عبدالحلیم خدام وزیر خارجه سوریه در زمان حافظ اسد و یکی از مقامات ارشد سوریه در این کشور به وجود آورده آشکارتر میشود. تا حدی که کمیته بینالمللی تحقیق درباره ترور و قتل رفیق حریری نخستوزیر پیشین لبنان بازجویی از بشار اسد رییس جمهوری جوان سوریه را در دستور کار خود قرار میدهد تا درباره صحت و سقم این اظهارات تحقیق کند.
این تحولات در شرایطی روی میدهد که سوریه پس از دومین گزارش مهلیس به کوفی عنان دبیرکل سازمان ملل تحت فشارهای بیشتری قرار داشته و با سوالهای بسیاری مواجه شده اما آنچه بیش از همه مقامات دمشق را نگران کرده و به تکاپو انداخته درخواست از این کشور برای حضور بشار اسد و فاروقالشرع رییسجمهوری و وزیر خارجه سوریه جهت پاسخگویی به سوالاتی درباره ترور حریری است.
خاورمیانه در ماههای گذشته شاهد 2 زلزله سیاسی بود که هر یک تاثیرات بسیاری بر روی کشورهای این منطقه گذاردند که در این ارتباط میتوان از خروج آریل شارون نخستوزیر اسراییل از حزب راستگرای لیکود و تشکیل یک حزب جدید با حضور شیمون پرز رهبر پیشین حزب کارگر اسراییل برای پیگیری صلح با فلسطینیها نام برد. در حالی که شارون همواره نقش بسزایی در سرکوب فلسطینیها و ایجاد شهرکهای یهودی نشین داشته و در اسراییل از او به عنوان بولدوزی نام برده میشد که وظیفه قلع و قمع کردن فلسطینیها را عهدهدار است.
زلزله دوم که اوضاع را در سوریه به هم ریخت اعترافات عبدالحلیم خدام در تلویزیون العربیه بود که به تشریح نقش بشار اسد رییسجمهوری سوریه در ترور رفیق حریری پرداخته بود.
البته از همان روزی که خبر ترور حریری انتشار یافت این ذهنیت به وجود آمده بود که سوریه و عوامل این کشور در لبنان در این اقدام غیر انسانی نقش داشته و عامل اصلی ترور هستند. در نهایت نیز کمیته تحقیق بینالمللی که از سوی سازمان ملل مسوول رسیدگی به این ماجرا شد پرده از روی حقایق برداشته و سوریها و لبنانیهای متمایل به سوریه را عامل این اقدام معرفی کرد.
اگر چه پس از انتشار گزارشهای مهلیس قاضی آلمانی و رییس کمیته تحقیق، سوریها و دوستانشان در ایران و لبنان به موضعگیری و مخالفت برخاستند ولی مردم لبنان به شدت از این افشاگریها استقبال کرده و خواستار پیگیری قضایا تا مشخص شدن قطعی ماجرا شدند.
در این ارتباط قبل از افشاگریهای تکان دهنده عبدالحلیم خدام، مقامات سوری که تحت فشار جامعه بینالمللی قرار داشتند از یک سو عوامل خود در دولت لبنان را وادار به خروج از کابینه و فشار به نخستوزیر این کشور کرده و از سوی دیگر در داخل سوریه با به راه انداختن تظاهرات فرمایشی درصدد نمایش ملی برآمدند که هیچ یک از آنها کارساز نبود در این میان سخنان عبدالحلیم خدام نیز چون پتکی بر سر مقامات سوریه فرود آمده و آنها را دچار سردرگمی و آشفتگی کرد. به همین دلیل در این روزها جوسازیها علیه خدام شدت گرفته و بیم آن میرود که او هم به سرنوشت حریری و دهها مخالف سوریه دچار شود که به دست عوامل دمشق ترور شده و یا هماکنون در سیاه چالهای سوریه به سر میبرند.
اعترافات عبدالحلیم خدام از این لحاظ حایز اهمیت است که وی سالها سکاندار دیپلماسی خارجی این کشور بوده و پس از مرگ حافظ اسد نیز در جایگاه مشاور رییسجمهوری و رهبریت حزب حاکم بعث حضوری فعال در صحنه سیاسی سوریه داشت.
عبدالحلیم خدام از 17 سالگی عضویت حزب بعث را عهدهدار بوده و در سال 1963 پس از به قدرت رسیدن بعثیها به قدرت به عنوان استاندار شهر «حما» تعیین شد. این شهر که مشابه قم است بارها با طغیان اخوانالمسلیمن که گروه مخالفت حکومت سوریه است مواجه بود که در اوایل دهه 1980 طغیان و شورش عمومی آنها از سوی نیروهای امنیتی که رفعت اسد برادر حافظ اسد در راس آنها قرار داشت به خاک و خون کشیده شد.
ترقی خدام در سوریه از سال 1969 آغاز شد و او در اولین قدم به وزارت بازرگانی داخلی منصوب شد. اما پس از کودتای حافظ اسد در سال 1970 و تقویت موقعیت بعثیها در این کشور او که از یاران و دوستان حافظ بود به سرعت رشد کرده و با عضویت در کادر رهبری این حزب به وزارت امور خارجه منصوب شد سپس در سال 1974 معاون نخستوزیر سوریه شده و با در دست داشتن دو مسئولیت مهم نقش بسزایی در تحولات کشورش عهدهدار شد.
رابطه خدام با رفعت اسد برادر حافظ اسد که امروز یکی از مخالفین عمده بشار اسد است گسترده بوده و به نظر میرسد آنچه از جانب او علیه دولت سوریه روی داده نیز با هماهنگی و تحریک رفعت صورت گرفته باشد زیرا رفعت از زمان برادرش حافظ به حالت تبعید در خارج از سوریه به سر برده و بارها مخالفت خود را ریاست جمهوری برادرزادهاش اعلام کرده که به دلیل همین اعترافات در معرض اتهامات بسیاری قرار گرفته است. خدام و رفعت در سال 1984 اقدام به راهاندازی شبکه خبری ANN در لندن کردند.
او در همان سالها از جانب حافظ اسد نظارت بر لبنان را بر عهده گرفت و به همین دلیل گفته میشود که خدام در بسیاری از مسایل لبنان دست داشته است ولی مشکل زمانی آغاز شد که حافظ اسد پس از مرگ جای خود را به بشار اسد داد. او به دلیل اختلافی که خدام پیدا کرد او را از مسئولیتی که در ارتباط با لبنان عهدهدار بود برکنار کرده و این مسئولیت را به فاروقالشرع وزیر خارجه سوریه واگذار کرد. در ادامه اختلافات بین خدام و بشار وی در همین کنگره حزب بعث ناگزیر به استعفا شد.
این اختلافات که سبب آزردگی خاطر خدام گردید به خروج او از سوریه انجامید اگر چه بارها خدام خروج همیشگی از سوریه را نفی کرده اما سخنان اخیرش موجب شده برای همیشه و تا زمانی که بشار قدرت را در دست دارد از کشورش دور باشد.
آنچه بشار را وادار به خروج از سوریه و راه انداختن زلزله سیاسی در این کشور کرده از بیم جان خود بوده است به این دلیل که بشر بارها اعلام کرده بود که حاضر است کسانی را که در ترور رفیق حریری دست داشتهاند تحویل مقامات بینالمللی داده و یا به مجازات برساند. حوادثی که پس از ترور حریری در لبنان و سوریه اتفاق افتاد زنگ خطر را برای افرادی نظیر خدام به صدا درآورد. در این ارتباط میتوان به خودکشی سوال براگیز غازی کنعان وزیر کشور سوریه که سالها از مقامات امنیتی این کشور بوده و در لبنان نیز دخالت داشته اشاره کرد. زیرا این احتمال داده میشد که خدام نیز به سرنوشت غازی کنعان دچار شود. در حالی که بارها مهلیس قاضی آلمانی و مسئول کمیته تحقیق ترور حریری از عدم همکاری مقامات سوریه خصوصاً فاروقالشرع با این کمیته گلایه کرده است.
مشکلی که خدام برای دمشق به وجود آورده غیر قابل نکار است به همین دلیل سوریه با هر حربهای متوسل میشود تا از یک سو عبدالحلیم خدام را بیاعتبار کرده و کسی را که بازوی راست حافظ اسد و توجیهگر سیاستها و دیپلماسی او در منطقه و جهان بوده به عامل آمریکا و جاسوسی برای واشنگتن متهم کرده و از سوی دیگر این احتمال وجود دارد که بلایی که بر حریری آمد به سر خدام نیز بیاید. ولی هر بلایی که سر خدام بیاید و هر اقدامی که دولت سوریه و یا دوستان دمشق در حق او انجام دهند نمیتواند به اعترافات و سخنان او خدشهای وارد آورده و از ارزش آن بکاهد. عبدالحلیم خدام با هر ایده و انگیزهای، مسایلی را بیان کرده که بیانگر دخالت آشکار سوریه در امور داخلی لبنان بوده است، به گفته او تمامی کسانی که قدرت را در لبنان در دست دارند عاملین دمشق بوده و از سوریه دستور میگیرند. ولی مردم لبنان که از خروج بلادرنگ سوریها از کشورشان شادمان هستند به هیچ وجه از این سخنان نگران نشده و آن را به فال نیک گرفتهاند آنها امیدوارند دست سوریه و عوامل اطلاعاتی و تروریستی این کشور برای همیشه از کشورشان قطع شده و ثبات و آرامش به لبنان باز گردد.