تاریخ انتشار : ۰۸ دی ۱۳۸۷ - ۱۲:۱۸  ، 
شناسه خبر : ۵۵۵۱۱
داستان یک کودتا
سیدمرتضی مفیدنژاد مقدمه: قریب به6 دهه از نهضت ملی شدن نفت می گذرد. واقعه ای که در آن افراد و گروه های مختلف با همدلی و یک صدایی به خوبی توانستند دست بیگانگان را از حقوق مسلم ملت ایران کوتاه کنند و آنان را در دستیابی به مطامعشان ناکام سازند . اما دیری نپایید که طعم شیرین این اتفاق با دسیسه مستکبران و چپاولگران به تلخی گرایید و با کودتای 28 مرداد 1332 جریان جدیدی در دوران سیاه حکومت پهلوی آغاز به کار کرد. با در نظر گرفتن این مقدمه باید تصریح کنیم که این گونه وقایع درحکم چراغی است که راه آ ینده ما را روشن می سازد و بسیاری از تجارب را به آسانی بر ما نمایان می سازد. در این مجال برآنیم تا با بررسی تاریخی و تحلیلی ریشه ها و وقایعی که منجر به کودتای 28 مرداد شد گوشه هایی از این رخداد را مورد بحث و بررسی قرار دهیم.

 دخالت بیگانگان در عرصه منافع ملی
دولت بریتانیا با توجه به خوی استعمارگری و چپاولگری که در درون خود داشت سال ها از منافع و امتیازات ملی ما ارتزاق نمود و ضربات جدی را بر پیکره مردم و ثروت های ملی کشور وارد نمود.
طبق قرارداد 1933 شرکت نفت ایران وانگلیس دولت انگلستان نفت ایران را انحصارا در دست خود داشت و از آن بهره می برد. اما این فعالیت پر سود مدت ها مورد نظر شرکت های نفتی آمریکایی نیز بود و منتظر فرصتی بودند که امکان برای نفوذ به این عرصه پیدا کنند.
درتحولات تاریخ دهه های 20 و 30 خورشیدی ایران، دولت های بریتانیا و سپس آمریکا نقش بسیار مهم ولی در عین حال متفاوتی بازی کردند . بزرگترین دغدغه بریتانیایی ها در ایران منافع مالی یا به عبارت دیگر منابع نفتی بود. پیشینه حضور بریتانیایی ها در ایران موجب نفوذ آنها در لایه های مختلف اجتماع و سیاست ایران شده بود و به خطر افتادن منافع آنها در حقیقت منافع گره خورده برخی ایرانی ها را نیز به خطر می انداخت. در مقابل به حضور آمریکایی ها در ایران امر جدیدی بود آمریکایی ها اگر چه به نفت چشم داشتند اما منافع مالی دغدغه اصلی شان نبود. از همان آغاز شرکت های نفتی امیدوار بودند که ملی شدن نفت در ایران پیروز نشود. ملی شدن نفت در ایران تنها به منافع انگلستان تاثیرگذار نبود بلکه منافع استراتژیک آمریکا و شرکت های نفتی آمریکا را در کشورهای دیگر نیز تحت الشعاع قرار می داد . انگلیس و آمریکا با مفهوم « خطر کمونیست» بازی کرده و در مواقع لازم استفاده سیاسی می کردند. مدارک سری تازه باز شده بازگوی آن است که سازمان سیا تحلیلی از قدرت حزب توده نداشته و آن را خطر جدی در ایران به حساب نمی آورد. مطالعه تطبیقی در موردکودتاهای ایران، گواتمالاو شیلی نشان می دهد که جنگ سرد مقابله ای با اردوگاه شرق بود ولی به عبارتی به خاطر هدف سلطه بر منابع اقتصادی ، جنگی با مردم کشورهای جهان سوم و جنبش های دموکراتیک نیز بود. اسناد منتشر شده وزارت امور خارجه آمریکا به خوبی نشان می دهد که آمریکایی ها در ایران بیش از هر چیز نگرانی های ژئواستراتژیک داشتند. این اسناد نشان می دهد که حضور دولت کمونیستی شوروی در همسایگی ایران حساسیت ویژه ای در دولت های آمریکا پس از جنگ جهانی ( ترومن و آیزونهاور) ایجاد کرده بود. در واقع دست کم سه سال پیش از کودتای 28 مرداد 32 آمریکایی ها برنامه جامعی برای مقابله با « تهدید کمونیسم» در ایران داشتند.
در دوران ریاست جمهوری ترومن تلاش های دولت محافظه کار چرچیل در بریتانیا برای همراه ساختن آمریکا در تغییر دولت ایران نتیجه نداد و اسناد منتشره نشان می دهد که برنامه آمریکا در این دوره مشروط به حمله شوروی یا به قدرت رسیدن حزب توده در ایران بوده است اما پس از روی کارآ مدن دولت جمهوریخواه ژنرال آیزونهاور سیاست های آمریکا به سمت اقدام پیشگیرانه رفت و از این پس بود که پول و ماموران مخفی آ مریکا به ایران سرازیر شدند.
در این میان روابط بریتانیا با دربار ، نظامیان و برخی افراد در طبقه های مختلف ایران نیز کمک شایانی به برنامه های آمریکا می کرد و اسناد حاکی از آن است که برای همراه ساختن نمایندگان مجلس افسران ارتش و روزنامه ها با کودتا علیه دولت مصدق پول در نظر گرفته شده بود. همچنین پیداست که فضل الله زاهدی انتخاب آمریکا برای فرماندهی کودتا بوده و بسیاری از فعالیت های پیش از کودتا را نیز عاملین آمریکا و نه خود تیمسار زاهدی به انجام می رساندند. در سطح پایین تر نقش نمایندگان بریتانیا وبه ویژه خانواده رشیدیان پررنگ تر بوده است که قادر بودند سران آشوب طلب و مردم عادی را با پول علیه مصدق بشورانند. تردیدی نیست که آمریکا و بریتانیا هر آنچه که می توانستند برای سرنگونی دولت مصدق کردند اما نکته ای که باید مدنظر داشت این است که موفقیت ایشان بدون نقش آ فرینی بعضی ایرانیان ممکن نمی شد.
دولت بریتانیا که در مقابله با مصدق حاضر به هر اقدامی شده بود توانست نظر دولت آمریکا را به شرکت در مقابله با مصدق در مقابل شریک کردن شرکت های آمریکایی در نفت ایران جلب کند. انتخاب دولت جمهوریخواه آیزنهاور در آمریکا نیز به این روند کمک کرد و سازمان های اطلاعاتی دو کشور به طرح یک اقدام مشترک در ایران برای سرنگونی مصدق پرداختند.
سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا ، سیا ، اسناد تازه ای را در ارتباط با کودتای 28 مرداد 1332 منتشر کرد که نشان می دهد دولت آمریکا قصد داشت در صورتی که کودتا علیه دولت دکتر محمد مصدق شکست بخورد در ایران یک جنگ چریکی دامنه دار به راه بیندازد. این سند «بکلی سری» که در سا ل1953 در وزارت خارجه و شورای امنیت ملی آمریکا تنظیم شده حکایت از آن دارد که آمریکا تا چه اندازه نگران آن بود که کودتا برای سرنگونی دکتر مصدق با ناکامی مواجه شود و در واقع هنوز از به ثمر رسیدن طرح ایجاد تفرقه بین مصدق و آیت الله کاشانی مطمئن نبود. این سند همچنین اثبات می کند که طرحی در جریان بود تا با افزایش حضور نظامی آمریکا در منطقه و ایجاد یک نیروی چریکی ضدکمونیست درجنوب ایران حرکتی برای بی ثبات کردن دولت مصدق آغاز شود. دولت مصدق که با پافشاری برای در دست گرفتن کنترل کامل منابع نفتی کشور دشمنی دولت های غربی را به جان خریده بود سرانجام در 19 ماه اوت سال 1953 برابر 28 مرداد 1332 خورشیدی توسط سرلشکر فضل الله زاهدی که از حمایت آمریکا برخوردار بود سرنگون شد. کودتا علیه دولت مصدق پس از آن امکان پذیر شد که ابتدا دولت آمریکا طی عملیاتی موسوم به عملیات آژاکس ایران را در آشوب و هرج و مرج فرو برد که راه را برای سقوط مصدق همراه کرد. در آن زمان دولت آیزنهاور در آمریکا نگران آن بود که این طرح به بیراهه کشیده شود و نیروهای حزب توده با بهره جستن از ناامنی قدرت را در دست بگیرند.
والتراسمیت معاون وزیرخارجه وقت به کاخ سفید اطلاع داد که سازمان سیا برای مقابله با این احتمال آ ماده شده است تا در صورت شکست کودتا یک جنگ چریکی دراز مدت و دامنه دار علیه اعضای حزب توده و دیگر فعالان سیاسی در ایران به راه بیندازد. اسمیت در یاداشتی به تاریخ 20 مه 1953 قید کرده است که سازمان سیا با رهبران ایل قشقایی توافق کرده است که آنها فضای امنی برای چریکها و ماموران مخفی آمریکا ایجاد کنند. اسمیت در این یادداشت نوشته است : « تا امروز سیا موفق شده ده نفر را با دستگاه های گیرنده و فرستنده رادیویی در نقاط مختلف ایران بگمارد تا در صورت لزوم با این سازمان تماس برقار کنند. عده ای دیگری هم برای پیوستن به آنها تعلیم می بینند در همان حال در پایگاه ویلوس فیلد در لیبی که در آن زمان در اختیار آمریکا بود اسلحه و مهمات برای این منظور انبار شده بود . به گفته اسمیت این مقدار اسلحه و مهمات برای مسلح کردن ده هزار نفر کفایت می کرد. او می گوید که این تجهیزات می توانست در عرض سه تا چهار هفته به ایران برسد. اسلحه و مهمات قرار بود در تهران و تبریز همراه با محموله های مخفی طلاو پول نقد به دست افراد خاصی برسد.
سیا طرحی هم برای اداره چریک هایش توسط هشت گروه سه نفره تهیه کرده بود. در عین حال قرار بود دهها هواپیمای آمریکایی هم در جنوب ترکیه مستقر شوند و یک نیروی کوچک از نفرات و شناورهای آمریکایی هم قرار بود در نزدیکی بصره در جنوب عراق استقرار یابند تا از پراکنده شدن کمونیست های فراری در منطقه جلوگیری کنند. ارتش آمریکا مصمم بود تا از یک پایگاه نظامی در ظهران واقع در عربستان سعودی هم سود بجوید. اما با پیروزی کودتای زاهدی سرنگونی دولت مصدق و بازگشت شاه به ایران دیگر نیازی به دست زدن این عملیات پیدا شد. در مورد شوروی هم باید افزود که شوروی در کل از مصدق دل خوشی نداشت چرا که مصدق یکی از عوامل عدم تصویب موافقتنامه قوام- ساد چیکوف در مجلس بوده و نیز اصولاآنها ناسیونالیسم راسد راه توسعه کمونیسم می دانستند لذا مشاهده می کنیم که آنها حاضر به همکاری با انگلیسی ها شدند تا حکومت مصدق را سرنگون کنند واهرم اجرایی آنها در ایران حزب توده بود فرضیه دیگر در این رابطه آن بود که روسها تلاش می کردند تا پای آمریکا به ایران باز نشود چرا که در آن برهه مصدق کردند.