امید ایرانمهر
در تمامی ادوار مجلس گروههای مختلف سیاسی به تشکیل زیر گروههای غیررسمی موسوم به فراکسیون میپردازند تا تصمیمات خویش را با همفکرانشان هماهنگ کرده و قدرت رای فردی خویش را با بهرهگیری از پتانسیل گروهی بالا ببرند که معمولا عمدهترین آنها را فراکسیونهای اکثریت و اقلیت تشکیل میدهند که باری در اختیار اصولگرایان (راست سابق) و باری دیگر در کف اصلاحطلبان (چپهای سابق) بودهاند اما در میانه این یارکشیها نمایندگانی هم هستند که اگرچه بعضا به عنوان عضو یکی از این دو فراکسیون یا فراکسیونهای اقماری دیگر شناخته میشوند اما چندان در قالب فعالیت فراکسیونی و هماهنگ با همه اعضای همگروه قدم برنمیدارند و چهبسا گاهی با اعضای دیگر فراکسیونها قرابت بیشتری نیز بیابند. این گروه از نمایندگان در اکثر موارد مورد شماتت همفراکسیونیهای خود قرار گرفته و باید حملات دو سر طیف مجلس را همزمان متحمل شوند. هفته گذشته این تراژدی بار دیگر برای گروه دیگری از نمایندگان به صحنه رفت و حجم گستردهای از اخبار را به خود اختصاص داد. ماجرا از این قرار بود که با اعلام علنی سخنگوی وزارت امور خارجه مبنی بر اینکه ایران به دنبال دریافت نامه رسمی دولت آمریکا جهت تقاضای مذاکره رسمی پیرامون مسائل عراق است، این درخواست را بررسی و با آن موافقت کرده است، جمعی از نمایندگان تلاش خود را برای جمعآوری امضا برای تشکیل گروه دوستی پارلمانی ایران و آمریکا آغاز کردند. در میان این افراد نام چهرههایی از هر دو فراکسیون اصلی مجلس و همچنین فراکسیون وفاق و کارآمدی به چشم میخورد. این ماجرا اگرچه از نظر دیپلماتیک موضوعی ابتکاری و تازه در زمینه ارتباطات میان ایران و آمریکا به حساب میآمد اما با توجه به استقبال چند هفته قبل نایب رئیس و چند نفر دیگر از نمایندگان مجلس از انتشار خبر سفر احتمالی نانسی پلوسی، رئیس مجلس نمایندگان آمریکا به تهران و همچنین اعلام وزارت امور خارجه مبنی بر موافقت با درخواست مذاکره با آمریکا به نظر نمیرسید واکنشهای چندان شدیدی، آنچنان که اتفاق افتاد را در پی داشته باشد. اما هرچه بود این ماجرا به مذاق بسیاری چندان خوش نیامد تا نمایندگان طراح این موضوع به اتهاماتی سنگین همچون وادادهگی و وطنفروشی متهم شوند. اتهاماتی که واکنش مرتضی تمدن، عضو شورای مرکزی فراکسیون اکثریت مجلس را برانگیخت. وی در حاشیه جلسه علنی مجلس به خبرنگاران گفت: «افرادی که این پیشنهاد را مطرح کردهاند به معنای وطنفروشی و ارزشفروشی آنان نیست و ما میتوانیم با تشکیل این گروه، در خصوص مسائلی که در تاکنون حقمان پایمال شده است، گفتوگو کنیم.» وی با بیان اینکه گاهی با زبان دولتها نمیتوان همه مسائل را پیش برد، افزود: «با زبانهای گروههای دوستی میتوان برخی مسائل را پیش برد و قطعا در این راستا باید بحث ارزشهای نظام و عدم شنیدن حرف زور مورد توجه قرار بگیرد.»
واکنشها به این طرح همچنان ادامه یافت. علاءالدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس، پس از اطلاع از تصمیم برخی نمایندگان برای تشکیل گروه دوستی پارلمانی ایران و آمریکا گفت: «احتمالا این نمایندگان اطلاعی از اقدامات خصمانه آمریکا علیه ایران ندارند.» میرتاجالدینی، نماینده تبریز و عضو شورای مرکزی فراکسیون اصولگرایان مجلس هم با بیان اینکه طرح چنین موضوعی معنایی جز انفعال و خودباختگی در مقابل آمریکا ندارد، اظهار داشت: «از خبر تشکیل گروه دوستی پارلمانی ایران و آمریکا و اینکه برخی افراد از خبر مذاکره مستقیم ایران و آمریکا در موضوع محدود عراق اینچنین ذوق زده شدهاند و در مخیله خود دوستی پارلمانی ایران و آمریکا را میپرورانند، شگفتزده شدم!»
اما اعتراضات به همینجا ختم نشد. در شرایطی که تنها یک روز از انتشار خبر تلاش جمعی از نمایندگان برای جمعآوری امضا جهت تشکیل گروه دوستی پارلمانی ایران و آمریکا گذشته بود، انتقادات ابعاد گستردهتری یافت تا به برگزاری تجمع در مقابل خانه ملت نیز منجر شد. صبح چهارشنبه بود که جمعی از دانشجویان بسیجی در اعتراض به طرح نمایندگان مجلس برای تشکیل گروه دوستی پارلمانی ایران و آمریکا در برابر مجلس شورای اسلامی تجمع کردند. این افراد که تعدادشان به 50 نفر میرسید، در اعتراض به طرح 12 نماینده مجلس برای تشکیل گروه دوستی پارلمانی ایران و آمریکا در برابر مجلس شورای اسلامی تجمع کردند. تجمعکنندگان دست نوشتههایی را در محکومیت طرح پیشنهادی برخی نمایندگان برای تشکیل گروه پارلمانی دوستی ایران و آمریکا در دست داشتند و شعارهایی را نیز در این زمینه سردادند. اما در این میان طراح پیشنهاد جنجالبرانگیز تشکیل گروه دوستی پارلمانی ایران و آمریکا با انتشار نامهای به تبیین نظر پیشنهادی خود پرداخت و به نظرات گوناگونی که پیرامون این طرح مطرح گردیده و سوالات و ابهامات موجود در این زمینه پاسخ داد. سیدجلال حسینی، نماینده زنجان در مجلس، در نامه خود که متن آن در اختیار خبرنگاران قرارداد، آورده بود: «تفکر جنگطلبانه در کاخ سفید رو به افول است و افول این تفکر در مجلس نمایندگان آمریکا ناشی از نارضایتی عموم مردم آن کشور از اندیشه توسعهطلبانه دولت بوش است... درک جایگاه واقعی ایران در منطقه و جهان و اعلام کتبی آمریکا مبنی بر مذاکره مستقیم و بدون پیششرط با جمهوری اسلامی اقتضا میکرد پیش از ورود دولتمردان به این عرصه، مقدمات لازم از طریق پارلمانهای منتخب دو ملت فراهم گردد.» طراح پیشنهاد تشکیل گروه دوستی پارلمانی ایران و آمریکا در نامه خود تاکید کرده بود: «مذاکره به معنای تسلیم شدن یا کوتاه آمدن از حقوق و منافع ملی نیست بلکه آغاز یک جنگ نرم در دیپلماسی برای طرح مسائل فی مابین دو کشور است.»
تلاش طراحان طرح مذکور برای تبیین نظر خود نتوانست تاثیر چندانی بر مخالفان بگذارد و ماجرا تا آنجا پیش رفت که یکی از نمایندگان در صحن علنی مجلس با تبری جستن از اقدام 12 نماینده مجلس در مطرح کردن پیشنهاد تشکیل گروه دوستی پارلمانی ایران و آمریکا، این عمل را باعث خدشهدار شدن جایگاه و شأن مجلس دانست و در تندترین اظهارنظر خواستار اخراج همکاران خود شد(!)
به هرحال با وجود اینکه گمان میرفت این بار دیگر یخ ارتباط میان ایران و آمریکا کمکم در حال ذوب شدن است، اما برخورد با این گروه کوچک از نمایندگان که تنها به دنبال به وجود آوردن کانالی برای گفتوگوی دو ملت (و نه دولتهای ایران و آمریکا) بودند علاوه بر اینکه خوشبینیها در میان کارشناسان مسائل بینالملل درباره آینده روابط دو کشور را به واقعبینی توام با بدبینی مبدل کرد، به تحلیلگران پیگیر اخبار مجلس نیز ثابت کرد در مجلس هفتم طرح مستقل و غیر فراکسیونی به نتیجه چندان مطلوبی نمیرسد، چرا که دو دسته از نمایندگان همواره مظنونان بالقوهای هستند که با یک حرکت اشتباه ممکن است به صف متهمان بپیوندند: یکی نمایندگانی که اساسا به هیچ فراکسیونی وابسته نیستند و دوم نمایندگانی که نظرات شخصی خویش را بر اهداف کلان فراکسیون متبوع خود یا بهتر بگویم اهداف سران(!) فراکسیون متبوع خود رجحان میدهند. جای چنین نمایندهای در مجلس نیست این تمام سخن منتقدان بود و پایان تراژیک استقلال رای در مجلس هفتم!