ترجمه: کاوه شجاعی
ولادیمیر پوتین 3 سال بعد از آغاز دوران ریاست جمهوریاش، در میدان سرخ به جمعیتی پیوست که برای شنیدن کنسرت «بازگشت به اتحاد جماهیر شوروی» پل مککارتنی جمع شده بودند. جالب اینجاست که دیمیتری مدودف، مردی که انتظار میرود امروز به عنوان جانشین پوتین انتخاب شود دیپپرپل گوش میدهد. سه هفته پیش این گروه هویمتال را به عنوان هدیه خداحافظی مدودف از گازپروم به کرملین دعوت کردند. مدودف از سال 2000 تاکنون رئیس این شرکت بوده است.
علاقه مدودف به موسیقی راک، دانشش در انگلیسی و جوانیاش، به اضافه این واقعیت که هیچگاه در سرویسهای امنیتی روسیه حضور نداشته، همه اینها او را به عنوان یک لیبرال مطرح ساخته است. سخنان مدودف در چند هفته پیش این تصور را قوت بخشیده است که «بودن آزادی بهتر از نبودنش است.» این خلاصه اعتقادات آقای مدودف است و البته در سخنان اخیر او دلگرمکنندهتر از اینها هم وجود دارد. او تاکید کرد: «این به معنای آزادی شخصی و اقتصادی به همراه آزادی بیان است.» و ادامه داد: «یک عنصر مهم آزادی، حاکمیت قانون است که نبودش سالها در تاریخ روسیه حس میشد.» این سخنان مدودف آنچنان لیبرالمابانه ارزیابی شد که خشم شماری از ملیگرایان تندرو را برانگیخت. سابقه او به عنوان یک دولتمرد هم گیجکننده است. او به عنوان حقوقدانی از سنتپترزبورگ در بخش اعظم زندگی حرفهاش حامی پوتین بوده و در مبارزات انتخاباتی همراهیاش میکرده است. در سال 2000 وقتی پوتین به ریاست جمهوری رسید، به سرعت «مرید»ش را به عنوان قائممقام دفتر ریاست جمهوری و بعد به عنوان معاون نخستوزیر انتخاب کرد.
او به علاوه مسئولیت گازپروم، بزرگترین و مهمترین شرکت روسیه را برعهده گرفت. او توانست داراییهای شرکت را که در دوران مدیریتهای پیشین حیفومیل شده بود بازگرداند. نتایج گزارش ولادیمیر میلوف و بوریس نمتسوف، دو تن از منتقدان کرملین نشان میدهد که گازپروم در زمان مدیریت مدودف نه شفافتر عمل کرد و نه کارآمدتر شد، با این حال ارزش آن به شدت بالا رفت. برای مثال کنترل سرمایههای بیمهای و وجوه بازنشستگی گازپروم در اختیار یک بانک خصوصی به نام «روسیا» قرار گرفت که سهامدار عمدهاش یوری کوالچوک، یک دوست نزدیک پوتین است. گازپروم اعلام کرده این معاملات باعث میشود داراییهایش مورد استفاده بهینه قرار بگیرند. با این حال دستکم میتوان گفت که این قبیل اقدامات ناشفاف مینمایند.
به گفته یک مقام سابق، مدودف جزو مغزهای متفکری بود که در یک توطئه پیچیده قانونی شرکت کرد تا داراییهای شرکت یوکاس به مالکیت رسنفت، یک شرکت دولتی دربیاید. با این حال مدودف همیشه از حامیان حکومت قانون بوده است. به ادعای یک بانکدار خارجی، وقتی یک دادگاه در آمریکا حکم منع فروش داراییهای یوکاس را صادر کرد، مدودف دستور خروج گازپروم از مزایده را اعلام کرد.
وظیفه دیگر مدودف به عنوان قائممقام نخستوزیر نظارت بر نحوه سرمایهگذاری در پروژههای ملی نظیر بهداشت و آموزش و پرورش بود. او اما در این حوزهها اصلاحات خاصی انجام نداد و وضعیت سرمایهگذاریهای داخلی بهبود نیافت. با این حال نمیتوان مدودف را مسئول ناکارآمدی پروژههای ملی و شفاف نبودن گازپروم دانست. در طول 8 سال گذشته این پوتین بوده که تصمیمات کلیدی، هم در مورد گازپروم و هم در مورد روسیه را اتخاذ کرده است. پوتین حتی طبق استانداردهای اتحاد جماهیر شوروی قدرتی بیسابقه در اختیار دارد و بزرگترین مشکل مدودف این است که پوتین به احتمال زیاد ـ پس از کنارهگیری و رسیدن به پست نخستوزیری ـ همچنان تصمیمگیرنده نهایی خواهد بود. پس به نظر میرسد مدودف به آلتدست و چهره تزئینی کرملین تبدیل خواهد شد.
پوتین پیشتر اعلام کرده که پست نخستوزیری به او قدرت فراوانی میدهد و او لازم نیست که تصویر رئیسجمهوری آینده را از دیوار اتاقش بیاویزد. برخلاف تصاویر فراوانی که در خیابانهای سراسر روسیه آویزان است و پوتین و مدودف را شانهبهشانه یکدیگر نشان میدهد، در سخنان این دو رهبر ناهماهنگیهایی وجود دارد. پوتین سالهاست که تند و خشن صحبت میکند و مدودف به عنوان یک لیبرال رویکردی دیگر دارد. به همین خاطر شمار زیادی از نخبگان روس یا دیپلماتهای غربی بر این باورند که با ورود مدودف به کرملین یخ روابط روسیه و غرب آب شود. به هر صورت در گزارش اخیر شورای اروپایی روابط خارجی در مورد روسیه نتیجهگیری شده که شاید در سالهای اول سیستم بر مدودف تاثیر بگذارد، اما بالاخره او سیستم را تا حدودی در دست خواهد گرفت و بعد از آن؟ شاید نتایج انتخابات امروز مشخص باشد اما عاقبت ماجرا معلوم نیست. آیا پوتین میتواند شرایط فعلی را حفظ کند؟ منتظر میمانیم.