ابراهیم متقی
بررسی تاریخ سیاسی روابط ایران و عراق نشان میدهد که صرفا در دو مقطع تاریخی، فضای تعارض از روابط ایران و عراق زدوده شده است. در مرحله اول، ایران و عراق در سال 1955 به عنوان اعضای پیمان بغداد ایفای نقش نمودند. این پیمان منطقهای، تحت تاثیر فضای بینالمللی قرار گرفته بود.
اگرچه عمر پیمان یادشده و کسانی که در سازماندهی چنین ائتلافی مشارکت داشتند بسیار محدود بود اما این دوران به عنوان یکی از مقاطع تاریخی ویژه در روابط دو کشور قابل تحلیل و بررسی میباشد. علت آن را میتوان تغییر جهتگیری سیاسی و بینالمللی دو کشور دانست. در چارچوب پیمان بغداد، ایران و عراق تلاش داشتند تا کمربند امنیتی منطقهای را از حوزه «ناتو» به عرصههای جغرافیای امنیتی «ستیو» و «آنزوس» گسترش دهند. به این ترتیب، اولین مرحله متمایز شده روابط ایران و عراق مربوط به سالهایی است که ساختار نظام دو قطبی بر آن تاثیر گذاشته بود.
دومین مرحله متمایز شده در روابط ایران و عراق مربوط به سالهای 2008 – 2003 میباشد. در این دوران، زمینههای گسترش روابط اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و امنیتی دو کشور شکل گرفت.
این امر به گونهای مرحلهای بازسازی و ترمیم گردید. حضور رئیسجمهور ایران در عراق را میتوان نشانه تکامل همکاریهای یادشده دانست. تاکنون مولفههای بینالمللی و تاریخی، تاثیر چندانی بر روابط ایران ـ عراق به جا نگذاشتهاند؛ اما شواهد نشان میدهد که نیروهای منطقهای و بینالمللی تلاش دارند تا چنین فضایی را تغییر داده و زمینههای گسترش همکاری کشورهایی که میتوانند ائتلاف موثر منطقهای ایجاد کنند را خنثی سازند، اگرچه هنوز مولفههایی تاریخی و فرهنگی در زمره عوامل بازدارنده گسترش روابط میباشند.
در روند دیدار رئیسجمهور ایران از عراق، در فرودگاه بینالمللی عراق، آقای هوشیار زیباری، وزیر امور خارجه آن کشور، از هیات ایرانی استقبال رسمی به عمل آورد. اگرچه مراسم سان در کاخ رئیسجمهور عراق برگزار گردید؛ اما طبق انتظار جامعه ایران که برای سالیان طولانی، حامی بسیاری از رهبران فعلی عراق بوده، چنین شاخصهایی در رفتار دیپلماتیک قابل انتقاد است.
از سوی دیگر، عراقیها بر ضرورت کنترل امنیتی محیط در دیدار رئیسجمهور ایران از عراق تاکید داشته و مسئولیت آن را گارد ریاست جمهوری و پلیس امنیتی عراق عهدهدار شد. حساسیت آنان نسبت به حفاظت از گروه اعزامی ایران را میتوان نماد حساسیتهای تاریخی عراقیها نسبت به شکلبندی روابط استراتژیک با ایران دانست.
هم اکنون پتانسیلهای لازم برای حداکثرسازی روابط ایران و عراق وجود دارد؛ اما این نشانهها نمیتواند بدون ابتکارات موثرتری از سوی مجموعههای سیاسی و اجتماعی دو کشور تداوم یابد؛ زیرا همواره مولفههای تاریخی و فرآیندهای بینالمللی عامل مخدوشکننده چنین روابطی خواهند بود.
برای عبور از چنین چالشهایی باید بر این امر واقف بود که روابط دو جانبه تحتتاثیر موضوعات امنیتی و استراتژیک قرار دارد. هیچ کشوری نمیتواند چنین نشانههایی را در روابط دو کشور ایران و عراق نادیده انگارد. تجربه تاریخی دو کشور نشان داده است که در فضای سیاسی آنان نمیتواند نشانههایی از ابهام یا دوگانگی وجود داشته باشد. هرگونه روابط عادی، زمینههای تعارض را فراهم میسازد زیرا زیرساختهای چنین روندی، کاملا مهیا و آماده است.
به طور کلی، روابط ایران و عراق، همانند روابط اتریش و روسیه طی سالهای 1914-1871 است. دو کشور یاد شده نمیتوانستند روابط عادی با یکدیگر داشته باشند زیرا مرزهای امنیتی و همچنین حوزه نفوذ آنان با یکدیگر تداخل داشته. در چنین شرایطی کشورها میتوانند روابط خود را در فضای همکاری امنیتی گسترده سازماندهی نمایند و یا اینکه چنین روابطی با فرآیندهای مخاطرهآمیز بینالمللی روبهرو خواهد شد.
به این ترتیب، مرزهای همکاری امنیتی و همچنین تعارض استراتژیک در روابط دو کشور ایران و عراق بسیار نزدیک میباشد. تحقق این امر نیازمند آن است که مدیران اجرایی دو کشور بتوانند فضای سیاسی و امنیتی جدیدی را سازماندهی نمایند.
به عبارت دیگر، اصلیترین شرط برای تحقق چنین هدفی را میتوان عبور از عوامل مخدوشکننده سیاسی دانست. یعنی اینکه باید روشهایی به کار گرفته شود که به موجب آن بر مولفههای محدودکننده تاریخی، فرهنگی، ژئوپلیتیکی و بینالمللی غلبه شود. صرفا در چنین شرایط است که امکان پایداری روابط استراتژیک ایران و عراق وجود خواهد داشت، در غیر این صورت موجهای محدودکننده و عوامل تهدیدکننده بینالمللی قادر خواهند بود تا بر وضعیت موجود غلبه نمایند.