* هر دو جریان عمده سیاسی اصولگرا و دوم خردادی برای حضور موفق در انتخابات مجلس هشتم تلاشهای گستردهای را آغاز کردهاند، به عقیده شما هر یک از این دو جریان چه نگاهی به حضور در انتخابات دارند؟
** در ابتدا باید گفت، انتخابات مجلس به این دلیل که مجلس شورای اسلامی دو وظیفه بسیار مهم "تصویب قوانین که با سرنوشت کشور ارتباط مستقیم دارد و نظارت بر دولت و دستگاههای اجرایی و شکل دادن به مدیریت کشور" را بر عهده دارد برای تشکلها و جناحهای سیاسی دارای جذابیت است و همین جذابیت موجب شده تا به طور فعال وارد این عرصه شوند.
اما معتقدم انتخابات دوره هشتم مجلس از جهات دیگر نیز به ویژه برای جریان اصولگرا دارای اهمیت است.
در مجلس ششم برخی افراد و تشکلهای وابسته به جریان دوم خرداد اقداماتی را انجام دادند که بیشتر به افعال سیاسی براندازانه شباهت داشت.
براساس شواهد موجود امروز نیز برخی از افراد و گروههای سیاسی جریان دوم خرداد خواب تکرار مجلس ششم را در مجلس هشتم میبینند و به همین دلیل معتقدم همه افراد و تشکلهای موجود کشور اعم از طیف اصولگرا یا دوم خردادی باید سعی کنند در مجلس هشتم به هیچوجه زشتیهای مجلس ششم تکرار نشود.
* این ایده تمام جریان دوم خرداد است؟
ما همه افراد و گروههای وابسته به جریان دوم خرداد را طرفدار رفتارهای غیراصولی مجلس ششم نمیدانیم و معتقدیم در دورن جریان دوم خرداد نیز نسبت به این اقدامات انتقادهای جدی وجود داشت.
در هر حال به این اصل مهم اعتقاد دارم که انتخاباتی بسیار حساس و سرنوشتساز در اسفندماه سال جاری خواهیم داشت زیرا در این جریان افرادی هستند که رفتاری نظیر تحصن و استعفای نمایندگان را تایید کرده و به طور رسمی از آن حمایت میکنند.
به طور قطع افراد و تشکلهای پایبند به اصول انقلاب اسلامی در هر دو جریان اصولگرا و دوم خردادی باید مراقب این افراد باشند.
* برخی از این افراد و گروهها مدعی شدهاند که رد صلاحیتها عامل این رفتار آنها بوده، به عقیده شما شورای نگهبان در بررسی صلاحیت داوطلبان انتخابات چگونه عمل کرده است؟
** آنهایی که ادعا میکنند شورای نگهبان رفتار جناحی در دورههای مختلف برگزاری انتخابات داشته است تاکنون دلیل قابل توجهی بر این مدعای خود ارایه نکردهاند.
زمانی که افراد وابسته به این جریانها در انتخابات رد صلاحیت میشوند، آنها این را ناشی از تفکر جناحی شورای نگهبان تلقی میکنند.
سئوال ما این است، مجلس ششم که اکثریت آن با گروههای دوم خردادی بود مگر از سوی همین شورای نگهبان مورد تایید قرار نگرفت. همه کسانی که تحصن برگزار کرده و استعفا کردند و در حقیقت مقابل نظام ایستادند، قبلا مورد تایید همین شورای نگهبان قرار گرفته بودند.
از سویی افراد یا تشکلها ممکن است سالها واجد صلاحیت باشند اما در مقطعی به دلیل رفتارهای غیراصولی صلاحیت خود را از دست بدهند.
به عقیده ما شورای نگهبان جناحی برخورد نمیکند و افرادی که با نظام مساله دارند و اصول انقلاب از جمله ولایت فقیه و قانون اساسی را قبول ندارند برای اینکه این شورا را در راه عمل به وظایف خود با مشکل مواجه کنند اینگونه ادعاها را مطرح میکنند.
توقع تایید صلاحیت همه داوطلبان در هیچ نظامی عملی نیست و هر نظامی حق دارد با اقتدار کامل صلاحیتهای داوطلبان انتخابات را بررسی کند و پس از اینکه براساس گزارشات مستند صلاحیت نداشتن فردی احراز شد بدون توجه به غوغاسالاریها نظر خود را اعلام کند.
برخی از این گروهها قصد دارند کسانی را که احتمال رد صلاحیت بیشتری دارند به عنوان داوطلبان پیشنهادی خود معرفی کنند که این اقدام نوعی راهاندازی جریان ناسالم است.
توصیه ما به این گروهها این است که به جای این گونه اقدامات وقت خود را صرف شناسایی افراد صالح کنند.
* حبیبی دبیرکل حزب موتلفه اسلامی در ادامه گفتوگو با خبرنگار سیاسی ایرنا در پاسخ به این پرسش که با توجه به روند موجود در جریان اصولگرا برای حضور موفق در انتخابات مجلس هشتم، نقاط قوت و ضعف این جریان را چه میدانید؟"، گفت: صلاح دین و دنیای اصولگرایان در وحدت است و تفرق در این جریان به زیان همه گروههای اصولگرا تمام شود.
معتقدم شرایط کلی اصولگرایان و وحدت حاکم بین آنان در مقایسه با انتخابات شوراهای دوره سوم بهتر شده است که تشکیل جبهه متحد اصولگرایی نمود این وحدت است.
"در انتخابات شوراهای دور سوم متاسفانه اصولگرایان نتوانستند دور هم بنشینند و تصمیم مشترک بگیرند ولی به دلیل اینکه گفتمان اصولگرایی در ذهن مردم غلبه داشت باز هم اصولگرایان پیروز میدان انتخابات شدند."
* ارزیابی شما از حرکتهایی که تاکنون از سوی جبهه متحد اصولگرایی صورت گرفته است، چیست؟
** معتقدم که شرایط امروز اصولگرایان خیلی بهتر از گذشته است و امیدوارم دایره جبهه متحد اصولگرایی بیش از این وسعت پیدا کند و افراد و هستههای اصولگرا که اکنون به طور مستقیم با این جبهه همکاری ندارند، جذب این جبهه شده و خود را در تصمیمگیریها سهیم بدانند.
* اما برخی انتقادها نیز به ترکیب و نحوه عمل جبهه متحد اصولگرایی در دورن خانواده اصولگرایان وجود دارد این انتقادها را وارد میدانید؟
** تشکیل جبهه متحد اصولگرایی را باید گام اول اما بسیار موثر اصولگرایان برای رسیدن به وحدت در انتخابات مجلس هشتم تلقی کرد اما نباید تصور کرد که کار وحدت به پایان رسیده است.
عدهای باید پیش قدم میشدند و سکوی اول را میساختند و قطعا این روند نیاز به اصلاح و تکمیل دارد. اگر تشکیل جبهه را به عنوان کار تمام شده تلقی کرده و درها را باز نگه نداریم به طور قطع به انحصارطلبی دچار میشویم که در نهایت نتیجه زیانباری برای جریان اصولگرا به دنبال خواهد داشت.
یکی از شرایط اساسی برای دستیابی به وحدت سهمخواهی نکردن و واگذاری تصمیمگیریها به نتیجه تعقل جمعی است.
ما این عقیده را از خود آغاز کردهایم. به همه مسئولان و دفاتر حزب موتلفه اسلامی در سراسر کشور به عنوان یک دستور تشکیلاتی ابلاغ شده که هیچ یک حق ندارند بدون تایید جبهه متحد اصولگرایی و به طور مستقل نامزد انتخابات مجلس هشتم شوند.
البته از اینکه نامزدهای حزب ما وارد مجلس شوند خوشحال میشویم اما هیچ اقدامی را مستقل از جبهه متحد اصولگرایی انجام نمیدهیم و هر عضو موتلفه که بخواهد به طور مستقل نامزد شود مورد پشتیبانی حزب نخواهد بود.
* به نظر میرسد انتقادهایی از سوی برخی شخصیتهای اصولگرا نظیر آقای محسن رضایی و آقای محمدباقر قالیباف نسبت به روند موجود وجود دارد، این انتقادها بیشتر ناشی از چیست؟ آیا آنها را وارد میدانید؟
** رضایی و قالیباف را دو شخصیت برجسته اصولگرا میدانیم و معتقدیم در محورهای اصلی اصولگرایی هیچ تفاوتی بین افراد حزب موتلفه اسلامی و رضایی و قالیباف وجود ندارد.
البته طبیعی است که افراد یک خانواده هم سلیقههای متفاوت داشته باشند.
چند فرزند نیز که تحت تربیت یک پدر بودهاند با احترام و علاقهمندی به حفظ کیان خانواده امکان دارد سلیقههای جدا از هم داشته باشند.
برخی از رسانهها چندی بود که خبر تشکیل مثلث لاریجانی، قالیباف و رضایی را انتشار داده بودند که به عقیده ما از ابتدا نیز چنین مثلثی تشکیل نشده بود و اینها تنها گمانهزنیهایی بود که از اظهارات رضایی و قالیباف میشد.
اینکه لاریجانی را ضلع یک مثلث انتخاباتی بدانند اقدام عجیبی بود زیرا مشی سیاسی لاریجانی برای همه مشخص است.
اضلاع مثلث انتخاباتی اصولگرایان که امروز تشکیل شده است مشخص است. یک ضلع جبهه پیروان خط امام و رهبری با 14 تشکل، ضلع دیگر مجموعه طرفداران دولت و ضلع سوم مجموعه افراد و تشکلهایی مانند جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و گروهها و افراد دیگر اصولگرا که در این ضلع میگنجند.
آقایان رضایی و قالیباف در مبانی اعتقادی با جبهه متحد اصولگرایی و سه ضلع آن اختلافی ندارند. ضلع سوم جبهه جایگاه وسیعی دارد که این دو شخصیت نیز میتوانند عضو آن باشند.
* رضایی و قالیباف تاکنون به یکی از این اضلاع پیوستهاند؟
** هنوز عضو رسمی نیستند اما با رایزنی و مذاکراتی که انجام شده است معتقدیم در مبانی اصولگرایی اختلافی نیست و در سلیقهها نیز در شرف نزدیک شدن به هستیم.
احتمالا در آیندهای که خیلی هم دور نخواهد بود آقایان رضایی و قالیباف با جبهه متحد اصولگرایی همراه خواهند شد.
از سویی با توجه به تجربیات تلخ گذشته که آقایان رضایی و قالیباف نیز به آن واقف هستند و نوع ارتباطاتی که برقرار است، دغدغه همه اصولگرایان باید حرکت همهجانبه باشد.
* دبیرکل حزب موتلفه اسلامی در ادامه گفتوگو با خبرنگار سیاسی ایرنا در پاسخ به این پرسش "برخی ادعا میکنند کار اصولگرایان در مرحله بررسی مصادیق دشوار خواهد بود، نظر شما چیست؟" گفت: ابتدا باید به این مهم توجه داشت که اصولگرایان ولو به قیمت سهمخواهی نکردن و گذشتن از سهم خود باید به طور وسیع به دایره اصلی اصولگرایی نگاه کنند.
"به طور قطع هیچ یک از افراد و تشکلهای اصولگرا نباید به دنبال مچگیری بین اصولگرایان باشند زیرا در این صورت خود نیز زیان خواهند دید."
"حزب موتلفه اسلامی ابتدا خود به توصیههایش عمل میکند و معتقد است که دیگر اصولگرایان نیز باید برای دستیابی به نتیجه مطلوب در انتخابات مجلس هشتم این رویه را در پیش گیرند."
"در هر نقطه از کشور که مجموعه اصولگرایان با رای اکثریت یا اجماع به هر نامزدی برسند، این تصمیم را مانند چک سفید بدون چونوچرا امضا میکنیم."
"افرادی که مورد قبول اکثریت اصولگرایان قرار میگیرند موتلفهای هم نباشند مورد تایید حزب موتلفه اسلامی قرار خواهند گرفت و ما به دیگر تشکلهای اصولگرا نیز توصیه میکنیم، این روند را بپذیرند."
* اما برخی از اصولگرایان به ترکیب شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایی انتقاد دارند؟
طراحی این شورا به عنوان گام اول اصولگرایان طراحی خوبی است. اگر به اظهارات آقای رضایی هم از ابتدا مراجعه کنید، اظهار نظرهای فعلی ایشان با حرفهای قبلیشان به نفع اتحاد اصولگرایان تغییر یافته است که این ناشی از ارتباطاتی است که برقرار شده و قرار است تا رسیدن به نتیجه نهایی ادامه یابد اما اینکه در نهایت به چه شکل درآید نمیتوان از هم اکنون درباره آن اظهار نظر کرد.
به دلیل آشنایی که با مجموعه جبهه متحد اصولگرایی از دور و نزدیک دارم، معتقدم بنابر دیوار کشیدن دور جبهه نیست و تاکنون قرار بر این بوده که فضا برای حضور همه اصولگرایان باز باشد.
* حضور شخصیتهای تاثیرگذار اصولگرا نظیر "ناطق نوری" در این روند را چگونه میدانید، به نظر میرسد تاکنون وی حاضر به همکاری با این مجموعه نشده است؟
** شخصیت آقای ناطق نوری به گونهای است که جبهه متحد اصولگرایی باید استفاده از نظرات ایشان را به عنوان فرصتی مغتنم تلقی کند.
آقای ناطق نوری در جریان روند شکلگیری و تصمیمگیریهای جبهه متحد اصولگرایی قرار دارد و هیچ موضوع مهمی نیست که در مجموعه جبهه متحد اصولگرایی صورت گیرد و ناطق نوری به شکلی از آن مطلع نباشد.
اگر منظور این است که ایشان مدیریت خاصی را در جبهه بپذیرند، باید گفت که پس از انتخابات ریاست جمهوری و پیش از تشکیل جبهه متحد، ناطق نوری در شورای هماهنگی نیروهای انقلاب اسلامی مدیریتی داشتند که تعیینکننده بود و پس از انتخابات ریاست جمهوری به دلایلی که خود باید آن را توضیح دهد، با اختیار خود از این روند کنارهگیری کرد اما این بدان معنا نیست که ناطق نوری نسبت به سرنوشت اتحاد اصولگرایان بیتفاوت است.
به عقیده حزب موتلفه اسلامی شرایط فعلی اتحاد اصولگرایان مطلوب است اما هر اتحادی در هر کجا با خطر تفرق نیز مواجه است. باید کاملا مراقب باشیم تا هیچگونه موضعگیری و فعل سیاسی که باعث تفرق اصولگرایان بشود، نداشته باشیم.
جز این نقطه که نسبت به آن باید به طور بالقوه نگرانیهایی وجود داشته باشد، نقطه نگرانکننده دیگری در روند فعالیت اصولگرایان احساس نمیکنیم.
* جناح رقیب اصولگرایان یعنی گروههای دوم خردادی را چگونه ارزیابی میکنید؟
** تا این تاریخ منشور و آییننامهای مدون از سوی مجموعه دوم خردادیها اعلام نشده که بر اساس آن تعریف روشنی از اصلاحطلبی ارایه شده باشد.
به عقیده ما مشترکات چندانی بین مجموعه کسانی که خود را اصلاحطلب میدانند، وجود ندارد و ایجاد انسجام جناحی و حزبی مورد باور همه آنها نیست و هر کس تعریف خود را از اصلاحات ارایه میکند و تا تعریف مشخص و روشنی از اصلاحطلبی اعلام نشود احتمال تفرق آنها قوی است.
تنها نقطه اشتراکی که بین گروههای دوم خردادی وجود دارد این است که اصولگرایان را کنار بزنند و به عقیده ما این مساله میتواند عامل وحدت آنها باشد.
دوم خردادیها، اصولگرایان را در انتخابات دوره دوم شوراها حذف شده تلقی میکردند و براساس این تلقی بود که به وزنکشی در درون خود گرفتار شدند و فهرستهای انتخاباتی مستقل از هم ارائه کردند تا وزن خود را بدانند که البته تلقی آنها اشتباه از آب درآمد.
در انتخابات شوراهای سوم، دوم خردادیها از تجربه انتخابات دوره دوم متنبه شدند و فهرست واحد ارایه کردند و بر این اساس بود که 4 شخصیت دوم خردادی توانستند به شورای شهر تهران راه یابند.
مساله اساسی درباره جریان دوم خرداد این است که هنوز نتوانستهاند به هیچ وحدتی دست یابند و کار دشواری تا انتخابات مجلس هشتم در پیش رو دارند.