بسم الله الرحمن الرحیم
این روزها، تشکیلات سیاست خارجی دولت آمریکا بشدت فعال است. سفرهای دورهای وزیر امور خارجه آمریکا و معاونان وی و همچنین سایر مسئولان آمریکائی از یکطرف و تبلیغات گستردهای که رسانههای آمریکائی علیه جمهوری اسلامی ایران در موضوع فعالیتهای هستهای بعمل میآورند از طرف دیگر، ظرفیت فعالیت سیاسی واشنگتن را برای تأمین اهداف ضد ایرانی این کشور به بالاترین میزان رسانده است.
آمریکائیها در عین حال که از بخشهای مثبت گزارش محمد البرادعی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، درباره فعالیتهای هستهای جمهوری اسلامی ایران خشمگین هستند، تلاش میکنند از بخشهای منفی آن حداکثر بهرهبرداری را بعمل بیاورند و چنین وانمود کنند که برخورداری ایران از فناوری هستهای برای جهان یک خطر است. این تلاشها، با هدف زمینهسازی برای صدور قطعنامه سوم علیه جمهوری اسلامی ایران توسط شورای امنیت سازمان ملل بعمل میآید و تصور دولتمردان آمریکائی اینست که میتوانند مسئولان جمهوری اسلامی ایران را با این قبیل اقدامات وادار به عقبنشینی و تسلیم شدن در برابر خواستههای خود کنند.
این تصور، کاملاً نادرست و ناشی از عدم درک صحیح از مردم ایران و مسئولان نظام جمهوری اسلامی است. دلایل نادرستی این تصور دولتمردان آمریکائی، زیادند که به بعضی از آنها در اینجا اشاره میکنیم.
1- مردم ایران، در طول سه دهه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، بارها در معرض انواع تحریمها قرار گرفتند و در برابر همه آنها مقاومت کردند و در هیچیک از این مراحل حتی ذرهای از اهداف خود عقبنشینی نکردند. عبور موفقیتآمیز از انواع تحریمها و فشارهای اقتصادی، سیاسی و تبلیغاتی، مردم ایران را همچون پولاد آبدیده در برابر همه توطئهها مقاوم کرده است. بنابراین، توطئه جدید نه تنها راه به جائی نخواهد برد بلکه مردم را از گذشته نیز مقاومتر خواهد ساخت.
2- مسئولان نظام جمهوری اسلامی نیز از آنجا که از میان مردم برخاستهاند، میان آنها و مردم تفاوتی وجود ندارد. آنها هم با توطئههائی از قبیل تحریم و انواع فشارهای سیاسی، اقتصادی و تبلیغاتی نه تنها آشنائی دارند بلکه خود با این قبیل توطئهها دست و پنجه نرم کردهاند و با راههای مقابله با آن به خوبی آشنا هستند. به همین دلیل، مسئولان جمهوری اسلامی نیز همچون مردم ایران توطئه جدید را به راحتی از سر خواهند گذراند و حوادث این مرحله فقط تجربیات آنها را افزایش خواهد داد.
3- موضوع انرژی هستهای، برای مردم ایران و مسئولان جمهوری اسلامی، به یک موضوع ملی تبدیل شده و ضرورت استیفای این حق طبیعی و قانونی مورد اتفاق آحاد ایرانیان است. تجربه تاریخی نشان میدهد هرگاه ملت ایران در موضوعی به صورت یکپارچه وارد صحنه شود، هیچ چیزی نمیتواند مانع تحقق آن شود. اراده مشترک این ملت، آنچنان قوی است که هر مانعی را از سر راه برمیدارد و هیچ قدرتی نمیتواند در برابر این اراده مقاومت کند. اصل پیروزی انقلاب اسلامی که حاصل اراده جمعی ملت ایران است و توانست رژیم شاهنشاهی را با همه سابقه و امکاناتی که در اختیار داشت ریشهکن سازد و سلطه و نفوذ قدرتهای استعماری سابقهداری همچون آمریکا، انگلیس و شوروی را قطع کند، نمونه روشنی از این واقعیت است. نمونه برجسته دیگر، جنگ تحمیلی است که هر چند عامل ظاهری آن صدام و حزب بعث عراق بود ولی همه قدرتهای استعماری شرقی و غربی و امکانات مالی و نظامی و سیاسی و تبلیغاتی آنها و مهرههای منطقهای آنها دستاندرکار این جنگ بودند و در برابر جمهوری اسلامی ایران قرار داشتند و با اینحال نتوانستند کاری از پیش ببرند و اراده جمعی ملت و مسئولان ایرانی بر آنها غلبه کرد و امروز جمهوری اسلامی ایران پیروز میدان است و همه آتشبیاران معرکه جنگ تحمیلی زخمکاری این معرکه را بر تن دارند.
4- فناوری هستهای، موضوع جدیدی نیست که فقط یک جمع از مسئولان آنرا در دستور کار خود قرار داده باشند و نسل جدید برای آن وقت و نیرو گذاشته باشد، همه مسئولان ایرانی از دهه اول بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در این طرح بزرگ ملی سهم دارند و برای به ثمر رساندن آن تلاش کردهاند و نسلهای این هر سه دهه به این موضوع مهم ملی تعلق خاطر دارند. به همین دلیل، همه مسئولان گذشته و همه فعالان سیاسی با انواع سلیقهها و گرایشها در این موضوع اتفاق نظر دارند و همه آنها از مسئولان امروز با تمام وجود برای احقاق حقوق ملت در مساله هستهای حمایت میکنند.
آمریکا اکنون در موضوع فعالیتهای هستهای ایران با این واقعیتها مواجه است. دولتمردان آمریکائی، چون این واقعیتها را نمیفهمند به خود زحمت میدهند و برای صدور قطعنامه علیه جمهوری اسلامی ایران تلاش میکنند.
مردم و مسئولان جمهوری اسلامی ایران، در عین حال که برای خنثی کردن این توطئه آمریکا تلاش میکنند، به این واقعیت نیز ایمان دارند که آمریکا حتی اگر بتواند بار دیگر شورای امنیت سازمان ملل را وادار به صدور این قبیل قطعنامههای غیرقانونی نماید، باز هم راه به جائی نخواهد برد.