تاریخ انتشار : ۰۷ دی ۱۳۸۷ - ۱۱:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۵۵۶۵۷
محمدحسین باقی مقدمه: دیروز استعفای مشرف همچون بمبی خبری در صدر رسانه‌های جهان قرار گرفت. استعفایی که با اما و اگرهایی مواجه‌بود. سابقه تاریخی این کشور 61 ساله آمیخته با کودتاهای نظامی پی‌در‌پی است و این‌بار نیز گمانه زنی‌هایی درخصوص مداخله احتمالی ارتش به اذهان متبادر می‌شد که در نهایت با استعفای بدون کودتای مشرف، چنین برداشتی نقش بر آب شد. به‌طور خلاصه می‌توان گفت که پاکستان وارد عصر جدید از حیات خود شده که به عصر «پسا مشرف» معروف است. در زیر مجموعه تحولات پاکستان که منجر به کناره‌گیری مشرف شد و رویکردهایی که در این زمینه وجود دارد را به اختصار بررسی‌می‌کنیم.

1– رویکرد ایالات متحده به تحولات پاکستان
یکی از مولفه‌های کلیدی در تحولات پاکستان نقش ایالات متحده است. این کشور با کمک سالیانه یک میلیارد دلاری و همکاری با اسلام‌آباد در زمینه مبارزه با تروریسم، نقشی مهم در دگرگونی‌های سیاسی این کشور بازی می‌کند. در عین حال آنچه در اوضاع اخیر پاکستان جلب توجه می‌کند دوگانگی مواضع آمریکا در قبال اسلام‌آباد است: از یکسو موضع بی‌طرفانه و در سوی دیگر موضع جانبدارانه واشنگتن است که برخی ناظران را به این باور رسانده که کاخ سفید در خصوص تحولات پاکستان دچار سردرگمی است به گونه‌ای که گویی ناامیدانه تحولات این کشور را رصد می‌کند.
الف) بی‌طرفی واشنگتن: در همین زمینه روزنامه پاکستانی Dawn می‌گوید که کاخ سفید بر این باور است که این تنها پاکستانی‌ها هستند که می‌توانند در مورد اداره کشور خود تصمیم بگیرند. این روزنامه سپس نتیجه می‌گیرد که این اقدام واشنگتن به مثابه «ارسال پیام آشکاری است که دولت بوش برای رهایی پرویز مشرف از فرآیند استیضاح و در نهایت کناره‌گیری مشرف مداخله نخواهد کرد». در هر حال دانا پرینو سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید نیز اعلام کرد که آمریکا مشتاق همکاری با دولت جدید پاکستان است. وقتی از بانوی مطبوعاتی کاخ سفید در خصوص احتمال مداخله ارتش و کودتا سوال شد وی افزود: «کودتا دیگر یک گزینه جدی نیست و من هم چیزی از آن نشنیده‌ام.» وی در ادامه کنفرانس خبری خود بحث استیضاح را نیز موضوعی در چارچوب قانون اساسی پاکستان خواند و در نهایت به گمانه‌زنی‌ها در خصوص پشتیبانی آمریکا از یک کودتای نظامی صلح‌آمیز پایان داد.
برخی تحلیلگران پاکستانی این رویکرد را به مثابه چراغ سبز واشنگتن برای کنار زدن مشرف تعبیر و تفسیر کردند. همچنین روزنامه «داون» در بخشی از گزارش خود از«گزارش‌هایی» سخن گفت مبنی بر اینکه دولت آمریکا در حال مذاکره بر روی طرحی است که علاوه بر حفظ مشرف به عنوان رئیس‌جمهور اما از قدرت او کاسته و تنها نقشی تشریفاتی برای او در نظر می‌گیرد. در هر حال فارغ از صحت و سقم این گزارش‌ها اما به نظر می‌رسد دولت بوش پذیرفته است که دوره مشرف به سر آمده و نیاز به نجات او نیست. استعفای تلویزیونی مشرف مهر تاییدی بر سوختن «مهره مشرف» زد و نشان داد که سخن از کاستن از قدرت یا حفظ مشرف به پایان رسیده است. سایر روزنامه‌های پاکستانی مخالف مشرف نیز با دفاع از چنین رویکردی معتقدند که کاخ سفید با این نگاه از مشرف می‌خواهد به جای مواجهه با استیضاح یا طولانی‌تر کردن بحران، داوطلبانه استعفا دهد. «داون» افزود برخی مسوولان آمریکایی به شرط فاش نشدن نام خود اعلام کردند که طی این مدت هیچ‌گونه تماسی در سطوح بالا با مشرف نداشته‌ و در عوض مشاوران امنیت ملی بوش به او توصیه کردند که در صورت تماس مشرف به تلفن او پاسخ نگویند. این در حالی است که از سوی دیگر «آن پترسون» سفیر آمریکا در پاکستان اعلام کرد که در صورت استعفای مشرف، وی تضمین می‌کند که رئیس‌جمهور مستعفی تحت پیگرد قرار نگیرد. دیک چنی- معاون رئیس‌جمهور- که یکی از حامیان کلیدی مشرف در واشنگتن است نیز به دولت بوش توصیه کرد که از مشرف فاصله بگیرد.
ب) موضع جانبدارانه واشنگتن: رویکرد دوم این بود که آمریکا همچنان به مشرف به عنوان یک متحد استراتژیک نگاه کند. در همین زمینه آسیا تایمز پیش از استعفای مشرف در تحلیلی خاطرنشان کرد که واشنگتن همچنان مشرف را تنها گزینه خود برای تعامل میان نیروهای آمریکایی و پاکستانی برای مقابله با القاعده و طالبان در مناطق قبیله‌ای سرحد شمال غربی (NWFP) می‌داند. این تحلیل بر این باور است که به دلیل تحولات این منطقه است که آصف علی زرداری (رهبر حزب مردم) و نواز شریف (رهبر حزب مسلم لیگ شاخه نواز) نتوانسته‌اند به توافقی مشترک در خصوص مشرف دست یابند. در هر حال نویسنده این مقاله بر این است که از زمان حمله آمریکا به افغانستان در سال 2001، پاکستان همپای این کشور در مبارزه با تروریسم شرکت داشته و واشنگتن بر این باور است که مشرف تنها «گزینه ممکن» برای تداوم این نبرد است. این نشریه اینترنتی افزاد:«واشنگتن حتی فراتر رفته و به ژنرال اشفق کیانی فرمانده کل ارتش و گیلانی نخست‌وزیر گفته است که کانال ارتباطی ما همان مشرف است و کمک‌های ارسالی نیز از طریق رئیس‌جمهور صورت می‌گیرد».
ج) رویکرد سوم: این است که کاخ سفید نسبت به عملکرد دولت غیر نظامی پاکستان به شدت گله‌مند بوده و اعتماد خود را به آن از دست داده است. مجله نیوزویک در این خصوص می‌آورد که مذاکره و مماشات دولت با بنیادگرایان طالبان و القاعده در مناطق مرزی و قبیله‌ای نه تنها باعث کنترل آنها نشده بلکه موجب بسط فعالیت‌های این گروه شده و نیروهای خارجی مستقر در افغانستان را نیز مصون نگذاشته است. این مجله سفر اخیر گیلانی به آمریکا را نیز در راستای اطمینان به دولت بوش تفسیر کرده است، بدین معنا که به بوش گوشزد کند که دولت غیر نظامی بدون پرویز مشرف نیز توان مقابله با افراط‌گریان را دارد. لذا این سفر بیشتر در راستای جلب نظر بوش برای حمایت از نخست‌وزیر تعبیر شد. حملات گاه و بیگاه آمریکا به مناطق قبیله‌ای پاکستان نشان از خشم واشنگتن و البته هشداری به دولت پاکستان برای شدت عمل نشان دادن در برابر حملات دائمی القاعده و طالبان است. با توجه به موارد برشمرده به نظر می‌رسد که کاخ سفید خود را در کلاف سردرگمی گرفتار می‌بیند که توان تصمیم‌گیری را از آن سلب کرده است.
2 – رویکرد داخلی به تحولات پاکستان
الف) مخالفان مشرف: این گروه غالبا در طیف زرداری- نواز شریف قرار دارند. اگر این دو رقیب کهنه‌کار پیش از این فکر هیچ‌گونه اتحادی را در مخیله خود راه نمی‌دادند اما کار به جایی رسید که طی تقریبا پنج ماهه اخیر و پس از پیروزی در انتخابات پارلمانی دست به تشکیل دولتی ائتلافی زدند تا در برابر پرویز مشرف بتوانند اکثریت پارلمان را از آن خود کنند. در هر حال مخالفت با مشرف، ابقای قضات برکنار شده، تحولات اقتصادی، برقراری حکومت نظامی از سوی مشرف در سال گذشته و غیره از دلایل ائتلاف شکننده این دو رقیب است؛ شکننده بدین معنا که چندی پیش نوازشریف بر سر شیوه ابقای قضات با زرداری دچار اختلاف شد و هر چند از کابینه ائتلافی خارج شد اما وزرایش همچنان در کابینه حضور داشتند تا اینکه با چند دور مذاکره در دوبی، لندن و اسلام‌آباد سرانجام تصمیم به بازگشت به کابینه کرد. این دو تنها به فکر حذف مشرف بودند و از هیچ کاری برای کنار زدن او فروگذار نکردند.
ب) موافقان مشرف: اما در سوی دیگر نباید از نقش حامیان مشرف نیز غافل ماند؛ حامیانی که خود دچار شکاف و تفرقه در خصوص حضور یا ترک قدرت از سوی مشرف هستند. طارق عظیم معاون سابق وزیر اطلاع‌رسانی که در زمره متحدان رئیس‌جمهور است اعلام کرد که همکارانش درصددند تا یک «معامله سودمند بر سر استعفا» را ترتیب دهند. وی افزود «مذاکراتی جریان دارد و در عین حال بسیاری علاقه‌مندند که بدون توسل به استیضاح این بحران خاتمه یابد.» این در حالی است که دو تن از متحدان و نزدیکان مشرف یعنی چودری شجاعت حسین و چودری پرویز الهی رهبران حزب مسلم لیگ شاخه قائد اعظم هرگونه تمایل به کناره‌گیری از سوی مشرف را تکذیب کردند. بسیاری از روزنامه‌های خارجی و داخلی در خصوص فرآیند استیضاح مشرف با اشاره به بازگشایی پارلمان پاکستان در روز دوشنبه از کناره‌گیری مشرف تا پیش از این روز خبر دادند. پیش از این همین روزنامه‌ها اعلام کرده بودند که روز پنج‌شنبه (24 مرداد) که روز استقلال پاکستان است رئیس‌جمهور استعفای خود را اعلام خواهد کرد؛ استعفایی که جامه خود به خود نپوشید. ژنرال بازنشسته رشید قریشی که سخنگوی رئیس‌جمهور است نیز در موضعی آشکارا اعلام کرد: «من نمی‌دانم روزنامه‌ها اطلاعات بی‌پایه خود در مورد استعفای مشرف را از کجا می‌آورند. اظهارنظر در این خصوص برای من بسیار بی‌اهمیت است. طی چند ماه گذشته نیز این سخنان بی‌ارزش را شنیده‌ام.» در هر حال روزنامه فایننشال تایمز در خصوص استعفای مشرف می‌گوید در صورتی که به رئیس‌جمهور تضمین داده شود وی دو راه پیش روی خود دارد: 1 – اگر به او تضمین امنیتی داده شود در پاکستان خواهد ماند 2 – در غیر این صورت «خروج امن» از پاکستان و اقامت در ترکیه راه دیگر پیش روی اوست؛ این به عبارتی نوعی تبعید خودخواسته است. نوازشریف هر‌گونه «خروج امن» از کشور را رد کرده است. برخی گمانه‌زنی‌ها نیز نشان از مداخله ارتش داشت. هر چند می‌توان دو شاخه را در دستگاه امنیتی – نظامی پاکستان مشخص کرد: یک شاخه که با طالبان و القاعده در ارتباط است. شاهد این امر نیز سفر یکی از معاونان پنتاگون به اسلام‌آباد و ارائه مدارکی در خصوص همکاری نیروهای اطلاعاتی پاکستان با القاعده بود؛ موضوعی که در سفر گیلانی به آمریکا نیز مورد انتقاد بوش قرار گرفت. هر چند ممکن است این گروه در صورت استعفا یا کناره‌گیری تحقیرآمیز رئیس سابق خود دست به خرابکاری‌هایی بزند. شاخه دیگر تحت فرماندهی ژنرال کیانی است که تاکنون از هرگونه مداخله در امر سیاسی خودداری کرده است و سعی داشته ارتش را از درگیری‌های سیاسی دور نگاه دارد. هر چند او در زمره دست‌پروردگان مشرف است اما به گزارش رویترز خواهان استعفای آبرومندانه مشرف بود. ضمن اینکه تحولات داخلی پاکستان (متفق‌القول بودن احزاب مخالف و قطعنامه 4 پارلمان ایالتی به همراه پارلمان ملی در کناره‌گیری مشرف) و تحولات خارجی اجازه کودتای نظامی را نداده و مخالفت سخنگوی مطبوعاتی کاخ سفید مبنی بر اینکه: «کودتا دیگر یک گزینه جدی نیست و من هم چیزی از آن نشنیده‌ام» راه را بر هرگونه کودتایی بست. در هر حال با توجه به بی‌ثباتی سیاسی در این کشور، متحدان و همسایگان اسلام‌آباد نیز به این نتیجه رسیده‌اند که «یک دولت با ثبات نظامی و قدرتمند بهتر از یک دموکراسی بی‌ثبات است» چراکه ناامنی را به مناطق پیرامون خود نیز منتقل می‌کند. در حال حاضر هرگونه ناامنی در افغانستان (بمبگذاری در برابر سفارت هند در کابل)، هند (تشدید درگیری‌های کشمیر و بمب‌گذاری‌های احمدآباد و غیره) به پاکستان نسبت داده می‌شود. فرآیند استیضاح مشرف، عملکرد دولت غیر نظامی گیلانی، تشدید حملات القاعده و طالبان در مناطق مرزی افغانستان – پاکستان، این کشور را با چالشی اساسی مواجه کرده است.
نتیجه اینکه: مجموعه شرایط به‌گونه‌ای رقم خورد که رئیس‌جمهور را در نهایت به این نتیجه رساند که استعفا بهتر از هرگونه «نبرد برای بقاست».
1- توافق شریف ـ زرداری سرانجام به نتیجه دلخواه دست یافت. اعمال فشارهای مدنی برای کناره‌گیری مشرف می‌تواند سبب‌ساز شکاف در ائتلاف شریف - زرداری می‌شود. اگر یک بحران (کناره‌گیری مشرف) پشت سر گذاشته شد اما بحران دیگری که سرآغاز فروپاشی ائتلاف این دو رقیب بود، ممکن است شکل گیرد.
2-‌ کناره‌گیری صلح‌آمیز نشان از بلوغ سیاسی در پاکستان دارد. اگر طی تاریخ 61 ساله پاکستان ارتش رکن رکین هر کودتای نظامی بود اما این‌بار بلوغ سیاسی نهادهای مدنی- نظامی نشان داد که راه دیگری نیز برای منازعات سیاسی هست.