تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۸۷ - ۱۳:۲۱  ، 
شناسه خبر : ۵۵۶۸۱
تحلیل کارشناس شورای روابط خارجی از انتخاب رئیس‌جمهور جدید روسیه
ترجمه: فرزانه سالمی مقدمه: انتخابات ریاست‌ جمهوری روسیه امروز در حالی برگزار می‌شود که توجهات داخلی و خارجی هنوز روی ولادیمیر پوتین است؛ و نه کاندیدایی او برای پست ریاست‌ جمهوری. سایت شورای روابط خارجی آمریکا به همین مناسبت گفت‌وگویی را با استفن سستانوویچ کارشناس امور روسیه منتشر کرده که به بررسی میزان نفوذ پوتین در دولت آینده و نیز درگیری‌های پشت‌پرده قدرت می‌پردازد. سستانوویچ برقراری تعادل قدرت در پروسه همزمان نخست‌وزیری پوتین و ریاست‌ جمهوری مدودف را دارای اهمیت زیادی می‌داند و آینده روسیه را در گرو برقراری این تعادل ارزیابی می‌کند:

* انتخابات ریاست‌ جمهوری روسیه کاملا در مرکز توجه جامعه بین‌المللی قرار گرفته است. انتخاب دیمیتری مدودف به عنوان جانشین ولادیمیر پوتین در پست ریاست‌ جمهوری روسیه باعث شده که این دور از انتخابات را مساوی با تایید کاندیدایی بدانیم که رسما توسط پوتین انتخاب شده است. آیا قضیه همین است یا ابعاد دیگری هم دارد؟
** انتقال قدرت در روسیه این‌بار به شکل متفاوتی انجام می‌شود. بحث این نیست که چه رایی توسط مردم به صندوق‌ها ریخته می‌شود. بحث این است که در پشت‌پرده، رقابت بزرگ و فشرده‌ای بر سر قدرت در جریان است. این رقابت، قطب‌های مختلف سیاست را در برگرفته و مستقیماً آینده روسیه را تحت تاثیر قرار می‌دهد. رقابت در عین‌حال به صورت جدی میان شاخه‌های مختلف و قدیمی «کا‌گ‌ب» جریان دارد.
* ظاهراً دیمیتری مدودف یکی از اندک مقامات ارشد روس است که قبلا در «کا‌گ‌ب» یا «اف‌اس‌بی» مشغول به کار نبوده است. طبق آمار موجود 75 درصد از مقامات ارشد روسی ارتباطی با «کا‌گ‌ب» یا «اف‌اس‌بی» داشته‌اند.
** البته مقام‌های دیگری هم هستند که چنین سابقه‌ای نداشته‌اند. اما خیلی‌ها تعجب کردند که چرا پوتین جانشین خود را از میان دوستان قدیمی‌اش ـ ماموران سابق کا‌گ‌ب ـ انتخاب نکرده. بعضی‌ها معتقدند اگر پوتین می‌خواست یکی از عوامل نزدیک به کا‌گ‌ب را انتخاب کند، مجبور بود بالاخره یکی از طیف‌های مختلف قدرت در کا‌گ‌ب را بر دیگری ترجیح دهد. اما پوتین نمی‌خواست با چنین انتخابی یکی از طیف‌‌های قدرت در کا‌گ‌ب را قویتر کند و بقیه را به حاشیه براند. به همین جهت، مدودف انتخاب شد که در واقع تعادل قدرت در کاگ‌ب را بر هم نمی‌زد.
* آیا مدودف در برنامه‌های تبلیغاتی‌اش کاملا خود را به مردم معرفی کرده یا نه؟
** برنامه‌های او چندان با سخنرانی و حضور در میان مردم همراه نشده. او حتی به مناظره با طرف‌های مخالف هم علاقه‌ای نشان نداده و این برای سیاستمداری که دارد پا به عرصه قدرت می‌گذارد کمی عجیب به نظر می‌رسد. مدودف البته یک بار سخنرانی بسیار مهمی در «کراسنویارسک» ایراد کرد و از برنامه‌هایش برای آینده روسیه سخن گفت. در این سخنرانی، حرف‌های او شباهت چندانی به سخنرانی‌ها و مواضع معمول پوتین نداشت و به نظر می‌رسید که مدودف برنامه‌های متفاوتی را نسبت به پوتین دنبال خواهد کرد. در سخنان او فرمول لیبرال و دموکراتیکی برای آینده روسیه ترسیم شد. وی در عین‌حال از ضرورت کاهش قدرت قانونی مقامات رسمی کشور سخن گفت و این قدرت را عامل بروز فساد دانست. او حتی از دولتی شدن اقتصاد هم انتقاد کرد و گفت دلیلی ندارد که اکثر مقام‌های رسمی کشور در فعالیت‌های اقتصادی دست داشته باشند. این سخنان در واقع حمله مستقیمی بود علیه برخی از اطرافیان پوتین.
* ظاهراً تعداد زیادی از مقام‌های سابق کاگ‌ب عضو هیات مدیره کمپانی‌های بزرگ روسیه هستند.
** بله. مدودف جدا از این حملات لفظی، از ضرورت وجود رسانه‌های آزاد در روسیه هم سخن به میان آورده. او می‌گوید ذهنیت دوران پس از سقوط اتحاد جماهیر شوروی باید شکل خرد جمعی به خود بگیرد و تفکرات دهه 1990 میلادی تغییر کند. او برعکس پوتین سعی نمی‌کند صرفاً با ذهنیت دهه 1990 مقابله کند؛ بلکه با برخی از شرایطی که در دوران حکومت پوتین برقرار شده بود هم مقابله می‌کند. این سیاست دوجانبه می‌تواند جالب و موثر باشد. این رویکرد با رویه‌ای که ولادیمیر پوتین در پیش گرفته بود، کاملا تفاوت دارد.
* آیا این رویکرد مدودف در روسیه مورد توجه قرار گرفته است؟
** بله. بسیاری از لیبرال‌ها به موضع او توجه کردند و خشنود هم شدند. اما به هر حال هیچکس نمی‌تواند پیش‌بینی کند که از دل این مواضع، چه رویکردی نهایتا مشاهده خواهد شد. هیچکس نمی‌داند که باید این مواضع را جدی بگیرد یا نه.
* آیا امکان آن وجود دارد که مدودف بدون همراهی پوتین، این وعده‌ها را اجرایی کند؟
** به نظرم مدودف قدرت چندانی برای اجرای چنین مواضعی نداشته باشد. او حداقل در اوایل دوران ریاست‌ جمهوری باید همه مسائل را به صورت جزیی و دقیق با پوتین در میان بگذارد. مدودف به عنوان رئیس‌جمهور، قدرت زیاد و حوزه اختیار وسیعی خواهد داشت اما مسلم است تا وقتی که مهر تایید پوتین را بر تصمیم‌گیری‌هایش نداشته باشد، از این اختیارات استفاده نخواهد کرد.
* نظرتان در مورد تغییراتی که در رویکرد پوتین به وجود آمده چیست؟ در سال‌های اولی که پوتین به قدرت رسیده بود، به نظر می‌رسید که می‌خواهد مناسبات روسیه با غرب را بهبود بخشد. در سال 2001 میلادی همگان گمان کردند او دارد به رفیق شفیق جورج بوش تبدیل می‌شود اما حالا در غرب از پوتین به عنوان مردی یاد می‌شود که تنها به استفاده از قدرت در جهت حفظ منافع سنتی روسیه می‌اندیشد. آیا این تغییر رویه را می‌توان به شکوفایی و پیشرفت اقتصاد روسیه نسبت داد؟
** تا حدی بله. در حال حاضر ذخیره ارزی روسیه آنقدر بالاست که به رئیس‌جمهور اجازه می‌دهد با اعتماد به نفس کامل در مقابل کشورهای دیگر بایستد و منافع خودش را طلب کند. از سوی دیگر پوتین توانسته ناسیونالیسم روسی را کاملا احیا کند. شاید بعد از انقلاب نارنجی اوکراین بود که پوتین بیش از پیش متوجه ضرورت تقویت ناسیونالیسم به خصوص در میان نسل جوان شد. او با شاخ و شانه کشیدن در مقابل غرب در واقع توجه نسل جوان را برانگیخت و آنها را به مقابله با نفوذ غرب فراخواند. کار به جایی رسیده که بخش‌هایی از طبقه نخبگان روسیه از این شرایط احساس نگرانی کرده و می‌گویند این رویه باعث راندن دوستان و شرکای خارجی روسیه خواهد شد. حتی آلکسی کودرین وزیر دارایی روسیه هم از «هزینه»ای که روسیه باید برای سیاست خارجی فعلی‌اش بپردازد، سخن به میان آورده است.
* انتقال قدرت در روسیه پروسه جالبی خواهد بود. چه زمانی مدودف قدرت را به دست خواهد گرفت؟
** هفته اول ماه می. انتقال قدرت دو ماه طول می‌کشد و رئیس‌جمهور سابق و جدید هر دو به صورت همزمان در قدرت حضور خواهند داشت. زمانی که قدرت از بوریس یلتسین به پوتین منتقل شد چنین رویه‌ای را شاهد نبودیم.
* آیا مدودف اعلام کرده که چه افرادی را به کابینه‌اش فراخواهد خواند؟
** گمان نمی‌کنم.
* جالب است ببینیم چه کسانی را انتخاب می‌کند!
** بله. اوایل که مدودف از سوی پوتین معرفی شده بود، صحبت از حفظ تیمی به میان می‌آمد که با پوتین کار کرده بودند. اما اگر چنین رویه‌ای هم در پیش گرفته شود برای حفظ موقعیت باثبات فعلی است و بعداً فرصت و موقعیت تغییر این تیم کاملا به وجود خواهد آمد.