در شرایطی که رئیسجمهور ایران به عنوان نماینده ملتی بزرگ در یک سفر خارجی به سر میبرد بهتر آن است که مواضع او مورد حمایت واقع شود تا او بتواند با قدرتی به بزرگی یک ملت، در پشت میز مذاکره بنشیند و حقوق ملت خویش را استیفا کند. بر همین اساس، نگارنده نیز همزمان با بسیاری از هموطنان، برای موفقیت دکتر احمدینژاد در سفر به عراق دعا میکند. او به دو دلیل، انتقادات خود نسبت به او را نیز بیان مینماید. نخست آنکه رئیسجمهور نهم یکی از مقامات کثیرالسفر میباشد و لذا نمیتوان در مواقع ضرورت، تنها به بهانه حضور او در سفر از انتقاد خودداری کرد. دلیل دوم آن است که مشاوران رئیسجمهور میبایست او را قانع میکردند که در آستانه سفری با این درجه از اهمیت، از طرح انتقادات جدی نسبت به مهمترین قوه کشور یعنی مجلس خودداری کند. اما اکنون که او حتی چند ساعت قبل از پرواز به طرف بغداد، همچنان بر طرح انتقادات خود ـ که کارشناسی بودن برخی از آنها با تردید اساسی مواجه است ـ اصرار دارد، لابد از شنیدن انتقاد نیز استقبال میکند.
چند روز قبل دکتر احمدینژاد، ایران را قدرت اول جهان دانست. البته او برای اثبات ادعای خود دلایلی ارائه نکرد تا مشخص شود مقصود او از توصیف ایران به عنوان قدرت اول جهان چیست؟ آیا این ادعا مبتنی بر آمارهای اقتصادی است یا نحوه تنظیم روابط سایر کشورها با ایران، رئیسجمهور را به این نتیجه رسانده است؟ اما به فرض پذیرش این ادعا، سوالهای فراوانی در اذهان ایجاد میشود. زیرا در طول 5/2 سال مسئولیت احمدینژاد و دولت او، کمتر روز یا هفتهای بر ملت گذشته است که در آن، ادعاهایی در خصوص انفعال دولتمردان قبلی در عرصه خارجی، کوتاه آمدن آنها در موضوع هستهای، سکوت یا همراهی آنها با رانتخواریهای اقتصادی، کم کاری و حتی تنظیم مهمترین سند کشورداری – برنامه چهارم و سند چشمانداز - با تاثیرپذیری از اجانب و دشمنان مطرح نشده باشد! اگر سران دولت نهم و حامیان آنها، ادعاهای اینچنینی خود را دقیق بدانند، باید بپذیرند که در چنان شرایطی، امکان رسیدن ایران به جایگاه اول جهان وجود نداشته است. به عبارت دیگر، پذیرش ادعاهایی که توسط همکاران احمدینژاد و خود او مطرح میشود به معنای آن است که در یک دوره 5/2 ساله (از نیمه دوم سال 84 تاکنون)، نه تنها انفعالها، مفاسد و کوتاهیهای گذشته جبران گردیده، بلکه پیشرفتهای بیسابقه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ناشی از عملکرد دولت نهم، ایران را به قدرت اول جهان تبدیل کرده است. این در حالی است که تاکنون به صورت مکرر، ادعاهایی در خصوص عدم همکاری مجلس و سایر نهادها برای تحقق اهداف دولت نهم مطرح شد که آخرین آنها در مصاحبه دو شب قبل دکتر احمدینژاد بیان گردید. در این مدت، رسانهها - حتی رسانه ملی - نیز به کارشکنی و بزرگنمایی ضعفهای دولت متهم شدهاند. مجموعه ادعاهای سران دولت دولت نهم، حاکی از آن است که دولت نهم به تنهایی و علیرغم کارشکنی یا عدم همراهی سایر قوا و تریبونها، نتایج حاصل از عملکرد مدیران مرعوب و منفعل پیشین را جبران نموده و ایران را در جایگاهی رفیع قرار داده است! از سوی دیگر برخی از حامیان احمدینژاد، ریشه کاستیها در دولت نهم را ناتوانی برخی همکاران رئیسجمهور برای همراهی کامل با او دانستهاند. برکناری چند وزیر و معاون رئیسجمهور در 2 سال ابتدایی فعالیت دولت نهم نیز، صحه گذاردن شخص احمدینژاد بر این ادعای همراهان است. پس در یک کلام باید گفت که قرار گرفتن ایران در جایگاه ویژه مورد ادعای دکتر احمدینژاد، مدیون شخص اوست و نه سابقه 29 ساله جمهوری اسلامی و همراهی همه قوا و سیاستمداران! این تلقی، در تطابق با برخی سخنان قبلی احمدینژاد است که در توصیف برخی مراجعات بینالمللی به خود اعلام میکرد «آنها تصور میکنند من فلسطینی هستم یا مرا رئیسجمهور عراق میدانند.» اگر این فرض درست باشد، پذیرش برخی اتفاقات داخلی و خارجی با حضور مردی در این حد از قدرت، چندان آسان نخواهد بود. مثلا چگونه میتوان پذیرفت که سران ونزوئلا از بیم آمریکاییها، قول و قرار خود با قدرت اول جهان – ایران - را بر هم بزنند و هواپیمای اجارهای را از ایران پس بگیرند؟ سران روسیه که برای به دست آوردن یک قرارداد اقتصادی، حاضر به هر کاری هستند، بر اساس کدام محاسبه، وعدههای مکرر و سودآور خود با ایران را زیرپا میگذارند و هر روز به یک بهانه، تکمیل نیروگاه بوشهر را به تاخیر میاندازند؟ رئیسجمهور قزاقستان و سران نه چندان قدرتمندان برخی کشورهای خلیجفارس، چگونه به خود اجازه میدهند که اینگونه در برابر ایران گستاخی کنند؟ چرا مصر، فرصت ایجادشده توسط رئیس دولت ایران برای برقراری فوری رابطه را قدر نمیشناسد؟
مشابه همین سوالات در عرصه داخلی نیز قابل طرح است. مثلا چگونه میتوان در زمان حاکمیت قویترین دولت، توسط عدهای «خوشگذران کنار استخرنشین» سیاستهای اقتصادی دولت را دچار اخلال کرد؟ چرا امکان معرفی مفسدان اقتصادی - که از 5/2 سال قبل، نام آنها در اختیار رئیسجمهور بوده است - وجود ندارد؟ چرا علیرغم وضعیت استثنایی از لحاظ درآمدی، دولت نمیتواند بر رفاه مردم بیفزاید؟ چرا...
کشور ایران مردمی هوشمند، صبور و شجاع دارد که میتوانند قدرتمند بودن خود را به جهان ثابت کنند؛ همانطور که در برخی مقاطع همچون دفاع مقدس، این قدرت را در جهان به نمایش گزاردند و اما برای رسیدن به جایگاهی که در شأن ملت ایران است، نخستین گام آن است که دولتمردان بپذیرند، افتخارات امروز تنها متعلق به یک دولت، یا یک رئیسجمهور نیست. آنها همچنین باید در این دیدگاه خود تجدیدنظر کنند که «هرچه راه صواب است تنها به فکر رئیسجمهور نهم و چند ماه مشاوره او میرسد و تصمیماتی که سایر افراد - حتی اصولگرایان مسلط بر مجلس - میگیرند مانع معجزاتی است که قرار بوده توسط دولت نهم صورت گیرد!» مشاوران و حامیان دولتی رئیسجمهور، باید به تبیین این موضوع بپردازند که با تکیه بر چند نفر معدود، نه تنها نمیتوان قدرت اول جهان شد بلکه ممکن است جایگاه ایجاد شده به خاطر فداکاری آحاد ملت و هوشمندی عدهای از سیاستمداران در سالهای گذشته نیز از دست برود. آنها باید رودربایستی را با شخصیت محبوب خود کنار بگذارند و به عرض او برسانند که «یک نفر، هرچقدر هم که قدرتمند باشد نمیتواند به تنهایی ملت ایران را به جایگاهی برساند که شایستگی واقعی این ملت میباشد.»