نفت مادهای است که در سال 1850 به طور تصادفی توسط ساکنان منطقه پنسیلوانیای آمریکا کشف شد. به علت وفور این ماده در آن منطقه مقادیر زیادی از آن از درون زمین میجوشید و مردم منطقه آن را به طور ابتدایی جمعآوری میکردند.
شخصی به نام جورج بیسیل که انسانی دوراندیش بود از منطقه فوق دیدار کرد و پس از بازگشت از منطقه فوق به جیمز تاونسند (james townsend) از دوستانش که رئیس بانک نیوهاون (new heaven) بود درباره مادهای که اهالی منطقه برای درمان بسیاری از بیماریها به کار میگرفتند اطلاعاتی ارائه کرد.
این دو به این فکر افتادند که چگونه میتوان از این ماده به جای روغنهای گیاهی و حیوانی و زغالسنگ استفاده کرد که منبع اصلی تولید انرژی به شمار میرفتند. آنها تصمیم گرفتند برای اکتشاف این ماده به بررسیهای عمیقی بپردازند زیرا گمان میکردند چه بسا این ماده ارزانتر از سایر مواد مورد استفاده، تولید و استخراج شود.
آنها با پروفسور بنیامین سیلیمان (Benjamin silliaman) که استاد علم شیمی در دانشگاه ئیل آمریکا بود در خصوص بررسی خواص ماده فوق در سال 1854 به توافق رسیدند و متعهد شدند که مبلغ 526 دلار به وی پرداخت کنند. پس از گذشت شش ماه، سیلیمان به تاونسند و بیسیل اعلام کرد که تحقیقاتش کامل شده است و در قبال دریافت مبلغ توافق شده نتایج پژوهشهایش را در اختیار آنها قرار خواهد داد اما به علت عدم وجود مبلغ مذکور پروفسور سیلیمان با وجود آن که 100 دلار به عنوان بیعانه دریافت کرده بود از ارائه گزارش به آنها خودداری کرد اما آن دو توانستند باقیمانده مبلغ فوق را در 16 آوریل سال 1855 به پروفسور سیلیمان پرداخت و گزارش و نتایج پژوهش را دریافت کنند. نتایج این پژوهش همگان را شگفتزده کرد و نقطه تحول بزرگی در آغاز صنایع نفتی بود. نتایج بررسی نشان داد که با تصفیه این ماده و با قرار دادن آن در درجات دمایی مختلف مواد ارزشمندی را میتوان به دست آورد که از کربن و هیدروژن تشکیل شده است و میتوان از آنها برای روشنایی و منبع انرژی به جای زغال سنگ استفاده کرد. به طور کلی میتوان گفت که بیسیل توانست به طور اتفاقی با استفاده از این ماده جهان را وارد عصر جدیدی کند و اگر گفته شود وی پدر صنعت نفت جهان است حرفی به گزافه گفته نشده است.
بیسیل و تاونسند در ادامه تصمیم گرفتند تا سرمایههای لازم را برای بهرهبرداری از این ماده تهیه کنند. آنها در یکی از هتلهای نیوهیفن اقامت داشتند که با شخصی به نام ادوین دریک ملاقات به بحث و گفتوگو درباره ماده کشف شده پرداختند و توافق کردند که برای کشف و شناخت بهتر این ماده وارد عمل شوند آن دو توافق کردند که دریک را به منظور بررسی و پژوهش درباره نفت به ایالت پنسیلوانیا بفرستند. دریک پس از سفری طولانی در دسامبر سال 1857 از نیوهیفن به پنسیلوانیا رسید. وی به روستایی رسید که بسیار کوچک بود و تعداد ساکنانش 125 نفر بیشتر نبود و تیتوسویل نام داشت و اهالی آن از فقر شدید رنج میبردند. دریک پس از چند ماه برای ارائه گزارشی درباره امکان حفر، کاوش و تولید نفت به نیوهیفن بازگشت و به بیسیل و تاونسند تعهد داد که به محض فراهم شدن اموال، شخصاً برای حفر و تولید نفت اقدام خواهد کرد.
در یک در بهار سال 1858 یک بار دیگر برای اجرای مأموریتی که برای اجرای آن تعهد داده بود به پنسیلوانیا رفت و بیسیل و تاونسند اولین شرکت نفتی را با نام sen eaoil تأسیس کردند. دریک در آغاز برای استخراج نفت شروع به حفاری دستی کرد اما پس از گذشت یک ماه تصمیم گرفت که از وسایل موجود در آن مکان برای حفاری استفاده کند. وی برای آغاز عملیاتهای حفاری از شرکایش درخواست کرد در پرداخت اول هزار دلار به وی بپردازند. بنابراین وی در بهار سال 1859 با ولیم اسمیت که یک حفار بود توافقنامهای امضا کرد و او برای هر «پا» حفاری یک دلار دریافت میکرد. انتظار میرفت برای رسیدن به نفت به حفاریهای عمیقی نیاز باشد و خصوصاً اقدامات حفاری در منطقه صخرهای به کندی به پیش میرفت به طوری که همگان امیدشان را از دست دادند و بیسیل و تاونسند در آگوست سال 1859 نامهای به دریک فرستادند و از وی درخواست کردند که عملیات حفاری را متوقف کند، اما دریک مصمم بود که وظیفه و مأموریتش را کامل کند. در روز شنبه تاریخ 27 آگوست سال 1859 با اکتشاف اولین چاه نفت در روستای (Titusville) پنسیلوانیا اتفاق مهمی در تاریخ صنعت نفت به وقوع پیوست که عمق این چاه 69 «پا» بود. پس از آن فعالیت درباره حفاری به دلایل فنی به مدت یک روز متوقف شد اما اسمیت و در ک در 29 آگوست 1859 برای استخراج نفت از نخستین چاه نفتی و ذخیره آن در بشکههای چوبی به محل حفر چاه بازگشتند.
ورود نفت به عرصه سیاست
زمانی که چرچیل در سال 1911 وزیر کشور انگلیس بود از جمله سیاستمدارانی بود که به اهمیت استفاده از نفت به عنوان منبع انرژی پی برد و نیروی دریایی این کشور را مجبور کرد به جای استفاده از سوختهای سنتی و زغالسنگ از نفت به عنوان منبع انرژی استفاده کنند. اگرچه استفاده از نفت در آن زمان مشکلات زیادی را برای امپراتوری انگلیس ایجاد کرد اما فواید استراتژیکی برای انگلیس در پی داشت که چرچیل از آنها آگاهی داشت. همانطوری که چرچیل پیشبینی کرده بود طی قرن بیستم، جنگ جهانی اول، دوم و سایر جنگها نفت به عامل حاکمیت و قدرت تبدیل شد.
در آگوست سال 1990 یک بار دیگر نفت به مرکز و عامل درگیری در جهان تبدیل شد و صدام به کشور همسایهاش کویت حمله کرد. هدف اصلی صدام از این حمله غلبه بر ثروتهای نفت آن کشور بود زیرا صدام با غلبه بر کویت مقادیر زیادی از منابع نفت جهان را در اختیار میگرفت و به یکی از قدرتهای جهان تبدیل میشد و در این صورت جهان مجبور میشد تا تمان خواستههای صدام را قبول کند و در نتیجه تحول دراماتیکی در توازن قوای بینالمللی ایجاد میشد. اما حمله به کویت مورد قبول کشورهای جهان و منطقه قرار نگرفت و تلاشهایی برای عقبنشینی صلحآمیز صدام از کویت انجام شد، اما این تلاشها به شکست انجامید. در ادامه 33کشور به رهبری آمریکا همپیمان شدند تا صدام را به عقبنشینی از کویت وادار نمایند.
در نیمه دوم قرن نوزده و در قرن بیستم تحولات عمدهای به وقوع پیوست و جهان از تکیه بر زغالسنگ تا حد زیادی چشمپوشی کرد و به نفت روی آورد که برخی از دلایل آن عبارت بود از: ظهور و توسعه سرمایهداری که نفت در آن بسیار مهم و باارزش است و همچنین ظهور صنایع بزرگ که بر نفت تکیه دارند و مسئله دوم این که نفت با استراتژیهای ملتها و سیاستها و قدرتهای جهانی ارتباط عمیقی پیدا کرده است. به طوری که در جنگ جهانی اول اهمیت نفت برای راهاندازی وسایلی که با استفاده از زغال سنگ کار میکردند مشخص شد. در جنگ جهانی دوم نیز نفت در روند و نتیجه جنگ تاثیرات عمدهای داشت. در طول دوران جنگ سرد درگیریهایی برای سیطره بر نفت میان شرکتهای بینالمللی و کشورهای درحال توسعه انجام شد. بحران سوئیس در سال 1956 نیز از جمله بحرانهایی بود که در خصوص منابع نفتی ایجاد شد. اگرچه با پایان جنگ سرد تحولاتی در جهان ایجاد شد اما همچنان نفت کالایر استراتژیک بود که در سیاستهای جهانی نقش بارزی ایفا میکرد. با استفاده از بنزین به عنوان یک محرک برای دستگاهها تمدن جدیدی در قرن بیستم ایجاد شد و بدین ترتیب زغالسنگ به طور کامل از جهان صنعت به عنوان یک منبع انرژی رخت بربست اما نفت به پایهای برای توسعه صنعت حمل و نقل و توسعه شهرها و روستاها تبدیل شد و زندگی بشریت را با تغییر و تحولات عجیبی روبهرو کرد. اکنون کشاورزی در جهان با نفت ارتباطی تنگاتنگ دارد و عامل تولید مواد پلاستیکی و شیمیایی به شمار میرود و درواقع نفت اساس تمدن فعلی به شمار میرود، تمدنی که در صورت خشک شدن چاههای نفت غافلگیر خواهد شد. اگر قرن بیستم را قرن نفت بنامیم حرفی به گزافه نگفتهایم.
نفت و قرن بیست و یکم
اگرچه در قرن بیستم جهان تکیه شدیدی بر نفت داشت اما در قرن بیستویکم شرایط در حال تغییر است. اکنون در جایجای جهان تلاش میشود نا استفاده از سوختهای وابسته به نفت و زغالسنگ به علت تولید دود، آلودگی هوا، مشکلات لایه ازن و تغییرات آب و هوایی کاهش داده شود. اکنون نفت به تخریب محیطزیست و تهدید زندگی نسل فعلی و نسلهای آینده متهم میشود و تکنولوژیها و امکانات جدید به دور شدن از نفت افتخار میکند. اما با تمام این تفاسیر بشریت حاضر نیست تا از خودروها و امکاناتی که با نفت کار میکنند دست بکشد و اکثر ملتهای کشورها کاهش مصرف نفت را قبول نمیکنند. آنچه که اکنون مهم است عبارت است از حمایت از محیطزیست به بهترین شکل ممکن، پایبندی به رشد اقتصادی و فواید جوامع نفتی و حفظ سلامت انرژی. اگرچه پیشبینی در قرن بیست و یکم کامپیوتر نقش غیرقابل انکاری ایفا کند اما صنعت نفت دارای تأثیرات زیادی بر اقتصاد جهان خواهد بود و حتی اگر منبع جایگزینی برای تولید انرژی پیدا شود باز هم نفت تأثیرگذاری خود را حفظ خواهد کرد. با نگاهی به مطبوعات و رسانهها درمییابیم که نفت تنها کالایی است که همچنان به طور مستمر صفحات اقتصادی و صفحات اصلی آنها را به خود اختصاص میدهد.
در اوایل قرن بیستویکم قصه نفت وارد دوره جدیدی می شود و حوادث سیاسی و نظامی در انتظار مناطق نفتخیز خواهد بود. بحرانهای موجود در نیجریه، الجزایر، سودان و سومالی از این جملهاند. منطقه خلیجفارس نیز از جمله مناطق ملتهبی است که یکسوم ذخایر نفت جهان را در اختیار دارد و به این دلیل است که ناوگانهای نظامی قدرتهای بزرگ را در این منطقه ملاحظه می کنیم. گذشت زمان نشان خواهد داد که آیا نفت مایه آسایش کشورهای منطقه خاورمیانه را فراهم میکند و یا این که باعث ایجاد درگیریهای جدید و ایجاد معضلاتی برای آنها خواهد شد.