* یکی از موضوعاتی که از سوی اصلاحطلبان همواره مورد تاکید قرار گرفته، استفاده از فرصت مغتنم ایجاد شده در طول سالهای دوری از قدرت و عدم فعالیت رسمی در حاکمیت در راستای برنامهریزی بهتر و کاملتر، بررسی نواقص و کاستیها و ارائه راهکارهای تازه جهت حضور منسجم در انتخابات و از آن مهمتر پس از پیروزیهای احتمالی، برای اداره کشور است. تا چه حد در این زمینه پیشرفت صورت گرفته است؟
** برای شکستهای اصلاحطلبان در انتخاباتهای اخیر میتوان دلایل زیادی را برشمرد که یکی از آنها به خود اصلاحطلبان بازگشته و علتهای مختلفی را در بر میگیرد. اول عدم ارتباط منسجم و معنادار با توده مردم و دوم ضعف برنامهریزی در برخی حوزهها، ضمن اینکه نقدهایی که به نوعی شبیه به خودزنی و با استفاده از اخلاص و انتقادپذیری اصلاحطلبان مبنی بر بیبرنامگی است را نمیپذیرم. خوشبختانه اخیراً نیز در مراسم بزرگداشت دهمین سالگرد دوم خرداد، آقای خاتمی به درستی با اشاره به دارا بودن بهترین و با برنامهترین دولت در دوران اصلاحات، نکاتی را برشمردند که کاملاً نیز قابل اثبات است. همچنین باید گفت بهترین، متخصصترین و با برنامهترین مجلس را در دوره ششم در مقایسه با مجالسی داشتیم که بوده و هست اما در مقایسه با ایدهآلها و آرمانهای خود همواره ضعیف بودهایم. یکی از مسائلی که همواره از سوی اصلاحطلبان درخصوص دوم خرداد 76 عنوان میشود این است که قبل از اینکه نیروهای طیف فکری ما آمادگی لازم را برای پیروزی داشته باشند به علت آگاهیهای عمومی و اقبال مردم به تفکر اصلاحات که برگرفته از برآیند خواستههای ملی و دینی جامعه است، پاسخ مثبت از آنان دریافت و به پیروزی دست پیدا کردیم. این میتواند یکی از دلایل کاستیها به شمار رود چرا که قبل از دستیابی به وضعیت ایدهآل، با نوعی غافلگیری روبهرو شده و وقت کافی جهت پردازش کامل برنامههای خود را در اختیار نداشتیم. اما این به معنای عدم موفقیت در اداره امور نیست چه اینکه در صورت در اختیار داشتن فرصت بیشتر و عدم غافلگیری به طور قطع با تأنی بیشتر و در موقع مناسب، برنامههای تخصصیتری را داشته و به آنها عمل میکردیم. اما درایت و انگیزه اصلاحطلبان، سبب فعالیت مستمر و تدوین برنامههای فراوان ریشهیی و بنیادی برای فقرزدایی در تمامی حوزهها در کشور در مقایسه با افرادی است که از هیچگونه برنامه و فکری برای اداره کشور برخوردار نیستند.
البته منظور دولت و مجلس خاصی نیست بلکه به صورت غیرمصداقی و کلی به این مساله نگاه میکنم. ضعف دیگر عدم اطلاعرسانی کافی از برنامههایی بود که در مجلس ششم و دولت اصلاحات انجام میپذیرفت. در همان دوران هم اطلاعرسانی به مردم را از نیازهای ضروری میدانستم آن هم در مقابل وارونه نماییهایی که از برخی رسانهها و تریبونها علیه اصلاحطلبان در حال انجام بود. این یک وظیفه بود تا به مردم اطلاع داده شود که چه فعالیتهایی برای آنان از سوی افرادی که با رای مردم به مجلس و دولت راه پیدا کرده بودند در حال انجام است چرا که عدهیی معتقد بودند که اصلاحطلبان نباید در حاکمیت حضور داشته باشند و به نوعی حاکمیت را فقط و فقط جای خود میدانستند.
و نکته دیگر عدم تشکیل یک کمیته حقوقی توانمند برای رصد کردن توهین و تهمتها علیه اصلاحطلبان و انجام واکنش مقتضی در مقابل آن بود. در واقع نپرداختن به این گونه مسائل سبب شد که افراد و گروههایی هر آنچه که میخواهند به اصلاحطلبان نسبت داده و بخشی از آرای مردم نسبت به اصلاحطلبان را تغییر دهند.
* به ضعفها و کمبودها اشاره کردید. چه برنامههایی برای عدم تکرار آنها در دستور کار قرار گرفته است؟ در خصوص وظایف کمیته حقوقی که مورد اشاره قرار گرفت واضحتر توضیح دهید.
** ما ناگزیر و مجبور هستیم ضمن نقد گذشته سریعاً به ترمیم ایرادهایی که در کار وجود داشته - البته تا قسمتی که مربوط به اصلاحطلبان میشود - بپردازیم. قدم اول ائتلاف واقعی میان تمامی گروههای همفکر در جبهه اصلاحات بود که بلافاصله پس از شکلگیری، نتیجه آن در انتخابات شوراها به خوبی مشاهده شد. این ائتلاف به قوت خود باقی و در حال تقویت برای انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم است. همچنین نتیجه دیگری که در بررسی گذشته به دست آمد اینکه نباید سخن گفتن از دموکراسی و وظایف کنونی برای اصلاح امور تنها محدود به نخبگان شود. تمامی احزاب و نهادهای اصلاحطلب باید به هر شیوه ممکن، ارتباط خود را با بدنه اجتماعی و مردم گسترش دهند. باید دموکراسی و مفهوم آن سر سفره مردم برده شود چه اینکه دموکراسی نه تنها هیچ تعارضی با تعالیم حکومتی و سیاسی اسلام نداشته بلکه عین آن به شمار میرود و موضوعی که در دموکراسی بوده اما در اسلام امکان یافتن آن نباشد وجود ندارد. کمیتهیی که در سوال قبلی به آن اشاره کردم نیز بخشی از برنامهها به شمار میرود. کمیتهیی توانمند که شاکله آن را تمام حقوقدانان دلسوز و طرفدار دموکراسی تشکیل داده و به عنوان یک نهاد، تمام مسائلی که در ایران در ارتباط با مردم و نهادهای رسمی و غیررسمی مردمی در جریان است را تحتنظر داشته و مورد رصد و شناسایی قرار داده و برای آن تشکیل پرونده دهد. درصورت استقبال قوه قضائیه از پروندههای حقوقی و قانونی تشکیل شده، به صورت شکایت به این قوه و سایر ارگانهای رسمی کشور قابل ارائه خواهد بود. اما در صورت استنکاف حتماً باید به نهادهای بینالمللی ارجاع داده شود. کشور ما از زمان کوروش شاهد حاکمیت بوده و در عصر کنونی و پس از پیروزی انقلاب به رهبری یک عالم نواندیش همانند امام و با آگاهیهای زیادی که درخصوص حقوق قانونی و اسلامی به جامعه ایران دادند، مردم زیربار هر نوع بیقانونی آن هم گاهی به اسم اسلام نرفته و دیدگاههای افراطی را نمیپذیرند. لازمه پاسداری از حقوق ملت جز با تشکیل یک نهاد تخصصی حقوقی، امکانپذیر نیست. در مجلس ششم بارها این درخواست مطرح شد اما به علت عدم توجه کافی، عدهیی توانایی لوث کردن اصول قانونی در کشور را به دست آوردند. همچنین استفاده از ابزار تبلیغاتی و رسانهها برای اطلاعرسانی سریع، شفاف و به موقع به مردم از آنچه در شوراها و مجلس و دولت که انشاءالله در اختیار اصلاحطلبان خواهد بود باید به عنوان یک وظیفه دائمی و خدشه ناپذیر از سوی اصلاحطلبان به رسمیت شناخته شود. معنای در میدان و صحنه بودن مردم ارتباط دائمی از سوی اصلاحطلبان با آنها برای طرح مشکلات و موانع فراروی خود با آنها و هم اطلاعرسانی از کارهای در حال انجام به آنان است. پاسخگو بودن در مقابل انتقادات و پیشنهادات جامعه و فعالانه برخورد کردن با آن از جمله مسائل مهم است.
* شما به عنوان یک چهره سیاسی - فرهنگی اصلاحطلب در جامعه شناخته میشوید. در همین راستا عملکرد متولیان و نهادهای فرهنگی بعد از دوران اصلاحات در دولت و مجلس مانند فراکسیون زنان، کمیسیون فرهنگی و وزارت ارشاد دولت نهم را چگونه ارزیابی میکنید؟
** متاسفانه در مجلس و خصوصاً در حوزه زنان، حتی در دورههای قبل از مجلس ششم شاهد این افت و بیتفاوتی کنونی نبودیم. در برخی مجالس قبلی که حتی اصولگرایان، اکثریت را در آنها در اختیار داشتند، زنانی حضور داشتند که اگرچه به لحاظ دیدگاه سیاسی مشابه اصلاحطلبان عمل نمیکردند اما دغدغه زنان و مشکلات و مصائب آنها را داشته و قوانین خوبی نیز در این زمینه به تصویب رساندند. اما در مجلس کنونی تنها چیزی که دیده نمیشود دغدغه مسائل زنان است. اکثریت زنان امروز کشور ما به اعتقاد من و با تکیه بر آمار و دلایل اثباتی فراوان، خواهان تغییرات اصولی و اساسی در قوانینی مانند قانون مدنی، قانون مجازات اسلامی، قانون استخدام کشوری و بسیاری از آییننامههای داخلی ارگانها و سازمانهایی هستند که با روح قانون اساسی و شرع اسلام در تناقض بوده و مملو از تبعیضات جنسیتی است. اگرچه این قوانینی که در 100 سال گذشته تعیین و تصویب شدهاند برای زمان خود شاید قوانینی مترقی به شمار میرفتند اما در طول 100 سال گذشته جوامع انسانی تغییرات فراوانی کردهاند و خصوصاً پس از پیروزی انقلاب و به ویژه پس از نهضت دوم خرداد امروز زنان حاضر به پذیرش قوانین ضد جنسیتی نیستند و معتقدند که این مسائل با روح اسلام منافات دارد و علمای نواندیش و حقوقدانان مسلمان در این زمینه وظایف زیادی دادند. معتقدم اگر به زودی حوزهها و علمای نواندیش در راستای تبعیضزدایی از قوانین اقدام نکنند به زودی نهضت و جنبش به معنای علمی آن توسط زنان اتفاق خواهد افتاد. در چنین شرایطی نمایندگان زن مجلس یا کاملاً ساکت بوده یا با تصویب طرحهای معدودی مانند «حقوق و مسوولیت زنان» که نه تنها از هیچ نکته و موضوع تازهیی برخوردار نبود بلکه حتی برخی مسائل مانند چندهمسری مردان توانمند از نظر مالی را نیز در آن به رسمیت شناخت و دولت آن را به برخی نهادها در روز زن ابلاغ کرد. موضوعاتی دیگر نظیر سهمیهبندی رشتههای تحصیلی، هم صدایی کردن با نیروی انتظامی برای برخورد با زنان یا تغییر نام مرکز امور مشارکت زنان به زنان و خانواده، همه از یک نگاه بسته غیرهمسو با نگاهی که بر اکثریت جامعه زنان ایران اسلامی داشته و قابل بخشش به نظر نمیرسد حکایت دارد. برای نقد کلی کمیسیون فرهنگی و وزارت ارشاد نیز از روش توضیح فعالیتهای مجلس ششم استفاده میکنیم. در آن مقطع ما عمیقاً به دنبال ارتقای موجودی سبد فرهنگی برای امور فرهنگی بودیم. ایجاد صندوق حمایتی هنرمندان، اجرای برنامههایی برای جهانی کردن هنر ایرانی - اسلامی در ابعاد دوشاخههای مختلف، تقویت نهادهای مردمی، فرهنگی و هنری، ترویج فرهنگ کتاب و کتابخوانی که یکی از خروجیهای آن به تشکیل هیات امنای کتابخانههای عمومی کشور انجامید و کمکهای دولت و مجلس اصلاحات برای تشکیل، تقویت و حمایت از نهادها و NGOها و پیگیری آن از سوی وزارت ارشاد، از خدمات قابل ذکر در این زمینه است. تنها به این نکته میتوان اشاره کرد که این مسائل در حال حاضر پیگیری نمیشود.
* قصد دارید به همین توضیح اکتفا کنید؟ این عدم پیگیری چگونه قابل توجیه یا بهتر بگوییم در کجاها بیشتر دیده میشود؟
**بسیاری از نهادهای فعال مردمی در زمینههای مختلفی که اشاره شد، در حال حاضر از وضع موجود ابراز نارضایتی و شکایت داشته و حمایتهای مورد انتظار به طور کامل قطع شده است. بعضاً از سوی برخی شنیده میشود که به فعالیتهای حزبی و تحزب باور ندارند درحالی که امام و بزرگان کشور هرگز آن را نفی نکردند و گاهی حرفهایی در نفی کار حزبی از سوی شخصیتهای فرهنگی زده میشود که حیرتانگیز است آن هم در شرایطی که با وجود احزاب متعدد با گرایشهای مختلف فکری اعم از راست و چپ یا اصلاحطلب و اصولگرا و حرکت روبه رشد و تعالی بسیار سریع آنها که در دور جدید خانه احزاب متبلور شد. خوشبختانه نکته حیرتانگیز دیگر در این سو، همصدایی افرادی نظیر آقایان عسگراولادی و بهزاد نبوی درخصوص لزوم و وجود احزاب فعال در کشور است که نشان میدهد به رغم تمامی اشکالتراشیهای اخیر، تحزب و دموکراسی در کشور در حال نهادینه شدن است. ابعاد فرهنگی کنونی جای نقد بسیار دارد اما قصد وارد شدن مصداقی و ریز به آنها را ندارم.
* یکی از مباحث فرهنگی جاری در کشور که البته با سیاست هم بیارتباط نبوده و به درست یا غلط گاهی وجودی کاملاً سیاسی پیدا میکند برخوردهای اخیر با نوع پوشش از یک سو و سخنان و طرحهایی درخصوص نحوه حضور زنان در جامعه، ادارات دولتی و دانشگاهها است. این طرز فکر از کجا ناشی شده و راه اصولی منطبق بر آموزههای دینی و قانونی مبارزه با ناهنجاریهای فرهنگی و اجتماعی را در این گونه برخوردها میبینید؟
** متاسفانه با اینکه در طول سالهای پس از پیروزی انقلاب نه تنها بارها عدم کارایی چنین روشهایی آزموده شده بلکه باعث پیچیده شدن و تغییر جهت حرکتی برخی مسائل جاری شده است، باز هم اصرار بر آزمودن خطاهای گذشته و این مساله علاوه بر جای انتقاد بسیار، تعجب برانگیز است. یکی از این موارد در گذشته برخورد دولتی با دیشهای ماهواره بود. در آن مقطع بر این نکته تاکید داشتیم که این قبیل برخوردها سبب حریص شدن عدهیی برای استفاده از آن یا نوعی دهنکجی خواهد شد. در مورد مسائل زنان مساله بسیار پیچیدهتر از موضوع ماهواره است. قبل از واردن شدن به این بحث باید به نکتهیی اشاره کنم. اول اینکه زن ایرانی مسلمان دارای هویتی است که هرگز آن هویت چیزی نیست که امروز در سطح جامعه قابل رویت است. نه خانمی که با یک حجاب بسیار سفت و سخت تفکر این را دارد که زن ضمیمه خانواده و تنها با خانواده معنا میشود و به این میاندیشد که زنی که از پوششی همانند من برخوردار نیست مورد برخورد انتظامی قرار بگیرد و نه رفتار خانمی که میتواند و به خود اجازه میدهد در خصوص شخصیت فرهیختهیی که مورد قبول ایران و جهان است یعنی خاتمی آن گونه و با آن لحن صحبت میکند. هیچ کدام بیانگر رفتار زن مسلمان ایرانی نیست. همچنین هویت زن مسلمان ایرانی در زنانی که با قیافههای عجیب و غریب و با لباسهایی که هیچ زن فرهیخته و با شخصیتی با آن در معابر عمومی و خیابان ها ظاهر نمیشوند نیز تبلور پیدا نمیکند. علت مشاهده این گونه عدم تعادل در مسائل زنان، برخی مسائل فرهنگی است که ریشه در نوع عملکرد مسوولان فرهنگی ما در طول این 30 سال داشته است. زنان عموماً انتظار داشتند که پس از تاکیدات معنیدار امام درخصوص شخصیت و جایگاه زن، نهادهایی دولتی برای هرگونه تبعیضزدایی از قوانین، و تعریف و تبیین هویت زن مسلمان ایرانی شکل گرفته و برای فرهنگسازی در خصوص عدم نگاه به زن به عنوان جنس دوم در جامعه در شغل و تحصیل در جامعه و خانواده اقدام کنند. همچنین سخنرانیهایی در طول این سالها از سوی مقامهای بلندپایه صورت گرفت که حتی به تبعیضهای در خانه از سوی برادران و فرزندان برای زنان ایجاد میشود انتقاد کردهاند. براساس همین دلایل است که در حال حاضر عموم زنان ایران خلاء عظیمی را میان، تئوری و روح اسلام در خصوص زنان با واقعیتها و عمل امروز احساس میکنند و این خواسته به حق آنان است که مخصوصاً به اسم اسلام، تبعیض جنسیتی علیه آنان اعمال نشود. اینکه چرا دو طیفی که در بالا از آن نام برده شد در حال حاضر فعال هستند اینکه بدنه طیف عظیم زنان مسلمان نواندیش ساکت و نیمه خاموش بوده و حرکت معناداری را در این زمینه آغاز نکردهاند. اما دو سر طیف یعنی گروهی که برخورد با زنان را به باور داشتن حجاب کامل از سوی خود مجاز می شمرد و گروه دیگر که با شکل و شمایل خاص در جامعه حاضر میشوند با انگیزههای مختلف فعال شده اما نمایندگان واقعی زن مسلمان ایرانی به شمار نمیروند.
* اخیراً از سوی برخی از اصلاحطلبان، سخنانی در خصوص تشکیل سازمان رای اصلاحطلبان بیان شده و همچنین زمزمههایی نیز مبنی بر تشکیل سازمان رای زنان شنیده میشود. به طور کلی چه برنامههایی برای جذب آرای زنان به عنوان نیمی از جمعیت جامعه صورت گرفته است؟ با ذکر این نکته که در انتخابات ریاست جمهوری نهم اقبال مورد انتظار از سوی زنان بر برخی کاندیداهای اصلاحطلب نشان داده نشد و حتی دیده شده از سوی زنان به کاندیداهای زن نگاه حمایتی وجود ندارد.
** برای انتخابات پیشرو، یکی از اهداف اصلاحطلبان و تشکلهای همسو، برقراری ارتباط بسیار ریشهیی و گسترده با عموم زنان کشور و جلب مشارکت عمومی آنان در انتخابات است. در انتخابات ریاست جمهوری گذشته زنان به دلیل درایت، آگاهی و رشد علمی سیاسی و فرهنگی این سالها، به این نتیجه رسیدند که طیفی تصمیم برآمدن در عرصه حاکمیت گرفته و خواهند آمد. به تبع این تفکر بسیاری از زنان اصلاحطلب آگاه و روشن حاضر به مشارکت در انتخابات نشدند و کسب رای بیشتر از سوی کاندیدای دیگر به دلیل حمایت اکثریت زنان کشور از وی نبود. رای ثابت آنها اعم از زن و مرد به سوی آنها هدایت شده و جمع قابل توجهی از زنان ایران حاضر به مشارکت در انتخابات نشدند.
* این اشکال و ایراد از کجا نشأت گرفته میشود؟ چرا تاکنون برای رفع آن، برنامه خاصی از سوی اصلاحطلبان و در رأس آنها زنان اصلاحطلب صورت نگرفته است؟
** اشکالی که بر همه مسوولان نهاهای فرهنگی و فعالان سیاسی اصلاحطلب وارد است همانطور که اشاره شد ارتباط صرف با نخبگان و تفکر اشتباه در خصوص در ارتباط بودن نخبگان با توده مردم یا حداقل آنهایی که در احزاب و تشکلهای خاصی سازماندهی نشدهاند بود و محاسبات در خصوص حضور آنان در انتخابات تا حدودی محقق نشد. ارتباط باید رودر رو بوده و تاثیرگذاری آن مشخص شود. البته تلاشهایی صورت گرفت تا به تشکیل کمیته اصناف زنان، با فعالان اصناف زنان رایزنیهایی را صورت دادیم که به دلیل عدم وجود زمان کافی به نتیجه دلخواه نرسید. جمعیت زنان نواندیش با تمامی مشکلات موجود اعم از قطع یارانه احزاب و عدم دارا بودن فضا و امکانات کافی در راستای اهداف ائتلاف اصلاحطلبان، تلاشهای گسترده خود برای رفع این مشکل ارتباطی را آغاز کرده است.
* زمانی در یکی از احزاب اصلاحطلب سهمیهیی 30 درصدی برای زنان در هریک از شاخهها و نهادهای زیرمجموعه حزب تعریف شد. اما بعضاً از سوی خود زنان اصلاحطلب انتقاداتی مبنی بر عدم رعایت آن خصوصاً در شورای مرکزی بیان شد. در سایر احزاب که وضع زنان چندان خوشایند نیست چه فعالیتهایی در این راستا صورت گرفته است؟
** این 30 درصد در حزب مشارکت به صورت تقریبی در حال حاضر رعایت میشود. اما شورای مرکزی در مجمع عمومی و استانها معرفی میشوند و شاید به دلیل عدم وجود شاخه زنان درگذشته این روند در کل کشور اتفاق نیفتاد اما در حال حاضر با نگاه مثبت ارکان در بسیاری از پستهای کلیدی حزب زنان نقش فعال دارند. با سایر احزاب اصلاحطلب نیز در این زمینه جلسات مشترکی تشکیل و نمایندگان آنها در فعالیتهایی که اخیراً با حضور زنان فعال اصلاحطلب آغاز شده و به موضوعات روز زنان در کشور به اضافه انتخابات میپردازد، حضور دارند. با نگاه مثبت خانه احزاب به زنان که در آرای اخذ شده به وضوح قابل رویت است و تشکیل کمیته زنان خانه احزاب با دیدی کاملاً ارگانیک و با ساختار درست دو جناح اصلی کشور و همچنین حضور در جبهه دموکراسی و حقوقبشر که در هنگام اعلام موجودیت به آن پرداخته خواهد شد پیگیری برای احقاق مطالبات زنان و ائتلاف در کشور شدت بیشتری یافته است.