تاریخ انتشار : ۱۵ آبان ۱۳۸۷ - ۱۱:۱۶  ، 
شناسه خبر : ۵۵۷۱۶
ابراهیم اصغرزاده در گفت‌وگو با همبستگی:
مقدمه: گروه سیاست: ابراهیم اصغرزاده را اهالی تهران به خوبی می‌شناسند. او یکی از چهره‌های سیاسی مطرح و خبر‌ساز سال‌های گذشته بوده است. از جنبش دانشجویی گرفته تا فعالیت‌های تخصصی و مبارزات سیاسی. او در خاطره تاریخی مردم ایران بیشتر از هر چیزی به عنوان سیاستمدار مبارز و سازش‌ناپذیر مطرح بوده تا جایی که مورد حسد و کینه برخی دوستان سابقش نیز قرار گرفته است. ابراهیم اصغرزاده طراح اصلی تصرف سفارت آمریکا در ایران بود که حضرت امام خمینی آن را انقلاب دوم نامید. او از رهبران جنبش دانشجویی کشور بوده است و دفتر تحکیم وحدت را پایه‌گذاری کرد که نقش زیادی در تحولات سیاسی کشور داشت. در دوره سوم مجلس شورای اسلامی ابه نمایندگی مردم تهران انتخاب شد و در سال 76 با کمک دوستان سابقش نقش مهمی در به قدرت رساندن سیدمحمد خاتمی به ریاست جمهوری ایفا کرد. او به همراه حجت‌الاسلام موسوی‌خوئینی‌ها روزنامه سلام را پایه‌گذاری کرد و در سال 77 مجددا از مردم تهران رای اعتماد گرفت. البته این بار برای عضویت در اولین دوره شوراهای شهر. مبارزات او در شورای شهر تهران علیه فساد و ناکار‌آمدی شهرد‌اری تهران عبرت‌‌آموز شوراهای شهر سراسر کشور شد و نشان داد که حاضر نیست به خاطر پست و مقام تن به سازش‌های پنهانی و بده‌بستان‌های سیاسی دهد. وی به شدت از منافع مردم دفاع می‌کند و به رقم مبارزه‌اش برای اصلاح‌طلبی‌ و آزادیخواهی همچون گذشته عدالت‌طلب و مساوات‌خواه باقی مانده است. حضور مجددش در صحنه سیاسی کشور و تایید صلاحیتش پس از 16 سال توسط شورای نگهبان فرصتی شد تا با او به گفتگو بنشینیم. لازم به یادآوری است که ابراهیم اصغرزاده برای مدتی دبیر‌کل حزب همبستگی و همینک جبهه‌ آزادی و برابری‌خواهی را رهبری می‌کند.

* آقای اصغرزاده چرا پس از شانزده سال مجددا به صحنه سیاسی کشور برگشته‌اید؟

**‌- اولا بنده هیچگاه صحنه سیاسی را ترک نکرده‌ام که حالا را برگردم. ثانیا من در سال‌های گذشته که در جریان اصلاحات و چه در محیط دانشگاهی فعال بوده‌ام، یک دوره هم از طرف اهالی تهران برای عضویت در اولین دوره شورای شهر تهران انتخاب شدم. بالاخره کوتاه نمی‌آییم در سیاست بازنشستگی و شکست وجود ندارد.

* آیا با این شرایط می‌توان به پیروزی دست یافت؟

**‌ - در هر شرایطی می‌توان به پیروزی دست‌ یافت. ما باید بر شرایط تاثیر بگذاریم، شرایط را باید ساخت. پیروزی در هر زمانی تعریف خاص خود را دارد صندوق رای برای مردم تاثیر‌گذاری بر وضع موجود است. در حقیقت اگر مردم از سیاست‌های موجود ناراضی باشند به کسانی رای خواهند دارد که مدعی تغییر وضع موجودند. هم اکنون آقای احمدی‌‌نژاد و سیاست‌هایش در معرض رای اعتماد عمومی قرار گرفته‌ است و تمامی آرای که به من و امثال من داده می‌شود معنادار نیست. یعنی اینک هر رای به کسانی که در جبهه احمد‌نژاد نیستند به معنای تاثیر منتقدان سیاست‌های دولت است. حتی تشکیل یک فراکسیون اقلیت در مجلس هم یک پیروزی است. منتهی باید یک فراکسیون قدرتمند باشد که بتواند اشتباهات دولت را تذکر دهد و جلوی انحرافات از معیار‌ها و برنامه‌ها را بگیرد با توجه به درآمد هنگفت دولت از درآمد نفت به دلیل این که ریخت‌وپاش‌ها و بی‌انضباطی مالی دولت موجب رکود اقتصادی و افزایش تورم و گرانی شده است مردم می‌خواهند به برنامه اقتصادی دولت رای منفی بدهند و به همین دلیل شرایط برای یک انتخابات معنادار فراهم شده است ولو نتوانیم در اکثر حوزه‌ها رقابت داشته باشیم ولی می‌توانیم دست رد بر سینه احمدی‌نژاد بزنیم.  

* ولی سیاست‌های آقای احمدی‌نژاد به نفع گروه‌های فقیر جامعه بوده یا این طور به نظر می‌رسد شعارهای عدالت‌طلبانه ایشان گوش فلک را کر کرده است. فکر می‌کنید آیا مردم به شما رای خواهند داد؟

**‌ - اتفاقا برنامه‌های دولت فعلی نه تنها مساله بی‌عدالتی را حل نکرده که آن را تشدید نیز کرده است. بی‌عدالتی مقوله‌ای چند وجهی است که با فقر متفاوت است و نمی‌توان با نسخه‌های فوری و زودگذر آن را حل کرد. بی‌عدالتی محصول نابرابری است. علت این نابرابری‌ها می‌تواند به اقتصاد یا طبقه اجتماعی، نژاد، قومیت، جنسیت و یا فرهنگ و دین برگردد. اگر نظام ارزشی حاکم بر جامعه نابرابری را مشروع بداند آنگاه نابرابری قدرت در جامعه مشروعیت می‌یابد و افراد و اقشار جامعه محکوم به نابرابری می‌شوند ولی اگر نظام ارزشی حاکم بر جامعه منطبق بر اصول اسلامی باشد که در آن همه افراد در برابر خدواند برابرند و دارای حق مساوی هستند و از حقوق برابر باید دنبال شبهه ایدئولوژیک‌ها و نظام‌های ارزشی کاذب گشت. که به هر طریق سعی در توجیهه نابرابری‌ها دارد و بدتر از همه آنجاست که نابرابری در کسب ثروت و درآمد را توجیه شرعی می‌کند. به نظر من در جامعه ما که مردم مومن و مسلمان از طریق نهادها و یا مستقیما به گروه‌های فقیر کمک و یاری ‌می‌کند مساله تبعیض و نابرابری مهمتر است نداشتن استراتژی روشنی برای کاهش تبعیض و شکاف طبقاتی و اجتماعی باعث می‌شود سیاست‌های فقرزدایی دولت (چه در دولت هاشمی و یا خاتمی و احمدی‌نژاد)‌ با شکست مواجه شوند. به خصوص در دولت حاضر به دلیل رشد نقدینگی و تزریق پول به لایه‌های پایین جامعه براساس مکانیزم‌های توزیع پول موجب افزایش تورم می‌شود و چون نرخ تورم برای لایه‌های پایینی جامعه بیشتر از نرخ تورم برای گروه‌های با درآمد بالا می‌باشد پس فقرا بیشتر آسیب می‌بینند. تورم و رکود موجب گرانی بیش از حد قیمت کالا و خدمات و بهداشت و زمین و مسکن و بخش مهمی از سبد کالای مصرفی گروه‌های فقیر را در بر می‌گیرد. مردم فقیرتر می‌توانند درآمد خود را پس‌انداز نمایند و دائما به صورت فزاینده‌ای قدرت خرید خود را از دست می‌دهند. بنابراین راه‌حل‌های موقت مثل صدقه است که مشکل را در شرایط فوری حل می‌کند ولی راه‌حل دائمی نیست. تازه دولت وظیفه‌اش صدقه دادن نیست دولت باید صدقه بگیرد این مردم هستند که باید به دولت صدقه بدهند چون مردم مالکان اصلی چاههای نفت هستند و از طریق مالیات دولت را تغذیه می‌کنند به هر حال بسیاری از انحرافات، تخلفات و جرائم که هزینه‌ اجتماعی آن بسیار زیاد است و محصول همه نابرابری‌ها و تبعیضات است. نابرابری آفت مهلکی برای همبستگی ملی است و امنیت جامعه را به خطر می‌اندازد، جامعه هر چه متعادل‌تر و سیاست‌های دولت هر چه برابری‌خواهانه‌تر باشد پایداری و ثبات بیشتر خواهد بود طبعا منظور من مساوی بودن کامل افراد جامعه نیست. این امکان ندارد حتی به لحاظ جسمی و استعداد افراد با هم متفاوتند ولی دارای حقوق و فرصت‌های برابرند. یعنی باید شرایط به گونه‌ای فراهم شود در سه قلمرو قدرت، کسب ثروت و درآمد و اعتبار اجتماعی و منزلت برابری بیشتر به وجود آید و فرصت تحرک بیشتری برای افراد طبقات پایین فراهم شود این طور نباشد که فقط کسانی در جامعه ثروتمند باشند که از پدر و مادر ثروتمندی به دنیا آمده باشند بلکه راه و فرصت برای همه فراهم باشند و سیاست‌های تامین اجتماعی و بیمه‌های اجتماعی و بیکاری جایگزین روش‌های توزیع مستقیم پول گردد و گرنه به نام فقرا و به کام اغنیا خواهد بود.

*‌ پس چرا اصلاح‌طلبان دنبال شعارهای مساوات‌طلبانه و ضد رانتی نرفتند واقعا چرا؟

** به نظر من یکی از غفلت‌های اصلاح‌طلبان شفاف‌سازی فضای اقتصادی کشور به ویژه بخش‌های رانتی آن بود. دموکراسی‌خواهی با اقتصاد‌های آلوده و تبعیضات و نابرابر‌ی‌ها سازه‌گاری ندارد و به نتیجه نمی‌رسد. تمام دعوای‌های من در شورای شهر با شهرداری بر سر نحوه توزیع رانت‌ ناشی از زمین و موقعیت آن در شهر و تراکم سیاه بود که عده‌ای را چاق‌وچله کرده بود و گروه‌های ذینفع از فروش تراکم با دور زدن قانون و تجاوز به حقوق شهروندان تهرانی شهر را به خاک سیاه نشاندند که آلودگی هوا و فضای زشت برج‌های ساخته شده و کلاف سردرگم ترافیک محصول آن بی‌تدبیری‌ها‌ است.

* ‌یعنی از مبارزه دست برنداشته‌اید؟ هنوز با برج‌سازها مسئله دارید؟

** من همواره از موش‌های چاق‌وچله‌ای که با فقر و بدبختی اکثر مردم به ثروت رسیده‌اند متنفر بوده و هستم. ریخت‌و‌پاش و غارت جیب مردم از هر ضیافتی بالاتر است. حساب کارآفرینان و سرمایه‌گذارانی که متکی به رانت نیستند از اینها جداست.

*‌ در سیاست خارجی هم با تندروی موافق هستید؟ آیا باید با جهان جنگید؟

** دفاع از مرزوبوم و دفاع جانانه از وجب به وجب خاک ایران وظیفه همه ما است. ما باید نگران سهم خود از دریای مازندران، و یا حاکمیت بر جزایر سه‌‌گانه و اروندرود باشیم ولی این بدان معنا نیست که با دنیا سر جنگ داشته باشیم و آتش‌بیار معرکه باشیم. ما دارای تمدن قدرتمند اسلامی و ایرانی هستیم و این تمدن مورد احترام کلیه ملت‌های دیگر است. از هزاره‌های پیشین دو مثال می‌زنم؛ آشور، بانیپال، در نبشته‌ای کهن وقتی که شوش را غارت کرد اعتراف می‌کند که کشتن و غارت کردن را افتخار می‌داند و معابد را در شورش با خاک یکسان می‌کند، اما در همان زمان کوروش سرسلسله‌ هخامنشیان ایرانی وقتی بابل را فتح می‌کند در کتیبه‌اش می‌نویسد که من نگذاشته‌ام به مردم آزار و رنج برسد و برده‌داری را برانداختم و فرمان داده‌ام تا نیایشگاههایی که بسته شده بودند را بگشایند و خانه‌های خراب را از نو بسازند می‌بینید که فرهنگ ایرانی با صلح و اندیشه‌های فراوطنی بیشریت را مدیون خود ساخته‌اند. شما حتما می‌دانید کانال سوئز به دست داریوش و سپاهان ایرانی حفر شده است. در دوره اسلام نیز ایران با تامل و بده‌بستان‌های فرهنگی با جهان مسیحی خدمات موثری به بشریت کرده است. همینک تمدن‌های اسلامی و چینی آفریقای هندی و نظایر آن در حال توسعه هستند و تمدن مسیحی ضعیف‌تر از گذشته شده است هیات‌ حاکم آمریکا نئوکانها (مثل بوش) اینگونه جلوه می‌دهند که مهمترین جنگ‌های آینده در مرزهای تمدنی بویژه میان اسلام و غرب رخ خواهد داد و ماجراجویی‌های القاعده و بن‌لادن و سلفی‌ها را به حساب کل جهان اسلام می‌گذارند.

*‌ آقای اصغرزاده نظرتان راجع به حزب‌الله لبنان و حماس چیست؟

** آنان جنبش‌های مقاومت ملی هستند یعنی در داخل سرزمین‌های خود دفاع و مبارزه می‌کنند. ولی القاعده دارای جنس متفاوتی است و ماموریت خود را در جایی دیگر جستجو می‌کند و اساسا خود را فراوطنی می‌داند. حزب‌الله لبنان و حماس در شرایطی که آرامش و پایداری به سرزمین‌‌شان برگردد وارد فاز مبارزه پارلمانی می‌شوند و در دولت مشارکت می‌کنند.

* استراتژی‌های خارجی ما چگونه باید باشد؟

** همه آنها باید مبتنی بر استراتژی امنیت ملی باشد که خود دارای مولفه‌های متعددی است و چانه‌زنی و صلح‌طلبی و آشتی‌پذیری و حتی پرستیژ و اعتبار بین‌المللی و تاریخی بخشی از آن است. قاعده‌ای است که می‌گوید بر سیاست خارجی دوست و دشمن دائمی نداریم بلکه منافع ملی دائمی داریم و هر که آن منافع را به خطر اندازد در هر زمان می‌تواند دشمن تلقی شود. منافع ملی هم عناصر و عوامل نسبتا پایداری است که موجودیت ما را حفظ می‌کند. استقلال، پیشرفت، رفاه اقتصادی، حفظ تمامیت ارضی، ابعاد عینی آن و ایستارهای فرهنگی و ارزشی و آرمان‌‌ها و اهداف ملی نیز ابعاد ذهنی و روانی آن است. برای دفاع ملی باید قدرت ملی بر پایه کفایت سیاسی دولت و توسعه اقتصادی است. برخی‌ها گستردگی سرزمین، ثروت کشور، کیفیت مدیریت، نهادهای سیاسی، میزان برخورداری از دوستی و احترام دیگر کشورها، روحیه ملی و کفایت دیپلماسی و ظرفیت‌سازی صنعتی و تولیدی و آمادگی نظامی را از عناصر تشکیل‌‌دهنده دولت ملی دانسته‌اند و برخی هم بر ایدئولوژی تاکید کرده‌اند. به هر حال ما می‌توانیم بدون تدوین یک استراتژی امنیت منسجم با احترام به جامعه جهانی و قدرت منطقه‌ای تبدیل شویم.

از فرصتی که در اختیار ما قرار داده‌اید متشکریم.