تاریخ انتشار : ۰۳ تير ۱۳۸۹ - ۰۸:۳۴  ، 
شناسه خبر : ۵۵۹۲۲
مهدی علی احیایی اشاره: نویسنده این مقاله هر چند 26 بهار از عمر خود را پشت سرگذاشته، ولی توانسته مدارج عالی علمی را طی کند. احراز رتبه های نخست در مقاطع کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکترا از افتخارات علمی او در دانشگاه های علم و صنعت ایران، صنعتی امیرکبیر و صنعتی شریف است. به هر حال، تحصیل این نویسنده در رشته فنی (مهندسی مکانیک) باعث نشده است که وی از موضوعات مورد علاقه خود در علوم انسانی و سیاسی غافل بماند. نوشته ذیل از جمله مطالب او در مورد صهیونیسم است و براساس یک رویکرد اعتقادی- ایمانی، ریشه های این پدیده شوم در تاریخ را مورد توجه قرار می دهد که با هم آن را می خوانیم. سرویس خارجی کیهان

اگر بخواهیم به درستی درمورد مسئله کشتار یهودیان در جنگ بین الملل دوم قضاوت نماییم، باید نخست به ریشه یابی و چگونگی به وجود آمدن صهیونیسم در سطح دنیا توجه شود. از این منظر ریشه های شکل گیری صهیونیسم نه در قرن بیستم، بلکه به زمان ظهور حضرت موسی(ع) برمی گردد. درواقع پس از ظهور حضرت موسی(ع) و هجرت از مصر، پس از آنکه خداوند متعال قوم فرعون را غرق نمود، جمعی از قوم شروع به بهانه گیری و اذیت و آزار پیامبر خدا نمودند، که نمونه های بسیاری از آن در تاریخ موجود بوده و به نمونه هایی از آنها اشاره می گردد:
1) بهانه گیری برسر نوع غذا؛ پس از آنکه خداوند متعال هر بامداد شبنمی را برای آنها فرومی فرستاد، و این شبنم به حول و قوه الهی تبدیل به کلوچه می گردید، این قوم ناسپاس اقدام به بهانه جویی نموده و تقاضای عدس، پیاز و ماش می نمودند!
2) پس از هجرت حضرت موسی(ع) به کوه طور و برای گرفتن الواح آسمانی، این قوم با گرد آمدن در کنار سامری اقدام به گوساله پرستی کردند.
3) در موارد عدیده ای از دستورات خدا سرپیچی نموده و مرتکب گناهان کبیره از قبیل زنا، حرص،... که در موارد متعددی از طرف خداوند بر آنها عذاب هم نازل می گردید.
4) در صحرای سینا حتی چند ساعت تاب تحمل تشنگی را نداشته و اقدام به فحاشی و هتک حرمت نسبت به پیامبر اولی العزم نمودند. تا آنجا که پس از آنکه حضرت موسی(ع) به فرمان خدا با عصا ضربه ای به سنگی وارد آورده و از آن دوازده چشمه جاری گردید.
5) در جنگ با کفار، پیامبر را حمایت نکردند، بطوری که حضرت موسی(ع) و برادرش هارون با تعداد اندکی به جنگ کفار رفتند و البته با مدد و قوه الهی پیروز هم می گردند. اما پس از پیروزی، این قوم ناسپاس تقاضای غنایم می کردند!
6) اگر تأملی در روند تاریخی پس از ظهور حضرت موسی(ع) نماییم، در می یابیم که هیچ قومی به ناسپاسی بنی اسراییل در طول تاریخ وجود نداشته که اقدام به قتل، آوارگی و کشتار پیامبران نماید.
7) تحریف در کتاب آسمانی تورات؛ در این کتاب آسمانی با تحریف هایی که توسط صهیونیسم صورت گرفته، پیروان موسی(ع) علناً به خیانت در امانت، دزدی، کلاهبرداری، ... در زمینه پیروان سایر ادیان تشویق می شوند.
پس باتوجه به دلایل بالا که فی الواقع نمونه ای بسیار کوچک از هزاران دلیل می باشد، می توان به این نتیجه رسید که: ظهور صهیونیسم به زمان ظهور دین آسمانی یهود و ظهور حضرت موسی(ع) باز می گردد، و می توان آن دسته ناسپاس، عیبجو و عصیانگر از قوم بنی اسراییل را صهیونیسم نامید.
از خصوصیات بارز صهیونیسم در طول تاریخ را می توان زورگویی، مظلوم نمایی، چاپلوسی، نژادپرستی، قتل و کشتار درمورد پیروان سایر ادیان دانست.
با یک قضاوت عادلانه درمورد صهیونیسم به این نتیجه می رسیم که این قوم هیچگاه به همزیستی مسالمت آمیز با سایر ملل روی نیاورده و در همه جا سعی کردند در بافت ملل دیگر از لحاظ اقتصادی و فرهنگی نفوذ کنند و پس از بدست آوردن قدرت هم شروع به ریارویی علنی با آنها کردند. به عنوان مثال، اگر در تاریخ چند هزار ساله این قوم پس از حضرت موسی(ع) تأملی نماییم، درمی یابیم که در تمام مدت اقدام به جنگ با همسایگان خود کرده اند. آنها (یعنی مردم سرزمین کنعان) در زمان شکست اقدام به مظلوم نمایی می کرده اند و در زمان پیروزی نیز خوی جوانمردی را رعایت نکرده و حتی مرتکب کشتار نوزادان درون گهواره شدند.
یا درمورد دیگر، اگر به تاریخ صدر اسلام رجوع شود، درمی یابیم دو قوم یهودی «بنی نضیر» و «بنی قریظه» که در مدینه در کنار مهاجرین و انصار بوده اند، هیچ گاه از توطئه و نفاق دست برنداشته اند، آنها بودند که به بهانه جویی در مورد قبله اول مسلمانان پرداختند و وقتی که مهاجرین از مکه به مدینه هجرت کرده بودند، اقدام به شایعه پراکنی درمورد نازایی زنان مسلمان کردند. یهودیان پس از آنکه توطئه هایی از این دست به حول و قوه الهی به سرانجام نرسید، دست به رودررویی علنی زدند و وقاحت را به جایی رساندند که یکی از دکانداران یهود حجاب یک بانوی محترم و مسلمان را به میخی گره زد و این اقدام باعث پاره گی و برهنه شدن سر آن زن مسلمان گردید. پس از این واقعه، پیامبر عظیم الشأن اسلام حضرت محمد(ص) صبر را جایز ندانسته و اقدام به تبعید این قوم از مدینه نمود. یهودیان بنی قریظه هم در جنگ خندق اقدام به توطئه و جانبداری از کفار نمودند، که البته پیامبر نیز آنها را به اعدام محکوم و حکم خدا را درمورد آنان اجرا کرد.
در واقع، یهودیان صهیونیست در هر زمان و در کشوری شگردهای متفاوتی داشته اند. به عنوان مثال، در سرزمین فلسطین اقدام به زمین خواری کردند و در خلال جنگ جهانی اول هم از وضعیت بد اقتصادی کشورهای اروپایی سوءاستفاده کرده و اقدام به تجارت (بندگان سپید) جنسی و به انحراف کشیدن زنان و دختران جوان که در وضعیت بد اقتصادی قرار داشتند، کردند. پس از جنگ بین الملل دوم نیز بیشتر به تسلط برروی شبکه های خبری در غرب اروپا توجه کردند و به تجارت جنسی درشرق این قاره مبادرت ورزیده اند. درواقع، اگر با یک دید منصفانه در این زمینه قضاوت شود درمی یابیم که بیشترین بهره از جنگ جهانی دوم به صهیونیسم رسید. جریانی که توانست با مظلوم نمایی دروغین، بر ملت مظلوم فلسطین مسلط شود. مقصر اصلی در ایجاد جنگ های بین الملل اول و دوم هم صهیونیسم است. ترور ولیعهد اتریش به دست یک صهیونیسم صرب و اولتیاتوم اتریش به صربستان و درپی آن قبول نکردن شرایط اتریش توسط صربستان و بسیج عمومی روسیه علیه اتریش و مداخله آلمان به جانبداری از اتریش، زمینه ساز جنگ بین الملل اول گردید. جنگ جهانی دوم نیز فی الواقع حاصل شرایط سخت و خفت بار متفقین در پیمان ورسای بود، پیمانی که به تحریک صهیونیست ها بر ملت آلمان تحمیل گردید.
پس از جنگ دوم هم جامعه صهیونیسم در آلمان با استفاده از بنیه قوی مادی که از ورای مرزهای این کشور به آن تزریق می شد، مانند اختاپوس در ساختار اقتصادی ریشه دوانیده و اقدام به احتکار مایحتاج عمومی، و خرید اموال با ارزش مردم به بهاء بسیار نازل کرد، مثلاً یهودیان یک خانه را در ازای چهار بطری شیر می خریدند. این اقدامات به همراه معاملات شرم آور بندگان سپید، باعث بروز نفرت عمومی در کشور آلمان و قسمتهایی از اروپا علیه آنها شد.