تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۵۶۰۴۳

بسم الله الرحمن الرحیم
سرهنگ « ایچ نورمن شوارتسکف » از مشاوران ژاندارمری آمریکا , در تاریخ دهم مرداد ماه 1332 , یعنی 18 روز قبل از کودتای آمریکائی 28 مرداد , آشکارا با هواپیما به تهران آمد و بعد از دو روز اقامت در این شهر و دیدار با محمدرضا شاه و سرلشکر فضل الله زاهدی , تهران را ترک کرد. او در این سفر توانست شاه را با کودتاچیان هماهنگ کند و « کرمیت روزولت » مجری کودتا , که در تاریخ 28 تیرماه یعنی حدود دو هفته قبل از سفر « شوارتسکف » از طریق مرز عراق بصورت ناشناس وارد خاک ایران شده بود , را برای ادامه کار توجیه کند.
روزولت با استفاده از نام مستعار « جیمزاف لوچریف » وارد ایران شده بود , با یک افسر سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) در خانه ای امن در شمال تهران , عملیات کودتا را , که « عملیات آژاکس » نام داشت , تنظیم می کرد. با کامل شدن همین اقدامات بود که « آیزنهاور » رئیس جمهور وقت آمریکا اجازه شروع « عملیات آژاکس » را صادر کرد و کودتای 28 مرداد 1332 برای سرنگونی دولت ملی و باز گرداندن شاه که به بغداد و از آنجا با یک هواپیمایی انگلیس به رم فرار کرده بود , شکل گرفت و به پیروزی رسید.
هفته گذشته , هنگامی که « کاندولیزا رایس » وزیر خارجه آمریکا , با گستاخی تمام , آشکارا و بی اعتنا به رئیس جمهور لبنان , وارد بیروت شد و با اعضای گروه مخالف امیل لحود دیدار و گفتگو کرد و آنها را به برکناری رئیس جمهور کشورشان تشویق کرد , سفر سرزده سرهنگ « نورمن شوارتسکف » آمریکائی که بدون اجازه و اطلاع دولت مصدق با هواپیما وارد تهران شد و با مخالفان دولت دیدار و گفتگو کرد و طرح کودتا را سروسامان داد , در اذهان کسانی که این واقعه تاریخی را به یاد دارند تداعی شد. البته تفاوت اینست که وزیرخارجه آمریکا , دیدارهای خود را با مخالفان دولت لبنان در برابر دوربین ها برگزار کرد ولی سرهنگ شوارتسکف دیدارهایش با محمدرضا شاه و روزولت را مخفیانه برگزار کرد. لابد این تفاوت به این دلیل است که آمریکای امروز با آمریکا 1332 تفاوت فاحش دارد , زیرا این جانور موذی از بس که مار خورده , افعی شده و گستاخ تر از گذشته عمل می کند.
هرچند وزیرخارجه آمریکا در جمع مخالفان دولت لبنان , فرمان عملیات وادار ساختن امیل لحود رئیس جمهور این کشور به کناره گیری از ریاست جمهوری را صادر کرد , ولی در واقع , این یک دستور برای انجام کودتا علیه امیل لحود است . اخباری که از لبنان می رسد حکایت از ورود عناصر طراح و برنامه ریز سازمان جاسوسی آمریکا (سیا) به بیروت و اختصاص بودجه ای ویژه برای یک کودتا جهت سرنگونی دولت لبنان و روی کار آوردن مهره های وابسته به آمریکا دارد. محل فرماندهی عملیات , سفارت آمریکا در بیروت است و تنظیم امور را شخص سفیر آمریکا برعهده دارد. البته سفارت فرانسه در بیروت نیز در این عملیات سهیم است کما اینکه عناصر نفوذی صهیونیست ها نیز پادوئی اصلی این عملیات را برعهده دارند. در واقع عملیات کودتا در لبنان براساس یک طرح صهیونیستی صورت میگیرد و دولتهای شیراک و بوش نیز آلت فعل صهیونیست ها هستند.
این عملیات « صهیونیستی ـ آمریکائی ـ فرانسوی » با هدف حل مشکل رژیم صهیونیستی که اکنون لبنان را موی دماغ خود میداند صورت میگیرد. به همین دلیل , هدف اصلی در عملیات کودتا علیه دولت لبنان , فراهم ساختن زمینه برای حذف « جنبش انقلابی و اسلامی حزب الله » است . بهره برداری هائی که آمریکا , فرانسه و رژیم صهیونیستی و سایر دولتهای اروپائی و غربی و همچنین عربی از کشته شدن « رفیق حریری » نخست وزیر اسبق لبنان در انفجار سال گذشته بیروت بعمل آوردند , در کلان , دو هدف را دنبال میکرده و می کند , یکی حذف جنبش انقلابی لبنان و دیگر تسلیم ساختن دولت سوریه . به عبارت دیگر برداشتن مانعی به نام مقاومت ضد صهیونیستی در لبنان و سوریه ...
اما آیا چنین هدفی قابل تحقق است آیا مثلث شوم آمریکا ـ اروپا و رژیم صهیونیستی میتوانند جنبش حزب الله را حذف کنند آیا سوریه سرانجام به عنوان لقمه ای چرب و شیرین از گلوی آمریکا پائین خواهد رفت؟
آمریکا و اروپا و خود رژیم صهیونیستی , یکبار دیگر در زمانی که هنوز حزب الله لبنان چندان کارآزموده و قوی نبود , شانس خود را در زورآزمائی با این حرکت خودجوش مردمی آزمودند و شکست خوردند. اکنون که حزب الله لبنان , نسبت به آن زمان از دو امتیاز بسیار مهم برخوردار است , قطعا دشمنان خود را سریع تر و محکم تر بر زمین خواهد زد. اولین امتیاز کارآزموده و مجرب و منسجم بودن است و دومین امتیاز , پشتوانه بسیار عظیم مردمی که در میان توده های مردم , چه در لبنان و سوریه و چه در جهان عرب و جهان اسلام , دارد. حزب الله لبنان , با برخورداری از این دو امتیاز بسیار مهم قطعا در درجه اول به مثابه یک ضد کودتا در لبنان عمل خواهد کرد و علاوه بر آن , توطئه حذف را نیز به سرعت خنثی خواهد نمود.
بدین ترتیب , هرچند ارزیابی آمریکا از اوضاع لبنان اینست که باید دولت آن کشور را از طریق یک کودتا در اختیار بگیرد و از حمله نظامی به لبنان و سوریه خودداری نماید , ولی این طرف محاسبه نیز کاملا غلط است و آمریکا و همدستانش از این واقعیت غافلند که شرایط منطقه بویژه لبنان و سوریه بگونه ایست که نه حمله نظامی و نه کودتا هیچکدام جواب نمیدهند و قطعا لقمه ای به نام لبنان برای آمریکا گلوگیرتر از عراق خواهد بود.