تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۵۶۰۴۴

فاجعه وحشتناک انفجار حرم امام هادی و امام عسگری علیهماالسلام در سامرا , از بزرگترین جنایات عصر ماست . با این جنایت , بلافاصله فریاد خشم و اعتراض از عموم مسلمانان و شیعیان و بخصوص حوزه های علمیه برخاست . روشن است که چنین فاجعه هولناکی از سوی کسانی انجام می شود که اصول بنیادین اسلام واقعی و با اسوه های والای اسلام در ستیزه بوده و بیش از همه با « امامت و ولایت » در جنگ می باشند و بغض و کینه پیروان این مکتب را در دل دارند. در کنار این واقعیت آشکار , دو واقعیت دیگر نیز نباید از نظر دور بماند : یکی دخالت اشغالگران عراق در بروز چنین وقایعی , و دیگری اهداف و پیامدهای این جنایت .
درباره نکته اول اگر به عصبانیت اشغالگران از روند سیاسی اوضاع در عراق که به حاکمیت شیعیان و عناصر مخالف آمریکا می انجامد توجه داشته باشیم , نیازی به استدلال وجود ندارد. این عصبانیت « نقطه تلاقی دو جریان « اشغالگر » و « اقلیت متعصب و زیاده طلب » است و در همین نقطه است که هر دو جریان رویاهای خود را در بلعیدن عراق , بر باد می بینند. از این رو شگفت آور نیست که در پروژه مقابله با « حاکمیت اکثریت » در عراق , افراطی ترین جریان فرقه ای و خشن ترین عناصر مدعی مذهبی , همراه و همگام با اشغالگران عمل کنند و هر دو با استفاده از زبان زور ـ یکی به استناد « حق وتو » و دیگری به استناد « حق ترور » ! ـ خواستار عدم حضور شیعیان عراق , در پست های کلیدی از آن جمله وزارت دفاع , نفت و کشور شدند.
براساس همین واقعیات است که حضرت آیت الله سیستانی در روزهای اخیر , با شدت و صراحت بیشتری , به دخالت های اشغالگران اعتراض نموده و در پی جوئی از زمینه های جنایت سامرا , انگشت اتهام را متوجه آنان ساخته است و تلویحا تهدید کرده است که با ادامه شرایط کنونی , آمریکائیها , نمی توانند به امنیت نیروهای خود از سوی شیعیان , و یا اهل سنت , اطمینان داشته باشند.
با توجه به این نکته , نکته دوم نیز نیازی به توضیح ندارد. اشغالگران امیدوارند که با اینگونه جنایات , عراق را در معرض جنگ داخلی و درگیریهای فرقه ای قرار داده و علاوه بر جلوگیری از استقرار دولت متکی بر آرای اکثریت , تداوم حضور خود را در منطقه , توجیه کنند. پس از جنایت سامرا , در حالی که آمریکا مسئولیت در این جنایت را نفی می کرد , روزنامه الوطن فاش ساخت که « آمریکا » با تشکیل « گروه ویژه » به دنبال « جنگ داخلی » و مذهبی در عراق است تا علاوه بر کاهش حملات علیه نظامیان خود , توجیهی برای ادامه اشغالگری داشته باشد. » بی جهت نیست که پس از جنایت سامرا , از سوی دفتر آیت الله سیستانی اعلام گردید : « آیت الله سیستانی جلوگیری از « جنگ مذهبی » را « مهم ترین وظیفه » برای همه می داند. »
مروری بر رویدادهای ده روز اخیر و مواضع حوزه نجف و بخصوص مرجعیت عراق , نشان می دهد که زعمای حوزه نجف , با درایت و هوشیاری کامل با حادثه برخورد نموده و ضمن دعوت از مردم برای حضور در صحنه و خنثی کردن توطئه های دشمن , اهداف جنایت کاران و اشغالگران را تبیین نموده , و تلاش خود را برای جلوگیری از تقابل شیعیان و اهل سنت به کار گرفته اند.
جنایت سامرا , بلافاصله حوزه قم را نیز به خروش و اعتراض درآورد و بزرگان حوزه , ـ به جز حضرت آیت الله بهجت ـ با بیانات و اعلامیه ها و حضور در اجتماعات اعتراض آمیز , نظرات خود را در محکوم نمودن این فاجعه و تکلیف امت اسلامی در قبال آن بیان نمودند. این نظرات را در « سه نگاه » می توان منعکس نمود :
نگرش اول
در این نگاه , تحلیل ها بیشتر « جنبه شکلی » داشته و به ریشه ها و پیامدهای مساله کم تر پرداخته می شود , نقطه ثقل این نگرش « تاکید بر مبارزه با تروریسم » است . ادبیات به کار گرفته شده در این تحلیل , چندان « عام » و به دور از ادبیات ویژه حوزوی است که بر هر حادثه دیگری که توسط تروریست ها مثلا در یک معبد هندوها و یا در یک سینمای اروپائی اتفاق بیفتد , قابل انطباق است . مثلا گفته شد : « امروز بشریت و همه طرفداران حقوق بشر و انسانیت عزادار این حادثه هستند , من از طرفداران آزادی و حقوق بشر می خواهم که امنیت اماکن متبرکه و مراکز حساس حفظ شود , اگر جلوی حوادث تروریستی گرفته نشود , جنایت کاران و تروریست ها قدرت بیشتری پیدا می کنند. باید تروریست ها مجازات شوند تا در جامعه , تروریسم از بین برود و اگر امروز جلوی ترور گرفته نشود , فردا همه گرفتار خواهیم شد. »
در این بیانات تروریسم محکوم می شود و انفجار حرم امام هادی و عسگری , منافی با حقوق بشر شمرده می شود , ولی بر جنبه خاص اسلامی موضوع از قبیل « هتک حرمت امامت » و از ادبیات قرآنی مانند : « محاربه با خدا و پیامبر » تاکید نمی گردد. باید پرسید : چرا در مسائلی که به « کیان اسلام » و « تشیع » مربوط می شود مانند حرمت کعبه , پیامبر , قرآن و امام علیه السلام , به « حق خداوند » که فراتر از « حق بشر » است استناد نمی کنیم و چرا این موضوعات فوق العاده مهم و مقدس را به سطح معمولی تنزل می دهیم مگر حق الهی مبدا و منشا حقوق دیگر نیست و مگر آدمی نباید حقوق خود ـ و حتی حق حیات ـ را در برابر آن , نادیده انگارد امام سجاد علیه السلام در رساله الحقوق فرموده است : « و اکبر حقوق الله علیک , اوجبه لنفسه تبارک و تعالی من حقه الذی هو اصل الحقوق و منه تفرع »
نگرش دوم
در این نگاه , بیشترین توجه به « ابعاد معنوی » این جنایت متمرکز است .
در بیانیه یکی از حضرات آیات آمده است : « قبه ای منهدم شد که آرامگاه دو مصباح مشکاه هدایت و مرقد دو نجم آسمان ولایت و امامت است . قطب عالم امکان , ثمره وجود نور علی نوری است که در آن بقعه منوره آرمیده اند... مرقد دو نوری که خداوند منان با این بیان معرف آنان است منهدم شد تامل در مضامین اوصاف آن « امام مبین .... برای کمل از علما ربانیین کافی است که عظمت این مصیبت عظمی و داهیه دهیا را نشان دهد که اهانت به امین وحی خدا و خازن علم خدا , اهانت به ذات قدوس خداوند عالم و به حمله وحی و علم خدا از آدم تا به خاتم است ..... »
در این بیانیه , و نیز در بیانیه یکی دیگر از آقایان , هیچ اشاره ای به دست های ناپاکی که این جنایت را خلق کرده , و اهداف شوم آنها و وظایف شیعیان در قبال آنها نشده است . آنان تنها به بیان این نکته بسنده کرده اند که مسلمانان باید « عزادار » باشند و « انزجار » خود را به گوش جهانیان برسانند و آنچه در توان دارند در « تعظیم این مصیبت » انجام دهند.
و در کنار این سکوت درباره مسائل اساسی این جنایت , یکی از حضرات در همان روز وقوع فاجعه ـ پس از چند ساعت از وقوع انفجار ـ در مسجد اعظم قم , ضمن اظهار تاسف و تالم از این جنایت هولناک , گفتند : « ای حکومت ایران , ای دولتی که به برکت اسم امام زمان این حکومت را به دست آورده ای , خانه امام زمان را خراب کردند , به محکوم کردن و به این حرف های بچه گانه , نباید قناعت کنید , مملکت را باید سراسر عزا کنید » . در این سخنرانی نیز که مسئولان نظام مورد خطاب و عقاب قرار گرفته اند , کمترین تعرضی به بانیان جنایت دیده نمی شود! و برای هوشیاری مردم در برابر این جنایات و عکس العمل مناسب در برابر آن , هیچ رهنمودی ارائه نشده است .
نگرش سوم
نگاه سوم , نگرشی است که در عراق آیت الله سیستانی , و در ایران رهبر معظم انقلاب و اکثریت مراجع در بیانیه های خود منعکس نموده اند. این اعاظم از یک سو شیعیان داغدار را به ریشه ها و عوامل اصلی فاجعه متوجه نموده , و از سوی دیگر , با هدایت آنان , نسبت به حرکت های نسنجیده ای که ممکن است صورت بگیرد , هشدار دادند. حضرت آیت الله خامنه ای فرمودند : « از هرگونه عملی که به تعارض و دشمنی برادران مسلمان می انجامد جدا پرهیز کنید , یقینا دست هایی در کار است که شیعیان را به تعرض به مساجد و مکان های مورد احترام اهل سنت وادار کند , هرگونه اقدامی در این جهت کمک به مقاصد دشمنان اسلام و شرعا حرام است . »
حضرت آیت الله فاضل هم شیعیان را به هوشیاری فراخواندند : « دشمنان اسلام که این روزها از حیات مجدد عراق و بازگشت مجدد عظمت به این کشور بیمناک گشته اند , به دنبال ایجاد جنگهای داخلی و تفرقه بین مسلمانانند و خصوصا این توطئه شوم را اشغالگران ظالم دنبال می نمایند... »
حضرت آیت الله شبیری زنجانی اعلام کردند : « مسئولیت این حرکت در درجه نخست متوجه اشغال گران و دولتهای استکباری و صهیونیست است که با حمایت آشکار و پنهان خود , زمینه پیدایش و استمرار این حرکات را فراهم می سازند.
حضرت آیت الله صافی هم به صراحت اعلام کردند که « آمریکا و دولت های غربی را در این جنایت مسئول می دانیم . »
در بیانیه های حضرات آیات مکارم شیرازی , نوری همدانی و موسوی اردبیلی نیز همین نگرش دیده می شود.
تردیدی نیست که « عزاداری » در این « مصائب » و « اعتراض » در این « مظالم » و « مقاومت » در برابر این « فتنه ها » وظایف سه گانه ای است که همدیگر را تکمیل می کنند و حوزه های علمیه باید « پرچم عزا » برافراشته و « فریاد اعتراض » برآورده و جریان « مقاومت » را هدایت نمایند.