تاریخ انتشار : ۱۸ آبان ۱۳۸۷ - ۱۰:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۵۶۰۹۹
گفت‌وگو با الیاس حضرتی نامزد حزب اعتماد ملی در تهران
مقدمه: اولین باری که الیاس حضرتی را دیدم کلاهی پشمی بر سر و ریش‌های تنکی بر صورت داشت. آمده بود تفسیر سوره والعصر بگوید! سپس روزها و شب‌هایی بر ما گذشت که می‌توان نام خاطرات نسل انقلاب و جنگ را بر آن نهاد. او همواره روحیه‌ای مقاوم و قابل اتکا داشت. در عملیات فتح ماووت در عراق تا شکست در انتخابات دور هفتم مجلس شورای اسلامی در تهران هر بار که می‌دیدمش روحیه‌ای قوی داشت. امروز نیز چنین می‌گوید؛ با قدرت انتخابات هشتم را پشت‌ سر می‌گذارد. او در انتخابات مجلس ششم در تهران در حالی که در لیست گروه‌های برنده جای نداشت توانست با پتانسیل آذری‌ها، گیلانی‌ها، ورزشکاران و دانشجویان رای آورد. آن هم دوبار نه یک بار! آینده نشان خواهد داد که سپهر سیاست در ایران چه فالی برخواهد داشت.

* خیلی خوشحالم از اینکه فرصتی فراهم شد تا به عنوان یک دوست قدیمی و 30 ساله با هم گفت‌وگو کنیم. چطور شد که دوباره وارد عرصه انتخابات شدید؟

** من هم خیلی خوشحالم که در خدمت استاد بزرگوار و محترمی مثل حضرتعالی هستم که همیشه باعث افتخار جمع دوستان و فرهیختگان و روشنفکران بوده‌اید. راجع به ورود به انتخابات همانطور که مستحضر هستید ما راهی به جز این نداریم. ما در شرایطی به سر می‌بریم که جامعه انقلابی ما بعد از گذشت قریب به 30 سال دچار مشکلات اساسی شده و در بخشی از اداره جامعه از خط اصلی خارج شده‌ایم.

در برخورد با این مشکلات، تفکرات و گرایش‌های مختلف 4 راه حل بیشتر ندارند. یا باید به سمت توسل و کمک گرفتن از خارجی‌ها بروند که من برای اصلاح امور داخلی این راه را قبول ندارم، یا باید به فکر یک انقلاب دیگر باشند که من این را هم قبول ندارم، یا باید منزوی شوند و کنج عزلت گزینند که ما باز این را هم نمی‌پذیریم. چهارمین گزینه که به نظر ما بهترین راه است و راهی جز این وجود ندارد، اصلاحات است و هم استراتژی و تاکتیک و هم راهبرد کلی انقلاب ما گزینه اصلاحات است و هم در گزینه‌های مختلف که در بن‌بست‌ها و برخورد با مشکلات انتخاب می‌کنیم، راهی جز اصلاحات نداریم.
به عنوان کسانی که قبل، حین و بعد از انقلاب درگیر مبارزه و فعالیت و حضور سیاسی بوده‌ایم و با سربلندی از آن یاد می‌کنیم همیشه با این سوال مواجه هستیم؛ کسانی که علاقه‌مند به تداوم، طراوت، پویایی و روز آمد شدن انقلاب هستند، راه حل آن را در اقدام انقلابی می‌دانند یا در تداوم اصلاحات؟ ما جمعیتی هستیم که معتقدیم بعد از گذشت سه دهه از انقلاب، تداوم انقلاب در تداوم اصلاحات است نه با اقدام انقلابی. در حالی که ما با جمعیتی مواجهیم که با فرض حسن‌نظر و حرکت صادقانه‌شان به دنبال تداوم انقلاب هستند که البته در بعضی بخش‌ها و اعمال و کردارشان مشکوک و مبهم عمل می‌کنند، آنها تداوم انقلاب را در اقدام انقلابی می‌دانند. در سال 59 - 58 جمعی از نیروهای انقلاب بحث اصلاحات را مطرح کردند و همان موقع مخالف اقدام انقلابی بودند و به نظر من عجولانه عمل کردند و طبیعی هم بود که انقلاب  در سال‌های اولیه خود نیاز به اقدام انقلابی داشت برای اینکه نهادهای قانونی، قوانین مورد نظرش و مسیر اصلی حرکتش درست جا نیفتاده بود.
اما با گذشت 30 سال صحبت از اقدام انقلابی جز به هم زدن فضای موجود انقلاب و به باد دادن دستاوردهای آن و ایجاد یک فضای آنارشیستی نتیجه دیگری ندارد، لذا ما به دنبال تداوم انقلاب از طریق تداوم اصلاحات هستیم. البته تعریفی که از اصلاحات داریم، اصلاحاتی است که ستیز و مخالفتی با اصول و آرمان انقلاب نداشته باشد. طبیعی است که شرایط زمان به جهت طراوت بخشیدن به آن اصول با اصلاحات حاصل می‌شد، لذا اصلی‌ترین روش یک استراتژی و یک روش کار است.

اصلاحات صرفا در مباحث ذهنی نیست، آنجا که در عملیات سیاسی تعریف می‌شود، روش کار روش کار روش مبارزه پارلمانی است. تلاش ما این است که پارلمان را که مکان اصلی تعریف و خیزش قانون است، به جایگاه اصلی خودش برگردانیم و از آنجا بتوانیم کارهایمان را انجام دهیم.

* دولت فعلی مدعی است که یک دولت برآمده از آرمان‌های اول انقلاب است و دقیقا اهدافی را دنبال می‌کند که در سال‌های گذشته نادیده گرفته شده است. در واقع ادعای شما را رد می‌کنند که در سال‌های اول انقلاب و 16 سال گذشته که باید اقدامات انقلابی انجام می‌دادند، انجام ندادند و حالا نقطه اتصال پس از این انفصال 16 ساله هستند و می‌خواهند شعارها و آرمان‌های مطرح در انقلاب را از طریق شعار انقلاب در انقلاب جهت بدهند. به نظر می‌رسد شما این موضوع موافق نیستید و معتقدید که انقلاب، امروز به معنی به هم ریختن ساختارهای موجود است. حرف شما از نظر جامعه‌شناسی کاملا درست است. چون پس از 30 سال انقلابی امروز یعنی ضد انقلاب، چون می‌خواهد وضع موجود را تغییر بدهد. جواب این آقایان را چطور می‌دهید؟ چطور می‌توان این پارادوکس را حل کرد؟

**بحثی که این آقایان دارند، بحث 16 سال نیست. اینها کل دستاوردهای بعد از انقلاب را به هم می‌ریزند.

* چرا؟

** چون در صحبت و حرف و نظر صحبت 16 سال دوران ریاست جمهوری جناب آقای هاشمی و جناب آقای خاتمی مطرح است ولی وقتی که با مجموعه مدیران اعم از مدیران راست و مدیران اصلاح‌طلب و میانه‌رو برخورد می‌کنند یعنی کسانی که در زمان مهندس موسوی و امام بودند و کسانی که در زمان ریاست جمهوری مقام معظم رهبی و آقای هاشمی بودند همه را به کل پاک‌سازی کردند و کنار گذاشتند. اینها نهادهایی را به هم‌ زدند مثل سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی که در زمان آقای هاشمی یا خاتمی تأسیس شده بود، اینها کارکرد قبل و بعد از انقلاب دارد و انقلاب هم آن را تأیید کرده است، روش بودجه‌نویسی اینها نه تنها بعد از انقلاب سابقه نداشته بلکه مربوط به عصر قاجار است.

در یک صفحه، یک ستون درآمد و یک ستون هزینه‌ها را می‌نویسند. در سیاست خارجی هم به همین ترتیب، نه در زمان امام که اوج انقلاب بود چنین رویه‌ای را داشتیم نه بعد از آن. امام در اوج فوران انقلاب اصول و قوانین بین‌الملل را محترم می‌شمرد.
* آنها اینجا نیستند که با شما بحث کنند، اما خوانندگان ما می‌خواهند نظر شما را صریح بدانند. مگر در زمان امام نبود که در یک اقدام انقلابی که به انقلاب دوم معروف شد رفقای مشترک من و شما سفارت آمریکا را گرفتند. آن یک نوع نقض پروتکل‌های بین‌المللی نبود؟ الان هم آقای احمدی‌نژاد می‌گوید من اسرائیل را نابود می‌کنم، این هم خلاف پروتکل‌های بین‌المللی و از نظر بین‌الملل تنش‌زا است. کدام‌یک به اول انقلاب نزدیک‌تر است؟ آن طور که احمدی‌نژاد رفتار می‌کند یا آن‌طور که شما می‌خواهید آرام‌آرام و منطقی و با میانه‌روی کشور را اداره کنید؟

** در ابتدای صحبت‌هایم عرض کردم، انقلاب در دهه اولش شرایط و الزامات خودش را دارد. طبیعی هم است، خیلی از ساختارها و تخریب می‌شود؛ افراد جابه‌جا می‌شوند، حقوق بخش زیادی از جامعه احیا و بخش کمی از جامعه ضایع می‌شود. گاهی اوقات آتشی برپا می‌شود که خشک و تر را با هم می‌سوزاند. اینها ضایعات انقلاب هستند و فضای انقلاب هم اقدامات انقلابی را نیاز دارد. بحث ما دهه اول انقلاب نیست. در دهه دوم و سوم انقلاب یک روند تکاملی در مسیر انقلاب شروع شد. یک دوره تحت عنوان سازندگی و یک دوره تحت عنوان اصلاحات که هر کدام از این دوره‌ها نقص‌هایی هم داشتند. ما به‌طور مطلق از این جریانات دفاع نمی‌کنیم. می‌توانستند مکمل هم باشند، در دوران هاشمی می‌شد سازندگی توأم با اصلاحات پیگیری شود و توسعه پایدار را دنبال کرد نه صرفا توسعه اقتصادی را.
در زمان آقای خاتمی هم می‌شد که فقط مباحث سیاسی را پررنگ نکرد و به موضوعات دیگر هم پرداخت. اما جهت حرکت به نظر من نسبت به دهه اول جهت تکاملی بود و روند تکامل انقلاب این بود که در دوره بعدی ریاست‌جمهوری حرکت در راستای برنامه 5 ساله و چشم‌انداز 20 ساله باشد. یعنی اگر اشکالاتی در دوره آقای هاشمی هست، در دوره آقای خاتمی افراط‌هایی صورت گرفته، مرحله بعدی می‌بایست مکمل آن دو جریان می‌بود. در دهه اول انقلاب لانه جاسوسی تصرف شد که البته آن هم عکس‌العملی بود که در مقابل حمایت آمریکا از جنایات شاه انجام شد. یک حرکت دانشجویی خودجوش بود که درون ملت اتفاق افتاد و رئیس‌جمهور و نخست‌وزیر وقت زمانی که آقای رجایی اقدامی را در همان زمان انجام داد تذکر دادند. ما در یک روند تکامل حرکت می‌کنیم و در این روند تکامل یک ملت همیشه نباید در فضای انقلابی باشد.
فضای انقلابی همیشه یک ارزش نیست، این فضا یک فضای پرتنش و پرجنب‌وجوش است، ماجراجویی در آن فوق‌العاده بالاست، هر لحظه ممکن است در آن اتفاق جدیدی بیفتد، مباحث فرمول خاصی ندارند، برای آینده پیش‌بینی خاصی نمی‌تواند کرد و قوانین حاکم نیست. در حالی که جامعه در دهه سوم انقلاب باید به سوی پایداری امنیت برود و همه در زیر چتر قانون احساس امنیت کنند، سرمایه‌گذار خارجی و داخلی، تکنوکرات، مهندسان و متخصصین کشور بدانند آموزش‌هایشان در جایی به کار می‌آید نه این که فکر کنند چون متخصص هستند و تجربه دارند کنار گذاشته می‌شوند.  این یک اتفاق ارتجاعی عجیب است.

* شما معتقدید که دولت آقای احمدی‌نژاد مسیر اعتدالی و منطقی 2 دولت قبل را ادامه نداده و برنامه‌های مصوب نظام را تداوم نبخشیده؟

** به نظر من اگر ما حتی روی برنامه آقای احمدی‌نژاد نام اقدام انقلابی را هم بگذاریم به کلمه انقلابی توهین کرده‌ایم. این اقدامات، آنارشیستی است که حتی با شیوه‌های انقلابی هم قابل تعریف نیست. حتی اقدامات انقلابی هم شیوه و اصولی دارد. در خیلی از کشورها بعضی افراد حرکت انقلابی کرده‌اند که حتی منجر به انحلال مجلس شده است اما برای آن کار دلایل کافی داشته‌اند و بلافاصله بعد از آن مجلس جدیدی را ایجاد کرده‌اند یعنی به اصل نهاد مجلس بی‌اعتنا نشده‌اند. الان عصر انقلابات مثل انقلاب‌های روسیه گذشته است.

آن تئوری‌ها دیگر انقلاب پاسخگو نیست. الان زمانه و مناسبات عوض شده است. ما یک انقلاب بزرگ کرده‌ایم، الان زمان تثبیت آن است.

* آقای حضرتی، چه اشکالی دارد که شما آن‌قدر مزاحمت ایجاد نکنید. شما بروید روزنامه‌تان را اداره کنید، دوستان دیگرتان هم بروند درس بخوانند یا از دوران بازنشستگی‌شان ـ علی‌رغم تجربیاتی که دارند ـ استفاده کنند و اجازه بدهند که دولت آقای احمدی‌نژاد مجلسی را سرکار بیاورد که کاملاً هماهنگ و یکدست باشد و در کشور این قدر دعوا و جنگ و جدل پیش نیاید، مجلس هم تمام چیزهای که دولت می‌گوید را تصویب کند و کارها سریع‌تر پیش برود، به نظر شما این به نفع مردم نیست؟

** این روش خوبی نیست که دیگران ساکت و آرام بنشینند و یک عده کار خودشان را بکنند چون هر کس برای خودش مسئولیتی دارد. کسی که تجربه بیشتری دارد، مسئولیتش بیشتر است. ضمن اینکه یک دوره این کار انجام شد؛ مجلس هفتم، مجلس بود که دوستان عزیر اعلام کردند که پرونده همه را آقا امام زمان امضا کرده و خود دولت و کسانی که این امور را مدیریت می‌کردند خیلی خوشحال بودند. مجلس آمد، دولت هم که به دلخواه خودش وزرا و امکانات و برنامه‌های دلخواهش را در اختیار داشت، 4 سال این فرصت در اختیار دولت‌ آقای احمدی‌نژاد و مجلسی که آرزوهای دیرینه آقایان بود قرار گرفت. باید ببینیم وضعیت مملکت در بخش‌های مختلف چگونه شد؟ به نظر من بهترین قاضی خود مردم هستند که در قسمت‌های مختلف زندگی‌شان اوضاع را برای خودشان تعریف کنند.
ببینید که قدرت خریدشان نسبت به 2 یا 4 سال قبل بهتر شده یا نه؟ وضع مسکنشان بهبود یافته؟ اوضاع سفر و تفریحات سالم به چه صورت درآمده؟ آیا اعتبار خارجی ما افزایش پیدا کرده؟ آرامش درونی ما پیشرفت یافته؟ قوانین ثابت و متقنی در مجلس هفتم با همکماری دولت پدید آمده؟ اعتبار و ارزش سرمایه‌گذاری در خارج از کشور بهتر شده؟ بیمه‌ها ریسک‌ها را کاهش داده‌اند؟ ارتباط کشور با جهان به چه شکل درآمده و...

* در تمام مواردی که شما ذکر می‌کنید آقای احمدی‌نژاد معتقد است که وضع ما بهتر شده، شما معتقدید که اینطور نیست؟

** آمارهای رسمی بانک مرکزی موید صحبت من است. قبلا سه مرکز بود که می‌شد به آن استناد کرد؛ وزارت اقتصاد و دارایی، سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی و بانک مرکزی. سایت بانک مرکزی در تمام آیتم‌های ذکر شده، تورم و نرخ آن، حجم نقدینگی که همیشه یکی از علایم حاد اقتصاد است. اگر بگوییم سرطان خطرناک‌ترین بیماری بشر است، رشد حجم نقدینگی علامت خطرناکی است که نشان‌دهنده فروپاشی اقتصاد است.

صحبت‌های آقای احمدی‌نژاد بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد و می‌خواهد به مردم، خودش و دوستانش روحیه بدهد و در محترمانه‌ترین حالت باید بگویم که نظرات ایشان اصلا کارشناسی نیست؛ به دلایلی که بانک مرکزی و مرکز پژوهش‌های مجلس ارائه داده‌اند.

* فکر می کنید اگر شما و همفکرانتان به مجلس راه پیدا کنید، به بهبود شرایط کمک می‌کند؟

** به نظر من مجلس به عنوان نهاد قانون‌گذاری و خانه ملت همیشه باید مورد توجه گروه‌های سیاسی قرار بگیرد.

در دوره‌های مختلف تاریخی هم حزب توده در یکدوره‌ای با 5 تا 7 تا نماینده در مجلس حضور داشته، هم تجربه حزب جبهه ملی را در قضیه ملی شدن نفت با 5 نماینده داریم و هم تجربه خودمان را در مجلس چهارم داریم. ما 15 - 14 نفر بیشتر نبودیم ولی توانستیم نایب‌رئیس برای هیات رئیسه بفرستیم. شیخ حسین هاشمیان را به عنوان نایب رئیس آقای ناطق جا انداختیم. من بحث جدی‌تری راجع به مجلس با گروه‌ها دارم. کمیت در مجلس اصل هست ولی تعیین‌کننده نیست، اگر شما 290 نماینده اصلاح‌طلب داشته باشید که بی‌هدف و پراکنده باشند هیچ کاری نمی‌توانید بکنید. ولی اگر یک گروه اقلیت منسجم و شجاع داشته باشید و پشت مجلس هم تشکل‌هایی اینها را حمایت کنند می‌توانند موثر باشند.
اگر مجموعه‌ای از گروه‌ها و احزاب، همین ائتلاف اصلاح‌طلبان، یا احزاب مختلف مثل اعتماد ملی دفتر سیاسی، شاخه یا کمیته اقتصادی و سیاسی داشته باشند و بتوانند مسائل جامعه را رصد کنند، بتوانند از همه روشنفکران باتجربه، نمایندگان وزرای سابق کمیسیون‌هایی تشکیل دهند و به 50 - 40 نماینده داخل مجلس هم مشاوره بدهند و مسائل را با هم تبادل کنند، آن وقت 100 نماینده لازم نیست 10 نماینده هم‌ می‌توانند کار کنند. میدان مانور مجلس به شکلی است که می‌توان در آن این طور کار کرد. به شرطی که با برنامه و انسجام و شجاعت کار کنند. لازم هم نیست که این گروه‌ها تندروی کنند با تدبیر می‌توانند نتایج فوق‌العاده خوبی بگیرند، به نظر من نباید مجلس را دست‌کم گرفت.

* چطور شد که به حزب اعتماد ملی پیوستید؟

** می‌دانید که من آدم ناآرامی‌ هستم، به این جهت که دائم به دنبال یک هدف مشخص و فعالیت هستم.

یعنی اهل استراحت و تفریح و آرامش نیستم. زمانی که هیچ حزب اصلاح‌طلبی نبوده، ما فکر کردیم مجلس پنجم مرکز خیلی خوبی است که  می‌توان نمایندگان را در آنجا سامان داد و در آن مقطع خیلی هم مفید واقع شد. خیلی از نمایندگانی که امروز رد صلاحیت می‌شوند استنادشان به قانونی است که با پیگیری فراکسیون همبستگی در مجلس پنجم تصویب شد. در آن قانون آمده که هیچ‌کس را نباید رد صلاحیت کرد مگر به حکم قانون. در قانون هم حتما باید از 4 منبع استعلام شود. تحقیقات محلی و امثال آن مستند نیستند. متاسفانه در ادامه خیلی نتوانستیم با دوستان همبستگی به هدفی که داشتیم برسیم. بعد از انتخابات ریاست جمهوری، آقای کروبی پیشنهاد تشکیل یک حزب را دادند. ایشان سه برنامه داشتند؛ یکی تشکیل حزب بود یکی راه‌اندازی روزنامه بود و یکی هم راه‌اندازی شبکه تلویزیونی که هر سه هم به نظر من برنامه‌های خوبی بود.

برای ایجاد شبکه تلویزیونی با مشکل مواجه شد ولی روزنامه اعتماد ملی و حزب اعتماد ملی را راه‌اندازی کردند. هدفی که من به دنبالش بودم اصلاح‌طلبی ولی با حرکت‌های اعتدالی بود. ما در اعتماد ملی در 2 نقطه اشتراک نظر داشتیم؛ یکی این که نظریه حکومتی حضرت امام(ره) را به عنوان پشتوانه اساسی حرکتمان قرار دادیم و با جسارت و شجاعت و با صدای بلند اعلام می‌کنیم که ما به دنبال نشر و تنظیم و به روز کردن افکار ایشان هستیم. دوم اینکه خودش را خیلی در مجامع روشنفکری محدود نکند. ضمن توجه به نخبگان با عوام و توده‌های مردم هم ارتباط تشکیلاتی داشته باشد و سازمانش را یک سازمان توده‌ای کند.

ضعف 8 سال دوره اصلاحات یکی این بود که نتوانستیم یک مختصات دقیق برای اصلاحات تعریف بکنیم، به همین دلیل هر کسی با دیدگاه خودش وارد این دایره می‌شد. بعضی‌ها سعی می‌کردند سریع‌تر حرکت کنند و چون توقعاتشان برآورده نمی‌شد منتقد می‌شدند و تئوری عبور از خاتمی را می‌دادند و یکی اینکه نتوانستیم با مردم ارتباط سازمان یافته پیدا کنیم. به نظر من ضمن اینکه نقطه اصلی هدف‌گذاری باید بخش نخبه باشد ولی نباید از اقشار مختلف به عنوان افراد سرنوشت‌ساز انتخاباتی غافل ماند. در اعتماد ملی تلاش شده که این 2 نقیصه برطرف شود که البته راه طولانی‌ای در پیش داریم.

* کار کردن با آقای کروبی چطور است؟

** کار کردن با ایشان توان زیادی می‌خواهد. آقای کروبی شخصیت خستگی‌ناپذیر، فوق‌العاده تشکیلاتی و با پشتکار فراوان دارند. می توان روی کارها و قول‌های ایشان حساب کرد. خیلی مهم است که انسان در تشکلی که در آن عضو است بتواند روی قول و فعل و جهت‌گیری آن احساس خوبی داشته باشد و بداند با کسی حرکت می‌کند که اهل عقب‌نشینی و کوتاه آمدن نیست. آقای کروبی فردی است که به خوبی می‌توان با ایشان کار کرد، بسیار منعطف و اهل مشورت است، در عین حال دیدگاه‌های مشخص و روشنی دارد و از گذشته هم عصبانی است.

* بعضی‌ها از این عصبانیت تعابیر مختلفی دارند. مثلا معتقدند پرداختن بیش از حد ایشان به دوستان همراه یا کسانی که در انتخابات ریاست جمهوری از آنها گلایه‌مند بود یا به نحوه عملکرد آنها در مجلس ششم انتقاد داشت، یک نوع بزرگ‌نمایی و تاکتیک است که ایشان بخواهند با حمله به این جناح در حکومت بازی هوشمندانه‌ای را طراحی بکند یا این انتقاد وجود دارد که چرا ایشان کسانی که در صحنه سیاسی نیستند را با این جدیت مورد انتقاد قرار می‌دهد. وقتی معتقدند این رفتارها باعث سوء استفاده جناح مقابل می‌شود، شما به عنوان یکی از همفکران ایشان چه پاسخی می‌دهید؟

** در روحیات و فرهنگ آقای کروبی چنین تعاریفی وجود ندارد که برای گرفتن امتیاز گروهی را خرابت کند. من که ایشان را از نزدیک می‌شناسم می‌گویم که ما ایشان را به سلیم‌النفس بودن، صادق بودن و سالم بودن می‌شناسیم و ایشان مواضع خود را چنین صریح و آنطور که بین عموم معروف است «لری» مطرح می‌کند. به نظر من ما به عنوان فرزندان و صاحبان انقلاب باید از آن دفاع کنیم و نگذاریم فردا، دیگران که معلوم نیست تا دیروز، در جریان انقلاب و در زمان جنگ کجا بودند صاحبان انقلاب معرفی شوند و ما نامحرمان تلقی شویم. بحث شعائر اسلامی جزو مسائلی است که دوستان ما باید به آن دقت و اهتمام بیشتری داشته باشند و فکر نکنند چون دیگران تظاهر و ریاکاری می‌کنند و از دین به عنوان ابزار استفاده می‌کنند بعضی‌ جاها کنار بکشند.
بعضی اوقات لازم نیست که با اسم و مشخصات شناسنامه‌ای گروه‌های اصلاح‌طلب را نقد کنیم، همین که مختصات را بگوییم حرکت ما خودبه‌خود معنا پیدا می‌کند و در آینده نتایج بهتری از گذشته می‌گیریم. طبیعی است آقای کروبی هم از امکانات و فرصت مناسبی که اصلاحات داشت نتوانست استفاده بکند، عوامل مختلفی هم در آن دخالت داشت، چه حرکت‌های ناشیانه بعضی از دوستان و چه تلاش و فشار سنگین شبانه‌روزی که مخالفان اصلاح‌طلبی از زمین و هوا وارد می‌کردند باعث شد که بسیاری از فرصت‌ها از دست برود به همین دلیل از این دل‌سوزی‌ها و عصبانیت‌ها ایجاد شده است.

* خود شما چند روز گذشته علیه مشارکت و... موضع گرفتید.

** نه، من هیچ وقت در مورد هیچ کدام از گروه‌ها به اسم موضع نگرفته‌ام. من با همه گروه‌های اصلاح‌طلب، چه حزب اعتماد ملی، چه مشارکت، سازمان مجاهدین انقلاب و همبستگی ارتباط دوستانه‌ای دارم. همه‌شان را هم در مسیر خودش هم‌قابل نقد و هم قابل تحسین می‌دانم و معتقدم که ما نقاط مشترک بیشتری داریم تا نقاط اختلاف، بخشی از مصاحبه‌ای که در 3-2 سایت آمده بود تحریف شده بود که ما اعتراض هم کرده‌ایم.

* حزب اعتماد ملی برای مجلس برنامه‌ای دارد؟

** حزب اتاق فکری دارد که خیلی خوب جا افتاده است. در آنجا برای بخش‌های مختلف اداره حکومت مثل سیاست خارجی، اقتصاد، سیاست داخلی، مسائل فرهنگی و حوزه‌های اجتماعی دارای کمیته‌های حزبی هستند که اعضای آن اساتید دانشگاه و نمایندگان ادوار مختلف مجلس هستند.

* برای ریاست جمهوری همچنان برنامه دارید؟

** حزب برای تمام بخش‌های سیاسی، چه در انتخابات ریاست‌جمهوری چه خبرگان چه مجلس و چه شوراها و تحولات بین‌المللی هم نظر و هم برنامه دارد.

* فکر می‌کنید آقای کروبی همچنان برای ریاست جمهوری آمادگی و علاقه‌مندی برای حضور دارد؟

** اگر آقای کروبی روزی رئیس‌جمهور این مملکت شود، همه مردم باید به خودشان ببالند.

* حزب اعتماد ملی نسبت به دیدگاه‌های امام حساسیت زیادی دارد و خودش را جزو پیروان امام‌ می‌داند. آقای کروبی از نزدیکان امام بودند. احساستان در روزهای اخیر که به بیت‌ امام حمله می‌شد چه بود و آیا این را بدون برنامه می‌دانید یا فکر می‌کنید پشت حمله به بیت امام یک جریان سیاسی قرار داشت؟

** من فکر می‌کنم ما در مسیری قرار داریم که تحولات بزرگی در شرف انجام است. موضوعات فراتر از انتخابات مجلس هشتم رقم می‌خورد. هیچ نیازی نیست که یک شخصیت نظامی صحبتی کند و تشویق به رأی دادن به جریان اصولگرایان کند. نیازی نیست که یک جناح یا گروهی به بیت امام توهین کند. به نظر من کارهایی از گذشته انجام می‌شد  الان هم یک‌ سری اقداماتی در حال انجام است که امیدواریم مجموعه عکس‌العمل‌ها و انتخابات به گونه‌ای باشد که آن تحول بزرگ به اهدافی که دارد نرسد.

* آیا با وضعیتی که وجود دارد حزب اعتماد ملی می‌تواند در تمام کشور لیست انتخاباتی ارائه بدهد یا در بعضی حوزه‌ها مشکل دارید؟

** من آخرین آمار را ندارم اما آنطور که ستاد انتخابات حزب اعلام کرده در 160 حوزه امکان رقابت پیش آمده و در 130 حوزه همچنان امکان نداریم. البته از این 160 حوزه همه رقابت کاندیداها، کاندیداهای اصلی ما نیستند. به هر حال تلاش و استراتژی ما این است که از همه فرصت‌ها استفاده کنیم ضمن اینکه در جریان استحاله جمهوریت که بعضی‌ها در تلاش انجام آن هستند ما شرکت نمی‌کنیم و نسبت به آن تلاش‌ها و جریان‌ها انتقاد داریم و از فرصت و امکان رقابت استفاده می‌کنیم.

* چقدر به سلامت انتخابات امیدوارید؟

** قطعاً امیدواریم و اگر امید نداشتیم اصلا وارد این عرصه نمی‌شدیم.

* یک کمیته صیانت از آرا هم تشکیل داده‌اید.

** بله، ما 2 کار داریم. یک کار اصلی و یک کار فرعی. کار اصلی این است که مدام با مردم صادقانه صحبت کنیم. مردم یک دوره قهر کردند و هیچ نتیجه‌ای حاصل نشد. مردم باید بدانند که چه در انتخابات شرکت بکنند چه نکنند سیاست آنها را رها نمی‌کنند. این روزها زندگی شهری به گونه‌ای است که سیاست با همه چیز درگیر شده است. تصمیم‌های شورای شهر، دولت، رئیس‌جمهور و... لحظه به لحظه در زندگی تک‌تک شهروندان ما تاثیر دارد، لذا اگر به صحنه نیایند ضرر می‌کنند کما اینکه یک بار اینطور شده است. به نظر من مردم باید به صحنه بیایند.

این کار اصلی است. سوم باید حضور معناداری داشته باشند. اگر این اتفاق بیفتد مشکلی در فرآیند انتخابات پیش نمی‌آید یعنی طوفان حضور مردم خنثی‌کننده تمامی نقشه‌ها و توطئه‌ها و تقلب‌ها است. کار دوم این است که برنامه‌ریزی برای حضور پایدار نماینده کاندیداها و احزاب در سر صندوق‌ها انجام شود و باید از طریق افکار عمومی و روزنامه‌ها به دولت فشار آورد که لحظه به لحظه نتیجه انتخابات را به مردم گزارش دهد چون در این جهت در مظان اتهام است. نزدیکی شورای نگهبان و وزارت کشور این نگرانی را در ملت ایجاد می‌کند و وزارت کشور به عنوان مجری انتخابات باید این نگرانی‌ها را برطرف کند.‌ ما در مصاحبه‌ای از وزیر کشور شنیدیم که گفتند حاضریم اسکن‌ آرای ملت را در سایت‌ها قرار بدهیم.

* چقدر احتمال می‌دهید که ستاد ائتلاف اصلاح‌طلبان در تهران با حزب اعتماد ملی به یک لیست مشترک برسند؟

** من فکر می‌کنم 2 سلیقه به وجود آمده؛ یک سلیقه، سلیقه حزب اعتماد ملی و کارگزاران است که می‌خواهند از ظرفیت و امکانات لیست استفاده کنند و خودشان را به 30 نفر برسانند. در ائتلاف دوستان ما اصراری ندارند که 30 نفر را پر کنند. قطعاً در لیستی که ائتلاف ارائه می‌دهد اکثر یا همه افراد در لیست اعتماد ملی حضور خواهند داشت.

* شما در 2 انتخابات در تهران شرکت کردید، 3 دوره هم نماینده رشت بودید. فرمول‌های انتخابات را هم به خوبی بلد هستید. در مجلس ششم در اوج ناباوری با اینکه در لیست مشارکت نبودید نماینده تهران شدید و در انتخابات هفتم موفق نشدید. فکر می‌کنید این بار چطور باشد؟

** داستان انتخابات هفتم کمی فرق می‌کند. در انتخابات هفتم من اول رد صلاحیت شدم و بعد تایید صلاحیت شدم. شرایط جامعه به گونه‌ای بود که برای رقابت کردن زمانی نمانده بود. تمامی هم و غم ما این شد که انصراف ندهیم.

من و آقای کروبی و بعضی دیگر از دوستان انصراف ندادیم ولی فعالیت جانانه انتخاباتی هم نداشتیم.

* الان فعالیتتان چطور است؟

** الان فعالیت می‌کنیم و به شما اطمینان می‌دهیم که رأی خوبی هم می‌آوریم.