کمتر کسی گمان میکرد شکستن سکوت سیاسی نه ساله لئون ترپطروسیان اولین رئیسجمهور ارمنستان، به مجموعه رویدادها و تحولاتی بیانجامد که در خوشبینانهترین حالت نویدبخش شکلگیری آرایشی جدید در فضای سیاسی جمهوری ارمنستان باشد. با فرض صحت ادعای ترپطروسیان این بار او قربانی شیوهای گردیده است که خود 12 سال پیش در مقابله با وازگن مانوکیان نزدیکترین رقیبش در دومین دوره انتخابات ریاست جمهوری ارمنستان در پیش گرفت و سرانجام برای غلبه بر موج اعتراضات گسترده مخالفان، به استقرار تانکهای ارتش ارمنستان در خیابانهای ایروان متوسل گردید! سرنوشت شاید این بار نیز بازی مشابهی رقم زند و حاکمیت ارمنستان برای غلبه بر موج روزافزون اعتراضات مردمی مجبور به اتخاذ روشهای سرکوبگرانه شود.
آنان که تحولات سیاسی و اجتماعی ارمنستان را در سالهای اخیر دنبال میکنند، با نیمنگاهی به تحولات منطقه و چینشهای جدید مهرهها در صفحه شطرنج ژئوپولتیک قفقاز جنوبی، بارقههایی از تغییرات گام به گام اما بنیادین را در آرایش سیاسی این جمهوری کوچک اما مهم و استراتژیک مشاهده میکردند. الزامات بازی ظریف حاکمیت ارمنستان با قدرتهای رقیب جهانی و منطقهای که در قرائت طراحان سیاست خارجی این کشور «تکمیل متقابل» نام گرفته است، هر چند در دورهای (بین سالهای 1998 تا 2006) موفق به جذب سرمایهگذاریهای خارجی و اعتمادآفرینی در بازارهای جهانی و به تبع آن رشد و توسعه اقتصادی چشمگیر گردید اما به نظر میرسد با حساس شدن رقابت روسیه و غرب به ویژه در دو سال اخیر به تدریج کارایی پیشین خود را در بر نهادن راهبردی اثربخش و منطبق با منافع ملی ارمنیان از دست میدهد.
شکلگیری نخستین نشانهها از خلل و رخنه در صفوف حاکمیت ارمنستان که به ویژه از ماه اکتبر سال 1999 به یکدستی و انسجامی خاص نائل گردیده بود دقیقا از مناقشه در اصول سیاست خارجی این کشور آغاز گردید. آن هنگام که آرتور باغداساریان رئیس پارلمان جوان ارمنستان در اواخر سال 2005 میلادی با نقدی اساسی به رویکردهای سیاست خارجی ارمنستان و تأکید بر تغییر بنیادین سمت و سوی دیپلماسی این کشور خرج خود را از جناح حاکم جدا کرده، نمایندگی غربگراترین گرایش سیاسی ارمنستان را عهدهدار شد. همانندیهای پدیده باغداساریان با ساکاشویلی در گرجستان چندان زیاد بود که برخی از تحلیلگران، ظهور باغداساریان جدید را طلیعهای بر وقوع انقلاب رنگین در ارمنستان دانستند. به گزارش ایراس سالهای 2006 و 2007 در فضای سیاسی ارمنستان سالهایی مهم و سرشار از وقایع و تحولاتی تأثیرگذار بودند. تحولاتی که آشکارترین رهاورد خود را در انتخابات پارلمانی سال 2007 به نمایش گذارد و از شکسته شدن ساختار صلب سیاسی حاکم در این کشور خبر داد.
انتخاباتی که با فشار غرب و نهادهای حقوق بشری با میزان بالایی از آزادی و سلامت برگزار گردید و شاید برای اولین بار نمایندگانی از احزاب اپوزیسیون به معنای واقعی را روانه پارلمان ارمنستان ساخت. تحلیل جامعه شناختی آراء ارمنیان در انتخابات پارلمانی ارمنستان تصویری کلی از آرایش سیاسی در حال شکلگیری در این کشور ارائه نمود. گفتمانهای امنیت، رفاه و هویت به عنوان سه گفتمان غالب در فضای سیاسی ارمنستان واقعیتهای جامعه ارمنی را به نمایش گذارد و در کنار آنها اپوزیسیونی کمشمار ولی فعال، منسجم و دارای ایده و حرف، نمایندگی گفتمان دگراندیش ارمنستان را بر عهده گرفت. احزاب «کشور قانونمند» و «میراث» به عنوان دو حزب اپوزیسیون راه یافته به پارلمان جدیترین رویکرد مخالف در عرصه سیاسی ارمنستان را نمایندگی کرده و با وجود اشتراکات بسیار، دارای دیدگاههای متفاوتی در برخی زمینهها هستند.
در نگاهی کلی اگر قائل به تصادم و تبادل منافع آمریکا و اروپا در ارمنستان (لااقل در برخی عرصهها) باشیم میتوان گفت حزب کشور قانونمند به رهبری آرتور باغداساریان جناح اروپایی و حزب میراث به رهبری رافی هوانسیان جناح آمریکایی اپوزیسیون غربگرای ارمنستان را تشکیل میدهند. بازگشت لئون ترپطروسیان نخستین رئیسجمهور ارمنستان و رهبر جنبش ملی ارامنه (ه.ه.ش) به عرصه سیاسی کشور که در اواسط سال 2007 با اعلام عزم وی مبنی بر شرکت در کارزار انتخابات ریاست جمهوری همراه شد، مهمترین رویداد سیاسی این کشور در شش ماه گذشته محسوب میشود. حضوری که آرایش سیاسی این کشور را بیش از پیش متحول و دستخوش تغییر ساخت. ترپطروسیان که حاکمیت کنونی ارمنستان را آشکارا وامدار خود میدانست ـ چرا که خود وی کوچاریان و سرکیسیان را از قرهباغ وارد ساختار حاکمیت شناخته بود ـ صریحترین و بیمجادلهترین انتقادات را متوجه دوگانه کوچاریان ـ سرکیسیان نمود و در این مسیر تا مرز رمزگشایی از بسیاری رویدادها و تحولات مهم همچنان مکتوم در عرصه جنگ قدرت در ارمنستان پیش رفت.
هر چه به ایام انتخابات نزدیک میشدیم تمرکز رقابت بر سر کرسی ریاست جمهوری بین سرژ سرکیسیان و لئون ترپطروسیان تشدید میشد و دامنه رقابت چندان بالا گرفته بود که شماری از آگاهان و تحلیلگران، به دور دوم افتادن انتخابات را تقریباً مسجل میدانستند. اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری و پیروزی سرژ سرکیسیان که با تائید روند برگزاری آن از سوی ناظران پرشمار بینالمللی همراه گردید همچنانکه انتظار میرفت با موج گستردهای از اعتراضات مردمی مواجه شد. دامنه روبه گسترش این اعتراضات که در نوع خود در تاریخ رقابتهای سیاسی این کشور کمنظیر است واکاوی و تحلیل دقیقتر تحولات سیاسی جاری در این کشور را ضروری میسازد.
چشمانداز آینده تحولات سیاسی
پیروزی سرژ سرکیسیان در انتخابات ریاست جمهوری ارمنستان از پیش مسجل و قطعی بود. اندک آشنایی با روانشناسی اجتماعی ارمنیان به اضافه تسلط بیچون و چرای سرکیسیان بر تمامی ارکان کشور و به ویژه رسانههای جمعی، گویای این مهم بود که توان رقابت از دیگر نامزدهای ریاست جمهوری عملا سلب گردیده است. با این حال با عطف به تجربیات پیشین و مشخصا انتخابات ریاست جمهوری سال 2003 که به رقابت پایانی روبرت کوچاریان و استپان دمیرچیان در دور دوم انجامید، گمانها بر این بود که سرژ پیروزی نهایی خود را پس از رقابت در دور دوم با لئون ترپطروسیان جشن خواهد گرفت. تحولات روی داده در روزهای اخیر که در اعتراض به تخلفات گسترده در انتخابات ریاست جمهوری آغاز شد صرف نظر از نتیجه یا میزان توفیق آن، بیش از هر چیز گویای تعمیق شکاف در بدنه حاکمیت و انسجام و شکلگیری اپوزیسیون قدرتمند حول شخصیت ترپطروسیان است. این مدعا را شواهد و نمونههای ذیل تأیید میکند:
1- استعفای واهان هوانسیان معاون پارلمان ارمنستان و نامزد حزب ملیگرا و پرنفوذ داشناکتسوتیون در انتخابات ریاست جمهوری از سمت خود رویدادی عجیب، کمسابقه و در جای خود شایان توجه و تامل جدی است. داشناکها که حق بزرگی بر گردن تیم کوچاریان دارند با عطف به آموزهها و رهیافتهای ایدئولوژیک خود، از اواسط دوره دوم ریاست جمهوری کوچاریان و با طرح مواضع جدید، عملگرایانه و خاص جانشین محتوم وی (سرژ سرکیسیان) شروع به فاصله گرفتن از دوگانه کوچاریان ـ سرکیسیان کردند.
2- استعفای معاون وزیر خارجه ارمنستان، معاون دادستان کل این کشور و شماری از سفرای جمهوری ارمنستان در کشورهای خارجی که با حمایت سخنگو و سه تن از مدیران ارشد وزارت خارجه این کشور نیز همراه شده است.
3- حمایت گروه موسوم به یرگراپاه از ترپطروسیان که جمعی از شبهنظامیان متشکل از جنگاوران برجسته جنگ قرهباغ بوده و به عنوان یک گروه فشار متنفذ در عرصه سیاسی کشور مطرح هستند، صفبندیهای سیاسی متاثر از رویدادهای روزهای اخیر را وارد مرحله ویژهای ساخته است. به یاد داشته باشیم که حل موضوع قرهباغ و مواضع دو رقیب کارزار انتخاباتی بر سر این موضوع یکی از مهمترین زمینهها و سوژههای هماوردی سرژ سرکیسیان و ترپطروسیان بود و در این میان ترپطروسیان به عنوان نماد سازشکاری در موضوع قرهباغ معرفی میگردید.
4- پیوستن آرتور باغداساریان و رافی هوانسیان به عنوان دو نماد مهم اپوزیسیون مورد اقبال و توجه مردم به صفوف حامیان ترپطروسیان، به نوعی وحدتبخش جریانهای مخالفت حاکمیت ارمنستان حول محور ترپطروسیان شده است.