تاریخ انتشار : ۱۹ آبان ۱۳۸۷ - ۰۷:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۵۶۲۶۲
گام‌هایی در مسیر شناخت اندیشه‌های سیاسی امام خمینی

بزرگترین بزرگداشت امام خمینی ـ هم امروز و هر روز ـ تلاش فکری و علمی برای ایجاد شناخت و بینش‌های اساسی و بنیادین نسبت به اندیشه‌های جامع تحول‌زا، حرکت‌آفرین و رهایی‌بخش این مصلح بزرگ تاریخ اسلام و جهان می‌باشد.

این نوع بزرگداشت است که از حرف و سخن و شعار عبور می‌کند و به ژرفای حقایق و واقعیت‌ها می‌رسد و آنچه را که «هست» آنگونه که شایسته است می‌نمایاند و مرواریدهای روشن و گرانبهای تفکرات و اندیشه‌های خالص و زلال این پیشوای بزرگ را در دسترس جویندگان قرار می‌دهد.

اگر بتوانیم اندیشه‌های جامع حضرت امام خمینی را برای نسل امروز تبیین و تشریح کنیم و زیبایی‌ها، پیام‌ها، درس‌ها راهگشایی‌ها و مقصدرسانی‌های آن را به نظارۀ دیدگان عقل‌ها و جان‌ها بگذاریم، به درستی به بزرگداشت این شخصیت والای الهی اهتمام ورزیده‌ایم.

راستی چه بزرگداشتی بالاتر و ارزشمندتر از این که تفکرات جامع و همه سونگر امام خمینی تبیین و به جامعه معرفی شود و به محیط اذهان و افکار راه یابد و به حیطه رفتار و اعمال درآید و راه بگشاید و رشد و بالندگی بیافریند و کشور را به پیشرفت و توسعه در ابعاد و جلوه‌های گوناگون رهنمون شود؟

از میان وسعت و تنوع موضوعات اندیشه‌های جامع حضرت امام خمینی، «اندیشه سیاسی» را برمی‌گزینیم و به کنکاش و مداقه و تعمق در آن اهتمام می‌و‌رزیم.

در اندیشه سیاسی امام خمینی، اولین موضوع، مفهوم حقیقی «سیاست» و تفکیک و جداسازی آن از مفهوم غیرواقعی و واژگون و فاسد آن می‌باشد.

سیاست دارای دو مفهوم «عام» و «خاص» می‌باشد. سیاست در مفهوم عام آن به هرگونه مشی و روش و راهبردی اطلاق ‌می‌شود که برای انجام صحیح امور مختلف در موضوعات گوناگون به ظهور و بروز در می‌آید. این معنای عام است که در مسائل مختلف و به صورت سیاست آموزشی، سیاست اقتصادی، سیاست نظامی، سیاست فرهنگی و امثال آنها متجلی می‌گردد.

سیاست در مفهوم خاص آن، روش و مشی و راهبرد در مدیریت کلان سیاسی و حکومتی می‌باشد  که در دولت و با فعالیت دولتمردان و مدیران و کارگزاران برای تدبیر و اداره امور جامعه و کشور عینیت می‌یابد. این مشی و تدبیرها در جلوۀ سیاست داخلی برای ادارۀ صحیح و همه جانبۀ کشور و در جلوۀ سیاست خارجی در نحوۀ ارتباط و تعامل با دولت‌ها و ممالک خارجی متجلی می‌گردد.

آنچه گفته شد، مفهوم حقیقی و واقعی «سیاست» است، لکن مفهوم غیرواقعی و ناسالم سیاست عبارت است از به کارگیری شیوه‌های مختلف مکر و فریب و نیرنگ در هر کار و برای رسیدن به هر هدف.

 همین مفهوم فاسد سیاست است که دروغ و تهمت و فتنه و تباهی را جایز و روا می‌سازد و همۀ ابزار و وسایل ناسالم را برای رسیدن به قدرت و مقام و ریاست و ثروت و شهرت توجیه می‌کند و این کار را صحیح و درست می‌داند!

در دنیای امروز و در نظام‌های سیاسی و حکومتی غرب و شرق، سیاست با همین مفهوم و انگیزه به بهره‌برداری می‌رسد و دموکراسی‌های امروز دنیا آمیزه‌ای است از تفکرات منحط و فاسدی که از ذهن علیل «ماکیاول» و تداوم‌دهندگان راه او که رهبران سیاسی دنیای غرب می‌باشند، سرچشمه یافته است.

در اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی، جداسازی سیاست حقیقی از سیاست غیرحقیقی، یک ضرورت مهم محسوب ‌می‌شود  که باید از ابتدا به این تفکیک و به دنبال آن بینش‌آفرینی اهتمام وزرید تا مشخص شود که سیاست به معنا و مفهوم اصلی و راستین آن چیست.

حضرت امام خمینی درباره مفهوم حقیقی و هدف اصلی سیاست، رهنمودهای آگاهی‌بخشی دارند که دو نمونه ذیل از آن جمله به شمار می‌روند:

- سیاست این است که جامعه را هدایت کند و راه ببرد، تمام مصالح جامعه را در نظر بگیرد، و تمام ابعاد انسان و جامعه را در نظر بگیرد و این‌ها را هدایت کند به طرف آن چیزی که صلاحشان است. (1)

- روابط ما بین حاکم و ملت، روابط ما بین حاکم با سایر حکومت‌ها... جلوگیری از مفاسدی که هست، همۀ این‌ها سیاست است. (2)

در این دو نمونه از رهنمودهای سیاسی امام خمینی، تعابیری چون «راهبرد جامعه»، در نظر رفتن «تمام مصالح جامعه»، رعایت «نیازهای انسان در همه ابعاد»، و به حرکت و فعلیت درآوردن همه امکانات و انرژی‌ها به منظور تحقق اهداف مزبور، سیاست حقیقی و راهگشا به سوی رشد و بالندگی جامعه و کشور معرفی می‌گردد.

همچنین تعابیری چون «روابط بین زمامدار و ملت» به عنوان «سیاست داخلی»، و «روابط بین زمامدار با سایر حکومت‌ها» به عنوان «سیاست خارجی» نمایانده ‌می‌شود.

حضرت امام خمینی سپس به نفی سیاست به معنای خدعه و نیرنگ می‌پردازد و این نوع سیاست را غیرحقیقی می‌داند و از آن به عنوان یک مفهوم انحرافی یاد می‌کند. حضرت امام به صراحت و با قاطعیت اعلام می‌کند:

«سیاست، خدعه نیست، سیاست یک حقیقتی است، سیاست یک چیزی است که مملکت را اداره می‌کند، خدعه و فریب نیست ...حقیقت سیاست، خدعه و فریب نیست ...» (3)

حضرت امام خمینی به برداشت باطل از سیاست و بهره‌برداری‌های ضدانسانی از آن در نظام ستمشاهی اشاره می‌نماید و استناد به سخنان سرلشگر پاکروان رئیس سازمان امنیت رژیم پهلوی می‌کند که در سال 1342 و در حین بازداشت و زندانی خود مطرح می‌نماید:

« یک نفر از اشخاصی که میل ندارم اسمش را بیاورم، گفت: آقا، سیاست عبارت است از دروغ گفتن، خدعه، فریب، نیرنگ، خلاصه پدرسوختگی است و آن را شما برای ما بگذارید... گفتم: ما از اول وارد این سیاست که شما می‌گو‌ئید، نبوده‌ا‌یم.» (4)

حضرت امام پس از نفی سیاست به معنای خدعه و نیرنگ و دروغ و اعلام این واقعیت که علمای اسلام هرگز در سیاست به این مفهوم وارد نشده و نمی‌شوند، به معنای حقیقی سیاست که تدبیر صحیح امور و ادارۀ جامعه و کشور بر مبنای مصالح و اهداف و آرمانهای پاک می‌باشد،  تصریح می‌نماید.

حضرت امام خمینی با استناد به تاریخ اسلام و شیوه‌های مدیریت سیاسی حضرت علی(ع ) و بهره‌برداری آن پیشوای الهی از «سیاست حقیقی» و رد و نفی «سیاست فریب و نیرنگ»، کسانی را که به خطا و اشتباه امیر مؤمنان(ع ) را فاقد سیاست دانسته و در مواجهه و مقابله با معاویه از عملکرد قاطعانه‌اش انتقاد می‌کردند و همواره او را به نرمش با عوامل بنی‌امیه و سازش و کنار آمدن و باج دادن به آنها برای زمینه‌سازی‌های لازم جهت پیروزی‌های آینده ترغیب می‌نمودند، ناآگاه از اصول مدیریت سیاسی اسلام که در وجود مقدس حضرت علی(ع ) متجلی شده بود، می‌داند. حضرت امام خمینی به برخی از وقایع دوران مدیریت سیاسی حضرت علی(ع) نظر دارد که یکی از آنها نمونه ذیل است.

گروهی از افراد ناآشنا به ماهیت اصلی سیاست حقیقی که به طور طبیعی «سیاست اسلامی» محسوب ‌می‌شود و بر مبانی و ضوابط صحیح و مبتنی بر قوانین اسلام تکیه دارد، فریبکاری‌های معاویه را سیاست نام می‌نهادند و مولای متقیان(ع ) را در مقایسه غلط با سیاست‌های خدعه و نیرنگ معاویه، در مرتبۀ نازلۀ سیاست قرار می‌دادند.

حضرت علی(ع ) در برابر این افکار و قضاوت‌های سطحی می‌فرمود:

«سوگند به خدا، معاویه از من سیاستمدارتر نیست، اما معاویه حیله‌گر و جنایتکار است. اگر نیرنگ و فریب ناپسند نبود، من زیرک‌ترین افراد بودم، ولی هر نیرنگی گناه است، و هر گناهی نوعی کفر و انکار است، و در روز رستاخیز در دست هر حیله‌گری پرچمی است که با آن شناخته ‌می‌شود ...» (5)

حضرت امام خمینی به جلوه‌هایی از سیاست‌های خدعه و نیرنگ معاویه همچون امام جماعت و امام جمعه شدن و نماز خواندن و روزه گرفتن اشاره می‌نماید و تصریح می‌کند که «همۀ این مسائل شرعیه‌ای که بوده است، به حسب صورت عمل می‌کرده است» (6) و نیز تصریح می‌کند که «معاویه اظهار اسلام هم می‌کرد، و لکن برخلاف موازین این مسند را گرفته بود، یک حکومت جائر بود که بر خلاف موازین الهی مسندی را گرفته بود و در آن مسند هم به طور ظالمانه عمل می‌کرد.» (7)

حضرت امام خمینی به جلوه دیگری از سیاست مکر و نیرنگ معاویه به صورت ایجاد تحریف در دین اسلام و واژگون ساختن تعالیم و قوانین آن اینگونه اشاره می‌نماید:

«امیرالمؤمنین می‌دید که دین خدا در خطر است، معاویه دارد وارونه می‌کند دین خدا را... » (8)

طبیعی بود که امیرمؤمنان(ع) این نوع سیاست را نفی می‌کرد و آن را سیاست حقیقی نمی‌دانست و نه تنها معاویه را سیاستمدار به معنای واقعی نمی‌پنداشت که نصایح افرادی را که با استناد به سیاست‌های نیرنگ‌آمیز معاویه از امام(ع) می‌خواستند که او را رها کند و در تشکیلات حکومتی خویش و به صورت حاکم شام ابقاء نماید تا از این طریق به اهداف خود نائل آید، نمی‌پذیرفت.

حضرت امام خمینی ضمن اشاره به همین وقایع، بی‌اعتنایی حضرت علی(ع) به توصیه‌های سیاسی ناصحان و مقابله آن حضرت با معاویه را عین سیاست حقیقی و اسلامی می‌داند:

«آن‌هایی که حضرت امیر را به خیال خودشان نصیحت می‌کردند که شما یک مدتی معاویه را بگذارید در حکومت شما باشد و بعد که پایۀ حکومت شما قوی شد، آن وقت او را رد کنید، به هیچ یک از آن حرف‌ها اعتنا نکردند و حجتشان هم این بود که یک نفر آدمی که بر خلاف موازین الهی رفتار می‌کند و ظلم را در بلاد راه می‌اندازد، من حتی برای یک آن هم نمی‌توانم که او را حاکمش قرار بدهم. بلکه اگر حاکمش قرار می‌دادند این حجت می‌شد بر این که ‌می‌شود  یک فاسقی هم از طرف ولی امر، حاکم باشد. » (9)

با توجه به آنچه از نظر گذشت در اندیشه سیاسی حضرت امام خمینی «سیاست» مفهوم، جایگاه، انواع، نقش و اثرگذاری‌های خاصی دارد که به صورت ذیل مجمل و خلاصه می‌کنیم :

- مفهوم سیاست، راهبرد جامعه با در نظر گرفتن مصالح جامعه و نیازهای انسانی در همه شئون و ابعاد آن می‌باشد.

- سیاست داخلی به صورت «روابط بین حاکمان و ملت» و سیاست خارجی به شکل «روابط حاکمان با سایر حکومت‌ها» متجلی می‌گردد.

- سیاست حقیقی، خدعه و نیرنگ نیست، و آنچه از فریبکاری و دروغ و نیرنگ‌افکنی به نام سیاست انجام ‌می‌شود، روش نظام‌های حکومتی باطل از جمله رژیم ستمشاهی در ایران و سایر حکومت‌های دنیای غرب و شرق است که آشکارا سیاست را فریب و دروغ و نیرنگ می‌دانند.

- سیاست اموی بر نیرنگ و خدعه بنیان نهاده شده بود و سیاست علوی بر صداقت و راستی به عنوان جلوه‌های بارز سیاست اسلامی نضج یافته بود، و مردمی به اشتباه، روش‌های خیانت‌آمیز معاویه را سیاست می‌نامیدند و از حضرت امام علی(ع) حرکت در این بیراهه تاریک و انحطاط‌آور را درخواست می‌کردند.

امیر مومنان حضرت علی(ع) سیاستمدار حقیقی و راستین و واقعی است و روش‌های مدیریت کلان سیاسی باید همواره بر مبنای حرکت در مسیر پاک آن پیشوای الهی و تبعیت از سیره و روش‌های عملی او تنظیم و ساماندهی شود و همه زمامداران و کارگزاران و مدیران نظام اسلامی لازم است بر این مشی و روش حرکت نمایند.