مترجم: علی کسمایی
هنگامی که پل ولفوویتز معاون سابق وزارت دفاع آمریکا و یکی از مغزهای متفکر در پشت حمله به عراق رئیس بانک جهانی شد، به دوست دختر او، یکی از کارمندان بانک به نام شاها ریزا، کاری با حقوق بهتر و مقامی بالاتر سپرده شد که ولفوویتز متهم به پارتیبازی برای او شد.
اگرچه او ادعا کرد که خود بانک به او ترفیع داده اما مجبور به استعفا شد. اما این پایان آشوب در بانک جهانی نبود. ولفوویتز شاید علت اصلی مشکلات بانک باشد اما مشکلات واقعی در بانک بسیار عمیقتر و از جهتی بسیار جالبتر است و ریشه در گذشته آن دارد. بانک جهانی به این دلیل تاسیس شد تا اروپای ویران شده پس از جنگ جهانی اول را بازسازی کند. انگایره وودز از دانشگاه آکسفورد میگوید تصویر این بود که میتوان بانکی ایجاد کرد که منابع مالی خود را خود تامین کند. این بانک میبایست با فروش سهام در بازارهای سرمایه پول به دست آورده و آن پول را به کشورهای فقیر وام بدهد.
یک آمریکایی در راس بانک گذاشته شد تا به والاستریت، تنها بازار سرمایه وقت جهان، تضمین داده شود. تا امروز، دولت آمریکا بزرگترین «سهامدار» در این بانک، حق خود را برای انتصاب رئیس آن حفظ کرده است. امروز بازارهای سرمایه فعالی در سراسر جهان وجود دارد. خیلیها میگویند زمان آن رسیده است که بانک رئیسی غیرآمریکایی داشته باشد. جان بولتون، سفیر سابق آمریکا در سازمان ملل از مخالفان این نظر است. او میگوید: این از نظر من خوب است چون در آن صورت باید جانشینی برای کمکهای ما هم پیدا کنید. من شخصا بانک جهانی را خصوصی خواهم کرد. تصور نمیکنم وقتی کشورهایی مانند چین و هند هستند که دسترسی آسانی به بازارهای مالی بینالمللی با شرایط مطلوب دارند دیگر نیازی به وجود بانک جهانی باشد.
اما کشورها نه فقط برای پول بلکه همچنین برای تجارب بانک به آن مراجعه میکنند. با این حال بعضی از سیاستهای بانک جهانی برای مثال بازسازی اجتماعی و خصوصیسازی به شدت جنجالی بوده است. منتقدان به تمرکز کارکنان بانک به عنوان یک مشکل اشاره میکنند. اگر چه تلاشهایی به عمل آمده تا کارمندان بیشتری در کشورهای گیرنده وام متمرکز شوند، حدود دو سوم کارکنان دایمی بانک هنوز در مقر اصلی عظیم آن در واشنگتن مستقرند که مشکلی به جا مانده از گذشته است. کارکنان بانک در مبارزه برای بیرون راندن ولفوویتز نقش اساسی داشتند. او وقتی به ریاست رسید مبارزه با فساد را از هدفهای اصلی خود اعلام کرد. آلیسونکیو، رئیس در حال کنارهگیری اتحادیه کارکنان بانک جهانی گفت: رفتار شخصی او برای کاری که میکوشید در این زمینه انجام دهد، زیانبار بود به این دلیل دولتها به حق آمدند و گفتند: تو کی هستی که چیزی به ما بگویی.
منتقدان میگویند: این دولتهای جهان، نه اتحادیه کارکنان بانک هستند که رئیس بانک باید در مقابل آنها پاسخگو باشد.
روبرت زولیک رئیس جدید بانک قبول دارد که بانک جهانی با مسائلی عمیق مواجه است: «در اینجا چالشهایی برای تغییر نقش و هدف بانک در محیطی به سرعت در حال تغییر، و جهانی شده وجود دارد.» اما او به شدت با خصوصی شدن این بانک مخالف است و میگوید: «با توجه به سابقه کار من در هر دو بخش خصوصی و عمومی، بسیار مایلم سعی کنیم بخش خصوصی را به داخل این سیستم جذب کنیم.» اما وی اشاره میکند تا وقتی کشورهایی مانند بسیاری از کشورهای آفریقا هستند که به سرمایه خصوصی غربی دسترسی ندارند، بانک جهانی باید همچنان نقش حیاتی در قرن 21 داشته باشد.