بسماللهالرحمنالرحیم
براساس یک نظرسنجی که در سطح 35 کشور جهان انجام گرفته است اکثر مردم جهان معتقدند تهاجم نظامی آمریکا به عراق نه تنها خطر تروریسم را کاهش نداده , بلکه به عکس , احتمال حملات تروریستی در جهان را افزایش نیز داده است .
این نظرسنجی که توسط شبکه انگلیسی « بی . بی . سی » تهیه شده می گوید : 60 درصد افراد شرکت کننده در نظرسنجی اعلام کرده اند جنگی که آمریکا پس از حوادث 20 شهریور 1380 به راه انداخت . زمینه رشد تروریسم را در جهان ایجاد کرده است » . حتی در آمریکا , انگلیس و عراق به عنوان سه کشور اصلی درگیر در جنگ , شمار افرادی که وضعیت رشد تروریسم را وخیم تر از گذشته می دانند به ترتیب به 55 درصد , 77 درصد و 75 درصد رسیده است .
این نظرسنجی حاوی چند نکته مهم است . نخست اینکه مردم و افکار عمومی بین المللی به پوچ بودن ادعای دولتمردان جنگ طلب آمریکا به ویژه تیم افراطی حاکم بر کاخ سفید که « مبارزه با تروریسم » را دستاویز برنامه ها و سیاست های سلطه جویانه خود در جهان قرار داده و با همین توجیه و شعار فریبنده اقدام به لشکرکشی و تهاجم نظامی به افغانستان و عراق کرده اند , پی می برند.
اکنون با گسترش آگاهی افکار عمومی و مردود دانستن توجیه برای جنگ توسط دولت آمریکا به نظر می رسد این ترفند توسعه طلبان و جنگ افروزان حاکم بر کاخ سفید درحال بی رنگ و بی اثر شدن است و ادامه این روند , قطعا شرایط را برای تیم موسوم به « بازها » در هیات حاکمه آمریکا به سرکردگی بوش , حتی توسط مردم داخل آمریکا , دشوارتر خواهد ساخت .
اکنون دولت بوش در برابر این سئوال جامعه آمریکا قرار دارد که چه توجیهی برای جنگ در افغانستان و عراق دارد درحالیکه با هزینه شدن صدها میلیارد دلار و کشته شدن بیش از دو هزار سرباز آمریکایی نه تنها امنیت افزایش نیافته بلکه برعکس , تهدیدات تروریستی افزایش پیدا کرده است
همچنین افکار عمومی جهان نیز از اینکه دولت آمریکا با لشکرکشی غیرقانونی خود , به بهانه واهی مبارزه با تروریسم به عراق و افغانستان باعث قربانی شدن هزاران نفر و وارد ساختن خسارتهای سنگین اقتصادی به جهان شده درحالیکه به تشدید ناامنی نیز دامن زده است به شدت خشمگین هستند.
آنچه مسلم است اینست که اصولا ادعای « مبارزه با تروریسم » مستمسکی بیش نیست که دولت آمریکا در پوشش این شعار در پی نیل به اهداف جهانی خود است . اصولا نظامی گری و کشورگشایی از طریق تهاجم نظامی , بخشی از استراتژی استکبار است و این خوی سلطه طلبی ایجاب می کند استکبار هر زمان مایل باشد با توسل به بهانه های واهی به مناطق مختلف جهان لشکرکشی کند. این مستمسک اگر امروزه تحت عنوان مبارزه با تروریسم از سوی آمریکا صورت می گیرد در گذشته و در مقاطع مختلف تاریخ با توجیهات گوناگون مورد استفاده قدرتهای سلطه گر بوده است .
باتامل در تاریخ یکصد سال اخیر جهان می توان به موارد متعددی از این لشکرکشی , از جمله در کوبا , پاناما , شبه جزیره کره , کوزو و اخیرا نیز افغانستان و عراق برخورد کرد که هر کدام به بهانه ای صورت گرفته است .
تردیدی نیست که « تروریسم » پدیده ای محکوم است و غلبه بر این پدیده مذموم , از خواسته های اصلی همه جوامع و دولتهاست ولی نکته اساسی اینست که دولتهای سلطه طلب غربی به ویژه آمریکا هرگز در ادعای مبارزه با این پدیده صداقت ندارند زیرا مبارزه با این پدیده بدون توجه به ریشه های آن امکان پذیر نیست . تروریسم با تعریفی که دولتهای استعماری از آن ارائه می دهند یک تعبیر جعلی و انحرافی است . این دولتها به هر گروه و یا جریانی که فعالیت آنها به گونه ای با منافع و سیاستهای آنها تضاد و اصطکاک داشته باشد به راحتی مهر تروریسم می زنند که باید سرکوب شود و در این مسیر با بکارگیری دستگاه های تبلیغاتی خود , افکار عمومی جهان را در راستای خواسته ها خود بمباران تبلیغاتی می کنند.
به عنوان نمونه , زمانیکه یک رژیم غاصب همچون اسرائیل با همدستی و حمایت قدرت های استعمارگر ملتی رااز سرزمین خود آواره کرده و هر روز علیه مردم باقیمانده , به غیر انسانی ترین وجه دست به جنایت می زند , مورد حمایت قرار می گیرد و در مقابل , مردمی که با کمترین امکانات در برابر این جنایات مقاومت و برای آزادی سرزمین خود تلاش می کنند « تروریست » خوانده می شوند , این جعل آشکار واقعیت و تعبیر انحرافی از موضوع تروریسم است .
تعریف درست و واقعی از تروریسم , نخستین گام برای مقابله با این پدیده است که مجامع بین المللی و مراجع جهانی باید به آن اقدام کنند و تا زمانیکه این امر صورت نگیرد هرگونه ادعای مبارزه با تروریسم , مردود است .
با اینحال به نظر می رسد بحث بی طرفانه و غیرمغرضانه از تروریسم نیز همچون موضوع « هولوکاست » در خط قرمز دنیای غرب قرار دارد و کارشناسان مربوطه در مجامع بین المللی فقط مجاز هستند تروریسم را از دیدگاه قدرتهای غربی نگاه کنند. مطمئنا تا زمانیکه این رویه و خط مشی بر مراجع بین المللی حاکم است , هیچ امیدی نمی توان به ریشه کن شدن تروریسم داشت و این موضوع همچنان به عنوان ابزار دردست سلطه گران برای دستیابی به منافع آنها خواهد بود.