تاریخ انتشار : ۳۱ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۳  ، 
شناسه خبر : ۵۶۵۳۹
علی‌رضا سربخش مقدمه: پافشاری ایران اسلامی بر موضع به حق استفاده صلح آمیز از انرژی هسته ای و بهره گیری از فناوریهای بومی چرخه سوخت , کشورهای اروپایی را مجبور به عقب نشینی از موضع سرسختانه پیشین کرد بگونه ای که خود تامین سوخت مورد نیاز را به ایران پیشنهاد کردند. آیا پذیرش این موضع جدید می تواند بعنوان گامی موثر در پیشرفت و استقلال کشور قلمداد شود آیا کشورهای اروپایی از روی دلسوزی و یا اظهار همدردی به ایران چنین پیشنهادی کردند؟ ما در این مقاله به چرایی این موضع جدید خواهیم پرداخت اما قبل از آن دلایل واقعی حمایت غرب از توسعه یافتگی و انتقال تکنولوژی به کشورهای به اصطلاح جهان سوم را مورد نقد و بررسی قرار می دهیم.

پیشرفتهای فزاینده کشورهای صنعتی غرب در عرصه علوم ارتباطات و رایانه فاصله زیادی (از بعد علمی و تکنولوژی ) میان آنها و کشورهای به اصطلاح جهان سوم به وجود آورد. پس از چند دهه , کشورهای صنعتی متوجه این نکته مهم شدند که فاصله زیاد این دو بلوک از یکدیگر در نهایت می تواند پیشرفتهای علمی و صنعتی خود آنها را نیز تحت الشعاع قرار داده و زیر سوال ببرد زیرا اولا وجود فرهنگهای دینی و ملی منتشر در این سرزمینها اجازه استمرار سلطه جامع و مانع پیشین را به آنها نمی دهد. این فرهنگها به سادگی در مقابل موج جهانی سازی کشورهای سلطه گر , تن به تسلیم نداده و می توانند در برپایی حکومت یکپارچه و جهانی مورد حمایت ابرقدرتها , بزرگترین مانع را پدید آورند.
ثانیا کشورهای غربی دریافتند اگر این فاصله باقی بماند , تولیدات و دستاوردهای صنعتی و تکنیکی آنها نمی تواند در کشورهای غرب نگه داشته شده , بازار مصرفی داشته باشد , بعنوان مثال اگر تولیدات کارخانجات غربی , پاسخگوی نیازهای مصرفی دو قرن پیش کشورهای به اصطلاح جهان سوم باشد , کشورهای صنعتی , دیگر قادر به تولید و حفظ آن ویژگیهای مدرن نخواهند بود , به همین دلیل ایجاد تناسب میان مصرف این دسته از کشورها با تولیدات مدرن کشورهای پیشرفته , نیازمند راه اندازی جریانی بنام « توسعه یافتگی » بود. به عبارتی دیگر اگر کشورهای اروپایی دستگاههای پیشرفته ارتباطی و یا رایانه ای تولید کنند اما کشورهای عقب نگه داشته شده , قادر به مصرف این دسته از کالاها نباشند پس از آنکه بازار داخلی کشورهای صنعتی اشباع شد بزودی با بحران روبرو خواهند شد. بنابراین فکر یافتن بازار جدید مصرف و استمرار موضوع خرید و فروش , سبب گردید آنها متوجه این نکته شوند که نیازمند یک دگرگونی و تحول در کشورهای به ظاهر عقب افتاده هستند اما این دگرگونی و تغییر بایستی کنترل شده و مطابق با خواست کشورهای صنعتی انجام گیرد. بر این اساس حرکت و دگرگونی در کشورهای عقب نگه داشته شده , مستلزم حفظ دو ویژگی برای کشورهای متروپل بود. اول اینکه کشورها از زیر سلطه خارج نشوند.
دوم، زندگی و مناسبات کشورهای به اصطلاح جهان سوم بگونه ای تغییر یابد که این تغییر با نظام تولیدی کشورهای پیشرفته هماهنگ باشد تا همیشه مصرف کننده خوبی باقی بمانند.
رسیدن به تناسب مطلوب کشورهای پیشرفته در حوزه تولید و نیازمندی کشورهای عقب نگه داشته شده در سطح کلان , نیازمند برپایی یک حکومت جهانی است . برقراری یک سلطه فراگیر , نیازمند همسان سازی و مشابه ساختن کشورهای عقب مانده از حیث فرهنگی , اقتصادی ومدنی است . همسان سازی در حوزه فرهنگی , اقتصادی و مدنی پل و مقدمه ای برای سلطه و سلطنت واحد جهانی است و توسعه دیکته شده از سوی کشورهای صنعتی و سازمانهای بین المللی باعث می شود این همسان سازی به سهولت انجام پذیرد.
غرب دراندیشه تسلط جهانی و برقراری حکومت واحد , نیازمند حفظ برتری علمی و تکنولوژیکی خویش بر کشورهای به اصطلاح جهان سوم است.
تاکتیک غرب برای رسیدن به این هدف , انتقال کنترل شده و تدریجی تکنولوژی به این دسته از کشورها بود. مردم کشورهای جهان سوم , آرام آرام در حال بیدارشدن بودند و با گذشت عصر استعمار کهن و نو بر تعداد باسوادان و متخصصینشان افزوده می شد که این موضوع می توانست در میان مدت یا دراز مدت , منافع سرمایه داران غربی را به خطر اندازد. بنابراین غرب در جستجوی حل مشکل خویش به چند دلیل با انتقال کنترل شده تکنولوژی به کشورهای جهان سوم موافقت کرد. اول , از این طریق بازار مصرف تولیدات پیشرفته خویش را استمرار می بخشید. دوم , با گسترش بازار مصرف , برتری تکنولوژیکی خویش را حفظ می کرد و سوم , اعتراضات روشنفکران و آگاهان جهان سوم نسبت به سیاستهای اقتصادی خویش را به حداقل می‌رساند.
غرب در انتقال تکنولوژی و رشد آن , خط قرمزهایی داشت که به شدت بر رعایت آن تاکید می کرد از جمله اینکه این انتقال نباید موجب بر هم زدن تعادل موجود شود و آشفتگی و بحران به وجود آورد. تا مدتها , انتقال هر گونه تکنولوژی به کشورهای جهان سوم ممنوع بود اما پس از بحران اقتصادی آمریکاو اروپا و نیاز این دسته از کشورها به بازار مصرف , آنها مجبور به تعدیل سیاست خشک پیشین شدند. غربیان دریافتند با انتقال محدود و کنترل شده تکنولوژی می توانند امکان توسعه یافتگی کشورهای جهان سوم را فراهم آورند تا این کشورها خود را متناسب با نیاز کشورهای پیشرفته بالا بکشند. این به اصطلاح بذل و بخشش به مثابه دست و دلبازی مرد قصابی است که علوفه فراوان به گاو جهت پروار شدن میدهد. گاو می پندارد قصاب از سر دوستی به او علف می خوراند حال آنکه تنومند شدنش او را به کشتارگاه نزدیکتر می‌کند.
گسترش آگاهی و بیداری کشورهای عقب نگه داشته شده ای که قادر بودند با تکیه بر فرهنگ دینی و ملی خویش , استراتژی ای را برخلاف میل کشورهای پیشرفته سامان دهند , غرب راوادار ساخت به انتقال مشروط تکنولوژی رضایت دهد. دقت فرمائید عدم اتخاذ چنین سیاستی از سوی غرب , می توانست آنها را با یک بحران جدی و بنیان کن روبرو سازد چنانکه غرب در چند دهه اخیر با چند جریان از جمله انقلاب اسلامی ایران روبرو گردید.
انقلاب اسلامی نمایشگر یک بیداری بزرگ عمومی در کشور به ظاهر جهان سوم بود. این انقلاب در اصل برخلاف کودتا با یک نفی بزرگ یا به عبارتی با یک « لا » آغاز شد. تفاوت اصلی میان « انقلاب » و کودتا » در همین نکته مهم است.
انقلابی که با « لا » آغاز شود می تواند همه آن چیزهایی را که غرب به عنوان ارزش به دیگران معرفی می کند زیر سئوال برده و در صورت اقبال مردم , می تواند اقدام به یک برنامه ریزی استراتژیک کند و این استراتژی بیش از پیش او را در برابر کشورهای پیشرفته قرار دهد. کشورهای غربی برای این دسته از انقلابها (چون انقلاب اسلامی ایران ) سعی دارند تا پیش از اینکه این کشورها راسا موفق به تنظیم و اجرای برنامه استراتژیک شوند , خود برای ایشان یک برنامه استراتژیک کلان تهیه , تنظیم و اجرا نمایند زیرا استراتژی کلانی که توسط کشورهای غربی تنظیم شود , هرگز به یک تقابل جدی در برابر غرب منجر نخواهد شد به عبارتی پذیرش برنامه توسعه ای دیکته شده غرب این امکان را به ایشان می دهد که انقلاب با وجود کلمه لا همچنان در چنگ کشورهای غربی باقی بماند.
استراتژیهای کلان در میان ملتهای مختلف با یکدیگر تفاوت دارند. ملتهای بزرگ همواره دارای استراتژیهای کلان و مشخصی هستند که با آن میتوانند همه انسانها را به همراه امکانات مادی و معنوی , حول یک برنامه مشخص برای رسیدن به یک هدف معین و کلان , هدایت و رهبری کنند. حال بصورت بسیار خلاصه به بررسی استراتژی انقلاب اسلامی می پردازیم . استراتژی انقلاب اسلامی که همان استراتژی کلان شیعه است نیز با یک نفی بزرگ در مقابل جهان غرب آغاز شد. مهمترین محورهای استراتژی به طور خلاصه بدین قرار است : انکار فرهنگ و تمدن اومانیستی غرب , تثبیت نظام نظری دینی و بسط فرهنگ اسلامی و زمینه سازی برای ظهور حضرت مهدی(عج).
این استراتژی کرارا مورد تاکید حضرت امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری قرار داشته و دارد. بازنگری جدی فرهنگی , بر باقی ماندن روی نظام ارزشی اسلامی استوار است و تاکید بر این نظام ارزشی , ماندن و پافشاری بر اهداف کلان و اولیه انقلاب اسلامی را طلب میکند.
این اهداف عالیه حاصل نمی شود مگر آنکه به یک استقلال فرهنگی و بعد از آن استقلال سیاسی ـ اقتصادی مبتنی بر آن فرهنگ دست یابیم.
بنابراین استراتژی توسعه برآمده از انقلاب اسلامی , همراه با نفی نظم نوین جهانی و وضعیت موجود آغاز می شود حال آنکه استراتژی دیکته شده توسعه یافتگی از سوی غربیان با پذیرش وضعیت ظالمانه کنونی شروع می شود. برخی به اشتباه تصور می کنند آنان که مخالف پیشنهادات غربیان در امر توسعه یافتگی هستند , مخالف پیشرفت صنعت و ارتقا تولیدات کمی و کیفی محصولات کشاورزی و بهره مندی از فناوریهای پیشرفته ارتباطی و حمل و نقل و... می باشند حال آنکه اساسا اینگونه نیست . ما بر این اعتقادیم که حتی دسترسی به نیازهای اعلام شده در بالا نیز نخست باید با تعریفی از استراتژی کلان آغاز شود. سپس در پرتو آن خواهیم توانست به امور معیشتی و مدنی خود نیز سامان بخشیم.
از آنچه گفته شد در می یابیم پذیرش پیشنهادات کشورهای غربی در ارتباط با چرخه سوخت نه تنها با استقلال اقتصادی , سیاسی و فرهنگی ایران اسلامی در تعارض است بلکه استراتژی کلان انقلاب را نیز که در مقابل غرب با کلمه « لا » آغاز شده , زیر سئوال می برد. آنان می خواهند با انواع شیوه ها برنامه غنی سازی اورانیوم را که با تلاش جهادگرانه متخصصین ایرانی به دست آمده , ابتر و برای همیشه ایران را محتاج خود نمایند. پذیرش نظریات سه کشور استعماری غربی بی تردید می تواند از جنبه فرهنگی بر سایر تلاشهای اندیشمندان ایرانی در حوزه های مختلف علمی تاثیرات مخربی به جای گذارد زیرا این شبهه برای دانشمندان ایرانی پدید خواهد آمد که استقلال اقتصادی و سیاسی بدون جلب نظر موافق غرب امکان پذیر نخواهد بود و اگر این شبهه طرفدارانی در داخل بیابد می تواند ضربه مهلکی به فرهنگ دینی و بومی کشور وارد آورد.
فراموش نکنیم که تسلیم نشدن در قبال خواسته های نابجای غربیان یکی از مهمترین گامهای جدی ایران اسلامی در خودباوری و راه اندازی جنبش نرم افزاری به حساب می آید.