تاریخ انتشار : ۰۷ مرداد ۱۳۸۹ - ۰۸:۲۲  ، 
شناسه خبر : ۵۶۵۴۱
با تو حکایتی دیگر ؛

پس از پیروزی انقلاب اسلامی و تأکید مسئولان نظام بر توجه به مسائل جوانان، شورای عالی انقلاب فرهنگی درسال 1371 اساسنامه شورایی را تحت عنوان «شورای عالی جوانان» تصویب کرد که 16 عضو رسمی داشت. 5 سال بعد به دلیل ناکارآمدبودن این شورا، شورای عالی انقلاب فرهنگی آن را به «مرکز ملی جوانان» تبدیل کرد تا بلکه در ابعاد وسیع تر و مستقل تر کارایی لازم را از خود نشان بدهد. سرانجام مسئولین وقت که به جای حل مسئله به تغییر صورت مسئله اعتقاد شدیدی داشتند، براساس قانون برنامه سوم توسعه اقتصادی، این مرکز ملی را به «سازمان ملی جوانان» تبدیل کردند و سه هدف اصلی نیز برای آن تبیین نمودند: 1- حل مسائل جوانان 2- رشد نسل جوان و 3- استفاده از استعداد نسل جوان!
اما کارنامه عملی این سازمان درطی این چند سال حکایت از برآورده نشدن هیچ یک از این سه هدف توسط این سازمان دولتی و اساسا فاصله گرفتن و فاصله داشتن برنامه های کوتاه مدت و بلندمدت مدیران آن با این اهداف آرمانی دارد.
به نام جوان، به کام...
سال 77 وقتی ازطرف روزنامه سراغ دکتر میرباقری (رئیس اسبق سازمان) رفتیم، او با گله و شکایت از دولت، سازمان ملی جوانان را یک سازمان فلج و دست و پا بسته معرفی کرد و با انتقاد از نام بزرگ آن، سازمان را تنها یک مؤسسه تحقیقاتی و آماری برشمرد که بر آن ظلم های بسیار رفته و کسی نیست به دادش برسد. میرباقری ترجیح داد در مورد بودجه کلان سازمان و ساختمان های گران قیمت این سازمان حرفی نزند و تا آخرین ثانیه های مصاحبه براین نکته اشاره کند که سازمان به لحاظ قانونی اختیاری ندارد و دولت ترجیح می دهد این فرزند دردسرساز خود را به فراموشی بسپرد.
اما بعد از دکتر میرباقری و انتصاب رحیم عبادی به ریاست سازمان ملی جوانان، اوضاع به گونه ای دیگر رقم خورد.
اولین اقدام عبادی برگزاری همایش تشکل های غیردولتی در دانشگاه ایران با بودجه ای نزدیک به 800 میلیون تومان بود که بعدها مشخص شد بودجه این همایش به حساب NGOای واریز شده که یکی از نزدیکان وی از اعضای اصلی آن است، که همین امر باعث انتقاد رسانه های مختلف از مسئولان این سازمان شد.
سپس با قرارگرفتن فریدون عموزاده خلیلی (عضو مرکزی حزب مشارکت و مدیرمسئول چلچراغ) درمیان مدیران عالی رتبه این سازمان، سازمان ملی جوانان عملا به پاتوقی سیاسی برای سران و اعضای قدیم و جدید حزب مشارکت تبدیل شد و تمام حمایت های این سازمان دولتی در جهت انتشار چند هفته نامه و تقویتNGOهای سیاسی خاص قرار گرفت .
مهرماه امسال نیز رئیس هیئت تحقیق و تفحص از سازمان ملی جوانان تخلفات صورت گرفته دراین سازمان ملی را تعجب برانگیز و بهت آور خواند و از پول های کلانی خبر داد که دراین سازمان حیف و میل شده است.
محمد هادی ربانی شیرازی گفته بود: این سازمان بیشتر سازمان سیاسی بوده تا اینکه کاری فرهنگی انجام دهد و یا از فعالیتهای نسل جوان حمایت کند.
دولت جدید
اما با روی کارآمدن دولت نهم و تأکیدات ویژه دکتر احمدی نژاد بر روی مسائل جوانان و ارتقاء برنامه هایی که تحت عنوان «ارتقای سطح نسل جوان» هرساله در کشور به اجرا درمی آید، این امید و نگاه ایجاد شد که تغییر و تحولات گسترده ای دراین خصوص و به ویژه در سازمان ملی جوانان کشور ایجاد شود به گونه ای که اولا خاطرات ناخوش گذشته مردم از این سازمان کم خاصیت ولی پرحاشیه، پاک شود وثانیا از پتانسیل عظیم نیروی بکر جامعه که طبق آمار، درصد بالایی از جمعیت کشور را تشکیل می دهند، بهره ای شایسته برده شود.
با انتصاب حجت الاسلام محمدجواد حاج علی اکبری به سمت ریاست سازمان ملی جوانان بخشی از این امیدها محقق شد چرا که حاج علی اکبری شخصیتی بود که سال ها در نهاد نمایندگی رهبری در دانشگاهها، نمایندگی رهبری در اتحادیه انجمن های اسلامی دانش آموزان و... فعالیت کرده بود و به عنوان یک روحانی دوست داشتنی و تأثیرگذار دربین جوانان مطرح بود.
لذا این تحلیل به وجود آمد که وی خواهد توانست این فرزند فراموش شده دولت (سازمان ملی جوانان) را احیا کند و جان تازه ای به آن ببخشد و کاری کند که نام سنگین «سازمان ملی» برازنده این تشکیلات پرهزینه و کم بخار کشور شود.
تلویزیون بهتر است!
یکی از انتقاداتی که توسط رسانه ها از رئیس جدید سازمان ملی جوانان مطرح شد، عدم گفت وگوی وی با خبرنگاران پس از 5 ماه از قبول این مسئولیت بود.
حاج علی اکبری دراین مدت در باره برنامه های خود، وضعیت آینده سازمان، معضلات و گرفتاری فعلی، اصلاح ساختارهای این بخش دولتی و یا هر سوژه دیگری با رسانه ها صحبت کند.
هرچند اخلاق خوش و گرم و نرم وی در رد درخواست مصاحبه ها مانع از این شده که این مسئله جایی منعکس شود اما این وضعیت با توجه به عدم اعلام هرگونه برنامه ای از سوی این سازمان برای جوانان، موجب نگرانی هایی می شود!
در عوض حاج علی اکبری، یکی از چهره هایی است که تقریباً هر شب می توان او را در یکی از برنامه های تلویزیونی و در حال صحبت در خصوص یک موضوع دینی و مذهبی یافت. صحبت هایی که انصافاً تودل برو و دلنشین است،اما هر چه که هست ارتباط کمتری باحوزه مدیریت وی در این سازمان دارد.
موبایل رئیس سازمان ملی جوانان تقریباً در تمام ساعات روز خاموش است و گهگاهی هم اگر روشن می شود، در وضع number busy به سر می برد و مجدداً خاموش می شود.
حاج آقا سلام!
بالاخره تلاش خبرنگار نسل سوم برای تماس با حاج آقا حاج علی اکبری به نتیجه می رسد و در یک فرصت خیلی کوتاه، وی را شکار می کند.
حاج علی اکبری با همان لحن همیشگی اش به ابراز محبت می پردازد . از او در مورد سازمان ملی جوانان می پرسیم، می گوید حالا وقتش نیست، بعداً مصاحبه خواهم کرد!
می پرسیم 5 ماه از مسئولیت تان گذشته، 4 ماه پیش هم گفتید بعداً، این بعداً کی می رسد؟ می خندد و می گوید خبرتان می کنم.
از او در مورد گفت وگوهای تلویزیونی اش می پرسیم و می گویم ظاهراً اکثر وقت تان را تلویزیون هستید!، می گوید نه بابا همه این ها قدیمی هستند و مال الان نیستند و... تلفن قطع می شود و در تماس بعدی مان می شنویم که «دستگاه مشترک موردنظر خاموش است».
استعفا بی استعفا
در طی روزهایی که از تشکیل دولت نهم گذشته، تنها اخباری که از سازمان ملی جوانان به بیرون منتشر شده خبر برخی انتصاب های جدید در این سازمان بوده و البته آخرین خبر هم خبر استعفای حاج علی اکبری از سمت ریاست این سازمان بود!
و البته متعاقب آن مخالفت دکتر احمدی نژاد با این درخواست و ارسال این پیام از سوی رئیس جمهور که استعفا بی استعفا!
شکی نیست که با توجه به روند جدید و تحول گرایانه ای که در سطح کشور توسط اصولگرایان اصلاح طلب ایجاد شده، سازمان ملی جوانان می تواند نقش کلیدی مقتدرانه ای را ایفا کند. شکی نیست که با وجود نخبگان و مغزهای منحصر به فرد در بین جوانان ایرانی، سازمان ملی می تواند به عنوان نخستین مرجع شناسایی، ساماندهی و به جریان در آوردن این بخش خلاق مطرح شود. شکی نیست که با توجه به نیاز بخش های مختلف دولت و صنعت به ایده ها و نگاه های به روز و مدرن، سازمان ملی می تواند به قوی ترین بال دولت و تزریق کننده استعدادهای نوین تبدیل شود...