محمد ایمانی
سرمقاله دوشنبه گذشته کیهان با عنوان «پیام آن قاب عکس» که در حاشیه تحلیل دور افتادن تدریجی برخی مدعیان اصلاحات از خط امام، اشاره ای انتقادی هم به کنگره سازمان مجاهدین (انقلاب) و حضور گروهک نهضت آزادی در این کنگره داشت، واکنش هایی از سر خشم را در برخی افراطیون سازمان برانگیخت. در این میان محسن آرمین سخنگوی سازمان طی گفت وگویی با نشریه شهروند امروز ضمن سرزنش کیهان گفته است: «ادعای کیهان دروغ است ما هیچ گاه نهضت آزادی را غیرقانونی ندانسته ایم. نهضت آزادی التزام خود را نشان داده و مطابق قانون حق حیات سیاسی دارد.» وی همچنین درباره بیانیه نهضت آزادی خطاب به کنگره سازمان و دعوت به اتحاد و ائتلاف می گوید: «سازمان از هرگونه حرکت در سطح گروه های قانونی در دفاع و حمایت از دموکراسی و آزادی بیان و کیان جمهوری اسلامی و هم چنین مقابله با حرکت های استبدادی استقبال می کند.»
در این باره نکاتی به اجمال قابل اشاره است اگر چه بحث انحراف و عقبگرد در سازمان بحث مبسوطی است که در این مجال اندک نمی گنجد. هر چند سازمان مجاهدین انقلاب در میانه دهه 60 با نظر حضرت امام(ره) منحل و در دهه هفتاد با حضور طیفی از اعضای سابق آن- که از آرمان های اولیه تاسیس کنندگان آن فاصله گرفته بودند- مجدداً راه اندازی شد اما واقعیت این است که سازمان در هر دو مقطع مواضع روشن و قاطعی در قبال گروهک نهضت آزادی دارد و انکار آقای آرمین تنها اقدامی سبک برای توجیه بحران آرمان و تحلیل در وضعیت فعلی سازمان است.
با توجه به اسنادی که به اجمال ارائه خواهد شد، تذبذب شماری از اعضای سازمان بیشتر آشکار می شود چرا که اگر این طیف به تغییر نگاه نسبت به نهضت آزادی ایمان داشتند، شجاعانه و صادقانه آن را «اظهار» و دلیل این تغییر را بازگو می کردند اما کتمان و انکار موضع سابق خود حاکی از نوعی ترس ریاکارانه در قبال آگاهی و پرسش افکار عمومی و غیرقابل دفاع دانستن مواضع جدید است.
اجازه دهید به مواضع و بیانیه های سازمان بازگردیم. سازمان مجاهدین انقلاب 24 بهمن 58 با صدور بیانیه ای، از دانشجویان خط امامی فاتح لانه جاسوسی حمایت می کند و می نویسد: «دولت موقت ] وابسته به نهضت آزادی[ که بر اساس خط مشی اعتقادی و سیاسی انحرافی در مدت حکومت، کارنامه پراشکالی را ارائه داده بود و به ویژه با عدم اعتقاد به خط امام، مسیر انقلاب را کج و تیغه حملات آن را کند می نمود و می رفت تا دستاورد گرانبار این پدیده شگفت را به یک حرکت معمولی تبدیل کند، با اشغال جاسوسخانه و حمایت بی دریغ امام و مردم سرانجام سقوط کرد.»
مجاهدین انقلاب هم چنین دی ماه 1359 بیانیه ای در افشای ماهیت ضدانقلابی گروهک نهضت آزادی منتشر کردند که چند روز بعد- 20 دی 59- با اعتراض این گروهک مواجه شد. نهضت آزادی ادعا کرد «سازمان شما با انتشار اعلامیه ای سراسر آکنده از تهمت و افترا، با زبانی تخریبی بر نهضت آزادی تاخته و برچسب ناچسب مخالفت با انقلاب را به آن زده است. این سازمان و رهبری و اعضای آن خدمات روشنی به انقلاب ندارند.»
ذکر کش و قوس جدی سازمان مجاهدین انقلاب با نهضت آزادی پیش از انحلال سازمان خود می تواند موضوع بررسی و نوشتاری مفصل در حد یک کتاب باشد و فعلاً محل بحث ما نیست. اما واقعیت این است که سازمان پس از راه اندازی مجدد هم با وجود برخی عقبگردها، موضع کاملاً روشنی نسبت به نهضت آزادی رد و از جمله 26 مرداد 1378 (2 سال پس از دوم خرداد) طی پیامی به نشست سراسری دفتر تحکیم وحدت، به بازی منافقانه نهضت آزادی با خاتمی رئیس جمهور اشاره می کند و می نویسد: «جبهه ای وجود دارد که به جنبش دوم خرداد و نماد سخنگوی آن خاتمی رئیس جمهور ملت، تنها به مثابه نوعی محلل می نگرد... این جبهه هر چند برخی قرابت ها با دوم خرداد و جنبش دانشجویی از خود بروز می دهد اما اختلاف ریشه ای، تاریخی و ایدئولوژیکی- نظری خویش را با آنها نمی تواند انکار یا کتمان کند.» این هشدارها البته موثر واقع نشد و پس از سقوط و تجزیه دفتر تحکیم به دست همان لیبرال ها، نوبت به نفوذ نهضت آزادی در احزابی چون سازمان مجاهدین و جبهه مشارکت رسید! نهضت آزادی در آن مقطع با وجود تحریم انتخابات دوم خرداد، به دروغ مدعی شده بود جزو اعضای فعال ستاد انتخاباتی خاتمی بوده است.
27 شهریور 78؛ روزنامه ها از شرکت محسن آرمین عضو شورای مرکزی سازمان مجاهدین انقلاب در میزگرد دانشجویی دفتر تحکیم خبر می دهند. او در آن میزگرد ضمن فریبکارانه خواندن عنوان ملی- مذهبی برای برخی گروهکها گفته است «هر ائتلافی بین گروه ها بر اساس اصول و برنامه های مشترک شکل می گیرد و جناح دوم خرداد- حداقل بخش خط امام- معتقد است اصول و مبانی و برنامه های مشترکی با گروه های مذکور ندارد که ائتلاف در انتخابات مجلس را امکانپذیر سازد.»
این سخنان 5 ماه مانده به انتخابات مجلس ششم عنوان می شود اما گذر ایام، سقوط و پیوند طیفی از مدعیان خط امام با نهضت آزادی را آشکار ساخت. در این میان همین اظهار نظر آقای آرمین نشان می دهد که طیفی از دوم خردادی ها «خط امامی» نبودند اما به هر دلیل توانستند خود را وارد جبهه دوم خرداد کنند! رخنه واقع شده و غیرخط امامی ها هم وارد شده اند، پس آلودگی به آنان می تواند فراگیرتر هم شود اگر چه نیاز به زمان داشته باشد! این گونه هم می شود چندان که امروز برخلاف سخنان 25 مهر 84 آقای آرمین که تشکیل جبهه با ملی- مذهبی ها را به خاطر «مشکل تاریخی» امکانپذیر نمی دانست، ائتلاف با آنها امکانپذیر هم شده است! (مراجعه کنید به مصاحبه آرمین با شبکه ماهواره هما- 84.7.25)
29 مهر 1378؛ یک ماه پس از سخنان آرمین، در میزگرد تحکیم، «عصر ما» ارگان سازمان در واکنش به بیانیه نهضت آزادی، مقاله ای منتشر می کند که در آن آمده است «تقسیم بندی نهضت آزادی درباره نیروهای سیاسی درون حاکمیت، اعتقاد به تقابل و شکاف میان دولت و حاکمیت با مردم است... نهضت آزادی باید به وزن سیاسی- اجتماعی خود (تنها یک درصد آرا در انتخابات اخیر شوراها) توجه کند... آنان که تقسیم بندی خودی- غیرخودی را مغایر با ایده جامعه مدنی می دانند چگونه است که وقتی در مقام نقد این تقسیم بندی قرار می گیرند، ملاک اعتقاد به آزادی را برای کلیه نیروهای مترقی پیشنهاد می کنند اما در تبلیغات سیاسی، خارج از حاکمیت بودن را تنها ملاک همسویی و همراهی می بینند؟... پسندیده نیست این گروه بدون توجه به وزن خود دو جناح عمده و تاثیرگذار در سیاست داخلی را از موضعی پدرانه به اجتناب از مطلق اندیشی فرا بخواند»
4 ماه بعد (4 بهمن 78) محمد سلامتی دبیرکل سازمان در کنفرانسی مطبوعاتی و در پاسخ پرسش های خبرنگاران از جمله خبرنگاران کیهان، درباره گروهک نهضت آزادی اظهاراتی دو پهلو ادا می کند و البته بر سندیت نامه امام در این باره اذعان دارد: «درست نیست آن گروه هایی را که هیچ مرجع رسمی رد نکرده، افراد وابسته به آن را رد کنند. ما معتقدیم نامه امام ] به وزیر کشور، علی اکبر محتشمی[ درباره گروه نهضت آزادی ملاک باشد. رهبری که همیشه دنیا را تحت تأثیر قرار داد؛ چگونه ممکن است کسانی نظر ایشان را قبول نداشته باشند. نظر حضرت امام نسبت به عملکرد نهضت آزادی در اوایل انقلاب و جنگ بود و بهتر است مسئولان این گروه در برابر حضرت امام لجاجت نمی کردند و گروه خود را منحل می نمودند و در تشکل جدیدی فعالیت می کردند»!
اگر چه نهضت آزادی بر مرام خود می ماند اما روند سقوط تدریجی در سازمان سرانجام به دعوت رسمی از نهضتی ها در کنگره دوازدهم و دریافت پیام اتحاد و ائتلاف از آنان می انجامد تا سخن آقای بهزاد نبوی در مصاحبه با خبرگزاری ایسنا (5 شهریور 84) ثابت شود که «برخی اصلاح طلبان نسبت به خط امام بی مبالاتی هایی داشته اند و سعی کرده اند صبغه ارتباط با خط امام را بپوشانند». البته باید به این نکته نیز عنایت داشت که این روزها بحث های بسیار جدی درباره عبور از خط امام و نزدیکی به برخی گروهک های وابسته ورشکسته هم در «سازمان» و هم در میان سایر احزاب دوم خردادی در جریان است و نمی توان برخی مواضع ننگین را به پای تشکل باسابقه ای چون «مجاهدین انقلاب» نوشت. در عین حال رسم انصاف و جوانمردی آن است که مرددین و مرتدین از «خط امام» و «مجاهدین انقلاب»، دست از غصب و مصادره عناوین مقدس بردارند و تابلویی دیگر نظیر «برگشتگان از انقلاب، پیمان شکنان یا خوارج انقلاب و...» برای خود انتخاب کنند.
همان گونه که قبلاً هم تاکید شد شفافیت فضای سیاسی، ورشکستگی افراطیون و جدا شدن راه انقلاب از ضدانقلاب، دیگر جای بازی های دوگانه و رفت و آمد در دو جبهه را مسدود ساخته است و تنها می ماند چند سؤال روشن: با توجه به پایبندی گروهک نهضت آزادی به مواضع انحرافی و ضدانقلابی خود و تخطئه خط امام، آیا می توان باور داشت سران سازمان- کسانی نظیر بهزاد نبوی- بر موضع خط امام باقی باشند و با حفظ موضع، به نهضت آزادی بپیوندند؟! و آیا سازمان با از دست دادن عقبه اجتماعی، می خواهد خلأ اعتماد عمومی را از طریق ائتلاف و هم افزایی قدرت با گروهکی ورشکسته جبران کند؟ آیا این، مسخ تدریجی و تهی شدن از هویت و انحلال در منافقین نیست و آیا جز این است که افراد و مجموعه های فاقد هویت به راحتی در تورهای کمین کردگان گرفتار می شوند؟
نهضت آزادی از ابتدای انقلاب- همچون آمریکا- از ولایت فقیه و رهبری عقده به دل داشت و با آن به انحای مختلف مخالفت می کردهمچنان که امروز هم این کانون محوری خط امام را مورد هجمه قرار می دهد (اظهارات یزدی در آمریکا و در مصاحبه با سایت ضدانقلابی روزنت) . آیا مدعیان سازمانی خط امام هم به آیین آنها گرویده اند که پیام اتحاد و ائتلاف مبادله می کنند؟ اگر چنین است رسماً اعلام کنند که از خط امام به اسلام آمریکایی برگشته اند.