تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۰۹  ، 
شناسه خبر : ۵۶۷۰۱

نویسنده: مصطفی رجب
مترجم: سیدمحسن ساری
تبلیغات صهیونیستی برای جذب یهودیان جهان برای مهاجرت به اسراییل براساس دو دروغ بزرگ شکل گرفت:
1-‌ اسراییل کشوری ثروتمند است و بهشتی واقعی است که مردمش از رفاه و ثروت موجود در آن بهره‌مند خواهند شد.
2-‌ اسراییل کشور تکنولوژیک و پیشرفته است که موجب افتخار است و در این زمینه بر کشورهای غربی برتری دارد.
تبلیغات و رسانه‌های صهیونیستی خود، دروغ صهیونیست‌ها را برملا ساختند: «نیمی از مهاجران اتیوپیایی زیر خط فقر زندگی می‌کنند. تسوی لاوی روزنامه‌نگار صهیونیستی در روزنامه یدیعوث آحرونوث چنین نوشت: «بخشی از گزارش سالانه بانک اسراییل که امروز منتشر شد و وضعیت بازار را مورد بررسی قرار می‌دهد، آشکار ساخت که وضعیت اقتصادی و اجتماعی مهاجران اتیوپیایی بسیار بد است و میانگین بیکاری میان آنان دو برابر میانگین در بخش‌های اقتصادی است و نیمی از خانواده‌ها و دو سوم کودکان اتیوپیایی زیر خط فقر زندگی می‌کنند.» در ادامه گزارش آمده: «بانک اسراییل سفارش می‌کند که محل سکونت مهاجرین اتیوپیایی توسعه یابد و در کوی‌ها و شهرک‌های ثروتمند سکونت داده شوند تا این‌که وضعیت آن‌ها بهبود یابد. بانک همچنین سفارش می‌کند که میزان شرکت آن‌ها در بازار کار افزایش یابد و اجرای بخشی از این سیاست می‌تواند میانگین بیکاری در میان آن‌ها را کاهش دهد.»
همچنین در گزارش آمده: «میانگین دستمزد کارگران اتیوپیایی نسبت به دستمزد کارگران قدیمی 45 درصد و نسبت به کارگران مهاجر اتحاد شوروی سابق 13 درصد کمتر است. (کارگران قدیمی ساعتی 40 شیکل و کارگران مهاجر 25 شیکل ولی کارگران اتیوپیایی 20 شیکل دریافت می‌کنند). وضعیت اقتصادی کارگران اتیوپیایی بسیار خراب است. به عبارت دیگر وضعیت آن‌ها در مقام مقایسه با وضعیت زندگی کارگران اتحاد شوروی سابق که زیر خط فقر زندگی می‌کنند سه برابر بدتر است. گزارش همچنین روشن ساخته که 20 درصد اتیوپیایی‌ها بی‌سواد هستند در حالی که دیگر مهاجرین پنج دهم درصد بیسواد می‌باشند.»
بانک اسراییل در مورد دستمزد و درصد فقر متزاید میان مهاجران اتیوپیایی گزارش‌های واقعاً غم‌انگیزی منتشر کرده است. (تعداد اتیوپیایی‌ها تا اواخر سال 2005 حدود 106 هزار نفر بودند.)
در گزارش تکمیلی بانک اسراییل آمده: به رغم پول‌های زیادی که برای جذب آن‌ها صرف شد و همچنین با وجود پیشرفت قابل ملاحظه آنان جهت ادغام در جامعه اسراییل و به رغم داشتن آموزش و مسکن، باید فعالیت بیشتری در مورد آنان صورت پذیرد.»
در گزارش روشن شده که 40 درصد از مهاجران اتیوپیایی، آموزش‌های اساسی مربوط به بازار کار را به پایان رسانده‌اند و مشکل جذب آن‌ها در بازار کار به دلیل داشتن فرزندان زیاد و داشتن مسکن مشترک با سالمندان و خصوصا تمرکز آن‌ها در محله‌های فقیرنشین در مرکز و جنوب اسراییل است.
نسبت مشارکت خانواده‌های یهودی در بازار کار 76 درصد است ولی در مورد اتیوپیایی‌ها 57 درصد است. سطح آموزش کلی و آموزش‌های حرفه‌ای و کارگران اتیوپیایی نسبت به دیگر کارگران بسیار پایین‌تر است. در سال 2005 میزان درآمد خانواده‌ه‍ا حدود 200 شیکل در ماه بود که برای اتیوپیایی‌ها به حدود 1000 شیکل می‌رسید.
در گزارش آمده که به دلیل سطح پایین وضعیت اقتصادی و آموزشی پدران، می‌توان انتظار داشت که نسل جدید آن‌ها از نظر آموزش در وضعیت بدتری قرار گیرند.
به رغم پول‌های زیادی که در امر آموزش و پرورش صرف می‌شود، سطح آموزش در میان اتیوپیایی‌ها بسیار پایین است. از سویی دیگر امکان پیوستن آن‌ها به دانشگاه‌ها نسبت به سایر اسراییلی‌ها بسیار کمتر است. به طور مثال 83 درصد فرزندان اسراییل به دانشگاه‌ها راه می‌یابند ولی در مورد فرزندان اتیوپیایی این نسبت یک‌سوم می‌شود. در گزارش آمده که اصولا نسل جدید در امر آموزش موفقیتی کسب نکرده ولی در عین حال یادآور می‌شود که جوانان اتیوپیایی بیشتر در اموری که ریسک و خطر در آن‌ها بسیار بالاست همانند ارتکاب جنایات و شرکت در خشونت‌ها، شرکت می‌کنند.
همان‌طور که پیش‌تر یادآور شدیم در گزارش سفارش شده که برای ادغام هرچه بیشتر اتیوپیایی‌ها بهتر است که آن‌ها در همه نقاط اسراییل پراکنده شوند تا این‌که از وضعیت آموزشی بهتری بهره‌مند شوند و پس از اتمام تحصیلات بتوانند فورا جذب بازار کار شوند ولی گزارش یاد شده نتیجه غیر منتظره‌ای را اعلام می‌دارد و می‌گوید 80 درصد اتیوپیایی‌ها از وضعیت موجود راضی هستند. در مورد دروغ دوم، اوشالوم اوبیریت در روزنامه هاآرتص چنین نوشت:
بسیاری از گزارش‌های تلویزیونی و مطبوعاتی اخیرا بر قضیه «اینترنت» تمرکز داشتند. بسیاری از اولیا تلاش زیادی داشتند که در دوره‌های برگزار شده آموزش اینترنت شرکت کنند، زیرا آن‌ها می‌گفتند: «باید کاری کرد» ولی از آن‌جا که این برنامه به نتیجه مشخصی نرسید طولی نکشید که آن‌ها به برنامه‌های عادی زندگی خود روی آوردند. پرسشی که در این‌جا مطرح می‌شود این است: یک پدر اگر دریابد که مردی پنجاه ساله در گفت‌وگوهای اینترنتی خود را جوانی 16 ساله معرفی کند و با دخترش گفت‌وگویی بی‌پرده در مورد مسایل جنسی کند و خواستار فریفتن او باشد چه باید بکند؟»
در بررسی‌های انجام شده در اسراییل و یا در دیگر کشورهای جهان روشن شده که میان تفکر پدران در مورد آنچه که فرزندانشان در شبکه اینترنت به انجام می‌رسانند و میان آن‌چه که فرزندان عملا از اینترنت چه استفاده‌ای می‌برند، شکاف‌های عمیق تفکراتی وجود دارد. اخیرا در دو دانشگاه تل‌آویو و حیفا در مورد، مورد تعرض قرار گرفتن فرزندان با فساد، بررسی‌های مهمی انجام گرفت. و روشن شد که 29 درصد دانش‌آموزان ابتدایی و 53 درصد دانش‌آموزان راهنمایی و 73 درصد دانش‌آموزان مقطع دبیرستان با تصاویر بسیار بی‌پرده‌ای که از سوی شبکه اینترنتی ارایه می‌شود مواجه شده‌اند. بررسی یاد شده نشان داد که 10 تا 18 درصد اولیا فرزندان (پدر و مادر دانش‌آموزان یاد شده) خود با تصاویر ارایه شده مواجه گشته‌اند.
مشکل اصلی اینجاست که پدران و مادران نمی‌خواهند نسبت به خطرات موجود در شبکه اینترنتی آگاهی بیشتری بیابند و زمانی که یکی از مدارس بزرگ در مرکز کشور، نشستی در این مورد برگزار کرد فقط بیست دانش‌آموز حاضر شدند و زمانی که یکی از مراکز ورزشی جوانان در شمال کشور دوره‌های ارشادی در مورد خطرات «اینترنت» برگزار کرد فقط 30 ولی دانش‌آموز حاضر شدند. واقعا برای عدم حضور پدران و مادران جهت آشنایی با این موضوع چه دلیلی می‌تواند وجود داشته باشد...؟
به نظر می‌رسد که عدم تمایل پدران و مادران در آشنا شدن با خطرات اینترنت این است که آن‌ها ترجیح می‌دهند فرزندانشان در اتاق‌هایشان باقی بمانند و به خیابان‌ها و کافه‌های مشکوک وارد نشوند.
وضعیت در مورد مواد مخدر نیز چنین است و تا به حال نتایج بسیار خطرناکی برای جامعه اسراییل داشته است. شبکه عنکبوتی در این مورد نیز به شدت وارد فعالیت شده و جوانان را بر کشاندن به سوی مواد مخدر وامی‌دارد و همه می‌دانیم که پایان مصرف مواد مخدر با مرگ است و یا خودکشی.
به هر حال اکنون همه متوجه شدیم که اسراییل برخلاف آنچه که درباره‌اش گفته شده فقط بهشت واقعی روی زمین نیست بلکه یک جهنم واقعی است و بنا به شهادت همگان، اسراییل در واقع یک جامعه از هم فروپاشیده است.