اسلام آخرین و بهترین و کاملترین و جامعترین و متقنترین و همه سونگرترین دین الهی است.
چه اینکه آورنده آن، خاتم پیامبران، محمد مصطفی(ص) افضل انبیاء الهی است و قرآن کاملترین کتاب آسمانی و "مهیمن" بر کتب نازله پیشین است. تلاش دشمنان اسلام در طول تاریخ همواره این بوده که اسلام به عنوان یک حقیقت در متن زندگی انسانها حضور پیدا نکند و به عنوان بهترین راهنمای اندیشه و عمل مسلمین مطرح نشود و قوانین و مقررات و دستورالعمل اسلام به عنوان بهترین قانون و برترین طرح زندجگی ایدهآل و موفق در جوامع بشری ندرخشد.
بر این اساس با بعثت پیامبر اکرم(ص) و علنی شدن دعوت او و طرح شعار و برنامه او و تبیین و ابلاغ پیامها و رسالات الهی، مخالفتها و دشمنیها علیه پیامبر(ص) و رهآورد او شروع شد.
جبهه کفر و شرک و نفاق، قدرتمندان و زورگویان، زراندوزان و استثمارگران، تزویرگران و فریبکاران علیرغم اختلافشان! در جبهه واحد، با هدف مشترک در صدد معارضه و مقابله با اسلام برآمدند و با قساوت و بیرحمی سعی در خاموش کردن مشعل هدایت مردم و کندن نهال برآمده در میان مردم داشتند تا مبادا تودههای مردم در پرتو آن، مسیر هدایت و سعادت را بیابند و از میوه شیرین آن شجره طیبه که "اصلها ثابت و فرعها فیالسماء" (2) بهرهمند شوند و به ظلم ستمگران تن در ندهند و دست غارتگران و استثمارگران را از حریم منافع خویش قطع و فریب نفاق پیشگان مزور را نخورند.
یریدون ان یطفئوا نورالله با فواهم و یا بیالله الا ان یتم نوره ولو کرهالکافرون (3)
آنها (کفار و مشرکین و منافقین) میخواهند نور خدا را با دهان خود خاموش کنند ولی خدا جز این را نمیخواهد که نور خود را کامل کند، هر چند کافران را خوش نیاید.
اما علیرغم همه تلاشها و کوششهای بداندیشان و بدخواهان، عداوت و دشمنی ستمگران ضدبشر، آفتاب عالمتاب اسلام درخشش آغاز کرد و دیری نپایید که نور امید در دلها تابیدن گرفت و در کمتر از ربع قرن، پیام آن به گوش مردم اقصی نقاط عالم آن روز رسید و اقشار مختلف مردم، بیاعتنا به هیاهوها و جار و جنجالهای تبلیغاتی و رفتارهای ظالمانه، به صورت فردی و جمعی برای پذیرش اسلام آغوش گشوده بودند.
اذا جاء نصرالله و الفتح و رایتالناس یدخلون فیدینالله افواجا (4)
هنگامی که نصرت و یاری خدا فرا رسید و پیروزی حاصل شد مردم را میبینی که گروه گروه وارد دین خدا شده و ایمان میآورند.
این فرایند مطلوب و این روند مبارک ادامه داشت تا زمانی که حادثه تاسفبار رحلت پیامبر عظیمالشان اسلام رخ داد.
بعد از رحلت نبیمکرم(ص) علیرغم همه پیشبینیها و تمهیدات، بدخواهان و بنیانگزاران اختلاف (آنانکه بذر نفاق پاشیدند تا خوشه قدرت درو کنند و آب را گلآلود کرده تا ماهی مقصود بگیرند!) بیکار ننشسته و فرصت را مغتنم شمرده و جبهه مخالف، با اتحاد نامیمون پیمان بستند که خلافت و امامت انتصابی (منصوب من عندالله) را از گردونه اصلی خارج و به خلافت فرمایشی و سلطنت موروثی بدیل و با تاکید بر اریکه قدرت و حکومت بر مقدرات جامعه حاکم و سرنوشت مردم را مطابق امیال و برابر خواسته خود رقم زنند... که در اینجا نمیخواهیم اشاره کنیم که چه بر سر اسلام و مسلمین آمد و چه سرنوشت تلخ و غمانگیزی پیدا کرد که خطبه سوم نهجالبلاغه (5) نمادی از این فصل اندوهبار تاریخ اسلام است. روزگار سپری میشد تا عصر رنسانس (6) و تحول در مغرب زمین و خیزش و رویکرد جدید به سمت اسلام، بویژه در اواسط قرن نوزدهم میلادی (یعنی در یکصد و پنجاه سال اخیر) با شروع نهضت بیداری مسلمین و مبارزات ضداستبدادی و ضداستعماری جهان اسلام و نقش و تاثیر اسلام در آگاهیبخشی و تعمیق اندیشه دینی مسلمین و تشدید ضدیت و معارضه مخالفین و معاندین بویژه استکبار جهانی و صهیونیسم بینالمللی! اما این بار با برنامهریزی حساب شدهتر و گستردهتر از همیشه...
گرچه اسلامستیزی و حقیقتگریزی مقوله جدیدی در قاموس امپریالیسم غرب و سوسیال امپریالیسم شرق نیست! اما با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و برپایی نظام مقدس اسلامی، انقلابی به نام خدا و برای خدا و مبتنی بر اندیشه اسلامی و به انگیزه اجرای احکام و دستورالعملهای نورای و حیاتبخش اسلام، قدرتهای زورگو و متجاوز و انحصارطلب به هراس افتاده و به فکر چاره افتاده و به مقابله برخاستند.
انقلاب اسلامی ایران از نظر عقیدتی، مکتبهای او از نظر سیاسی، قدرتها را و از نظر اداره جامعه احزاب و گروههای داخلی را به انفعال و چالش کشید و آنان را به واکنش وا داشت!
چرا؟ زیرا از همان ابتدا معلوم بود که نظام عظیم اسلامی مبتنی بر پایههای مستحکم عزم و اراده جمعی و ایمان عمیق و ریشهدار مردم با بیان مواضع و ارایه دکترین خود به طور طبیعی با اختاپوس خطرناک قدرتهای شیطانی و نظامهای استکباری دنیا درگیر خواهد شد.
البته معنای این درگیر شدن این نبود که مردم انقلابی و مدیران انقلاب اسلامی ایران میخواستند که با قدرتهای استکباری درگیر شوند! بلکه این تقابل و چالش در هویت و ذات انقلاب اسلامی نهفته بود! و دور از انتظار و غیرقابل پیشبینی نبود که وقتی ایران اسلامی به عنوان امالقرای جهان اسلام با برخورداری از موقعیت حساس استراتژیک و با داشتن فرهنگ عمیق و غنی دینی و ملی انقلاب میکند و با انقلابی مبتنی بر تعالیم اسلامی و آموزههای و حیاتی، ایدهای را مطرح میکنند و مواضع و پیام انقلاب را مطرح و علیرغم سانسور خبری و تبلیغات سوءامپریالیستی به گوش مردم دنیا میرساند و برای حفظ موجودیت انقلاب و انتشار پیام آن و تبیین مواضع آزادیبخش و عزتآفرین آن تمام هم و تلاش خود را به کار میگیرد و نشانههای موفقیت او در جهان آشکار میشود طبیعی است که قدرتهای سلطهگر و انحصارطلب در منطقه و در جهان برای منافع موجودیت خود احساس خطر کنند و بیکار ننشستند و در مقام مقابله و مبارزه برآیند.
جالب است که بدانیم پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، لیبرالیسم سرمایهداری غرب و سوسیالیسم الحادی و دیکتاتوری شرق که به مثابه دو لبه قیچی علیرغم تضاد و ذاتی و اختلاف اصولی،همزمان یک هدف را تعقیب میکردند و آن مبارزه با انقلاب اسلمی و نفی اسلام بود و در این بین احزاب و گروههای وابسته به اردوگاه استکبار شرق و غرب که سر در آخور بیگانه داشته و از آنجا تغذیه فکری و حمایت مالی میشدند به عنوان آلترناتیو دشمن، آتش بیار معرکه شده و آنچه که دشمنان خارجی نشخوار مینمودند اینان در داخل بلغور میکردند و این اتحاد ناهمگون و معارضه همزمان علیه انقلاب اسلامی ایران برای اندیشمندان بیطرف و آزاد فکر، بسیار تاملبرانگیز و بیسوال بود؟
همین سیاست خصمانه و اتحاد نامیمون جبهه زر و زور در تزویر سبب شد انقلاب اسلامی ایران علیرغم همه بیمهریها و دشمنیها و سمپاشیها نقطه ثقی توجه آزاداندیشان دنیا قرار گیرد و مطالعه عمیق و گرایش تدریجی سبدی اسلام و فرهنگ اهلبیت علیهمالسلام در دنیا بویژه دنیای غرب آغاز شود و به شهادت غربیها این گرایش رو به رشد بعد از واقعه 11 سپتامبر در آمریکا به 5 برابر افزایش یابد و در بوقهای استکباری به صراحت اعتراف شود که مهمترین خطر برای آنان بنیادگرایی اسلامی است و اسلام به عنوان نیروی تازه نفس وارد عرصه سیاست جهانی شده و میرود که همه دلها و اندیشهها را تسخیر کرد.
اینکه میبینیم مواجببگیر مزدوری همچون سلمان رشدی پلید با حمایت همهجانبه استعمار پیر انگلیس کتاب آیات شیطانی را مینویسد و اخیرا نشان افتخار و قهرمانی از دست ملکه انگلستان دریافت میکند و یا بتی محمودی آمریکایی کتاب بدون دخترم هرگز را مینویسد و از روی آن فیلم علیه اسلام وانقلاب اسلامی ایران ساخته میشود و یا روزنامههای دانمارکی کاریکاتور علیه پیامبر عظیمالشان اسلام میکشند و یا در داخل یک متن گمراهکننده در چند نشریه دانشجویی در برخی از دانشگاههای کشور به چاپ میرسد و... همه و همه در راستای سیاست اسلامستیزی و انداختن جاذبه اسلام در اذهان و اندیشههاست که از طرفی این رویکرد مردم دنیا را به اسلام باید امیدبخش و خوشحالکننده دانست و از سویی نباید در برابر این برخوردهای خصمانه ساکت و بیتفاوت بود و یاوهسرایان بیمنطق را بلاجواب گذارد.
پینوشتها در دفتر نشریه موجود است.