گروه سیاسی: شیوه و نوع حاکمیت در کشورها و تعاریف مختلف ارائه شده در خصوص دموکراسی و مردمسالاری دینی، از جمله موضوعاتی بود که عماد افروغ رئیس سابق کمیسیون فرهنگی مجلس در خصوص آن به اظهارنظر پرداخت.
وی امکان ارائه تعریف از مردمسالاری دینی را به سهولت و درستی امکانپذیر ندانسته و در عین حال در خصوص انتقادات مطرح شده از دموکراسی گفت: منتقدان دموکراسی میگویند آیا این پیچیدهترین شیوه اعمال قدرت نیست که اعمالکننده قدرت بتواند خلاف منافع واقعی مردم به رغم رضایت آنها حکومت کند، یعنی یک نوع شستوشوی مغزی و فاصله گرفتن از منافع واقعی مردم که با توجه به منتفی بودن شرط ایمان و حقانیت و فضیلت تشدید میشود. در دموکراسی خلطی بین شکل و محتوا صورت میگیرد و توجه افراطی به شکل، دامن محتوا و حقیقت را نیز میگیرد و به هر حال فضا را نابرابر میکند که این بر خلاف نیتی است که در پس تفکر طرفداران دموکراسی وجود داشت.
این فعال اصولگرایان مستقل در خصوص شباهتهای مردمسالاری دینی و دموکراسی نیز خاطرنشان کرد: مردمسالاری دینی میخواهد وجه حقانی و وجه فضیلتخواهی و محتوایی مورد نیاز دموکراسی را نیز تامین کند، به این صورت که اولاً کسانی که انتخاب و حاکم میشوند، منتخب مردم باشند ثانیاً ساز و کارهایی وجود داشته باشد که افراد از دایره حقیقتها و فضیلتها و شایستگیها خارج نشوند. یعنی کسانی در نظام سیاسی مشروع هستند، کسانی میتوانند امر و نهی کنند و برخوردار از قدرت انحصار زور شوند که هم از حقانیت کافی برخوردار باشند و هم منتخب مردم باشند.
بر این اساس نظامی که حقانیت داشته باشد ولی افراد و حکمرانان آن مقبولیت نداشته باشند و بالعکس حاکمانی که از مقبولیت برخوردار باشند ولی از حقانیت و فضیلت کافی برخوردار نباشند، مشروع نیستند.
افروغ به ارائه تعریفی از مردمسالاری دینی پرداخت: مردمسالاری دینی یعنی دموکراسی جهتدار، فضیلتمدار، حقیقتمدار و غایتمدار و غایت و حقیقت و فضیلت و جهت از آن دین و تفکر دینی است.
مردمسالاری دینی معنای عمیقی دارد. مردمسالاری دینی هم یک معنای مفهومی دارد و هم یک ضرورت اجتماعی و تاریخی. مردمسالاری دینی مفهومی است که عمدتاً باید در فلسفه سیاسی به دنبال پاسخ آن بود تا در جامعهشناسی سیاسی. وی اما به محدودیتها در مردمسالاری دینی نیز اشاره میکند، موضوعی که همواره مورد انتقاد گروهی از طرفداران دموکراسی بوده است که «دینی» بودن آن را برنمیتابند: در مردمسالاری دینی اولاً مردم باید بخواهند و ثانیاً مردم نمیتوانند هر چیزی را بخواهند چون اصالت صرفاً با مقبولیت نیست. در مردمسالاری دینی نمیتوان به مردم اجازه داد حکمرانانی را انتخاب کنند که برخوردار از ویژگیهایی مغایر با نص دین باشند، یعنی عادل نباشند، باتقوا و عالم نباشند و اهل فسق و فجور باشند.
دایره انتخاب و گزینش مردم در مردمسالاری دینی محدود به ویژگیهای مورد تایید مستقیم و غیرمستقیم دین است. اینجاست که امام به عنوان نظریهپرداز مردمسالاری دینی جمهوری اسلامی فرمودند: جمهوریت شکل حکومت را تعیین میکند و اسلامیت محتوای حکومت را.
نخبهگرایی در مردمسالاری دینی به روحانیون از جمله انتقادات به این نوع مردمسالاری است که افروغ در خصوص آن به سایت خبری صدرا میگوید: بحث نخبهگرایی روحانیون شبهه قابل توجهی است. به هر حال در بحث مردمسالاری دینی چون بحث شایستگیها و صلاحیتها و فضیلتها به میان میآید، خواه نا خواه این مردمسالاری گرایشی به وجوه محتوایی تخصصی پیدا خواهد کرد. مردمسالاری دینی از تنوع برخوردار است، نمیتوان آن را به نخبهگرایی دینی و روحانیتگرا محدود دانست. مردمسالاری دینی تمایل به فضیلتگرایی و تخصصگرایی دارد یعنی همان فیلسوف شاهی افلاطون. کسانی که فهم بیشتری دارند و برخوردار از ویژگی خاص هستند، حرف اول را در مردمسالاری دینی میزنند. مردمسالاری دینی یک مردمسالاری تودهوار نیست.