** انتخابات امروز در کشور ما با مصالح ملی و منافع عمومی گره خورده و به نحوی تفسیرکننده اقتدار ملی است. هر چند بیمهریهایی متوجه گروههای سیاسی شده است و شاید ابهاماتی را نیز داشته باشند، اما هرگز نباید قهر و احساس یاس و ناامیدی کنند.
حتما باید منافع فردی را فدای مصالح جمعی کنیم و مصالح جمعی کشور را در راس برنامههای خود قرار دهیم و در چارچوب حفظ مصالح ملی به چانهزنیها و انتقادهای خود بپردازیم.
البته تا حدودی در این دوره رد صلاحیتها بیشتر شده و نگرانیهایی به وجود آورده است، اما تاکنون تعداد زیادی از افراد تایید صلاحیت شدند و عرصه مشارکت و میدان رقابت فعالتر شده است، اما در هر صورت نباید قهر کرد.
معتقدم قهر کردن در عرصه مشارکت در انتخابات در حقیقت ضربه به خود و لطمه به مصالح ملی است و مغایر عقلانیت سیاسی، امروز تصور نمیکنم هیچ گروه و تشکل سیاسی دارای عقلانیت از انتخابات قهر یا دیگران را دعوت به قهر کند.
ما اگر به عنوان نخبگان سیاسی بخواهیم بهترین اقدام را در عرصه سالمسازی نظام مدیریت کنیم حضور اقلانی و اعتدال در عرصه رقابتهای سیاسی زمینهساز آن است .
* به عقیده شما افراطگریهایی که پیش از این نیز آزموده شده است، در انتخابات برای گروهها و سلایق مختلف سیاسی چه حاصلی خواهد داشت؟
** پیش از این شاهد حرکتهای افراطی بودهایم و نتایج آن برای همه آشکار است و هیچ فرد و گروهی نمیتواند ادعا کند کسانی که در دورهای با اقدام به ساختارشکنی اهداف خود را دنبال میکردند، توانسته باشند به این اهداف دست یابند.
تجربه مجلس ششم در رفتارهای افراطی، صفحهای شفاف و آشکار در مقابل همه ماست و نتیجه آن جز شکست چیز دیگری نخواهد بود.
امروزه خوشبختانه اعتدال جای خود را در جامعه باز کرده است و بهداشت روانی جامعه ایجاب نمیکند فضا ملتهب شود.
مردم از افراط و تفریطها بیزار و خواهان عقلانیت سیاسی و اعتدال هستند که در چارچوب آن و به دنبال آرامش ایجادشده ناشی از آن مناسبت سیاسی خود را تنظیم کنند.
هر گروه سیاسی بخواهد مغایر و با مصالح ملی عمل کند با طرد مردم روبهرو میشود و جایگاه خود را در جامعه از دست میدهد.
* با توجه به زمینههایی که برای برگزاری انتخابات مجلس هشتم ایجاد شده است، پیشبینی میکنید حضور مردم در این انتخابات در مقایسه با دورههای قبلی انتخابات چگونه خواهد بود؟
** انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی نماد بارز حضور گسترده مردم در انتخابات و مشارکت در عرصه تصمیمسازی خواهد بود.
نظام جمهوری اسلامی نظامی است الهی و آرمانی و با حمایت و پشتیبانی مردم به کار خود ادامه میدهد. از ابتدای انقلاب نیز پایهها و استوانههای این انقلاب مردم بودهاند.
طبیعی است که هم حضور و مشارکت مردم در این انتخابات باعث ایجاد انگیزه و افزایش علاقهمندی آنها برای کشور خواهد شد و هم افزایش اقتدار ملی را به دنبال خواهد داشت و میزان مقبولیت نظام را افزایش خواهد داد مسئولان نظام هم ملزم هستند که زمینه حضور و مشارکت گسترده مردم را فراهم کنند و این انگیزه را برای آن به وجود آورند.
* حضور حداکثری مردم نیازمند الزامات و ضرورتهایی است. به عقیده شما چه مقدمات و لوازمی باید فراهم شود تا انگیزه مردم برای حضور در انتخابات افزایش یابد؟
** یک بخش از حضور و مشارکت مردم، بحث انگیزههای دینی و اعتقادی مردم است. ما در نظام اسلامی، انتخابات را هم حق و هم تکلیف میدانیم. حق است برای این که نظام اجرایی باید به وسیله مردم اداره شود و تکلیف است بر این اساس که مردم باید حق را احقاق کنند و احقاق این حق با مشارکت در انتخابات معنا مییابد.
هرگونه انزوا و گوشهگیری در نظام الهی مردود است بیمسئولیتی و بیتوجهی به مسائل اجتماعی مردود است انسان اجتماعی است و مسئولیت سهگانه در برابر خود، خدا و جامعه دارد انسان میتواند نسبت به مسائل جامعه بیتفاوت باشد.
حتی اگر کسی نسبت به جامعه خود انتقاد هم داشته باشد این حضور و مشارکت است که میتواند انتقادها را به نتیجه برساند و نواقص رفع شود و با گوشهگیری کار به پیش نمیرود و به عقیده من هر کس بر اندیشه الهی گوشهگیری کند باید در نظام اجتماعی و اخروی مواخذه شود.
در اصلاح فرآیند نظام اجتماعی کشور در حضور در انتخابات موضوعی عقلانی است. اگر انسانها میخواهند در فرآیند مدیریت کشور خود مشارکت داشته باشند و اشکالات مدیریتی را برطرف کنند، راه آن حضور و مشارکت و انتخاب شایستگان است.
به طور قطع این حضور میتواند غلطها را تصحیح و روشها را اصلاح کند که زمینه رسیدن به اهداف را بیشتر تامین میکند.
نکته سوم، زمانشناسی است. کشور ما در معرض تهدید بیگانگان است و حضور و مشارکت مردم به اقتدار ملی میانجامد و هرگونه فاصله گرفتن مردم از نظام باعث تضعیف این اقتدار میشود و دندان طمع دشمنان را به سوی مصالح ملی ما باز میکند.
هر فرد اگر بخواهد به منافع و مصالح فردی خود اهمیت دهد باید اقدامی کند که تهدید بیگانگان متوجه کشورش نشود که این با حضور مردم در انتخابات محقق می شود.
شرکت نکردن در انتخابات یا حضور نداشتن در فرآیند تصمیمسازی کشور باعث میشود اگر انتخاب ناشایستی انجام شود انسانها از عوارض آن در امان نمانند. اگر بخواهیم انتخاب نامناسب دیگران به ما آسیب نرساند باید در انتخابات حضور یابیم. قرآن کریم نیز میفرماید:«بپرهیزید از فتنههایی که اگر بیاید فقط دامن فتنهگران را نمیگیرد، بلکه دامن همه را میگیرد.»
* در این فرآیند مسئولان و برگزارکنندگان انتخابات چه وظیفهای دارند؟
** بخش عمدهای از برگزاری انتخابات مشارکتی، متوجه مسئولان است. مسئولان باید زمینههای مشارکت را برای مردم فراهم آورند.
زمینههای مشارکت قانون مشخص و شفاف است که همه بر محورهای قانون و مرزهای قانونی باید حرکت کنند. مسئولان باید بتوانند زمینههای رقابت مردم را فراهم آورند، اعتمادسازی و از رای مردم پاسداری کنند تا فضای امید در دل مردم ایجاد شود.
رسانه ملی نیز وظیفه دارد فضای تبلیغاتی مناسبی را به طور برابر فراهم کند و در مجموع به نحوی عمل شود که رقابتها سازنده و در چارچوب قانون و بدون بداخلاقیهای سیاسی صورت گیرد.
* احزاب و تشکلهای سیاسی در این میان چه نقشی دارند؟
** احزاب و گروههای سیاسی به عنوان گروههای مرجع نظام از نخبگان نظام محسوب میشوند و مسئولیت آنان بیش از دیگران است و آنها باید بر طبل مشارکت مردم در انتخابات بکوبند و برای ایجاد زمینههای رقابت و شور و نشاط انتخاباتی تلاش کنند. طبعا این گروهها میتوانند معیارها و مبانی انتخاب اصلح را به مردم معرفی کرده برای تشویق مردم به حضور در انتخابات در نیروهای خود بسیج عمومی اعلام کنند.
آگاهسازی، ارتقای آگاهیهای عمومی به مردم برای حضور در انتخابات، انتخاب اصلح و ایجاد انگیزه رقابت از وظایف گروهها و نخبگان سیاسی و مطبوعات در فضای انتخابات است.
* عملکرد مجالس گذشته به طور قطع در حضور مردم موثر است به عقیده شما مجلس هفتم تا چه میزان توانسته است با عملکرد خود انگیزه حضور گسترده مردم در انتخابات را فراهم کند؟
** موفقیت و عدم موفقیت در مجلس و دولت به طور نسبی و تابع برخی فرآیندهاست که باید مورد توجه قرار گیرد. هر مجلسی ناکامیها و موفقیتهایی داشته است. در این میان چند چیز اهمیت دارد که یکی از آنها جهتگیریهای کلان است، یعنی جهتگیریهایی که متناسب با آرمانهای نظام باشد.
من معتقدم مجلس هفتم در جهتگیری کلان، ارزشی و آرمانی خط امام و رهبری در مسیر درستی گام برداشته است. نکته دوم، جهتگیری حمایت از مردم است. مجلس هفتم توجه به اقشار آسیبپذیر، محروم و بدنه اجتماعی داشته است. دولت در حد خود در موضوع بیمهها، دریافتیها، در بخش بهزیستی و کارکنان تلاشهایی انجام داده است.
مسائل اقتصادی نظیر رشد اقتصادی از مسائلی است که در دوره کوتاهمدت محقق نمیشود و نیازمند زمان بیشتر و فضای مطلوب بینالمللی است .
در شرایطی که ما قرار داریم هم مسائل بینالمللی و هم مسائل داخلی باعث شده آن طور که باید و شاید آرمانها محقق نشود.
* چه نمرهای میتوان به عملکرد مجلس اصولگرای هفتم داد؟
** با توجه به شرایط داخلی و بینالمللی که در آن قرار داشتیم و فضای تحریم، تا حدودی نمره قابل قبولی به عملکرد مجلس هفتم میدهم، گرچه میتوانستیم بهتر از این عمل کنیم. باید در مجلس آینده، فرصتهای از دست رفته را جبران کنیم.
مجلس هفتم همانطور که در بخشهای مانند پشتیبانی از دولت در احقاق حقوق هستهای ملت ایران توانست به طور قاطع عمل کند ولی در برخی بخشها آنچنان که مورد انتظار بود عمل نکرد.
* تصور میکنید اکثریت مجلس هفتم در مجلس هشتم نیز حفظ شود؟
** تصورم این است که اکثریت مجلس هشتم از اصولگرایان خواهد بود، اما ترکیبی از گروههای مختلف و تجمیعی از سلایق مختلف درون نظام نیز حضور خواهند داشت.
اگر سلایق درون نظام که چارچوبهای نظام را بپذیرند، بتوانند رقابت سالمی را انجام دهند و حضوری فعال در مجلس هشتم داشته باشند موفقیت نسبی خواهند داشت.
* ساز و کار جدیدی در جریان اصولگرا طراحی و اجرا شده است که اقداماتی موفق را هم به دنبال داشته است، اما در جریان اصولگرا انتقادهایی نیز وجود دارد، ارزیابی شما از این ساز و کار چیست و آیا این ساز و کار منجر به موفقیت اصولگرایان در انتخابات مجلس هشتم خواهد شد؟
** جبهه متحد اصولگرایان زمانی که شکل گرفت شعارهایی مطرح و اعلام کرد که این اتحاد و ائتلاف در محورهایی شکل میگیرد که مورد وفاق همه اصولگرایان است، البته موفقیت آنان در این زمینه نسبی بوده و بر این اساس شاید برخی مشکلات نیز ایجاد شده است.
* ارزیابی شما از جریان رقیب اصولگرایان چگونه است، آیا خواهند توانست به مجموعه واحدی دست یابند؟
** جریان اصلاحطلب تاکنون نتوانسته به مجموعه واحدی دست یابد و بر این اساس در آستانه انتخابات انشعابهای جدی میان آنان ایجاد خواهد شد و احتمال دارد به وفاق کلی برای ارائه فهرست واحد انتخاباتی در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی دست نیابند.
از سویی جریان اصلاحطلب در حال نوعی بازبینی در شیوهها و روشهای به کار گرفته شده در گذشته است و باید به این حقیقت برسند که جریانهای تندرو منافع آنان را تامین نخواهد کرد.