تاریخ انتشار : ۲۱ آبان ۱۳۸۷ - ۱۲:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۵۶۷۵۲
گفت‌وگو با ژاپه یوسفی
داریوش سجادی مقدمه: کنفرانس آناپولیس در حالی برگزار شد که از همان ابتدا تردیدهایی در مورد موفقیت آن وجود داشت. گفت‌و‌گوی حاضر که با ژاپه یوسفی تحلیلگر مسائل بین‌الملل در آمریکا انجام شده، به بررسی تهدیدات و فرصت‌های این کنفرانس برای جمهوری اسلامی ایران می‌پردازد.

*با توجه به برگزاری همایش صلح پاییزی آناپولیس که در غیبت ایران و با حضور جمع کثیری از کشورهای دنیا اعم از دولت‌های درگیر در قضیه صلح اعراب و اسرائیل و دیگر کشورهای نه‌ چندان مرتبط با این مسأله در آمریکا برگزار شد چه افقی از تصمیم‌های متخذه در این کنفرانس را برای ایران می‌توان متصور بود؟

**من باور دارم که گستردگی حضور دولت‌ها و کشورهای مختلف در کنفرانس صلح آناپولیس به نوعی شبیه به لشکرکشی نظامی آمریکا به عراق است. جنگی که همانند همایش آناپولیس با حضور گسترده‌ای از کشور‌های جهان با رهبری آمریکا آغاز شد اما عدم حضور ایران در آن کاملاً محسوس بود. ولی نهایتاً ایران برنده اصلی آن جنگ شد.

پس بر همین پایه معتقدم که غیبت محسوس ایران در همایش آناپولیس نیز می‌تواند مانند جنگ آمریکا با عراق، ایران را تبدیل به برنده اصلی آن همایش کند به شرط آنکه دیپلماسی آشکار (public Diplomacy) دولتمردان ایران هوشمندانه باشد.

*چنین بردی چگونه برای ایران قابل تحقق است؟

**شرکت کنندگان همایش آناپولیس مجموعاً مصوباتی را برای تأمین صلح میان اعراب و اسرائیل تصویب کرده‌اند که ظاهراً مدت زمان تعیین شده برای تحقق آن مصوبات تا پایان سال 2008 است.

مسأله اصلی این است که فرجام نهایی این مصوبات تا تاریخ مذکور از دو حالت خارج نیست. یا همایش آناپولیس توفیق تأمین مصوبات خود را پیدا می‌کند و یا مانند کنفرانس قبلی اسلو و مادرید این طرح نیز به شکست کشیده می‌شود.

حال چنانچه همایش آناپولیس با شکست مواجه شود این امر خواسته یا ناخواسته به نفع ایران تمام خواهد شد. این ادعا از آن جهت قابل استناد است که همایش مزبور با غیبت محسوس ایران و با شرکت کمابیش همه کشور‌های پر قدرت و با نفوذ جهان برگزار شد. طبیعی‌ترین نتیجه منطقی از عدم توفیق چنین همایش گسترده‌ای می‌تواند آن باشد که بدون یاری گرفتن از جمهوری اسلامی نمی‌توان به هیچگونه هدف سیاسی، امنیتی، و نظامی در خاورمیانه دست یافت ولو اینکه مجموعه‌ای از قدرتمندترین کشور‌های جهان با حراکثر توان خود به دنبال چنان اهدافی باشند.

 چنین نتیجه‌ای دربرگیرنده این است که باید به سخنان و حضور مؤثر کشوری که تا این اندازه برخوردار از قدرت در منطقه و جهان است اعتنا و توجه کرد.

حال خوشبینانه فرض کنیم تا پایان سال 2008 کلیه مشکلات در خاورمیانه از قبال مصوبات همایش مزبور مرتفع شود. طبیعی است در این صورت با توجه به حضور دولت‌های سوریه و لبنان و فلسطینی‌ها مشکلات اسرائیل با اینها حل خواهد شد. این امر به خودی خود بدین معنا است که از این به بعد انتساب اتهام همیشگی مخالفت ایران با صلح در خاورمیانه و حمایت از گروه‌های پیکارجو و آزادیخواه دیگر نمی‌تواند در دستورکار کاخ سفید بماند.

طبیعی است وقتی این سه کشور مستقلاً بتوانند با تکیه بر همایش آناپولیس مشکلات خود با اسرائیل را حل کرده و اهداف و منافع ملی خود را تأمین کنند این به معنای آن است که ایران نیز می‌تواند به استقبال چنین فرجامی رود. به‌ویژه آنکه کلیه گروه‌های آزادیخواه فلسطینی نیز تجربه مشابه تجربه حزب‌الله لبنان می‌توانند از فاز مبارزه نظامی وارد فاز گروه‌های مشروع سیاسی شوند. پس جمهوری اسلامی دیگر نه متهم به حمایت از گروه‌های مخالف صلح خواهد شد و نه موردی برای مخالفتش با صلح در خاورمیانه باقی می‌ماند تا بدینوسیله در کانون اعتراض و اتهام‌های همیشگی آمریکا و اسرائیل باشد.

در چنین حالتی تنها عامل باقیمانده برای فشار بر تهران، پرونده هسته‌ای خواهد بود که با توجه به روند همکاری مؤثر ایران با آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، آمریکا و اروپا در آستانه مات شدن در صفحه شطرنج پرونده اتمی قرار دارند. لذا می‌توان چنین نتیجه گرفت به‌ شرط موفقیت همایش آناپولیس، تمامی اهرم‌های فشار بر ایران از بین خواهند رفت و بر این اساس می‌توان ایران را برنده نهایی آن همایش تلقی کرد.

البته همه اینها در صورتی است که بپذیریم که راه رسیدن به اهداف و منافع صهیونیست‌ها به‌جای تداوم بحران در خاورمیانه، از مسیر صلح عبور می‌کند.

اما واقعیت آن است که سیاست‌های اسرائیل نه در تل‌آویو، نه در اورشلیم و نه در کاخ سفید تبیین و تدوین می‌شود، بلکه این گروه‌های پرنفوذ صهیونیست در آمریکا هستند که ضمن طراحی سیاست‌های خاورمیانه‌ای خود آنها را به اسرائیل پمپ کرده و از آنجا به واشنگتن منتقل می‌کنند.

بر این اساس معتقدم که گروه‌های پرنفوذ صهیونیستی اساساً و باطناً مخالف حل بحران‌های خاورمیانه هستند و ادامه و افزایش تنش در این منطقه را برای منافع خود ضروری می‌دانند.

*اینکه تأکید داشتید ایران با اتکای بر دیپلماسی آشکار و هوشمندانه می‌تواند برنده نهایی همایش آناپولیس باشد اشاره به چه راهکاری دارد؟

**دیپلماسی آشکار و هوشمندانه به معنای رعایت قواعد بازی سیاسی است.

به‌ عنوان مثال گفت‌وگوی ایران با آمریکا بر سر مسأله عراق کار چندان هوشمندانه‌ای برای ایران نبود. چراکه امروز می‌بینیم سوریه که سال‌ها متحد استراتژیک ایران در منطقه محسوب می‌شد علی‌رغم مخالفت ایران، در همایش آناپولیس شرکت می‌کند با این توجیه که ایرانی‌ها نیز خود راساً با آمریکا در خصوص تنش در عراق وارد مذاکره شده‌اند پس چرا سوریه وارد مذاکره با آمریکا در مورد تنش میان خود و اسرائیل نشود.

همچنان که جمعی از گروه‌های شیعه عراقی نیز بعد از آغاز مذاکرات ایران و آمریکا اقدام به فاصله گرفتن از ایران کردند چراکه پروای آن را دارند تا فردای حصول توافق بین تهران و واشنگتن، مورد کم‌مهری ایران و خشم آمریکا واقع شوند. گذشته از آنکه آمریکا با تکیه بر مذاکراتش با ایران این فرصت را پیدا کرد تا غیرمستقیم اعراب منطقه را از احتمال بهبود مناسبات خود (آمریکا) با تهران بترساند.

ترسی که فرجامی شیرین برای آمریکا به همراه داشت و منجر به آن شد تا این کشور اکنون مواجه با پذیرش گشاده‌رویانه دعوت اعراب جهت شرکت در همایش آناپولیس شود.

بی‌دلیل هم نیست که می‌بینیم در آستانه برگزاری همایش آناپولیس، آمریکا خواستار برگزاری دور چهارم مذاکرات خود با ایران شد و ناگهان دو تن از دیپلملت‌های ربوده شده ایرانی را نیز آزاد کرد.

مجموعاً، هرچند ایران عملکرد خوبی از خود در عراق نشان داده اما مذاکره ایران با آمریکا بر سر عراق یک اشتباه استراتژیک بوده و هست و با اقرار به ‌وجود برخی اثرات مثبت، باید گفت که مجموعاً مذاکرات ایران و آمریکا از آغاز آن تا به اکنون نتیجه‌ای برای ایران به جز افزایش نفوذ آمریکا، همراه با کاهش نفوذ ایران در عراق و منطقه خاورمیانه نداشته است.

بر همین مبنا معتقدم ایران در روند صلح اعراب و اسرائیل نباید اشتباه قبل را تکرار نماید. بلکه موظف است تا قواعد بازی درست و هوشمندانه را رعایت کند.

نباید این امر را از نظر دور داشت که صهیونیست‌ها اساساً به دنبال صلح در خاورمیانه نیستند و بیشتر مایلند با تحریک حماس به عملیات انتحاری و انتساب آن به ایران، پروژه صلح در خاورمیانه را از طریق متهم نگاه داشتن ایران به شکست بکشانند.

صهیونیست‌ها می‌کوشند تا از این طریق ضمن دامن‌زدن به خطر ایران و ترسیم چهره‌ای ساختارشکن و خوفناک از این کشور با ایجاد اجماع جهانی علیه ایران به ‌عنوان کشور مخالف صلح در خاورمیانه، زمینه روی‌کار آمدن افراد تندرویی مانند نتائین یاهو در اسرائیل را فراهم کرده تا از این طریق زخم خاورمیانه را همواره در سایه‌ای از فتنه و شرارت جهت تأمین خواسته‌های سیاسی و اقتصادی خود تازه نگاه دارند.

بر همین اساس ایران می‌تواند در قبال مصوبات همایش آناپولیس لااقل تا پایان سال 2008 سیاست سکوت را اتخاذ کند. بدین معنا که عملاً نه از صلح حمایت کند و نه در عرصه علنی مخالفتی با آن کند. حراکثر می‌تواند در عرصه دیپلماسی آشکار ضمن اتخاذ موضعی ممتنع مدعی احترام به منافع برادران عرب خود شده تا بدینوسیله ببیند اتحادیه عرب نهایتاً می‌تواند با اسرائیل کنار بیاید یا خیر و همزمان و متقابلاً در عرصه دیپلماسی پنهان منافع خود را پیگیری کند.
مهم این است که ایران می‌تواند بدون جنجال و از طریق دیپلماسی پنهان سیاست‌های خود را پیش برده و همزمان در عرصه دیپلماسی آشکار در موضع ممتنع باقی بماند و دستاورد عادلانه مردم فلسطین از روند صلح آناپولیس را به حیثیت رهبران کشورهای عربی به‌ویژه عربستان سعودی گره بزند.

*آیا تصور نمی‌کنید چنین رویکردی به ضرر ایران تمام شود و ایران شاهد بهبود روابط کشورهای عربی با اسرائیل به قیمت خصومت ایشان با خود شود؟

**این ساده اندیشانه است چنانچه تصور شود کشورهایی مانند اردن و مصر با اسرائیل ماهیتاً اختلاف دارند. همچنانکه دیگر کشورهای عربی به جز سوریه نیز کمابیش روابط و مناسبات غیر علنی با اسرائیل دارند. به صراحت می‌توان گفت که جمیع کشورهای عربی در دایره رعایای آمریکا و اسرائیل محسوب می‌شوند لذا بازی هوشمندانه ایران بدین معناست که می‌تواند از این طریق آشکار کننده دورویی دولت‌های عربی شده و در آن صورت تکلیف مردم عرب با دولت‌هایشان نیز روشن خواهد شد.

طبعاً در چنین حالتی اگر شاهد مخالفت توده‌های مسلمان عرب با دولت‌هایشان باشیم این امر به دلیل تضعیف موقعیت این دولت‌های دست نشانده به سود ایران تمام خواهد شد و چنانچه واکنش خاصی هم از جانب مردم عرب بروز نکند در آن صورت دولتمردان ایران خواهند آموخت که نمی‌توانند بر روی حمایت افکار عمومی ملت‌های عرب حساب ویژه‌ای باز کنند و منطقاً باید با اتکای بر چنین تجربه‌ای اقدام به ترمیم دیپلماسی خود در منطقه کرده که نفس چنین ترمیمی نیز باطناً به سود ایران خواهد بود.