تاریخ انتشار : ۱۴ آبان ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۳  ، 
شناسه خبر : ۵۶۹۱۹

کریم جعفری
تحولات یک هفته اخیر در سرزمین های فلسطینی به خصوص در نوار غزه، حساسیت بسیاری درپی داشته است. درگیری میان دو جنبش بزرگ و عمده فلسطینی یعنی فتح و حماس، نه تنها مردم فلسطین را نگران ساخته، بلکه در ورای خود باعث تحرک دیپلمات های عرب نیز شده تا جایی که آنها میان لبنان و فلسطین و اینکه به کدامیک باید بهای بیشتری بدهند، کاملاً مانده اند.
اما در بالا و پایین سیاست آنگاه که روزنامه عرب زبان الشرق الاوسط در شماره روز جمعه گذشته خود اسماعیل هنیه را نشان دادکه به همراه دوتن از یارانش در گذرگاه مرزی رفح روی سنگ جدول خیابان غرق در فکرنشسته اند، می‌شد در نگاه آنان هزاران سوال ریز و درشت را یافت. هنیه هیچگاه فکر نمی‌کرد تنها ساعتی پس از ترک آن نقطه و در داخل نوار غزه. آنجایی که حوزه نفوذ سنتی جنبش حماس است ـ مورد سوءقصد قرار گیرد. او در این تیراندازی که تنها یک روز قبل از جشن بنیانگذاری حماس صورت گرفت، یک محافظ خود را از دست داد و 5 تن دیگر از همراهانش، از جمله مشاور سیاسی و فرزندش را زخمی یافت و این مقدمه‌‌ای بود بر تشنج اخیر.
سوال مهم و اساسی در اینجاست که چرا در نوار غزه عده ای برآنند تا هنیه را از سر راه بردارند، به جان وزیر امورخارجه اش سوء قصد کنند و با به راه انداختن پست ها و گشت های امنیتی توسط گارد محمود عباس ،عملا غزه را به صورت یک شهر نظامی در آورند؟ چرا این گارد باید وزارتخانه های دولت حماس را اشغال کند و نه تنها وزیر بلکه کارمندان را هم از رفتن بر سر کارها منع کند؟ و مهم تر از این موضوع چرا باید محمود عباس در این برهه زمانی خبر برگزاری انتخابات زود هنگام را اعلام کند و با حمله به هنیه وی را مسؤل مسائل پیش آمده برشمرد؟ برای پاسخ گفتن به3 سوال فوق باید گفت:
1- برخی از مقام های جنبش آزادی بخش فلسطین، فتح، بر اساس تجربه ای که جوخه های مرگ اسرائیلی به آنها آموخته اند، حذف فیزیکی افراد را بهترین راه حل مسائل می‌دانند و پس از آنکه دیدند دولت حماس مقاوم تر از آن است که در برابر تحریم های اقتصادی کمر خم کند و پایگاه اجتماعی آن به خصوص میان مردم ساکن غزه به گونه ای است که مشکل است آنها پشت به این دولت کنند، تصمیم به این امر گرفتند تا بلکه با حذف هنیه والزهار و در مرحله بعدی سعید الصیام وزیر کشور به این آرزوی خود، یعنی سرنگونی دولت حماس جامه عمل بپوشند.
اشغالگران اسرائیلی درطول انتفاضه دوم پس از آنکه بسیاری از رهبران حماس از جمله شیخ احمد یاسین رهبر معنوی این جنبش و عبدالعزیزالرنتیسی رهبر سیاسی آن را به شهادت رساندند. انتظار داشتند که حرکت رو به جلوی حماس متوقف شود اما آن زمان که دید این جنبش بسترسازی لازم را برای رهبری آینده کرده و با از میان برداشته شدن هر شخص، شخص دیگری جایگزین ان خواهد شد که به مراتب در مواضعش سرسخت ترخواهد بود ، از ادامه حذف رهبران سیاسی دست برداشتند.اما معلوم نیست آنهایی را که بین خود فلسطینی ها دست به چنین اقدامی زده اند، به عاقبت این کار اندیشیده اند که پس از آن هیچ جایگاهی میان مردم فلسطین ندارند؟
2- اما چرا محمود عباس به گارد ویژه خود دستور می‌دهد تا وزارتخانه ها و سازمان های فلسطینی را اشغال کند؟ در جواب این سوال باز هم باید به سعه صدر و صبر مقامات دولت حماس اشاره کرد که در طول 9 ماه گذشته همواره با تحمل تحرکات گارد ویژه ابومازن و دیگر طرفداران وی در سطح شهر غزه و دیگر نقاط سرزمین فلسطین مانع از بروز درگیری ها شدند. عباس و برخی از همراهانش وقتی دیدند که کارمندان دولت با وجود دریافت نکردن حقوق چند ماه هنوز هم سرکار خود حاضر می‌شوند و تمام سختی ها را به جان خود می‌خرند، این بار به اشغال وزارتخانه ها روی می‌آورند تا بلکه از این طریق آنها را نسبت به دولت بدبین کنند، امری که از آن هر لحظه بوی درگیری می‌آمد ولی طرفداران حماس باز هم آنقدر صبر کردند تا نیروهای گارد ویژه عباس ساختمان را ترک کنند.
3- در پاسخ به این سوال که چرا عباس در این برهه زمانی اعلام می‌کند می‌خواهد انتخابات زود هنگام را برگزار کند در وهله اول باید این تصمیم را عکس العملی نسبت به دو اقدام سابق طرفداران وی در ترور مقامات بلند پایه حماس و عدم کامیابی در آن و همچنین به آشوب کشاندن صحنه سیاسی و نظامی در غره برشمرد. در وهله دوم عباس بر آن بود تا عکس العمل دولت حماس، دیگر گروهای فلسطینی و همچنین مردم فلسطین را نسبت به این تصمیم بسنجد. آنچه تا آن هنگام در حرف آمده بود اگر حال به مرحله عمل می‌رسید، می‌توانست چه تاثیری بر سرنوشت مردم داشته باشد و آنها با چه دیدگاهی با آنان برخورد می‌کردند؟ قدر مسلم عباس با این محک خود به این نتیجه رسیده است که اعلام برگزاری انتخابات زود هنگام خبطی بزرگ بوده که با مرتکب شدن آن، پایگاه اجتماعی ای را هم که داشت از دست داد.
در بعد سوم قضیه اعلام انتخابات پیش از موعد باید به سفر موفق هنیه به کشورهای عربی ـ اسلامی اشاره کرد که وی موفق شد طی آن مقدار قابل توجهی اعتبارات مالی جهت پرداخت حقوق کارمندان دولت تدارک ببیند؛ این اقدام هنیه می‌توانست رسیدن به نقطه بحرانی را اندکی به تاخیر اندازد، نقطه ای که عباس و یارانش در فتح برای آن روزشماری می‌کردند. بنابراین با پایان یافتن این امید، عباس سریع دست به کار شد. نکته جالبی که در مورد سفر هنیه به نظر رسید شباهت آن با سفر نجم الدین اربکان رهبر حزب رفاه ترکیه بود که بلافاصله پس از در دست گرفتن قدرت در اولین سفرخارجی خود راهی ایران شد و قراردادهای مهم را با ایران امضا کرد. اربکان پس از بازگشت به ترکیه بلافاصله مورد تعقیب قرارگرفت، نه تنها خودش از قدرت بر کنار ماند ، بلکه حزبش نیز منحل و انتخابات زود هنگام برگزار شد ، شاید اتفاق برای هنیه همین باشد، سفر او به ایران و سوریه برایش گران تمام شده باشد و عباس که خود طی چندسال اخیر به ایران نیامده از طریق خواسته از دولت حماس انتقام بگیرد.