تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۶  ، 
شناسه خبر : ۵۶۹۵۴
ترجمه: فاطمه موثق‌نژاد مقدمه: «ژنگ بیجیان» از همکاران نزدیک و مشاور« هوجین تائو» رئیس‌جمهوری چین است او قبل از آنکه هو رئیس‌جمهوری چین شود، مدیر دانشکده حزب مرکزی یعنی جایی که بسیاری از عقاید حزب کمونیست در آن شکل گرفته بود،‌ ژنگ معاونت مدیریت را برعهده داشت. وی از زمانی که هو به قدرت رسید. به ریاست گردهمایی اصلاحات چین رسید. این گردهمایی از گروه مشاوران وابسته به دولت تشکیل شده بود. وی در مورد سیاست‌های داخلی و خارجی چین با «ان پی‌کیو» در پکن به گفت‌وگو نشسته است که متن آن در ذیل می‌آید:

*همگان شما را به دلیل این که گفته‌اید توسعه چین به طور کلی صلح‌آمیز خواهد بود،‌ می‌شناسند اما چگونه می‌توانید جهان را از آن امر مطمئن کنید؟
**جمعیت چین تا سال 2030 یا 2040 به بیش از 5/1 میلیارد نفر خواهد رسید. با توجه به نیاز ما به توسعه و نیاز این مردم به یک زندگی شایسته، ‌ما احتیاج به یک استراتژی خردمندانه و به همان اندازه توجه به ارزش‌ زمان داریم برای تضمین صلح‌آمیز بودن ترقی چین،‌ ماسه استراتژی را برای غلبه بر سه چالش دنبال می‌‌کنیم. این سه چالش عبارتند از: دستیابی به منابع و انرژی،‌ مدیریت و پایش محیط زیست و زیست بوم و تضمین «توسعه هماهنگ» در عین رشد اقتصادی بدون درگیری طبقاتی یا اجتماعی و یا منطقه‌ای.
استراتژی‌هایی که ما برای مواجهه با اینها اختیار می‌کنیم، در درجه اول عبارت است از انتقال از روشهای قدیمی صنعتی به صنعت مدرن به همین دلیل، توسعه علمی امری کلیدی برای ماست. ما همچنین می‌خواهیم به سیاست باز ادامه دهیم، یا اقتصاد جهانی ارتباط برقرار کنیم،‌ همکاری‌های بین‌المللی را گسترش دهیم، شرایط برنده – برنده را تحقق بخشیم و سرانجام این که ما می‌خواهیم الگوی اجتماعی نامعقول و کهنه را پشت سر بگذاریم و جامعه‌ای با فرهنگ ترور با هارمونی بیشتر را طرح‌ریزی کنیم. همه اینها بین 30 تا 50 سال به طول خواهد انجامید و جمعیت ما تا آن زمان به 5/1 میلیارد نفر خواهد رسید. بنابراین ما وقت و نیز علاقه‌ای برای تمایلات برتری‌جویانه نداریم – نه حال و نه در آینده .
*اگر چنین اتفاقی بیفتد،‌ این اولین بار در تاریخ خواهد بود که چنین ملت بزرگی به گونه‌ای صلح‌آمیز راه ترقی را پیموده است.
**ما اساساً با ژاپن یا آلمان یا اتحاد جماهیر شوروی که در راه توسعه با جنگ مواجه شدند. متفاوتیم. دلیل آنکه ما می‌توانیم راهی متفاوت طراحی و پیاده کنیم، آن است که ما در عصر جدید و شرایط جدیدی زندگی می‌کنیم. ما همچنین به عنوان یک ملت، اهداف متفاوت و طبیعت متفاوتی داریم من اکنون هیچ جنگ بزرگی را برای آینده پیش‌بینی نمی‌کنم. ما معتقدیم که برای توسعه چین باید بخشی از سیستم جهانی باشیم و مانند آلمان یا ژاپن سعی در برهم زدن خشونت‌آمیز آن نکنیم. با این تفاوت‌ها، ‌ما راه اصلاحات،‌ گفت‌وگو و مباحثه را در پیش خواهیم گرفت. با این روش، ‌ما می‌توانیم به گونه‌ای مستقل سوسیالیسم ویژه چینی را بدون ایجاد دردسر برای دیگر کشورها گسترش دهیم. این برای ما سودی دوگانه در برخواهد داشت. یعنی پیروزی و توسعه در کنار هم.
*اکنون آن گونه که «دونالد رامسفلد» وزیر دفاع ایالات متحده خاطر نشان کرده است،‌ چین سالانه نزدیک به 70 میلیارد دلار صرف هزینه‌های نظامی خود می‌کند و با وجود این واقعیت که چین یک بازیگر جا افتاده جهانی است. در برخی موارد منافع خود را با بی‌رحمی کامل تعقیب می‌کند به عنوان مثال،‌ چین با تحریم‌های سازمان ملل متحد علیه حکومت سودان که در نسل‌کشی منطقه دارفور همکاری داشت به دلیل منافع نفتی خود مخالفت کرد.
**هرگاه به نقش چین در مسائل بین‌المللی توجه کنید، ‌خواهید دید که نقطه‌نظرات ما از سال 1979 به بعد به طور کلی به سود سیستم جهانی بوده است.
در مورد مسایل دفاعی... بسیار خوب،‌ ما یک کشور بزرگ با 3/1 میلیارد نفر جمعیت و دارای مرزهای طولانی هستیم تمایل ما به ارتقای قدرت دفاعی خود، طبیعی است؛ به ویژه وقتی که فناوری نظامی جهانی چنین با سرعت در حال تغییر است. با توجه به این که کشورهای دیگر بودجه‌‌های بسیار بیشتری نسبت به ما صرف مسائل دفاعی می‌کنند، آیا ما نباید شرایط خود را بهبود بخشیم؟ باید امر دفاع از خود را رها کنیم؟
این مفهوم برای نیروی نظامی ما به معنی تمرکزی بر حفظ روابط صلح‌آمیز با دیگر کشورها، حتی با تایوان و وجود تنگناهای موجود است، ما هیچگونه هدف پیشی گرفتن از دیگر کشورهای بزرگی را نداریم که بودجه‌هایی بسیار بیش از ما صرف هزینه‌های نظامی می‌کنند و یا قصد تبدیل شدن به یک قدرت تهدید کننده و یا برتری‌جو را نداریم ما تنها می‌خواهیم حقوق خود به عنوان حق وجود یک ملت و حق توسعه را تضمین کنیم.
*اما اکنون کاملا مسلم است که چین به گسترش تکنولوژی هسته‌ای در پاکستان و کره شمالی در همین سالهای اخیر یعنی 1996 کمک کرده است و سازمان سیا می‌گوید که هنوز نمی‌تواند این امر را مورد تأیید قرار دهد. بنابراین شاید نظر شما در مورد «توسعه صلح‌جویانه» چین به طور کامل مورد قبول حکومت چین نباشد.
**تصور می‌کنم نقطه‌نظرات من مطابق با استراتژی ملی باشد. حوادثی که اتفاق افتاده مربوط به گذشته است. من در مورد آنها هیچگونه تفسیری ارایه نمی‌دهم. اکنون مسئله اساسی عبارت است از حصول اطمینان از این که کره شمالی به سوی بهره‌برداری هسته‌ای پیش نرود. در این مورد، ‌هدف ما بسیار روشن است و تلاش گسترده ما مورد توجه جامعه بین‌الملل قرار گرفته است . امروز، اگر کشوری در جهان وجود داشته باشد که گسترش سلاح‌های هسته‌ای را مورد حمایت قرار ندهد. آن کشور،‌ کشور چین است و به نظر من، این امر سودمندی است.
*شاید چین در مورد مدرنیزه کردن نیروی انتظامی و رشد ناسیونالیسم خود با انتقاد شدیدی روبرو شود. با این همه، هندوستان از چین نیز سبقت گرفته و به بزرگترین صادر کننده سلاح دنیا تبدیل شده تو در ژاپن نیز ناسیونالیسم گسترش پیدا کرده است. شما در این مورد چگونه فکر می‌کنید؟
**این همان نقطه‌ای است که ما می‌گوییم استاندارد دوگانه وجود دارد. من تصور می‌کنم این استاندارد دوگانه، نتیجه طرز تفکر جنگ سرد است و همان طور که می‌دانید این طرز تفکر توسط چین به وجود نیامد. در واقع ما قربانی چنین طرزی تفکری هستیم این امر به شکل بارزی برای توسعه سالم همکاری بین‌المللی، ‌توسعه و درک متقابل زیان‌بخش است ما مایل به تشریک مساعی با دیگر کشورها و درک بیشتر خود توسط آنها هستیم که همین بخشی از اندیشه توسط صلح‌جویانه است.
*آیا فکر نمی‌کنید مردم بیشتر به دلیل فقدان شفافیت و دموکراسی نگران چین باشند؟
**من فکر می‌کنم مردم به درستی چین را درک نمی‌کنند زیرا ما یک حزب کمونیست هستیم. مردم با ما همان نگاهی را دارند که به اتحاد شوروی داشتند این نگاه درست نیست. زیرا احزاب کمونیست‌ بسیار با هم متفاوت هستند. در سال 1979، هر دوی این احزاب تصمیم بزرگی در مورد سرنوشت خود اتخاذ کردند . حزب کمونیست چین سرنوشت خود را به اصلاحات و درهای باز سپرده اما در اتحاد شوروی تصمیم به فرستادن سرباز به افغانستان گرفتند.
از سوی دیگر، نظام ما با نظام دموکراتیک غربی نیز متفاوت است. بنابراین توضیح درباره چین کار مشکلی است. با این وجود، هر گاه به تحولات 25 سال گذشته توجه کنید، شاهد گسترش روز افزون روش دموکراتیک زندگی در اینجا خواهید بود. امروز، تعداد روزنامه‌های خصوصی ما بیش از روزنامه‌های حزب است صدها میلیون نفر از مردم ما به این دسترسی دارند و آزادی اظهار عقیده بیشتر شده است مردم می‌توانند در امور ملی دخالت کنند. در برخی سطوح دولتی، افراد از طریق رأی عمومی انتخاب می‌شوند. همچنین سیستم قضایی بهبود یافته است. همه اینها، تحولات مثبت هستند.
*در مقایسه با سالهای 1980 پیشرفت ما محسوس بوده‌اند، اما در دو سه سال گذشته، پسرفتی در مورد آزادی‌های سیاسی و فردی به وجود آمده است.
**به طور کلی من فکر می‌کنم حرکت ما مطمئنا به جلو است در طول این سالها مردم ثروتمندتر و هوشیارتر شده‌اند و در امور ملی دخالت بیشتری می‌کنند. اخیرا بانک ساخت و ساز چین عمومی شده و به ارزش 8 میلیارد دلار رسیده که بیشترین میزان رشد در چین است. حتی آمریکا 5/2 میلیارد دلار صرف این معامله کرده و حتی یک معاون آمریکایی و 50 مدیر در سطوح بالا منصوب کرده است این امر تنها به خرید و فروش موجودی یک شرکت محدود نمی‌شود. در پس تبادل پول، تحولاتی در سیستم نیز اتفاق افتاده است. از جمله روش‌های مدیریتی و یافتن استعدادها.
*اطمینان دارم که اصلاحات اقتصادی چین ادامه پیدا خواهد کرد. منظور من، ‌بیشتر تغییرات فردی و سیاسی است. در واقع اگر چین به اعمال کنترل دولتی بر سرمایه ادامه دهد و تحولات سیاسی خود را محدود کند، بزودی شبیه یک دولت فاشیستی خواهد شد.
**هدف بلندمدت ما از اصلاحات سیاسی سیاست‌های دموکراتیک است. سیاست‌های دموکراتیک و توسعه صلح‌جویانه دو مفهوم عمده‌ای هستند که ما در 25 سال آینده آنها را دنبال خواهیم کرد.
*بسیاری از آمریکایی‌ها نگران آن هستند که رشد اقتصادی چین، جایگاه آمریکا را با چالش روبرو خواهد کرد و یا دست کم آن را تقلیل خواهد داد. آیا فکر می‌کنید که ایالات متحده به چنان بلوغی رسیده است که ترقی چین را بپذیرد و آن را با صحنه بین‌المللی وفق دهد؟
**این موضوعی است که همه ما باید به آن بپردازیم. اما در عین حال باید خود را آماده رویارویی با کشمکش‌های و منازعاتی نیز بکنیم که به نظر می‌رسد وقتی ما این کار را انجام می‌دهیم، احتمال وقوع آنها وجود دارد. هم چین و هم ایالات متحده باید در این مورد خونسردی خود را حفظ کنند به عنوان مثال صحبت از آن می‌شود که چگونه نساجی چین سبب بیکار شدن مردم آمریکا شده است. ما باید این را تجزیه و تحلیل کنیم و ببینیم که چگونه نیروی کارگران قیمت آمریکایی می‌‌تواند با نساجی ارزان قیمت چین رقابت کند. برای انجام این کار،‌ ایالات متحده باید به جای منع واردات سطح صنعت نساجی خود را ارتقا بخشد. همچنین مشتریان آمریکایی نیز از محصولات ارزانی که از چین وارد می‌شود، منفعت خواهند برد و این امر به مهار تورم کمک می‌کند. لطفا به این مورد نیز توجه کنید که چین مقدار بسیار زیادی پول (حدود 400 میلیارد دلار) صرف خرید قروض ملی آمریکا کرده است.
*اما شکی وجود ندارد که چین سعی دارد خود را به حوزه نفوذ سیاسی که آمریکا آن را تحت سلطه خود می‌داند، تحمیل کند به عنوان مثال،‌در اجلاس سران شرق آسیا، ‌یعنی جایی که ساختار یک اتحادیه آسیایی شکل می‌گیرد و آمریکا به آن دعوت نشده است.
**چین اساسا مراقب منافع خود است همان گونه که در آغاز تذکر دادم، ‌چین به گونه‌ای مستقل در حال توسعه است. ما در فکر به عهده گرفتن نقش رهبری در آسیای شرقی یا آسیای جنوب شرقی یا آسیای جنوبی و یا اتحادیه آسیایی نیستیم . ما قدرت این کار را نداریم ما به رهبری اتحادیه آسیا در این قاره احترام می‌گذاریم و نیز فکر می‌کنیم آمریکا نقش مهمی را بازی می‌کند. چین با حضور آمریکا هیچ چالشی ندارد و ما حتی قدرت این کار را هم نداریم. آنچه که ما در فکر آن هستیم. عبارت است از توسعه سازنده روابط دو جانبه با آمریکا چین روش صلح‌آمیزو پایداری برای توسعه، ‌به نفع چین و به همان اندازه به نفع حوزه آسیا - اقیانوس آرام است.
*شما به رئیس‌جمهور «هو» که در گذشته با او کار کردید، ‌نزدیک هستید. ما شناخت زیادی از وی نداریم، آیا می‌توانید بگویید که درباره او به عنوان یک رهبر چگونه فکر می‌کنید؟
**او زمان زیادی را صرف کار در حزب و به همان اندازه کار در استانهایی که کار در آنها بسیار دشوار بوده، ‌نظیر تبت و گیش‌هو، کرده است. این تجربیات بسیار با ارزش هستند. ما با هم به مدت 5 سال،‌ یعنی از سال 1997 تا 2002 در دانشگاه حزب مرکزی فعالیت داشتیم. وقتی او به ریاست جمهوری رسید، ‌من معاون اجرایی او شدم. من فکر می‌کنم که او صاحب یک فکر باز و روش منطقی است. به عنوان مثال، از نظرات من در مورد اصلاح آموزش در آنجا حمایت می‌کرد و اعتقاد داشت که مقامات رسمی باید همواره دیدگاههای باز داشته باشند. ما همراه هم،‌ پنج دوره «‌دنیای مدرن» را در آنجا پایه‌ریزی کردیم؛ دنیای اقتصاد مدرن، دنیای تکنولوژی مدرن،‌ دنیای سیاست و قانون مدرن، ‌دنیای ارتش مدرن و دنیای اندیشه مدرن. وی معتقد است که اگر مقامات رسمی نگرش خود را وسعت نبخشند،‌ نمی‌توانند با قرن بیست ‌و یکم که مهم و با ارزش است، روبرو شوند.
*شما فکر می‌کنید اتحادیه‌های جدید در حال حاضر فکر خوبی برای چین نیست؟
**من در مورد اصول صحبت می‌کنم. یعنی آنچه که تجربیات 20 ساله در مورد اصلاحات به ما آموخته است. ما راهی عملی را انتخاب می‌کنیم. ما یک بازار اقتصادی را همراه با سیاست‌‌های دموکراتیک دنبال می‌کنیم و برای اینکه در عمل این کار را انجام دهیم، ‌به مستمری‌های اجتماعی، بیمه‌اجتماعی و حقوق ضعیف‌ترین اقشار توجه می‌کنیم. ما کار خود را با دقت انجام می‌دهیم و در مورد عقاید مختلف فکر می‌کنیم و راههایی که بتوانیم از طریق گفت‌وگو اختلافی را حل کنیم.
می‌خواهم بر این نکته تاکید کنم که در 10،‌20،30 سال آینده سه گرایش عمده وجود خواهد داشت که هرگز تغییر نخواهد یافت.
1- ما با جمعیتی بالغ بر 5/1 میلیارد نفر روبرو خواهیم بود. مسئله اصلی،‌ چگونگی رویارویی با چنین شرایطی است که در هیچ کشور دیگری در دنیا وجود ندارد. بنابراین به توسعه مستمر نیروی کار خود احتیاج خواهیم داشت.
2- ضرورت دارد که با اقتصاد جهانی ارتباط برقرار کنیم و به سیاست باز ادامه دهیم تا بتوانیم به هدف سوسیالیسم خود با ویژگی‌های چینی برسیم. ما هرگز سعی در گسترش برتری‌جویی نخواهیم داشت، ‌اما با جهان همکاری خواهیم کرد.
3- توسعه صلح‌جویانه ما یک «‌نوسازی فرهنگی» بهبود کیفیت زندگی مردم، ‌سیاست‌های دموکراتیک و خلق یک جامعه همراه با هارمونی را ایجاب می‌کند. تا رسیدن به میانه قرن بیست‌ و یکم و انجام این کارها، ‌هنوز 45 سال وقت هست. کارکرد ما تا آن زمان،‌ گفته‌های مرا اثبات خواهد کرد.