تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۲  ، 
شناسه خبر : ۵۶۹۷۱

شهریار زرشناس
انگلستان قرن هفدهم، مناسبات اقتصادی سرمایه‌سالارانه، رو به گسترش بود و اشراف و بخشی از نمایندگان سرمایه‌داران در پارلمان، گردهم آمده و سعی داشتند قدرت پادشاه را محدود سازند. اربابان فئودال از حامیان اصلی پادشاه بودند. پادشاه، سرمایه‌داران شهرنشین را ناگزیر می‌ساخت تا مالیات‌های سنگین بپردازند و به او هدایایی گرانبها ببخشند. او امتیاز انحصاری تولید و فروش صابون، شراب، زغال و آهن را در دست داشت و بازرگان ثروتمندی بود و بورژواها را اذیت می‌کرد و در سودجویی محدود می‌ساخت و بعدها به دلیل مخالفت‌های پارلمان با سیاست‌های وی برای مدتی پارلمان را تعطیل کرد. درسال1640 میلادی، پارلمان دوباره گشوده شد و علیه پادشاه و به نفع سرمایه‌داران و بورژواها موضع گرفت. یک سلسله شورش‌ها سراسر انگلیس را فرا گرفت و مرحلة اول انقلاب بورژوایی انگلیس آغاز شد. شاه دستور انحلال پارلمان را صادر کرد، اما موفق به اجرای آن نشد و پارلمان به کارش ادامه داد و به «پارلمان طولانی» معروف شد.
بورژواها در رأس و پیشه‌وران و خرده مالکان و روستاییان در پی آن به نفع پارلمان مسلح شده و خواهان محدود کردن قدرت پادشاه شدند. پارلمان که اینک به پایگاه بازرگانان و زرسالاران و سرمایه‌دار تبدیل شده بود، خواهان محدود کردن قدرت پادشاه به نفع خود بود. از سال 1642 میلادی مرحله دوم انقلاب انگلیس که جنگ بین پادشاه از یک سو و ارتش پارلمان از سوی دیگر بود،آغاز گردید. فرماندهی ارتش با خرده مالکی به نام «الیور کرامول» بود که با نظام فئودالی مخالف و وابسته به فراماسونری بود. ارتش پادشاه در این جنگ‌ها شکست خورد و «چارلز استوارت اول» پادشاه انگلستان دستگیر و اعدام شد (1649) به دنبال اعلام جمهوریت در سال 1649 میلادی،«کرامول» رئیس‌جمهور و دیکتاتور مطلق العنان گردید. حکومت استبدادی کرامول تا سال 1658 میلادی (سال مرگ او) به نفع سرمایه‌داران و نیز همسو با سیاست‌های استعماری دولت انگلیس ادامه یافت اما به خواست‌های تودة مردم و محرومین توجهی نشد و این خصیصه ذاتی انقلاب‌های بورژوایی که سرمایه‌داران آن را به نفع خود رهبری می‌کنند.
پس از مرگ کرامول درسال 1658 میلادی، مردم ناامید و درمانده- که رژیم کرامول به وضع آنها رسیدگی‌ای نکرده بود- دست به اعتراض زدند و سرمایه‌داران و بازرگانان و بورژوای انگلیس از ترس شورش مردم خواهان بازگشت سلطنت استوارت‌‌ها و سرکوب جنبش مردمی شدند. بدین سان سلطنت در انگستان احیا گشت و تا امروز ادامه یافت. اما این همة ماجرای انقلاب بورژوایی انگلیس نیست؛ درسال1688 میلادی، پارلمان که پایگاه بورژواها و سرمایه‌داران و مروج اندیشه‌های لیبرالی بود، کودتایی بدون خونریزی علیه خاندان استوارت انجام داد که «انقلاب باشکوه» نامیده شد. با سرنگونی پادشاه، فردی به نام «ویلیام اورانژ» که از خویشاوندان دور خاندان سلطنتی بود به عنوان پادشاه مشروطه به قدرت رسید و قدرت به پارلمان که پایگاه سرمایه‌داران و نجبای بزرگ و بورژواها بود منتقل شد.
انقلاب 1688 میلادی انگلستان که موسوم به «انقلاب باشکوه» است یک انقلاب بورژوا- لیبرالی بود که به لحاظ فکری تحت تأثیر آرا «جان لاک» فیلسوف لیبرال انگلیسی قرار داشت. انقلاب‌های 1649 و 1688 انگلستان موجب تحکیم و گسترش فوق‌العادة مناسبات سرمایه‌دارانه و تخریب نظام فئودالی این کشور گردید؛ اگر چه با « انقلاب باشکوه» خرده مالکان و روستاییان بسیاری که در راه انقلاب جان‌فشانی‌ها کرده بودند، دچار ورشکستگی گردیده و آوارة شهرهای بزرگ گردیدند و سرمایه‌داران آنها را از هستی ساقط کردند. اکثر اینها بعداً به عنوان کارگر «پرولتر» درکارخانجات سرمایه‌داران بزرگ انگلیسی به کار مشغول شدند. بدین سان با انقلاب انگلستان و به ویژه «انقلاب باشکوه» اندیشه‌ها و ساختار مناسبات سیاسی مدرن جانشین فئودالی گردید و بسط فوق‌العادة مدرنیته در انگلستان آغاز شد. انقلاب‌های انگلستان را چون در مسیر تأمین منافع سرمایه‌داران و استقرار حاکمیت روح دنیامداری و سوداگری بورژوایی طی مسیر کرده است، انقلاب‌های بورژوایی می‌نامند.