تاریخ انتشار : ۱۰ تير ۱۳۸۹ - ۰۹:۲۷  ، 
شناسه خبر : ۵۶۹۹۲

فرید مرجایی
سخنرانی پیش از خطبه نماز ‌جمعه (23 دی) حجت‌الاسلام روح‌الله حسینیان از این نظر قابل تامل است که در گفت‌وگوی عمومی و بحث روز، درحین آزادی بیان و تنوع‌آرا و سلیقه، نمی‌بایست که اختلافات گذشته را تشدید کرد. قابل تقدیر است که حجت‌الاسلام حسینیان از مجاهدت‌ها و تعهد شهید نواب صفوی به آرمانش تجلیل می‌کنند، ولی تنها مشکلی که به نظر می‌رسد. این است که ایشان چرا دیگر مبارزان راه آزادی و دموکراسی مثل دکتر مصدق و جبهه ملی را مورد حمله سیاسی و انتقاد شدید قرار می‌دهند. آیا صلاح است که در این شرایط حساس مقابله با قدرت‌های خارجی، به اختلافات گذشته و سوء‌تفاهم‌ها دامنه زد؟ آیا نباید با تلاش معکوس، به خاطر وحدت اهداف ملی به انسجام ملی پرداخته و پشتیبانی نیروهای متنوع سیاسی را جلب کرد؟
شهید مجتبی میرلوحی (نواب صفوی) فردی مبارز، مومن، پرجاذبه و کاریزماتیک بود. وی در حین تحصیل در هنرستان صنعتی آلمان‌ها، در حوزه علمیه‌ای که در محلشان قرار داشت به عنوان طلبه مشغول فراگیری علوم حوزوی شد.
در زمان کارش در شرکت نفت آبادان، نواب صفوی شخصاً به طورمستقیم فعالیت و نفوذ استعماری انگلیس را تجربه کرد. وی به دلیل فعالیت سیاسی علیه ستمکاری کارفرمای انگلیسی در بین کارگران نفت، مجبور به فرار از آبادان شد و به نجف برای تحصیل رفت. نواب و گروه فدائیان اسلام حسینیان گفتند نهضت ملی شدن صنعت نفت نتیجه‌ فعالیت‌های آزادیخواهانی بود که حرکت خود را از جنبش تنباکو، قیام مشروطیت شروع کرده و در سال 1331 با حرکت احزاب و گروه‌های مختلفی از جمله فدائیان اسلام به شکوفایی رسید.
برای بررسی اینکه کدام حزب یا گروه عمده‌ترین نقش را در ملی‌شدن صنعت نفت داشتند، نیاز به تحقیق تاریخی و سیاسی آن دوران است. به نظر می‌رسد که از انصاف دور است که دولت دکتر مصدق و جبهه ملی را به عهدشکنی متهم کنند. جا دارد که تریبون‌های رسمی از سوء‌تفاهم‌ها و اختلافات‌ فرقه‌ای دوری جسته و تلاش برای نزدیک شدن همه نیروهای ملی ومذهبی بکنند.
در حقیقت این اواخر در ادبیات سیاسی روز سوءتفاهمی هم در مورد واژه «ملی» پیش آمده است. در طول زمان و با سپری شدن مراحل مختلف تاریخی، مفاهیم و واژه‌ها بار معانی‌شان، چه فرهنگی و چه سیاسی، تغییر می‌کند. مفاهیم و واژه‌ها همچون ظرفی هستند که تجربیات تاریخی محتوا و فرهنگ سیاسی‌شان را دستکاری می‌کند. با روشمندی تاویل و هرمنوتیک شاید بتوان مفاهیم را حتی المقدور به جایگاه تاریخی خودشان نشاند. (برای بحث و رابطه بین «متن»، «تاریخ» و «مفهوم» رجوع کنید به ققنوس عصیان، اندیشه دکتر شریعتی ص 22) می‌توان گفت که معنی و بار سیاسی واژه «ملی» در خلاء تاریخی شکل نگرفته است، بلکه در تجربه تاریخی جنبش «ملی» شدن صنعت نفت جهت و بار مشخص پیدا کرده است. بدین صورت واژه «ملی» یک ترکیب- تعریف ضد استعماری و ضد سلطه پیدا کرد، و نه یک جهت ضد مذهب. برخلاف استنباط خیلی، در تاریخ مبارزات ملی، منظور از واژه «ملی» یک بینش ناسیونالیستی- شوونیستی و یا پان‌ایرانیستی نبوده، بلکه معنی اصلی‌اش را در تجربه مبارزه ضد استبدادی کسب کرد. دقیقاً به همین خاطر قرار گرفتن در فرهنگ سایسی ضد استعماری، مفهوم «ملی»، معانی و تمایلات جهان وطنی نیز داشته است. نه تنها دولت مصدق کنسولگری اسرائیل را تعطیل کرد، بلکه در سفرش به مصر الگویی شد برای ملی کردن کانال سوئز. و حتی رهبران جنبش کشورهای غیرمتعهد نیز از اصل «موازنه منفی» وی الهام گرفته بودند.
در جنبش فراگیر ضد استعماری ملی شدن صنعت نفت، بعضی از رهبران، روحانی و بعضی از آنها سکولار بودند. در رودررویی با انگلیس و دربار، آنهایی که به اقتدار ملی و دموکراتیک معتقد بودند«ملی» به حساب می‌آمدند. در این عزم «ملی» رهبران سکولار و مذهبی هر دو در صف ضد دیکتاتوری بوده و در جهت توانمندی جامعه مدنی حضور داشتند. از یک طرف در جبهه ملی بعضی شخصیت‌ها و نیروها تمایلات مذهبی داشته و از طرف دیگر به رغم آنکه سلسله مراتب روحانیت سنتی و تولیت قم نسبت به مبارزه ملی شدن نفت و کودتای 28 مرداد 1332 خنثی و منفعل بوده، عده بسیاری از روحانیون متعهد به جنبش «ملی» پیوسته بودند، افرادی چون آیت‌الله سیدمحمد تقی خوانساری، آیت‌الله شیخ‌بهاءالدین محلاتی، آیت‌‌الله ابوالقاسم کاشانی، آیت‌الله سیدابوالفضل و سیدرضا زنجانی. به عنوان مثال دکتر آیت‌الله مهدی حایری فرزند شیخ عبدالکریم حایری یزدی، در انتخابات دوره هفدهم مجلس کاندید ملیون از یزد بود. همچنین، برادران امام، آیت‌الله پسندیده و آقای هندی نیز سمپاتی به نهضت ملی داشتند. ملیون همیشه این بزرگواران را رهبران معنوی جنبش «ملی» می‌دانستند. درخواست و تقاضای این افراد بیشتر از نوع الهیات رهایی‌بخش بوده و نه دین حکومتی و یا اجرای مو به موی احکام شریعت به وسیله دولت مصدق که مشغول کشمکش با عوامل اجنبی و امپریالیسم بود.
مفاهیم «ملی» و «مذهبی» در آن دوره در تضاد با یکدیگر نبوده و در حقیقت مفاهیم و حتی تشکیلات «ملی» و «اسلامی» در مبارزات ضد‌استعماری همواره به هم گره خورده بودند. قابل ملاحظه است که گروه فدائیان اسلام، یک واژه اسلامی برای نام نشریه خود برنگزیدند بلکه آن را «نبرد ملت» نام نهادند. به عنوان مثالی دیگر، آقای احتشام رضوی برادر همسر شهید نواب صفوی از اعضای جوانان «حزب مردم ایران» بود. وی مقدمات ملاقاتی را بین محمد نخشب یکی از رهبران حزب مردم ایران و شهید نواب صفوی فراهم می‌سازد. مرحوم نخشب امیدوار بود که بتواند مواضع دکتر مصدق را در شرایط بهتری روشن کند.
تفکیک مفاهیم «ملی» و «اسلامی» در شرایط تحولات امروز در اذهان رخ داده است. شکاف و تنشی که اکنون بین مقولات «اسلامیت» و «ملیت» پیش‌آمده، در یک خلاء تاریخی نیست بلکه در گرو تجربه تاریخی 27 سال گذشته است. از نظر روشمندی تاویل و هرمنوتیک نمی‌بایست که موضوعیت و استنباط امروز را که در واکنش به پدیده‌های سیاسی امروز است، به دور دیگری از تاریخ انتقال دهیم.
قطعاً در زیر چتر مبارزه ضداستعماری با انگلیس و آمریکا، همه تشکیلات و عناصر به یک اندازه دموکراتیک و پلورالیست نبودند. بعضی بیشتر و بعضی کمتر تمایلات اقتدارگرایی و جزم‌اندیشی از خود نشان می‌دادند. به همین علت تشکیلات سومکا و پان ایرانیست نمی‌توانستند در ائتلاف مردمی «جبهه ملی» قرار گیرند. طبیعتاً، همین تنوع در حوزه تشکیلات مختلف مذهبی هم موجود بود. شکی در این نیست که جهان‌بینی، منش و نسخه اجتماعی شهید نواب صفوی و فدائیان اسلام با دکتر مصدق و جبهه ملی متفاوت بود. به طور کلی اختلاف نظر بر سر اولویت‌ها و اجرای احکام شرعی بود. جبهه ملی و دکتر مصدق نسبت به فدائیان عهد‌شکنی نکرده، چون قولی در مورد اجرای احکام شرعی به آنها داده نشده بود. در اعلامیه‌ای 5 روز بعد از کودتای 28 مرداد، فدائیان اسلام نه تنها کودتا را محکوم نکرده، ولی به دولت کودتا اجرای احکام شرعی را توصیه می‌نماید و فقط دولتی را غاصب می‌داند که احکام و اصول شرعی را رعایت ننماید.
(از کتاب جمعیت فدائیان اسلام) افراد جبهه ملی و دکترمصدق نمی‌توانستند قول اجرای کامل احکام اسلامی را به گروه فدائیان داده باشند، زیرا که آن عمل با ترکیب و ذات دموکراتیک و کثرت‌گرایی آنها دچار تضاد کامل می‌بود. قطعاً بخشی از جامعه خواستار اجرای «احکام شریعت» بودند، ولی در عین‌حال، بخش‌هایی طالب آن برنامه اجتماعی نبودند و دولت دموکراتیک دکتر مصدق اگر با التزام آن را به کل جامعه تحمیل می‌کرد، دچار اقتدارگرایی از نوع دیگر می‌گشت.
دولت مصدق از طرف مردم رای آورده و وکالت پیدا کرده بود که دموکراسی را گسترش داده و نفت را برای ایران از جنگ انگلیس خارج کند. در همین راستا، امروز بر اساس همان مفاهیم مردم سالاری (دموکراتیک)، گروه‌های متاثر از نهضت ملی، مشروعیت و فلسفه وجودی «جمهوریت» را در«جمهور» مردم و اقتدار مدنی می‌بینند. به عبارت دیگر شکل حکومت را بر اساس یک سیستم ارزشی واصولی توجیه می‌کنند.
در انتخابات دوره شانزدهم مجلس، دربار و نیروهای استعمار، نگران از پلت فورم میلیون برای جلوگیری از راه یافتن نمایندگان واقعی مردم دست به تقلب و تعویض صندوق‌های رای در مسجد سپهسالار زدند. بعد از رسوایی مقامات دربار و انحلال آن انتخابات، تعداد چشمگیری از نمایندگان ملی در انتخابات مجدد به مجلس شانزدهم راه یافتند. ولی بسیج برای افشای تقلبات و حمایت از نمایندگان مردم، حاصل تلاش همه گروه‌ها واحزاب بود، مثل «سازمان نگهبانان آزادی»، به عنوان مثالی دیگر، سه تن از طلاب جوان مدرسه سپهسالار فعال درجریان کشف تقلبات، آقایان مشفق، دیوسالار و شریعتمدار زاده از فعالین حزب مردم ایران بودند. قابل درک است که روش مطلق‌گرایی فدائیان اسلام با شعارهای حاد، تمامیت‌خواه و آوانتوریست در صف مبارزین و میلیون شکاف انداخته و به موفقیت یک ائتلاف فراگیر و منسجم صدمه می‌زد. دکتر مصدق به طور شدیدی پایبند قانون بوده و در اجرای آن سعی می‌کرد که استثنا قائل نشود. به همین جهت در آزادی شهید نواب صفوی از زندان گامی برنداشت. وی معتقد بود که در برابر قانون همه افراد جامعه برابرند. طبق این تعهد به قانون‌مداری و در دوران جوانی پایان‌نامه‌تحصیلی خود را در مورد «کاپیتولاسیون» نوشته، اظهار داشته بود که اتباع خارجی نباید در مقابل قانون استثنا باشند. به علاوه دکتر مصدق دخالت در آزاد کردن نواب صفوی را دخالت قوه مجریه و در قوه قضائیه و در جهت زیرپا نهادن تفکیک‌ قوا می‌دید.
به نظر می‌رسد از انصاف به دور است که مصدق جزء افرادی معرفی شود که بعدها به نهضت ملی کردن نفت پیوستند. در حقیقت دکتر مصدق از سال 1322 مسئله نفت را مطرح کرده و مستقیماً و قویاً با دادن امتیاز به دول استعماری خارجی مخالفت ورزیده بود. و در سال 1328 در جلسه‌ای در منزل مرحوم نریمان نزد رهبران جبهه ملی، دکتر حسین فاطمی جزئیات چگونگی ملی شدن نفت را مطرح کرد.
در اینجا باید اضافه کنم که در مرحله بعدی بر سر موضوع اجرای احکام شرعی، فدائیان اسلام با آیت‌الله کاشانی مسئله پیدا کرده و مقابله کردند، زیرا همانطور که اشاره شد آقای کاشانی فعالیتشان را در بستر سیاسی ضداستعماری و اقتدار ملی می‌دیدند. آیت‌الله کاشانی تا آخرین لحظه به اقتدار ایران و ملی بودن نفت ایمان داشتند . بعد از کودتای 28 مرداد، در مجلس فرمایشی دوره هجدهم قرارداد کنسرسیوم به نوعی باز امتیاز نفت را به انگلیس و آمریکا واگذار می‌کرد. آیت‌الله کاشانی به آن قرارداد نگین اعتراض کرده و اعلامیه‌ای علیه کنسرسیوم صادر کردند. چون پست و تلگراف از صدور اعلامیه‌ خود رای می‌کرد، تلگراف از لبنان به سازمان ملل فرستاده شد. در مجلس هجدهم فقط دو نماینده با شجاعت به قرارداد کنسرسیوم اعتراض کرده و رای مخالف دادند، آقایان درخشش و سیدمصطفی کاشانی فرزند مرحوم آیت‌الله کاشانی بودند. بعد از کودتا، میلیون از اعدام شهید نواب صفوی بسیار متاثر شده و «نهضت مقاومت ملی» با صدور اعلامیه‌ای، به آن واقعه شدیداً اعتراض کرد.
اکنون درحالت بحرانی و رودرویی با قدرت‌های خارجی امید است که مردم و نیروهای سیاسی متعهد به اقتدار ملی از تریبون‌های مختلف به اتحاد و یکپارچگی دعوت شوند، و نقش احزاب و حرکت‌های مختلف باز کمرنگ نگردد.