علی شکوهی
یکی از جاسوسان آمریکا در ایران در اعترافات تلویزیونی خود گفته بود: در جریان ارتباط با مامور سیا، به وی اعتراض کردم که چرا غرب از صدام حمایت میکند. در حالی که عراق، همپیمان شوروی بود و مسکو نیز پشتیبان صدام به حساب میآید. مامور سیا پاسخ داد که ما نباید تاوان کندذهنی سیاسی روسها را بپردازیم؛ چون صدام در جنگ با ایران، از منافع غرب دفاع میکند. ولی این مساله را روسها نمیفهمند.
متاسفانه روسها هنوز هم این کندذهنی سیاسی را دارند و به جای تکیه بر اهرمهای قدرت خود و دیگر کشورهای منطقه و پی ریزی یک نظم چندقطبی در جهان، منفعلانه به تماشا نشستهاند و بلعیده شدن تدریجی جهان به وسیله آمریکا را نظاره میکنند.
روسها به تحقق منافع کوتاهمدت خود امید بستهاند و در تعامل با کشورهای مختلف، از یک استراتژی کلان و درازمدت پیروی نمیکنند و به همین دلیل، هر روز از دامنه نفوذ و اقتدارشان بیشتر کاسته میشود. جایگاه روسها به عنوان یک عضو دائم شورای امنیت و دارای حق وتو و همسایگیاش با ایران و برخورداری این کشور از منابع عظیم انرژی دنیا، میتوانست – و هنوز هم میتواند - نقش تعیینکنندهتری برای این کشور در جهان رقم بزند؛ اما متاسفانه روسیه، فرصتسوزی میکند و به بازیهای حقیرانه سیاسی در میان بازیگران اصلی عرصه بینالملل میپردازد که حاص آن، از دست رفتن تدریجی جایگاه این کشور است. اکنون حتی در درون حریم سنتی این کشور نیز امریکا، تعیینکنندهتر شده و انقلابهای مخملی در چند کشور اطراف روسیه، دایره نفوذ مسکو را کاهش داده است.
با این رویکرد، نه چین و نه ایران و نه کشورهای منطقه، قادر به اعتماد به روسیه نیستند و البته اروپا و امریکا و ژاپن هم هرگز به قدرتمند شدن این کشور، رضایت نخواهند داد.
روسیه در تعامل با جمهوری اسلامی نیز در حال فرصتسوزی است. این کشور با ایران بر سر برخی موضوعات توافق میکند و سپس آن توافق را در مذاکره با آمریکا و اروپا میفروشد و با به دست آوردن منفعت آنی، وارد بازی تازهای میشود. البته تکرار این بازیها برای همیشه شدنی نیست و این، همان عاملی است که بیاعتمادی کشورها به روسیه را تشدید میکند.
روسها میتوانند با همراهی جمهوری اسلامی ایران، تصویر سیاسی جهان را تغییر دهند و بر شان جهانی خود بیفزایند. تحقق خواستههای تاریخی این کشور از جمله امکان دسترسی به آبهای گرم خلیج فارس، با همکاری و دوستی استراتژیک با ایران شدنی است. ایران و روسیه در کنار هم، حدود 37 درصد انرژی دنیا (نفت، گاز، ذغالسنگ و...) را در اختیار دارند و همکاری در این زمینه میتواند قدرت این دو کشور را در عرصه جهانی مضاعف کند. جایگاه ایران در میان مسلمانان و عمق نفوذ استراتژیک جمهوری اسلامی در دیگر کشورهای اسلامی، قطعا برای روسیه مفید است و از جمله گسترش نگاه ایران به اسلام حقیقی، میتواند رویکرد متحجرانه وهابیها و سلفیها در برخی جمهوریهای روسیه را تعدیل کند.
روسیه در کنار ایران، منافع بیشتری کسب خواهد کرد؛ اما لازمه آن، اصلاح نگرش سیاستمداران کاخ کرملین است. توجه به منافع درازمدت و راضی نشدن به دستاوردهای آنی، کمترین اتفاقی است که باید در ذهنیت روسها رخ دهد.