ترجمه: امیرحسین عزیزی
سیاست خارجی روسیه در دهه 90 به دلیل شرایط پس از فروپاشی شوروی مبتنی بر تمکین به سیاستهای آمریکا و کشورهای بزرگ اروپا بود. این سیاست ریشههای اقتصادی و سیاسی داشت. به جهت سیاسی در مکتب آتلانتیکگرایان که آندری کوزیروف وزیر امور خارجه وقت روسیه آن را نمایندگی میکرد روسیه متحد طبیعی غرب تلقی میشد. به لحاظ اقتصادی، بازسازی اقتصادی روسیه و گذار از اقتصاد دولتی به اقتصاد بازار مستلزم کمکهای آمریکا و اروپا بود. گرچه فروپاشی شوروی خللی در قدرت نظامی روسیه و سلاحهای اتمی و موشکهای بین قارهای روسیه ایجاد نکرده بود، اما وابستگی اقتصادی و سیاسی روسیه مانع از آن بود که مسکو بتواند از توان نظامی خود برای دستیابی به اهداف سیاسی استفاده کند. در نتیجه سیاست خارجی روسیه قادر نبود منافع سنتی استراتژیک خود در شرق آسیا و جنوب شرق آسیا و جنوب آسیا و غرب آسیا و در آسیای مرکزی را تامین کند. از اینرو آمریکا در این مناطق با دستی باز و بدون رقیب فعالیت میکرد. اما در سال 2006 صحنه سیاسی کاملاً تغییر یافته است. امروزه در تمامی این مناطق استراتژیک سیاست خارجی روسیه بر بازیافت نفوذ سنتی خود در موضعی تهاجمی قرار گرفته است.
باور عمومی بر آن است که وضعیت جدید در سیاست خارجی روسیه ریشه در سه نکته دارد:
1- رهبری قاطع پوتین در مقایسه با اسلاف خود.
2- تمرکز رهبری اقتصادی در دست پوتین. چنانکه ذخایر ارزی روسیه بالغ بر 100 میلیارد دلار برآورد میشود.
3- رشد تولید نفت و گاز در روسیه و قدرت ناشی از افزایش قیمت نفت. نفت و گاز به طور روزافزونی به عنوان ابزار سیاست خارجی روسیه استفاده میشود.
نگاه به شرق در اولویت سیاست خارجی روسیه
سال گذشته سیاست «نگاه به شرق» در سیاست خارجی روسیه کاملاً بارز بود. البته این به معنی پشت کردن به اروپا نیست. اما روشن است که روسیه در این مدت توجه بیشتری به شرق آسیا در سیاست خارجی خود نشان داده است: تحولات ذیل نمونهای از ابتکارهای سیاست خارجی روسیه در شرق آسیا است. الف – مشارکت استراتژیک روسیه و چین تقویت شده است. اختلاف ارضی دو کشور حل شده و دو کشور گشایشهایی را در مسائل نظامی برای هم قائل شدهاند. ب– روسیه و چین اولین مانور مشترک عظیم نظامی خود را برگزار کردند و از همه جهان به استثنای آمریکا برای مشاهده آن دعوت کردند. ج – روسیه و چین با تقویت جنبه نظامی و امنیتی سازمان همکاری شانگهای از آمریکا خواستند برای خروج نظامی از آسیای مرکزی ضربالاجلی اعلان کند. روسیه با این ابتکارهای سیاسی و نظامی به همراه چین این علامت را به آمریکا داده است که قصد دارد آرایش قدرت در دهه گذشته در این مناطق را تغییر دهد. ژاپن و تایوان تنها متحدان لایتغیر آمریکا در شرق آسیا ماندهاند.
سرپل روسیه در آسیای جنوب شرقی
اهمیت رو به افزایش روسیه را در اجلاس اخیر سران کشورهای عضو آسهآن میتوان دید. در این اجلاس در حالی که به رغم پافشاری استرالیا و زلاندنو از آمریکا دعوت نشد اما از روسیه به عنوان عضو ناظر دعوت شد و پوتین شخصاً در اجلاس شرکت کرد. حضور پوتین در این نشست، این کشورها را به صرافت انداخت که میتوانند دغدغههای آسهآن و درددلهای دوجانبه را به روسیه در میان بگذارند.
احیای مشارکت استراتژیک روسیه و هند
مشارکت استراتژیک روسیه و هند در دوره گورباچف و یلتسین از سکه افتاده بود. سیاست آنان انعکاسی از سیاست آمریکا و اروپا در جنوب آسیا بود. در سال گذشته و پیش از آن دو نشست سران در مسکو و دهلینو و سفر وزیر دفاع هند به روسیه جان و جهان تازهای به روابط استراتژیک روسیه و هند بخشید. چنانکه هند آشکارا در سال 2005 روسیه را شریک اول استراتژیک خود و مهمترین منبع تأمین اسلحه خود خواند. اواخر سال گذشته نیروی زمینی و دریایی روسیه اولین مانور مشترک نظامی با هند را برگزار کرد. پوتین حمایت روسیه از عضویت دائم هند در شورای امنیت را اعلام کرده است. احیای روابط استراتژیک روسیه و هند و استقبال دهلینو از آن وقتی ارزشمندتر است که بدانیم این روابط به نوعی مقابله با مشارکت استراتژیک در حال ظهور آمریکا و هند است.
موقعیت جدید روسیه در محاسبات استراتژیک غرب آسیا
آمریکا و اروپا هر روز به کمک روسیه برای کنترل برنامه هستهای ایران محتاجتر میشوند و این انعکاسی از موفقیت روسیه در معرفی خود به عنوان یک بازیگر کلیدی در محاسبات استراتژیک غرب آسیا است. روسیه از یک مشارکت استراتژیک با ایران (مهمترین کشور منطقه و قدرتی نوظهور در منطقه) برخوردار است. روسیه با سوریه نیز رابطه خوبی دارد و با متحد درجه اول آمریکا در منطقه که اسرائیل است روابط کاری خوبی برقرار کرده است. روابط روسیه، سوریه و ایران وسعت عمل مسکو را از شرق مدیترانه تا خلیجفارس و افغانستان موجب میشود. روابط روسیه و ایران به سطحی رسیده است که مسکو در تمام 100 سال قرن بیستم در پی آن بوده است و ایران محکمترین سرپل روسیه در غرب آسیا و منطقه خلیجفارس است.