تاریخ انتشار : ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۷:۴۲  ، 
شناسه خبر : ۵۷۳۳۴

مرتضی صدربلاغی
شیخ بندر سفیر عربستان در آمریکا، دو سال است که در دیدار با هر آمریکایی، لب به طعنه می‌گشاید که شما، عراق را داخل سینی گذارده و تقدیم ایرانیها کرده‌اید! ناسیونالیسم
عرب که اسلام و عرب را یکی می‌گیرد، در یک اتحاد نانوشته با جریان متحجر القاعده‌ای و فرزندان ابن تیمیّه و محمد عبدالوهاب، حرکت خزنده‌ای را بر علیه ایران تدارک نموده است. این در حالی صورت می‌گیرد که متأسفانه دیپلماسی کشورمان به شعارهایی دلخوش داشته که خود درباره اخوت اسلامی سر می‌دهد.
درست است که ناسیونالیسم عرب و بنیادگرایی القاعده هر کدام با دیگری مشکل دارند، ولی به هر حال تردیدی نیست که هر دو با آرمانهای جمهوری اسلامی، مشکل بنیادین دارند. نقطه برخورد منافع ایران با اتحاد فوق، اکنون در عراق است. آنها، معتقدند که عراق هیچ‌گاه تحت حکومت شیعیان نبوده و نباید یک حکومت شیعی در عراق، تشکیل شود. از سوی دیگر، ناسیونالیسم عرب – که ته مانده جاهلیت پیش از اسلام است – عراق را دروازه مهار تمدن فارس می‌داند که باید همواره مثل یک شمشیر بالای سر ایران باشد تا به قول خودشان، سیادت عرب، تأمین گردد. صدام حسین نادان، همین نقش را برای تندروهای عرب در طول چند دهه، ایفا کرد.
اکنون دیپلماسی سعودیها در تخریب منافع ایران، اوج گرفته است. سعودیها یک ماه پیش، دنیا را مطمئن کردند که اگر در جریان حمله به ایران، مشکل نفتی پیش آمد آنها جلویش را خواهند گرفت. در سفر اخیر رایس هم به خلیج‌فارس، برای نخستین بار سعودیها زیر بار قاعده "خلیج‌فارس بدون سلاح کشتار جمعی" رفتند که معنایش آن است که دیگر فشار هم زمان برای خلع سلاح هسته ای بر روی اسراییل عمل نخواهد کرد. در کنار همه اینها، سعودیها با یک دیپلماسی ترکتاز، در جهت القا این تفکر هستند که ایرانیان، دنبال تبدیل شدن به یک قدرت امپریالیستی شعیی(!) می‌باشند. آنها می‌کوشند تا با ایجاد اتحاد میان قدرتهای گوناگون، بار دیگر یک قدرت جهنمی و ضدبشری را در عراق سرکار بیاورند و در این راه حتی از تشکیل جریانهای شیعی صدام صفت (نظیر شعلان) نیز ابایی ندارند. اگر قرار باشد نصف باشیم و تمامی آسیبهای امنیتی خود را در یک ارزیابی دقیق، بررسی کنیم و اگر قرار باشد شادخواری ساده‌لوحانه از بابت رویدادهای روزانه، جلوی چشممان را نگیرد، در آن صورت، برای عراق جایگاهی کمتر از پرونده هسته‌ای نخواهیم یافت. و در آن‌گاه، درست آن خواهد بود که همین عده و عُده‌ای را که برای پرونده هسته‌ای در نظر گرفته‌ایم، برای قضیه عراق، به کار بگیریم. نکند هیاهوهای هسته‌ای، ما را از مسائل مهم دیگر باز دارد. آب، گل‌آلود است. مراقب فرصت‌طلبها باشیم.