علی صالحآبادی
سه سال کشمکش بین شورای حکام و ایران از یک سو و اراده غربیها و فشار و نفوذ آمریکا بر این شورا برای صدور قطعنامههای پی در پی علیه فعالیتهای هستهای ایران از سوی دیگر کفه ترازو را به نفع آمریکا تغییر داد. سرانجام هفته گذشته شورای حکام با استناد به بندهای 2 و 8 قطعنامه ماه فوریه (بهمن) خود پرونده هستهای ایران را به شورای امنیت جهت بررسی ارسال کرد. رسیدگی به پرونده هستهای در این شورا، فصلی تازه اما دشوار را فراروی ما قرار داده است. بیتردید برای عبور از بحران، دقت، مشورت و مصلحتاندیشی لازم است. چه بسا در آینده در شرایطی قرار بگیریم که با بهرهگیری از قاعده «فایده و هزینه» بین بد و بدتر، بد را انتخاب کنیم.
در میان گذاردن دلایل چنین تصمیمی با مردم، پشتوانه دیپلماسی برای تیم مذاکرهکننده خواهد بود. حوادث رویدادها یکی پس از دیگری میآیند و میروند، مهم آن است که سیاستمداران قادر باشند هر موضوع را در زمان وقوع آن تجزیه و تحلیل کنند و متناسب با آن بهترین تصمیم را بگیرند. واقعیت این است که از این پس مرجع رسیدگی کننده به پرونده هستهای به جای شورای حکام سه کشور اروپایی که با ایران تعامل بهتری داشتند، شورای امنیت است که سخت تحت نفوذ آمریکا قرار دارد. این شورا 15 عضو دارد و آمریکا، فرانسه، انگلیس، روسیه و چین اعضای دایمی و دارای حق وتو در آن هستند. از بخت بد، رییس دورهای شورای امنیت، جان بولتون دیپلمات تندرو و بداخلاق و از طرفداران پر و پا قرص اسراییل است. بولتون به همراه دیگر نومحافظهکاران کاخ سفید نظیر رایس که شش سال است در کنار بوش فعال هستند، با بهرهگیری از ابزار نظامی، اقتصادی و سیاسی فضای نامناسبی برای بسیاری از کشورهای دنیا از جمله ایران به وجود آورده است. ایران در شرایط تازه با دشمن سرسختی مثل آمریکا در نیویورک و جامعه بینالمللی مواجه است.
اکنون این پرسش برای مردم مطرح است که در دوره جدید، بر سر پرونده هستهای چه خواهد آمد؟ آیا تبعات این پرونده منجر به تحریمهای شدیدتر علیه ایران خواهد شد و یا میتوان با پیدا کردن راهحل، تهدیدها را به فرصت تبدیل کرد تا این پرونده دوباره به شورای حکام بازگردانده شود؟ رسیدن به هدف، نیازمند چه نوع دیپلماسی است؟ راه مذاکره و گفتوگو برای حل بحران پیش آمده همچنان باز است. مهم، شناسایی موضوع مذاکره و گام برداشتن در مسیری است که برای ما نفع داشته باشد نه این که نتیجه به ضرر منتهی شود.
آمریکا در اجلاس 1+5 لندن که ماه گذشته برگزار شد تا حدودی چین و روسیه را درباره فعالیتهای هستهای ایران همراه خود کرد. اگر آمریکا در شورای امنیت هم بتواند با این دو کشور دوباره به توافق برسد، کار بر ایران دشوار خواهد شد. موضوع پرونده هستهای ایران، سه روز دیگر در دستور کار شورای امنیت قرار میگیرد. به نظر میرسد شورای امنیت در نخستین گام با صدور بیانیهای از ایران درخواست کند که با عمل به مفاد قطعنامههای شورای حکام ظرف 30 یا 60 روز، فعالیت هستهای خود را به تعلیق درآورد. بسیاری از کشورها داشتن چرخه سوخت هستهای را جزو حقوق مسلم همه اعضای ان.پی.تی از جمله ایران میدانند. آمریکا و اروپا هم بر این حق برای اعضا به جز ایران صحه میگذارند.
این موافقت مشروط بر این است که غنیسازی اورانیوم جهت مصارف نیروگاهی در خارج ایران صورت گیرد نه در داخل؛ موضوعی که ایران سخت با آن مخالف است. اینان با سیاسی کردن پرونده هستهای، عملا رسیدگی به پرونده را از نظر حقوقی که حق را به ایران میدهد، دور زده و آن را سیاسی کردهاند. آمریکا در محافل سیاسی و بینالمللی به دلیل زد و بندها، حرف خود را پیش میبرند، اما در همین محافل اگر موضوع پرونده هستهای از منظر حقوقی بررسی شود، ایران با ارایه استدلال و مستندات قانونی میتواند برنده باشد.
مشکل دیگری که در این پرونده وجود دارد، موضعگیریهای دوپهلو و به نعل میخزدن محمد البرادعی است که ظرف سه سال گذشته همواره دوپهلو سخن گفته و در بسیاری موارد دیپلماتهای ایرانی را گمراه کرده است. او در آخرین اظهارنظر درباره پرونده هستهای ایران گفت: ما نمیدانیم ایران در پس سلاح کشتارجمعی است یا خیر؟ چنین موضعگیریهایی بر شک و تردید درباره فعالیتهای هستهای صلحآمیز ایران میافزاید. نباید فراموش کرد که او هنوز در این پرونده و سیر آن در آینده بیشترین نقش را دارد.
بنابراین لازم است دیپلماسی و رایزنی با وی بیش از دیگران در کنار دیگر رایزنیها صورت گیرد. دیروز پنج عضو دایمی شورای امنیت در پشت درهای بسته رسیدگی به پرونده هستهای ایران را آغاز کردند تا بتوانند در جلسه علنی آن شورا که سه روز دیگر برگزار میشود، موضع مشترک اتخاذ نمایند. آمریکا برای رسیدن به هدف و صدور قطعنامه توسط شورای امنیت علیه ایران نیاز به 9 رای موافق از 15 عضو شورای مذکور و عدم استفاده پنج عضو دایمی از حق وتو دارد. چینیها و بیش از آن روسها با چراغ سبز نشان دادن به ایران و آمریکا بر سر این پرونده از هر دو طرف امتیاز میگیرند. از آن جا که وزنه آمریکا در امتیازدهی بیشتر است در نهایت در شورای امنیت بعید نیست این دو کشور همانند شورای حکام بدون استفاده از حق وتو به نفع آمریکا رای دهند. عقل سیاسی حکم میکند که به چینیها و روسها نباید اعتماد کرد، بنابراین راه باقی مانده برای حل و فصل موضوع پس از حذف سه کشور اروپایی و چین و روس، آمریکا است.
ایران و آمریکا نزدیک به سه دهه است که در حالت تخاصم به سرمیبرند. آیا آمریکاییها حاضرند بر سر اختلاف با استفاده از قاعده برابر، نخست بر سر داراییهای بلوکه شده ایران مذاکره کنند آنگاه درباره پرونده هستهای؟ مردم ایران به دلیل پیشینه بدی که به لحاظ تاریخی از روسها دارند با طرح روسیه به مخالفت برخاستند. همین مخالفت میتواند با هر نوع طرح یا توافق دیگر که نفع ایرانیان در آن نباشد، وجود داشته باشد. بنابراین، مذاکره احتمالی باید عادلانه و برابر نه یک طرفه و تحت فشار انجام گیرد. مصوبات شورای امنیت برای اعضا الزامآور است. سازمان ملل برای صیانت از حقوق ملتها به وجود آمده است، بنابراین باید تصمیمی درباره ایران اتخاذ شود که مردم ایران را از دانش هستهای محروم و از آن مهمتر زندگی را بر آنها دشوار کند. لازم است در چنین شرایطی مقامات ضمن حوصله و خویشتنداری با کسب نظر و تحلیل صاحبنظران و اندیشندان تصمیم بگیرند که راه مذاکره را برگزینند یا راه ایستادگی و تحمل هزینه را.
به نظر صاحب این قلم موضعگیریهایی نظیر محو اسرائیل و موضوع هولوکاست که نزاع دیرینه بین مسیحیان و یهودیان است در ایجاد فضای نامناسب کنونی علیه ایران بیتاثیر نبوده است. میتوان با عدم تکرار و یا اصلاح این موضعگیریها، فضای به وجود آمده را تا حدودی تعدیل کرد. دادگاه بینالمللی لاهه در سال 1331 زیر تاثیر دفاعیات حقوقی مصدق به نفع ایران و به زیان انگلیس، رای داد که این رای خاورمیانه را در برابر انگلیس برآشفت. شورای امنیت در سال 1366 قطعنامه 598 را به نفع ایران و علیه عراق و قطعنامههای 238 و 242 را به نفع فلسطینیها صادر کرد.
دیپلماسی و اعتمادسازی در رفتار سازمانهای بینالمللی موثر است، بنابراین چانهزنی و اعتمادسازی در عرصه بینالمللی میتواند همانند دوره اول ریاستجمهوری خاتمی، ایران را از مرحله تهدید عبور دهد. در شرایطی که رفتار سازمانهای بینالمللی متاثر از آمریکا است، بین ایستادگی و یا مصالحه، یکی را که در کوتاهمدت و بلندمدت، کمهزینهتر است میتوان انتخاب کرد. نگارنده بر این باور است در صورتی که شورای امنیت اقدام به صدور بیانیه و یا قطعنامه علیه ایران کند، مناسبترین شیوه، تداوم گفتوگو، تعامل و مذاکره سازنده است.