تاریخ انتشار : ۲۵ مهر ۱۳۹۱ - ۱۳:۱۲  ، 
شناسه خبر : ۵۷۳۵۸

مهدی قربان‌زاده
2. موانع اختصاصی تولید دانش در دانشگاه
1/.2 اسلامی نبودن محیط دانشگاه
اسلامی نبودن محیط دانشگاه و یا به عبارتی دیگر، آلودگی اخلاقی آن یکی از عوامل بازدارنده تولید علم در دانشگاه است. از زمانی که دانشگاه وارد این کشور شده، آن را بدون معنویت و جدای از سیاست خواسته بودند و در این راستا گام‌های موثری برداشتند به گونه‌ای که اگر کسی در دانشگاه نماز می‌خواند مورد تمسخر قرار می‌گرفت و انگشت‌نما می‌شد؛ لیکن انقلاب اسلامی دانشگاه را منقلب کرده و اخلاق و سیاست‌ورزی را در دانشگاه گنجانده است.
"از وقتی اروپایی‌ها و غربی‌ها و سیاستمداران صهیونیست و متفکرانی که برای نابودی دنیای اسلام نقشه می‌کشیدند، دانش را همراه با سیاست وارد کشور ما کردند، علم را از دین جدا نمودند و نتیجتا رشته دین یک رشته خالی از علم شد و رشته علم یک رشته خالی از دین گشت"(1)
نکته‌ای که باید مورد توجه کارگزاران و جامعه دانشگاهی قرار گیرد این است که دست‌های دشمن در داخل بیکار ننشسته، به دنبال ترویج فساد و بی‌بندوباری در دانشگاه‌ها است. دانشجویی که تحت تاثیر این بی‌بندوباری با ارزش‌ها و معنویت بیگانه گردد، دغدغه تولید علم و مبارزه با استکبار را نخواهد داشت.
"اسلامی کردن دانشگاه، بیگانه کردن محیط‌های دانشگاهی با دین، هدف و برنامه‌ای بسیار روشن و زیرکانه بود؛ زیرا اگر دین در دانشگاه نباشد، کسانی که در چنین فضایی پرورش می‌یابند سردمداران اداره زندگی مردم خواهند بود و به سهولت جامعه را به سمت بی‌دینی سوق خواهند داد"(2)
عده‌ای از اساتید ممکن است با طرح دیدگاه‌های به ظاهر علمی در کلاس‌های درس و یا جلسات سخنرانی در دانشگاه به مقابله با ارزش‌های دینی و انقلابی بپردازند؛ برخورد با چنین استادانی که سازندگان فکر دانشجویان می‌باشند، نباید فراموش شود. زیرا این سخنان، تبلیغات سوئی است که زمینه ساز حضور فرهنگ استعماری در دانشگاه و در نتیجه حضور فرهنگ غربی در جامعه می‌شود. جامعه خودباخته نیز، میلی به تولید علم و استقلال از دنیای استکبار نخواهد داشت.
"دانشجویان ضمن تکریم و احترام به اساتید، که فریضه‌ای اسلامی است، نباید اجازه دهند احیانا کسی بدخواهانه، از علم و تخصص، وسیله‌ای برای هموار کردن راه فرهنگ اسلامی در دانشگاه‌ها درست کند و مانند دوران سلطه بیگانگان، دانشگاه را پرورشگاه مغزهای از خود بیگانه و بیگانه‌پرست سازد."(3)
متقابلا اسلامی بودن محیط دانشگاه به شرایطی وابسته است. به عبارتی دیگر اساتید، دانشجویان و مدیران دانشگاه باید به مسائلی پایبند باشند و آن را اجرا کنند. از جمله اینکه رابطه متقابل پسران و دختران دانشجو در محیط دانشگاه مبتنی بر ضوابط اسلامی باشد. یعنی این ها در صحبت کردن و انضباط در پوشش به صورت تحریک‌آمیز و غیرمقنن عمل نکنند. وقار اسلامی را در برخورد حفظ کنند. اساتید نیز نسبت به انقلاب و حدود عفاف منضبط باشند، آرا و نظریات را هر چند غیرمستقیم باشد و انقلاب اسلامی را زیر سوال می‌برد، مطرح نکنند، در جایی که آرای دیگری را می‌توانند مورد استفاده قرار دهند، تا در نهایت به تجلیل از انقلاب منجر شود هرگز نباید سخنانی که اصول نظام را خدشه‌دار و اخلاق غیر اسلامی را ترویج می‌کند، مطرح نماید. مدیران دانشگاه نیز باید همواره در جهت برگزاری مراسم عبادی و مناسک مذهبی سعی کنند و به جای اردوهای آموزشی، سفرهای زیارتی ترتیب دهند و مراسم مربوط به انقلاب را به صورت مجلل برگزار و از نیروهای حزب‌اللهی و متعهد تجلیل کنند، رفتار غیراسلامی را تحقیر کرده و وفاداری به انقلاب را منشا ارزش قرار دهند.(4)