در 24 فوریه رائول کاسترو 76 ساله به جانشینی برادرش برگزیده شد. مقامات کوبا انتقال مسالمتآمیز قدرت را یک پیروزی برای انقلاب خود و البته شکستی برای آمریکا عنوان کردند. آنان یک بار دیگر موجب حیرت و شگفتی خارجیانی شدند که بارها شکست انقلاب کوبا را پیشبینی کرده بودند. این در حالی است که هزینههای مسلم تحریمهای اقتصادی آمریکا در کنار مسایل و مشکلات داخلی رنگ میبازند.
با فروپاشی شوروی، کوبا و پشتیبان مالیاش را از دست داد، پشتیبانی که سالیان سال از حکومت کمونیستی کاسترو در برابر تحریمها و تلاشهای مداوم آمریکا برای براندازی وی حمایت کرده بود. از سال 1989 تا 1993 کوبا با حدود 35 درصد افت اقتصادی روبرو شد و بسیاری از ناظران، سرنوشت دیوار برلین را برای حکومت آن کشور پیشبینی میکردند.
کاسترو در واکنش به این وضعیت یک «دوران ویژه» شامل 2 مولفه ریاضت شدید و اصلاحات و اقتصادی عملگرایانه را آغاز کرد. دولت کوبا گردشگری و سرمایهگذاری خارجی را به ویژه در زمینه هتلسازی و هتلداری، استخراج معاون نیکل، مخابرات و ارتباطات و اکتشاف نفت تشویق کرد. همچنین برای جبران سهمیههای ناچیز دولتی به بازارهای کشاورزان اجازه فعالیت داد و برای نخستین بار از دهه 1960 به کسب و کارهای خانوادگی مانند رستورانداری و لولهکشی و برقکشی مجوز داد. به علاوه استفاده از دلار را قانونی کرد و به شرکتهای دولتی آزادی عمل بیشتری برای اداره خود بخشید.
این اقدامات موجب ثبات اقتصادی کشور و رشد متوسط آن شد، اما به موازات آن نابرابرای را در جامعه کوبا افزایش داد و پایههای تسلط حزب راست کرد. در نتیجه در 1996، کاسترو اصلاحات را متوقف و در 2004 دوران ویژه را خاتمه یافته اعلام کرد و پارهای از تحولات را به حال اول باز گرداند. «پزوی قابل تبدیل» (هم اینک معادل 08/1 دلار) جانشین دلار شد. همچنین استقبال از سرمایهگذاری خارجی گزینشیتر و مجوز بسیاری از کسب و کارهای کوچک لغو شد.
در همین راستا، موج تازهای سرکوب سیاسی در آن کشور آغاز شد. هم اکنون معدود ناراضیان این کشور با وجود حمایت آمریکا از آنان، زیر نظر سازمانهای امنیتی کوبا قرار دارند و برای حکومت خطری ندارند. البته طرح وارهلا در این میان استثنا محسوب میشد. در این طرح که یک دمکرات مسیحی به نام اوسوالد و پایا رهبریاش را برعهده داشت و هدف از آن تغییر قانون اساسی بود طوماری شامل 11 هزار امضا برای تغییر قانون اساسی مصوب 1976 و برگزاری انتخابات آزاد و اعطای حقوق مدنی و سیاسی تقدیم مجلس شورای ملی کوبا کرد. البته پایا برخلاف دیگر ناراضیان، مخالف تحریمهای اقتصادی آمریکا بود و از پذیرش کمک دیپلماتهای آمریکایی خودداری میکرد.
رائول و احیای اصلاحات
رائول کاسترو از زمانی که زمام امور به دست گرفت نشانههایی از توجه به مشکلات و گرفتاریهای کوبا از خود نشان داد. البته او به دمکراسی لیبرال اعتقادی ندارد و تمام عمر کمونیست بوده است. زمانی که فیدل ناسیونالیستی چپگرا بیش نبود. رائول در تشکل جوانان کمونیست عضویت داشت. او بلافاصله پس از انقلاب از سوی برادرش مامور تشکیل ارتش شد که از آن موقع مسئولیتش برعهده خود اوست و کارآمدترین نهاد کشور محسوب میشود. رائول از لحاظ خلق و خو با فیدل متفاوت است. او نظم و انضباط بیشتری دارد و در جمعهای کوچک احساس راحتی بیشتری و میکند تا اینکه در تجمعات گسترده به نطقهای طولانی بپردازد. در حالی که فیدل به جزئیات توجه دارد، رائول دیدی کلان نگر دارد و بیش از او عملگراست.
رائول در ژوئیه گذشته کمبودهای و نارساییهای اقتصادی کشور را به بحث عمومی گذاشت و بر ضرورت انجام تغییرات ساختاری و مفهومی در حوزه اقتصاد تاکید کرد و البته تاکنون بیشتر این مباحث فقط در حد حرف باقی مانده است.
با این حال اقداماتی نیز صورت گرفته است. دولت اقدام به واگذاری زمینهای بیشتر به کشاورزان و اعطای وام به دامداران کرده و بودجه بیشتری را به بخش حمل و نقل و توسعه بیمارستانها اختصاص داده است. مسئولان محلی از استقلال بیشتری برخوردار شدهاند. پلیس دیگر مثل قبل کاری به کار مسافرکشهای شخصی که با خودروهای آمریکایی دهه 1950 گردشگران را این طرف و آن طرف میبرند ندارد. دولت کارگران شرکتهای خارجی را ملزم به پرداخت مالیات پاداشهای غیررسمیشان کرده و در واقع با این کار آزادی عمل این شرکتها برای پرداخت دستمزد متناسب با سطح عملکرد کارگران را به رسمیت شناخته است.
هم اکنون که رائول سکان اداره کشور را به دست گرفته این تغییرات شاید شتاب بیشتری بگیرد اما نه خیلی زیاد. یک اقتصاددان که در اصلاحات اواسط دهه 1990 فعال بوده ضمن پیشبینی احتمال از سرگیری همان روند منتها با شتابی کندتر میگوید: کوبا به سمت تمرکززدایی بیشتر و به کارگیری ساز و کارهای بازار خواهد رفت و سرمایهگذاری خارجی و کسب و کارهای کوچک نیز احتمالا دوباره تشویق خواهند شد.
در درون حکومت، جناحبندی روشنی قابل تشخیص نیست اما گروههای قدرتمندی هستند که از وضع موجود سود میبرند. برخی از مقامات در زمره مارکسیستهای دو آتشه هستند، اما حتی اصلاحطلبان نیز بیم آن دارند که تغییرات موجب تشدید نابرابریها و بیثباتی شود. در دوران زمامداری فیدل منطق سیاسی همواره بر منطق اقتصادی برتری داشت به طوری که از دهه 1960 او 3 بار سیاستها معطوف به عملگرایی و تمرکززدایی را کنار گذاشت و اوضاع را دوباره تحت سلطه قدرت مرکزی در آورد.
البته فیدل با وجود کنارهگیری از منصب ریاست جمهوری همچنان دبیر اول حزب کمونیست باقی میماند. در صورت برگزاری کنگره حزب در سال جاری – که مدتهاست به تعویق افتاده ـ شاید اصلاحات دوباره محور بحث شود. اما فیدل از پشت پرده حق وتو خود را اعمال خواهد کرد. او پس از کنارهگیری در ستون ثابت خود در روزنامهها خطاب به مردم کوبا چنین نوشت: «من با شما وداع نمیکنم بلکه تنها میخواهم به عنوان سربازی در جبهه آرا و عقاید مبارزه کنم.» و رائول نیز مطمئنا دست به کاری نخواهد زد که اسباب شرمندگی برادرش را فراهم کند.