بسماللهالرحمنالرحیم
ملکۀ انگلیس در سالروز تولدش در یک اقدام تحریکآمیز علیه دنیای اسلام به سلمان رشدی نویسندۀ کتاب موهن «آیات شیطانی» لقب «شوالیه» داد. رشدی که عضو انجمن سلطنتی ادبیات انگلیس هم هست در این مراسم از اینکه مورد تقدیر و حمایت ملکه انگلیس قرار گرفته است، ابراز خشنودی کرد. این نخستین بار نیست که لندن با اقدامات تحریکآمیز خود سعی دارد به مسلمانان دهنکجی کند لکن اقدام اخیر دارای ویژگیهائی است که نباید از کنار آن به سادگی گذشت.
قبل از هر چیز لازم است به این نکته توجه کنیم که با در نظر گرفتن سوابق تاریخی، معمولا لقب شوالیه به معدود کسانی داده میشود که خدمت بزرگی به انگلیس کرده و زمینههای تأمین اهداف استعماری دربار انگلیس را فراهم نموده باشند. با توجه به این نکته، طبعاً سئوال اصلی اینست که سلمان رشدی چه اقدامی در دوران زندگی پرننگ و نکبت خود صورت داده که از دیدگاه ملکه کشور استعماری انگلیس باید بعنوان خدمتگزار بزرگ دربار، مورد ستایش و تقدیر قرار گیرد؟ اگر نوشتن کتاب موهن «آیات شیطانی » از دیدگاه پادشاه کشور استعمارگر انگلیس یک اقدام درخور تحسین ارزیابی شده است که بایستی با اعطای لقب «شوالیه» به رشدی از آن تقدیر نمود، وی به خوبی میداند این اقدام ضدفرهنگی موجبات خشم و اعتراض دنیای اسلام را فراهم ساخت و عدهای در مراحل مختلف اعتراض و ابراز انزجار نسبت به این اقدام ضداسلامی، جان خود را از دست دادند ولی فریاد مخالفت خود را به گوش جهانیان رسانیدند. این اعتراض فقط به طیف خاصی از کشورهای اسلامی مرتبط نمیشد بلکه در اجلاس وزرای خارجه کشورهای عضو سازمان کنفرانس اسلامی به اتفاق آرا مورد اعتراض و مخالفت تمامی کشورهای اسلامی قرار گرفت و حتی در یک اقدام هماهنگ و غیرمنتظره، تمامی کشورهای اسلامی، «مرتد» بودن سلمان رشدی را مورد تاکید قرار دادند. بدین ترتیب، هم اقدام سلمان رشدی و هم اقدام حامیانش، یک رفتار غیرمنطقی علیه دنیای اسلام و اهانتی علیه مقدسات اسلامی محسوب شده و بایستی مورد نکوهش و محکومیت قرار گیرد.
نکته مهم دیگر اینکه در آن روزها برای کاهش فشارهای سیاسی ـ تبلیغاتی و در عین حال، کم اهمیت جلوه دادن موضوع، چنین ادعا میشد که گویا سلمان رشدی در یک اقدام فردی و بدون آنکه از جائی مورد تشویق و حمایت قرار گیرد، به نوشتن کتاب موهن «آیات شیطانی» پرداخته و به مقدسات دنیای اسلام اهانت کرده است لکن در همان زمان فاش گردید که این کتاب در واقع سفارش انگلیسی های شرور به این عضو انجمن سلطنتی ادبیات انگلیس بوده و رشدی برای اجرای این سفارش 500 هزار پوند دریافت کرده است .
صرفنظر از رقم پرداختی برای اجرای این سفارش، در واقع هر آنچه رشدی برای انجام این سفارش بدفرجام دریافت کرده باشد، «پاداش خیانت» او به دنیای اسلام است و در اصل مسئله تغییری ایجاد نمیکند بلکه دقیقاً نشانگر آنست که رشدی در این ماجرا تنها نبوده و کتاب موهن آیات شیطانی، در واقع بخشی از یک توطئه و شرارت برنامهریزی شده برای تحریک دنیای اسلام و تحقیر ملتهای مسلمان بود. در همان زمان، مواضع دولت انگلیس و حمایت سایر کشورها از شرارتهای لندن نشان داد که اقدام ضداسلامی سلمان رشدی مورد حمایت دشمنان اسلام است.
اگر لندن به آن شرارتها خاتمه میداد و دستکم دور جدیدی از شرارتها برای نبش قبر رشدی و مانور سیاسی تبلیغاتی در این زمینه را مرتکب نمیشد، شاید این موضوع به تدریج در حاشیه قرار میگرفت لکن شرارت ملکه انگلیس برای اعطای نشان «شوالیه» به سلمان رشدی به صراحت این معنی و مفهوم را با خود بهمراه دارد که از دیدگاه انگلیس و ملکهاش، این اقدام رشدی به منزلۀ خدمت بزرگ و قابل ستایشی به امپراطوری رو به زوال انگلیس محسوب میگردد و بایستی از آن تقدیر شود.
رفتار این عجوزۀ انگلیسی با در نظر گرفتن ابعاد عظیم اعتراضات و مخالفتهای جهانی علیه آن، به منزلۀ دهن کجی به دنیای اسلام و همدستی و همراهی با رشدی در اهانت به مقدسات اسلامی و دقیقاً یک حرکت ضدفرهنگی محسوب میشود ولی ملکه انگلیس به این جمعبندی رسیده است که درست در زمانی که حتی مردم انگلیس به دربار بدنام ملکه پشت کردهاند فرد نادانی همچون رشدی حاضر شده است برای ملکه جانفشانی کند!
آنچه در این میان اهمیت دارد و نشان میدهد که حتی سفارت انگلیس در تهران هم در جریان این توطئه بوده است آنکه برای نخستین بار از طیف وسیعی از نویسندگان ایرانی برای شرکت در مراسم سالگرد تولد ملکه انگلیس دعوت بعمل آمده بود که شاید بعداً از فیلمهای خبری آن دیدار به عنوان تایید این اقدام گستاخانه سوءاستفاده شود و چنین وانمود گردد که گویا اقدام ضدفرهنگی ملکه انگلیس مورد حمایت نویسندگان ایرانی قرار داشته است که البته بخش عمده نویسندگان ایرانی در این مورد ترجیح دادند که در آن توطئه مشارکت نداشته باشند و با حضور خود، به تامین اهداف استعماری آن عجوزۀ انگلیس کمک نکنند.
این اقدام ملکه انگلیس یکبار دیگر صحت مواضع امام خمینی(ره) در مورد رشدی را به اثبات میرساند، اما سئوال اساسی در این زمینه اینست که آن عجوزۀ انگلیسی از اعطای لقب «شوالیه» به سلمان رشدی چه اهداف و انتظاراتی داشته است؟ آیا درصدد کمک به رشدی بوده است؟ که این اقدامش فقط زمان زندگی مفلوک رشدی را کوتاهتر می کند. آیا درصدد خودنمائی بوده است؟ این احتمال تا حدودی قابل بررسی است چرا که در پرتو رسوائی های جنسی شاهزادهها بقدری منفور و بدنام شده است که حتی در انگلیس هم مردم این کشور برای پایان یافتن رژیم مفلوک سلطنتی که به شدت بوی قرون وسطائی از آن به مشام میرسد، لحظه شماری میکنند. طبعاً ملکه انگلیس با تلخکامی احساس کرده است که وقتی از شاهزادههای بدنام و ولیعهد عیاش انگلیس برای «خبرسازی» کاری ساخته نیست و هنری از آنها بر نمیآید طبعاً ملکه مجبور است این مسئولیت خبرسازی را شخصاً برعهده بگیرد تا مقداری از عقدههای حقارت دربار را جبران نماید. ایکاش مشاور عاقلی به ملکه توضیح میداد که این اقدام وی به زیان دولت لندن و دربار بدنام انگلیس تمام خواهد شد اگرچه اکنون مدتهاست که افراد عاقل از دربار بدنام انگلیس فاصله گرفتهاند و در موضع مقابل آن قرار دارند.