تاریخ انتشار : ۱۳ آذر ۱۳۸۷ - ۱۰:۳۲  ، 
شناسه خبر : ۵۷۵۹۷
مهندس مهدی اسماعیلی اشاره: کارآمدى دولت از مباحث بسیار مهم در اندیشه سیاسى است و دولت‏ها با وجود داشتن مشروعیت، اگر کارآمد نباشند، این امر موجب بحران کارآمدى و در نهایت بحران مشروعیت مى‏شود، از جمله بحران‏هاى جدى و تهدیدکننده کشور ما، بحران کارآمدى است. در این مقاله، دیدگاه‌های حضرت امام خمینی(ره) در این حوزه مورد بررسی قرار گرفته است.

1ـ حکومت کارآمد اسلامى
در حکومت اسلامى، رفاه و سعادت دنیا و آخرت براى همه بشر تضمین شده است، اما شرط آن اجراى کامل اسلام و توجه مسئولان و مردم به همه ابعاد آن است: ان‏شاءالله اگر حکومت اسلامى جریان پیدا کند، براى همه رفاه هست، براى همه سعادت است، براى همه رفاه و سعادت دنیا و آخرت است.(1)
حکومت اسلامی واجد شاخصه‌های همه‌جانبه است. این شاخصه‏ها به گونه‏اى هستند که کارآمدى حکومت اسلامى را تضمین می‌کنند. برخى از این شاخصه‏ها عبارتند از:
1ـ حکومت اسلامى مساوى تمدن و ترقى است: "حکومت اسلامى مساوى با پیشگرایى و تمدن و ترقى است، نه مخالف با آن است".
2ـ حکومت اسلامى مبتنى بر رعایت حقوق بشر است: "حکومت اسلامى مبتنى بر حقوق بشر و ملاحظه آن است، هیچ سازمانى و حکومت به اندازه اسلام ملاحظه حقوق بشر را نکرده است".
3ـ آزادى و دموکراسى به تمام معنا در حکومت اسلامى وجود دارد: "آزادى و دموکراسى به تمام معنا در حکومت اسلامى است". (2)
4ـ در حکومت اسلامى بین دولت و ملت رابطه سلطه و تسلط وجود ندارد: "اسلام در رابطه بین دولت و زمام‌دار و ملت ضوابطى و حدودى معین کرده است و براى هر یک بر دیگرى حقوقى تعیین نموده است که در صورت رعایت آن هرگز رابطه مسلط و زیر سلطه به وجود نمى‏آید". (3)
5ـ فضاى حکومت اسلامى فضاى محبت است: "در حکومت اسلام جو، جو محبت است. بین شخص اول مملکت با ادنى فردى که به حسب نظر مردم ادنى حساب مى‏شوند فرق اساسى مربوط به دنیا نیست". (4)
6ـ در حکومت اسلامى همه چیز براى رفاه مردم است: "اداره‏اش براى رفاه مردم است، نظامش براى رفاه مردم است، رییس‌جمهورش براى رفاه مردم است، نخست‌وزیرش براى رفاه مردم است، و محیط، محیط محبت، است‏". (5)
2ـ ماهیت حکومت اسلامی‏
در اندیشه سیاسى امام خمینى، ماهیت دولت و حکومت در اسلام، خدمت‏گزارى به مردم است. هر میزان که دولت‏ها بتوانند خدمت‏گزار باشند، به همان میزان خواهند توانست پشتیبانى ملت را به خود جلب کرده، کارآمد باشند. "اسلام حکومت به آن معنا ندارد، اسلام خدمت‏گزار دارد. شما خودتان را حاکم مردم ندانید، شما خودتان را خدمت‏گزار مردم بدانید. حکومت همان خدمت‏گزارى است".(6) "انبیا خودشان را خدمت‏گزار مى‏دانستند، نه این که یک نبى‏اى خیال کند حکومت دارد بر مردم، حکومت در کار نبوده، اولیاى بزرگ خدا، انبیاى بزرگ همین احساس را داشتند که اینها آمدند براى این که مردم را هدایت کنند، ارشاد کنند، خدمت کنند." (7)
در نظر امام(ره)، دولت‏ تا زمانى مى‏تواند ادعاى خدمت‏گزارى به مردم کنند و کارآمد باشند که خود را واقعا نوکر مردم قلمداد کنند: "دولت‏ها خدمت‏گزار مردم هستند، نه فرمانفرما" "دولت مال مردم است، نوکر مردم است، دولت‏ها خدمت‏گزار مردمند"، "دولت‏ها اقلیتى هستند که باید براى خدمت این ملت باشند. دولت خدمت‏گزار ملت باید باشد نه حاکم بر ملت".(8)
این نگاه به کارویژه‌های دولت، اصول و شاخصه‏هاى خاصى را براى کارآمدى ارایه مى‏دهد که مختص "دولت خدمت‏گزار" است.
3ـ شاخصه‏هاى کارآمدى دولت‏
1ـ 3ـ کارآمدى اخلاقى‏
1. فتح قلوب مردم: در اندیشه امام خمینى، "فتح قلوب" از اهمیت بالایى برخوردار است. دولت‏ها اگر چه به راحتى مى‏توانند مملکت و ملتى را زیر سلطه خویش بکشانند، اما هرگز نمى‏توانند دل‏هاى آنان را متوجه خویش کنند. "اى دولت‏ها، فتح مملکت که چیزى نیست، فتح قلوب مهم است".(9)حکومت در صدر اسلام، حکومت بر قلوب مردم بوده است. "حکومت صدر اسلام، حکومت بر قلوب بود و لهذا با جمعیت‏هاى کم بر امپراتورى‏هاى بزرگ غلبه کردند".(10)
حضرت امام(ره) معتقدند، حکومت‏هاى مردمى، ملى، خدمت‏گزار، الهى، اسلامى و عادلانه همگى حکومت‏هایى هستند که حکومت بر قلوب مردم دارند.(11)
2ـ تزکیه دولتمردان: در حکومت اسلامى، حاکم و کارگزاران باید از نظر اخلاقى خود را تزکیه کرده باشند. "تزکیه براى دولتمردان، براى سلاطین، براى روساى جمهور، براى دولت‏ها و براى سردمداران بیشتر لازم است تا براى مردم عادى. اگر افراد عادى تزکیه نشوند و طغیان پیدا کنند، یک طغیان بسیار محدود است. لکن اگر طغیان در کسى شد که مردم او را پذیرفته‏اند، این گاهى یک کشور و گاهى کشورها را به فساد مى‏کشد." (12)
2ـ 3ـ کارآمدى حقوقى‏
حاکمیت قانون: قانون محور وحدت یک نظام سیاسى محسوب مى‏شود. همه ادیان، به ویژه دین مبین اسلام، براى ارایه و اجراى قانون در جامعه آمده‏اند. علم به قوانین جلو هرگونه اختلاف و بى‏نظمى را گرفته و جامعه را به سمت اهداف تعیین شده سوق مى‏دهد." در کشورى که قانون حکومت نکند، خصوصا قانونى که قانون اسلام است، این کشور را نمى‏توانیم اسلامى حساب کنیم، کسانى که با قانون مخالفت مى‏کنند، اینها با اسلام مخالفت مى‏کنند".(13)
3-3- کارآمدى اقتصادى‏
1ـ اجراى برنامه اقتصادى اسلام: اجراى درست برنامه اقتصادى اسلام، ملت را در رفاه و آسایش قرار مى‏دهد. اگر ملت ایران تسلیم احکام اسلام شوند و از دولت‏ها بخواهند برنامه مالى اسلام را با نظر علماى اسلام اجرا کنند. تمام ملت در رفاه و آسایش زندگى خواهند کرد".(14)
2ـ ساده‌زیستی مسئولان: ما آرزوى همچو حکومتى حکومت حضرت امیر علیه‌السلام) داریم. یک حکومت عادل که نسبت به افراد رعیت علاقه‏مند باشد، عقیده‏اش این باشد که باید من نان خشک بخورم که مبادا یک نفر در مملکت من زندگى‏اش پست باشد، گرسنگى بخورد.(15)
3ـ توجه به قشر کم درآمد: تمرکز دولت در برنامه‏ریزى اقتصادى باید در طبقه ضعیف و کم‌درآمد و اقشار پایین جامعه باشد. "ما باید براى این طبقه کارگر و کارمند، که ضعیف هستند، طبقه‏اى که شما اینها را پایین مى‏دانید در حالى که اینها از همه شما بالاتر و بلند مقام‏تر هستند، باید دولت‏ها براى اینها کار بکنند".(16) "دولت واقعا باید با تمام قدرت آن‌طورى که على ‏علیه‌السلام براى محرومین دل مى‏سوزاند، دل بسوزاند. مثل یک پدرى که بچه‏هایش اگر گرسنه بمانند، چطور با دل افسرده دنبال این مى‏رود که آنها را سیر کند".(17)
4ـ پرهیز از فشار بر مردم: اگر اسلام براى تامین زندگى دنیا و آخرت مردم است، باید نظام اسلامى به گونه‏اى باشد که مردم در آن احساس آرامش کنند. سختگیرى و فشار، به ویژه در مقوله‏هاى اقتصادى، باعث دلسردى مردم و در نتیجه خارج شدن آنها از صحنه مى‏شود.
5ـ دولت کوچک: اگر دولت بخواهد کارآمد باشد باید از گسترش حوزه دولتى پرهیز کند. دولت با مشارکت دادن مردم در امور، مى‏تواند به عنوان نهاد نظارت‌کننده بر تمامى امور عمل کند. "دنبال این نباشید که هر چیزى را دولتى کنید، دولتى کردن در یک حدودى است که معلوم است، لکن مردم را شرکت بدهید، بازار را شرکت بدهید."(18) دولت بى‏شرکت ملت و توسعه بخش‏هاى خصوصى جوشیده از طبقات محروم مردم و همکارى با طبقات مختلف مردم با شکست مواجه خواهد شد. کشاندن امور به سوى مالکیت دولت و کنار گذاشتن ملت، بیمارى مهلکى است که باید از آن احتراز شود."(19)
6ـ امنیت اقتصادى: دولت اسلامى باید مردم را در همه چیز مطمئن کند، در سرمایه‏هایشان، در کسب‌شان، در کارخانه‏هایشان، در همه چیز مردم در آرامش باشند و دولت ابدا نمى‏تواند به آنها تعدى بکند و نباید تعدى بکند و اگر کسى تعدى کرد، تادیب خواهد شد.(20)
4ـ3ـ کارآمدى مدیریتى‏
1ـ شایسته‌سالارى: کارآمدى دولت در پرتو شایسته‌سالارى آن به دست مى‏آید. اگر دولت صالح نباشد مملکت صلاحیت پیدا نمی‌کند. (21)
لازم است گزینش نیروهای متعهد و متخصص در دستور کار باشد. گزینش مدیران در دولت یا هر نهاد دیگرى باید کاملا منطبق بر اصول و ضوابط باشد. در دیدگاه امام مى‏توان به برخى از این موارد، از جمله کاردانى، تعهد، خدمت بهتر و در خدمت منافع ملت بودن اشاره کرد.
2ـ وجدان کارى: "اگر یک مملکت کارمندش و دولتش و ملتش و روحانیتش و بازارش و همه چیز، وقتى هر کدام به آن وظایفى که خداى تبارک و تعالى محول کرده بر آنها، خوب عمل کردند، این مملکت بعد از چندى همه‏اش درست مى‏شود." (22) وجدان کارى از عوامل مهم پشتیبانى ملت از دولت است، چون "وقتى دولت خوب کار کند براى ملت، آنها هم پشتیبان‏اند".(23)
3ـ رسیدگى سریع به امور مردم: اسراف و کاغذبازى ادارى، یکى از عوامل مهم ناکارآمدى دولت محسوب مى‏گردد. "باید تمام ادارات از تجمل پرستى و اسراف و کاغذبازى بپرهیزند و کار مردم را سریعاً انجام دهند".(24)
4ـ اصلاح ادارى: دولت براى بالا بردن رشد کارآمدى خویش نیازمند اصلاح ادارى در مقاطع مختلف است. این عمل از جمله امورى است که انجام ندادن به موقع آن باعث رشد معکوس کارآمدى دولت است.
5ـ مبارزه با فساد: "دولت و همه موظفند، وقتى فسادى واقع شد، اغماض نکنند، و همان یک مورد را از بین ببرند تا سرایت نکند تا این که یک جمهورى به فساد کشیده بشود و یا در دنیا بدنام شود".(25)
6ـ پرهیز از برخورد سخت با مردم: حکومتِ براساس تکلیف و تکلف بر مردم یکى از عوامل جدایى مردم از دولت و مسئولان است.
5-3- کارآمدى سیاسى‏
1- وحدت دولت و ملت: پایبندى به اصل وحدت موجب سلامت و استحکام کشور مى‏شود. "اگر یک مملکتى دولت و ملتش، ارتش و ملت، قواى انتظامى و ملت با هم شدند و هر دو احساس کردند که باید خدمت به هم بکنند، یک همچو مملکتى و کشورى شکست نخواهد خورد."(26) "دولت و مردم نبایستى از یکدیگر جدا باشند، اگر جدا شدند، ملت از گرفتارى دولت خشنود مى‏شود و مردم از مالیات و کار مى‏دزدند، ولى هرگاه یکى باشند، مردم گلیم زیر پاى خود را در مواقع لزوم مى‏فروشند و به دولت مى‏دهند تا رفع نیاز دولت بشود."(27)
2ـ. مشارکت مردم: رمز موفقیت و کارآمدى دولت، برخوردارى از مشارکت و حمایت همه ‌انبه تمام اقشار مردم است. "من از شما خواستارم که به دولت کمک کنید، و فقط این نباشد که منتظر باشید دولت همه کارها را بکند، دولت نمى‏تواند همه کارها را انجام بدهد، شماها باید پشتیبانى کنید." (28) "اگر مردم پشتیبان یک حکومتى باشند، این حکومت سقوط ندارد. اگر یک ملت پشتیبان یک رژیمى باشند، آن رژیم از بین نخواهد رفت".(29)
3ـ عدالت‌پرورى: "آن کسى که به یک ملتى حکومت دارد، چنانچه عدالت‌پرور باشد، دستگاه او عدالت‌پرور خواهد شد، قشرهایى که به او مرتبط هستند به عدالت گرایش پیدا مى‏کنند، تمام اداراتى که تابع آن حکومت است، خواه‌ناخواه به عدالت گرایش پیدا مى‏کنند و عدالت گسترده مى‏شود." (30) "مفاسد از حکومت‏ها سرچشمه مى‏گیرد، حکومت عدل تمام مصالح کشور را تامین مى‏کند و حکومت ظلم تمام بدبختى‏ها را براى یک ملتى ایجاد مى‏کند".(31)
4ـ انتقادپذیرى: حکومت اسلامى باید انتقادات را تحمل و از آن استقبال کند. "کوچک‏ترین فرد مى‏تواند آزادانه و بدون وجود کمترین خطر به بالاترین مقام حکومتى انتقاد کند و از او در مورد اعمالش توضیح بخواهد".(32)
5ـ پرهیز از سیاست‌بازى‏هاى گروهى: براى رسیدن به کارآمدى باید از سیاست‌بازى‏هاى گروهى پرهیز کرد." ... بین خودتان، بین وزرا، بین دولتى‏ها برادرى باشد. شما براى اسلام مى‏خواهید خدمت کنید، نمى‏خواهید که براى خودتان کارى بکنید، شما مى‏خواهید براى این ملت محروم در طول تاریخ خدمت بکنید، نمى‏خواهید که جیب خودتان را پر کنید.(33).
منابع در دفتر نشریه موجود است.