1ـ حکومت کارآمد اسلامى
در حکومت اسلامى، رفاه و سعادت دنیا و آخرت براى همه بشر تضمین شده است، اما شرط آن اجراى کامل اسلام و توجه مسئولان و مردم به همه ابعاد آن است: انشاءالله اگر حکومت اسلامى جریان پیدا کند، براى همه رفاه هست، براى همه سعادت است، براى همه رفاه و سعادت دنیا و آخرت است.(1)
حکومت اسلامی واجد شاخصههای همهجانبه است. این شاخصهها به گونهاى هستند که کارآمدى حکومت اسلامى را تضمین میکنند. برخى از این شاخصهها عبارتند از:
1ـ حکومت اسلامى مساوى تمدن و ترقى است: "حکومت اسلامى مساوى با پیشگرایى و تمدن و ترقى است، نه مخالف با آن است".
2ـ حکومت اسلامى مبتنى بر رعایت حقوق بشر است: "حکومت اسلامى مبتنى بر حقوق بشر و ملاحظه آن است، هیچ سازمانى و حکومت به اندازه اسلام ملاحظه حقوق بشر را نکرده است".
3ـ آزادى و دموکراسى به تمام معنا در حکومت اسلامى وجود دارد: "آزادى و دموکراسى به تمام معنا در حکومت اسلامى است". (2)
4ـ در حکومت اسلامى بین دولت و ملت رابطه سلطه و تسلط وجود ندارد: "اسلام در رابطه بین دولت و زمامدار و ملت ضوابطى و حدودى معین کرده است و براى هر یک بر دیگرى حقوقى تعیین نموده است که در صورت رعایت آن هرگز رابطه مسلط و زیر سلطه به وجود نمىآید". (3)
5ـ فضاى حکومت اسلامى فضاى محبت است: "در حکومت اسلام جو، جو محبت است. بین شخص اول مملکت با ادنى فردى که به حسب نظر مردم ادنى حساب مىشوند فرق اساسى مربوط به دنیا نیست". (4)
6ـ در حکومت اسلامى همه چیز براى رفاه مردم است: "ادارهاش براى رفاه مردم است، نظامش براى رفاه مردم است، رییسجمهورش براى رفاه مردم است، نخستوزیرش براى رفاه مردم است، و محیط، محیط محبت، است". (5)
2ـ ماهیت حکومت اسلامی
در اندیشه سیاسى امام خمینى، ماهیت دولت و حکومت در اسلام، خدمتگزارى به مردم است. هر میزان که دولتها بتوانند خدمتگزار باشند، به همان میزان خواهند توانست پشتیبانى ملت را به خود جلب کرده، کارآمد باشند. "اسلام حکومت به آن معنا ندارد، اسلام خدمتگزار دارد. شما خودتان را حاکم مردم ندانید، شما خودتان را خدمتگزار مردم بدانید. حکومت همان خدمتگزارى است".(6) "انبیا خودشان را خدمتگزار مىدانستند، نه این که یک نبىاى خیال کند حکومت دارد بر مردم، حکومت در کار نبوده، اولیاى بزرگ خدا، انبیاى بزرگ همین احساس را داشتند که اینها آمدند براى این که مردم را هدایت کنند، ارشاد کنند، خدمت کنند." (7)
در نظر امام(ره)، دولت تا زمانى مىتواند ادعاى خدمتگزارى به مردم کنند و کارآمد باشند که خود را واقعا نوکر مردم قلمداد کنند: "دولتها خدمتگزار مردم هستند، نه فرمانفرما" "دولت مال مردم است، نوکر مردم است، دولتها خدمتگزار مردمند"، "دولتها اقلیتى هستند که باید براى خدمت این ملت باشند. دولت خدمتگزار ملت باید باشد نه حاکم بر ملت".(8)
این نگاه به کارویژههای دولت، اصول و شاخصههاى خاصى را براى کارآمدى ارایه مىدهد که مختص "دولت خدمتگزار" است.
3ـ شاخصههاى کارآمدى دولت
1ـ 3ـ کارآمدى اخلاقى
1. فتح قلوب مردم: در اندیشه امام خمینى، "فتح قلوب" از اهمیت بالایى برخوردار است. دولتها اگر چه به راحتى مىتوانند مملکت و ملتى را زیر سلطه خویش بکشانند، اما هرگز نمىتوانند دلهاى آنان را متوجه خویش کنند. "اى دولتها، فتح مملکت که چیزى نیست، فتح قلوب مهم است".(9)حکومت در صدر اسلام، حکومت بر قلوب مردم بوده است. "حکومت صدر اسلام، حکومت بر قلوب بود و لهذا با جمعیتهاى کم بر امپراتورىهاى بزرگ غلبه کردند".(10)
حضرت امام(ره) معتقدند، حکومتهاى مردمى، ملى، خدمتگزار، الهى، اسلامى و عادلانه همگى حکومتهایى هستند که حکومت بر قلوب مردم دارند.(11)
2ـ تزکیه دولتمردان: در حکومت اسلامى، حاکم و کارگزاران باید از نظر اخلاقى خود را تزکیه کرده باشند. "تزکیه براى دولتمردان، براى سلاطین، براى روساى جمهور، براى دولتها و براى سردمداران بیشتر لازم است تا براى مردم عادى. اگر افراد عادى تزکیه نشوند و طغیان پیدا کنند، یک طغیان بسیار محدود است. لکن اگر طغیان در کسى شد که مردم او را پذیرفتهاند، این گاهى یک کشور و گاهى کشورها را به فساد مىکشد." (12)
2ـ 3ـ کارآمدى حقوقى
حاکمیت قانون: قانون محور وحدت یک نظام سیاسى محسوب مىشود. همه ادیان، به ویژه دین مبین اسلام، براى ارایه و اجراى قانون در جامعه آمدهاند. علم به قوانین جلو هرگونه اختلاف و بىنظمى را گرفته و جامعه را به سمت اهداف تعیین شده سوق مىدهد." در کشورى که قانون حکومت نکند، خصوصا قانونى که قانون اسلام است، این کشور را نمىتوانیم اسلامى حساب کنیم، کسانى که با قانون مخالفت مىکنند، اینها با اسلام مخالفت مىکنند".(13)
3-3- کارآمدى اقتصادى
1ـ اجراى برنامه اقتصادى اسلام: اجراى درست برنامه اقتصادى اسلام، ملت را در رفاه و آسایش قرار مىدهد. اگر ملت ایران تسلیم احکام اسلام شوند و از دولتها بخواهند برنامه مالى اسلام را با نظر علماى اسلام اجرا کنند. تمام ملت در رفاه و آسایش زندگى خواهند کرد".(14)
2ـ سادهزیستی مسئولان: ما آرزوى همچو حکومتى حکومت حضرت امیر علیهالسلام) داریم. یک حکومت عادل که نسبت به افراد رعیت علاقهمند باشد، عقیدهاش این باشد که باید من نان خشک بخورم که مبادا یک نفر در مملکت من زندگىاش پست باشد، گرسنگى بخورد.(15)
3ـ توجه به قشر کم درآمد: تمرکز دولت در برنامهریزى اقتصادى باید در طبقه ضعیف و کمدرآمد و اقشار پایین جامعه باشد. "ما باید براى این طبقه کارگر و کارمند، که ضعیف هستند، طبقهاى که شما اینها را پایین مىدانید در حالى که اینها از همه شما بالاتر و بلند مقامتر هستند، باید دولتها براى اینها کار بکنند".(16) "دولت واقعا باید با تمام قدرت آنطورى که على علیهالسلام براى محرومین دل مىسوزاند، دل بسوزاند. مثل یک پدرى که بچههایش اگر گرسنه بمانند، چطور با دل افسرده دنبال این مىرود که آنها را سیر کند".(17)
4ـ پرهیز از فشار بر مردم: اگر اسلام براى تامین زندگى دنیا و آخرت مردم است، باید نظام اسلامى به گونهاى باشد که مردم در آن احساس آرامش کنند. سختگیرى و فشار، به ویژه در مقولههاى اقتصادى، باعث دلسردى مردم و در نتیجه خارج شدن آنها از صحنه مىشود.
5ـ دولت کوچک: اگر دولت بخواهد کارآمد باشد باید از گسترش حوزه دولتى پرهیز کند. دولت با مشارکت دادن مردم در امور، مىتواند به عنوان نهاد نظارتکننده بر تمامى امور عمل کند. "دنبال این نباشید که هر چیزى را دولتى کنید، دولتى کردن در یک حدودى است که معلوم است، لکن مردم را شرکت بدهید، بازار را شرکت بدهید."(18) دولت بىشرکت ملت و توسعه بخشهاى خصوصى جوشیده از طبقات محروم مردم و همکارى با طبقات مختلف مردم با شکست مواجه خواهد شد. کشاندن امور به سوى مالکیت دولت و کنار گذاشتن ملت، بیمارى مهلکى است که باید از آن احتراز شود."(19)
6ـ امنیت اقتصادى: دولت اسلامى باید مردم را در همه چیز مطمئن کند، در سرمایههایشان، در کسبشان، در کارخانههایشان، در همه چیز مردم در آرامش باشند و دولت ابدا نمىتواند به آنها تعدى بکند و نباید تعدى بکند و اگر کسى تعدى کرد، تادیب خواهد شد.(20)
4ـ3ـ کارآمدى مدیریتى
1ـ شایستهسالارى: کارآمدى دولت در پرتو شایستهسالارى آن به دست مىآید. اگر دولت صالح نباشد مملکت صلاحیت پیدا نمیکند. (21)
لازم است گزینش نیروهای متعهد و متخصص در دستور کار باشد. گزینش مدیران در دولت یا هر نهاد دیگرى باید کاملا منطبق بر اصول و ضوابط باشد. در دیدگاه امام مىتوان به برخى از این موارد، از جمله کاردانى، تعهد، خدمت بهتر و در خدمت منافع ملت بودن اشاره کرد.
2ـ وجدان کارى: "اگر یک مملکت کارمندش و دولتش و ملتش و روحانیتش و بازارش و همه چیز، وقتى هر کدام به آن وظایفى که خداى تبارک و تعالى محول کرده بر آنها، خوب عمل کردند، این مملکت بعد از چندى همهاش درست مىشود." (22) وجدان کارى از عوامل مهم پشتیبانى ملت از دولت است، چون "وقتى دولت خوب کار کند براى ملت، آنها هم پشتیباناند".(23)
3ـ رسیدگى سریع به امور مردم: اسراف و کاغذبازى ادارى، یکى از عوامل مهم ناکارآمدى دولت محسوب مىگردد. "باید تمام ادارات از تجمل پرستى و اسراف و کاغذبازى بپرهیزند و کار مردم را سریعاً انجام دهند".(24)
4ـ اصلاح ادارى: دولت براى بالا بردن رشد کارآمدى خویش نیازمند اصلاح ادارى در مقاطع مختلف است. این عمل از جمله امورى است که انجام ندادن به موقع آن باعث رشد معکوس کارآمدى دولت است.
5ـ مبارزه با فساد: "دولت و همه موظفند، وقتى فسادى واقع شد، اغماض نکنند، و همان یک مورد را از بین ببرند تا سرایت نکند تا این که یک جمهورى به فساد کشیده بشود و یا در دنیا بدنام شود".(25)
6ـ پرهیز از برخورد سخت با مردم: حکومتِ براساس تکلیف و تکلف بر مردم یکى از عوامل جدایى مردم از دولت و مسئولان است.
5-3- کارآمدى سیاسى
1- وحدت دولت و ملت: پایبندى به اصل وحدت موجب سلامت و استحکام کشور مىشود. "اگر یک مملکتى دولت و ملتش، ارتش و ملت، قواى انتظامى و ملت با هم شدند و هر دو احساس کردند که باید خدمت به هم بکنند، یک همچو مملکتى و کشورى شکست نخواهد خورد."(26) "دولت و مردم نبایستى از یکدیگر جدا باشند، اگر جدا شدند، ملت از گرفتارى دولت خشنود مىشود و مردم از مالیات و کار مىدزدند، ولى هرگاه یکى باشند، مردم گلیم زیر پاى خود را در مواقع لزوم مىفروشند و به دولت مىدهند تا رفع نیاز دولت بشود."(27)
2ـ. مشارکت مردم: رمز موفقیت و کارآمدى دولت، برخوردارى از مشارکت و حمایت همه انبه تمام اقشار مردم است. "من از شما خواستارم که به دولت کمک کنید، و فقط این نباشد که منتظر باشید دولت همه کارها را بکند، دولت نمىتواند همه کارها را انجام بدهد، شماها باید پشتیبانى کنید." (28) "اگر مردم پشتیبان یک حکومتى باشند، این حکومت سقوط ندارد. اگر یک ملت پشتیبان یک رژیمى باشند، آن رژیم از بین نخواهد رفت".(29)
3ـ عدالتپرورى: "آن کسى که به یک ملتى حکومت دارد، چنانچه عدالتپرور باشد، دستگاه او عدالتپرور خواهد شد، قشرهایى که به او مرتبط هستند به عدالت گرایش پیدا مىکنند، تمام اداراتى که تابع آن حکومت است، خواهناخواه به عدالت گرایش پیدا مىکنند و عدالت گسترده مىشود." (30) "مفاسد از حکومتها سرچشمه مىگیرد، حکومت عدل تمام مصالح کشور را تامین مىکند و حکومت ظلم تمام بدبختىها را براى یک ملتى ایجاد مىکند".(31)
4ـ انتقادپذیرى: حکومت اسلامى باید انتقادات را تحمل و از آن استقبال کند. "کوچکترین فرد مىتواند آزادانه و بدون وجود کمترین خطر به بالاترین مقام حکومتى انتقاد کند و از او در مورد اعمالش توضیح بخواهد".(32)
5ـ پرهیز از سیاستبازىهاى گروهى: براى رسیدن به کارآمدى باید از سیاستبازىهاى گروهى پرهیز کرد." ... بین خودتان، بین وزرا، بین دولتىها برادرى باشد. شما براى اسلام مىخواهید خدمت کنید، نمىخواهید که براى خودتان کارى بکنید، شما مىخواهید براى این ملت محروم در طول تاریخ خدمت بکنید، نمىخواهید که جیب خودتان را پر کنید.(33).
منابع در دفتر نشریه موجود است.