تاریخ انتشار : ۱۴ دی ۱۳۸۷ - ۰۸:۲۵  ، 
شناسه خبر : ۵۷۶۹۶
ایران، نفت و غرب
نویسنده: سیمون هندرسون مترجم: کیانوش کیاکجوری اشاره: تهدید ایران به جلوگیری از ارسال انرژی از تنگه هرمز در صورت وقوع هرگونه تجاوز نظامی به خاک ایران توسط ایالات متحده و متحدانش، زنگ خطری بود که توجه کارشناسان مسائل بین المللی و اقتصادی را به خود جلب کردو هراس امریکا و متحدانش را موجب شد.سیمون هندرسون در این نوشتار راهکارهایی را که ممکن است در بروز چنین وضعیتی پیش روی جهان قرار داشته باشد، بررسی کرده است. نگاه وی به عنوان یک امریکایی اگرچه جانبدارانه و در پی تامین منافع امریکاست اما حاوی نکات قابل تاملی برای سیاستمداران و استراتژیست های ایرانی در تصمیم گیری های احتمالی است.

اهرم‌های انرژی ایران
ایران می تواند در جریان آزاد نفت از خلیج فارس دخالت کند. بهترین حالت چنین مداخله یی این است که ایران برای مدتی صادرات نفت خود را قطع کند که می تواند سبب کاهش نفت و افزایش قیمت آن شود زیرا در حال حاضر ظرفیت اضافی برای تکمیل توقف صادرات در ایران وجود ندارد. ایران همچنین می تواند مانع تلاش های سایر کشورها برای صدور نفت یا مانع کشتی های جنگی امریکا و متحدانش شود که در تلاش برای جلوگیری از چنین تهدیدی هستند، خواه از طریق اقدام نظامی مستقیم در دریا یا از طریق خرابکاری در ساحل. چنین کارشکنی هایی به دلیل محدودیت مسیرهای صادراتی جایگزین اثر شدیدی بر بازار جهانی دارد تحت این شرایط تولید اضافی سایر تولیدکنندگان برای جبران کسری و مسیر دیگر صادرات به جز تنگه هرمز ضروری است. نیروی نظامی کافی برای حفاظت از منافع اقتصاد جهانی همچنین یک ضرورت محسوب می شود. افزون بر این، ایران به نحو فعالی به دنبال توافقات همکاری انرژی با مشتریان گاز و نفت به ویژه همسایگان خود است. این توافقات برای تضعیف وحدت دیپلماتیک در مقابل رفتار ایران، کمتر موثر ساختن تحریم ها و دشوار ساختن تحمیل تحریم اقتصادی طراحی شده اند.در این منطقه ظرفیت تولید اضافی و مسیر لوله جایگزین و افزایش ظرفیت خطوط لوله موجود باید اولویت سیاسی فوری باشد. هرچند که موقعیت تولیدکنندگان نفت امروز در قیاس با 20 سال پیش ضعیف تر است.
قطع صادرات ایران
ایران یکی از صادرکنندگان مهم نفت است. ایران ممکن است امیدوار باشد که متوقف کردن صادرات خود - یعنی حذف نقش 5/2 میلیون بشکه در روز در تامین انرژی جهان - سبب بحران بین المللی نسبت به آنچه که می تواند از طریق دیپلماتیک به دست آورد، شود. دیگر کشورها نیز تلاش می کنند از این تاکتیک پیروی کنند. در آن موقع سایر تولیدکنندگان کسری تامین نفت جهان را با تاثیر اندک بر قیمت نفت جهان جبران کردند. یک نمونه کلاسیک از این تاکتیک تصمیم سال 1973 اعضای اوپک برای عدم ارسال نفت به ایالات متحده در اعتراض به حمایت واشنگتن از اسرائیل در جنگ اکتبر 1973 بود. ایران که در آن زمان تحت حاکمیت شاه قرار داشت، در این تحریم شرکت نکرد. در هرگونه اختلال برای روند صادرات نفت، افزایش تولید عربستان سعودی از نظر تئوریکی می تواند صادرات ایران را پوشش دهد.ظرفیت های تولید استفاده نشده عربستان سعودی به اقتصاد جهانی، در پی اختلالات ناشی از انقلاب 1979 ایران، کمک کرد. هر چند قیمت نفت بسیار افزایش یافت. استفاده از چنین تاکتیکی می تواند برای صنعت نفت ایران که طی 30 سال گذشته از شوک های متعدد آسیب دیده، ویرانگر باشد.مطالعه یی که در این خصوص طی سال 2006 در امریکا صورت گرفته متذکر می شود که ایران از کاهش عواید نفتی آسیب می ببیند و پیش بینی می شود که اگر این روند ادامه یابد این درآمد در سال 2015 تقریباً محو می شود. افزایش قیمت نفت جدا از آنکه هرگونه کاهش درآمدها را جبران کرده بلکه بودجه سرمایه گذاری اضافه غیرقابل پیش بینی را برای بازسازی حوزه نفتی فراهم کرده است.معهذا هرگونه توقف در صادرات به شدت بر اقتصاد داخلی اثر گذاشته و احتمالاً نارضایتی گسترده را سبب خواهد شد. بعد از سهمیه بندی بنزین در ژوئن 2007، واردات بنزین از 200 هزار بشکه در روز به 90 هزار بشکه در روز کاهش یافت. در اوایل سال 2008، دولت ایران به امید تضعیف بازار سیاه، تصمیم به فروش رسمی بنزین جدا از سهمیه بندی و با قیمت بالاتر گرفت.اثرات اقتصاد داخلی یکی از دلایلی است که بسیاری از ناظران می گویند: ایران هیچ نفعی در ایجاد اختلال در جریان انرژی که از خلیج فارس می گذرد، ندارد. در واقع ایران به نحو قابل استدلالی بیش از اهداف مورد نظر از ایجاد چنین اختلالی متاثر خواهد شد، زیرا عواید مازاد ایران، گرچه در حال حاضر بالاست، اما از کشورهایی مانند عربستان سعودی و امارات متحده عربی کمتر است.
نفت
ایران در تلاش است صادرات نفت خود به آسیا را افزایش دهد. آمارهای صادرات سال 2007 به چین، ژاپن و کره جنوبی 25 درصد افزایش را نشان می دهند که به 165/1 میلیون بشکه در روز رسیده است. گرچه کشورهای خاورمیانه به عنوان یک گروه، 64 درصد از نفت خود را به آسیا و 16 درصد دیگر را به اروپا ارسال می کنند اما آمار ایران نشان می دهد این کشور 56 درصد را به آسیا و 29 درصد را به اروپا صادر می کند. ایران مطالعات مربوط به امکانات را برای احداث چهار پالایشگاه با سرمایه گذاری مشترک در آسیا و یکی در سوریه با ظرفیت مشترک 1/1 میلیون بشکه در روز انجام داده است.
نیاز به مسیرهای جایگزین برای صادرات
تنگه هرمز نقطه انسداد معروف و شناخته شده یی است که پیش بینی می شود ارزش آن هر روز بیشتر افزایش یابد. در چشم انداز انرژی جهان که آژانس بین المللی انرژی در سال 2007 منتشر کرده، آمده است: 16 درصد از نفت مورد تقاضای جهان طی سال 2006 از تنگه هرمز عبور کرده است. این گزارش پیش بینی کرده است تولید نفت جهان از 6/84 میلیون بشکه در روز در سال 2006 به 3/116 میلیون بشکه در روز در سال 2030 برسد که نسبت نفت جهان که از تنگه هرمز عبور می کند به 5/30 درصد خواهد رسید. مشکل و چالش اصلی، ابداع و اجرای مسیرهای جایگزین است، همان گونه که لاورنس ایگلس رئیس بازار نفت در آژانس بین المللی انرژی گفت: «مباحث زیادی در این مسائل وجود دارد و از منظر امنیت انرژی داشتن فرصتی برای نادیده گرفتن تنگه هرمز خوشایند است.» برخی مسیرهای قبلی موجود است و تاریخ نمونه یی از آنچه می توان در زمان جنگ انجام داد را ارائه می دهد. در زمان جنگ ایران و عراق (1988- 1980)، عراق به منظور جایگزین کردن تاسیسات آسیب دیده و بارگیری ساحلی بی حفاظ خود، خط لوله یی را احداث کرد که قادر به انتقال 65/1 میلیون بشکه در روز از عربستان سعودی به سواحل دریای احمر بوده است. خط لوله دوم عراق به طرف شمال از طریق ترکیه به مدیترانه بود که پس از توسعه و روزآمد شدن، ظرفیت آن به 6/1 میلیون بشکه در روز رسید. افزون بر این، یک خط لوله به طور مستقیم به سمت غرب یعنی به سوی سوریه با ظرفیت بالقوه 4/1 میلیون بشکه در روز کشیده شده است. بنابراین آنها یک ظرفیت 3/4 میلیون بشکه یی در روز را ایجاد کرده اند: آماری که بزرگ تر از رکورد تاریخی تولید نفت عراق است. خط لوله عراقی که از عربستان سعودی می گذرد بعد از تهاجم 1990 عراق به کویت بسته شد. عربستان در ژوئن 2001 مالکیت آن را توقیف کرد. گرچه از نظر تئوریکی این خط لوله می تواند برای انتقال نفت خام سعودی به دریای احمر استفاده شود - که در رقابت با خط لوله نفت خام شرق - غرب عربستان است اما ظاهراً خط لوله عراقی که از عربستان سعودی می گذرد از سوی عربستان سعودی به عنوان بخشی از سیستم گاز اصلی برای انتقال گاز تبدیل شده است. خط لوله عراق - ترکیه به عنوان یک خط مهم و عمده صادرات باقی مانده اما هدفی برای حمله بعدی توسط شورشیان است. (مسیرهای متفاوتی ظاهراً مورد توجه قرار گرفته است.)
خط لوله عراق به سوریه و عربستان از زمان حمله سال 2003 امریکا به عراق مسدود شده است. ظرفیت آن بر اساس گزارش های متفاوت بین 200 تا 300 هزار بشکه در روز بود و هرچند ظرفیت اولیه آن 700 هزار بشکه در روز بود، توسعه آن به 4/1 میلیون بشکه در روز که مورد نظر بود هرگز رخ نداد.تنها مسیر اضافه شده برای ظرفیت صادرات که مورد توجه قرار گرفته، خط لوله یی است که از بندر حدیثه در عراق به بندر عقبه اردن در دریای احمر با ظرفیت 500 بشکه در روز می رسد. با این وجود، این طرح در مراحل اولیه بحث و تبادل نظر قرار دارد. در سال 2007 ایران و عراق به توافقی برای احداث خط لوله نفت خام با ظرفیت 200 هزار بشکه در روز از بندر بصره تا نزدیکی آبادان برای انتقال گاز مایع دست یافتند. اما این پروژه باید به عنوان تلاش ایران جهت وابسته کردن همسایگان خود به ترتیبات انرژی به جای استقلال آنها تلقی شود.
عربستان سعودی هیچ خط لوله صادراتی ندارد که از خاک سایر کشورها بگذرد، به ویژه اینکه عربستان نفت خام خود را از حوزه شیبه که به تازگی توسعه یافته است به سمت شمال و از امارات متحده عربی در خلیج فارس نمی فرستد زیرا احتمالاً امارات متحده عربی مدت هاست در مورد این حوزه نفتی ادعا دارد. این کشور پادشاهی دو خط لوله داخلی عمده دارد که می تواند نفت خام را از خلیج فارس به دریای سرخ ارسال کند. پنج میلیون بشکه از نفت خام به بندر ینبوع برای انتقال به بازارهای اروپا فرستاده می شود.
ظرفیت عظیم این خط لوله ظاهراً منتج از نقش استراتژیک آن برای عربستان سعودی در حوادثی است که صادرات آن از طریق تنگه هرمز مسدود شود. در حقیقت از نیمی از ظرفیت این خط لوله استفاده می شود زیرا بخش اعظم صادرات عربستان به آسیا فرستاده می شود. خط لوله انتقال دیگری نیز به موازات این خط لوله کشیده شده است که ظرفیت آن 290 هزار بشکه گاز مایع طبیعی است. این مقدار ظرفیت به زودی به 555 هزار بشکه در روز افزایش می یابد.
یکی از نخستین خطوط لوله های نفت بین المللی خط لوله ترنس عربی بود که از عربستان سعودی آغاز می شد، از اردن و سوریه می گذشت و به سواحل مدیترانه لبنان در بندر صیدا می رسید. این خط لوله در عمل بعد از آنکه اسرائیل بلندی های جولان سوریه را در 1967 اشغال کرد، باقی ماند. بخشی از عملکرد این خط لوله عملاً در سال 1984 متوقف شد اما بخشی که به اردن می رود باز باقی مانده است، هرچند عربستان سعودی این بخش را در سال 1990 در جریان حمایت اردن از عراق در جنگ خلیج فارس مسدود کرد. ظرفیت عملیاتی این لوله حدود 50 هزار بشکه در روز است اما یک بخش از آن برای حدود 500 هزار بشکه در روز طراحی شده است.امارات متحده عربی که تولیدات آن 5/2 میلیون بشکه در روز است در حال حاضر همه آنها را از تنگه هرمز ارسال می کند. معهذا ظاهراً طرحی برای احداث یک خط لوله با ظرفیت 5/1 میلیون بشکه در روز در سواحل عمان به فجیره دارد. قراردادهایی در 2007 ارائه شد و پیمانکاران چینی احتمالاً این خط لوله را احداث کنند. تاریخ تکمیل آن ظاهراً 2009 است. طرح اصلی همچنین شامل احداث یک پالایشگاه در فجیره است اما این طرح بعد از آنکه کونوکو در سال 2007 کنار کشید به تعویق افتاد. به رغم اینکه این طرح اقدام ناچیزی را برای کاهش خطرات صادرات در صورت بروز بحران در تنگه هرمز می تواند انجام دهد اما این کشور طرح هایی برای توسعه ظرفیت تولید خود به پنج میلیون بشکه در روز تا 2014 دارد.کارشناسان امریکایی در گذشته پیشنهاد کرده بودند یک خط لوله فوری که از این شبه جزیره عبور کرده و مسیر میان راس الخیمه در امارات متحده عربی و ساحل عمان را طی می کند باید ایجاد شود.
هرچند این طرح جذاب بود اما این طرح در سال 2007 توسط عمان متوقف شد زیرا نمی خواست خود را با ایران درگیر کند. امارات متحده عربی همچنین نقش خود را به عنوان یک صادرکننده گاز افزایش داده و طرحی برای ارسال گاز از طریق لوله به فجیره که سپس به عنوان مرکز ذخیره گاز مایع طبیعی عمل خواهد کرد، در دست اجرا دارد. این نقش در اصل برای دوبی در نظر گرفته شده بود.ظرفیت این خط لوله به وسیله استفاده از عوامل کاهش مزاحم به شدت بهبود می یابد. ترکیبات شیمیایی که چرخش متلاطم نفت را کاهش می دهند می تواند مقدار نفتی که از طریق یک لوله می گذرد را به حداقل کاهش دهد. عوامل کاهش مزاحم در خط لوله آلاسکا و سیستم لوله کلمبیا برای جبران زمان از دست رفته عملیات مورد استفاده واقع شد. چنین عواملی می تواند ظرفیت را تا 65 درصد افزایش دهد. تخمین زده می شود هزینه ایجاد عوامل کاهش مزاحم برای خطوط لوله نفت 600 میلیون دلار باشد. که چیز بی اهمیتی نیست فقط کمی بیش از عواید یک روز در سال 2008 است که قیمت هر بشکه 120 دلار است. هزینه اساسی می تواند صرف نصب تجهیزات برای شروع عوامل کاهش مزاحم شود. این کار در زمان بروز بحران کارا خواهد بود.
سایر کشورهای خلیج فارس مانند بحرین، کویت و قطر گزینه دیگری برای صادرات نفت جز از طریق نفتکش هایی که از طریق تنگه هرمز می گذرند، ندارند. بحرین که نفت آن به نحو تعجب آوری برای اولین بار در بخش جنوبی خلیج فارس کشف شد، اکنون ذخایر کمی دارد و نفت خود را به عربستان سعودی برای پالایش ارسال می کند. کویت احتمالاً می تواند نفت خود را از عربستان سعودی به جای خلیج فارس صادر کند و هم اینکه به خط دوم لوله عراق که از عربستان می گذرد، بپیوندد یا یک خط لوله جدید را ایجاد کند. قطر به عنوان یکی از اعضای اوپک که بیشتر گاز صادر می کند تا نفت، از نظر تاریخی ارتباط ضعیفی با عربستان داشته و بنابراین به طور واقع بینانه در این زمان همان گزینه ها را ندارد.خارج از خلیج فارس، پیامدهای اختلال در تامین انرژی خلیج فارس، با سیستم ذخایر ضروری آژانس بین المللی انرژی که امریکا نیز عضو آن است، تلاقی پیدا می کند. معهذا این ذخایر تنها می توانند به طور جزیی جایگزین تامین نفت شوند زیرا مقداری که هر روز می تواند بیرون کشیده شود، محدود است.
ذخایر نفت استراتژیک امریکا شامل 700 میلیون بشکه است اما تنها 4/4 میلیون بشکه می تواند روزانه از آن خارج شود. این مقدار بیش از مقدار واردات امریکا از خلیج فارس به میزان 67/2 میلیون بشکه در روز است اما ذخایر سایر کشورها برای جایگزینی 16 میلیون بشکه یی که هر روز از تنگه هرمز می گذرد، کافی نیست.در سایه این محدودیت ها، کشورهای مصرف کننده باید اقدامات حفاظتی فوری را در کنار عرضه ذخایر نفت انجام دهند. این گزینه ها نوعاً شامل تغییر در روز کاری، سهمیه بندی بنزین و افزایش مالیات می شود. آژانس بین المللی انرژی برآورد کرده است که دو میلیون بشکه در روز - معادل 15 درصد نفتی که امریکا وارد می سازد - در امریکا می تواند از طریق یکسری اقدامات اجرایی صرفه جویی شود مانند اتومبیل های چندسرنشین، به اجرا گذاشتن طرح 55 مایل سرعت در ساعت، تشویق کار در خانه اما ارتباط داشتن با دفتر یا مشتری و دستور چهار روز کار در هفته.
توصیه های سیاسی
وابستگی به نفت و گاز خلیج فارس بیانگر آسیب پذیری استراتژیک برای سایر کشورهای جهان است. معهذا نقش کلیدی انرژی در اقتصاد ایران آن را برای تهران به عنوان یک آسیب عمده مطرح می سازد.
منافع امریکا با بازی پیوسته اما آرام شطرنج بهتر حفظ خواهد شد. ایران مهره ها و موقعیت قدرتمندی دارد در مقابل ایالات متحده باید تلاش کند با همکاری کشورهای خلیج فارس جهت کاهش آسیب های مسیر صادرات، مسیرهای صادراتی دیگری غیر از تنگه هرمز را توسعه دهد.
احداث یک خط لوله از عربستان سعودی به سواحل دریای احمر مناسب است. بلندپروازانه تر اینکه به دلیل مشکلات بغرنج سیاسی، می توان یک خط لوله از عربستان سعودی که از عمان بگذرد و به دریای عرب برسد را احداث کرد. دانیل یرگین رئیس موسسه تحقیقات انرژی کمبریج و برنده جایزه پولیتزر و نویسنده کتاب «جست وجوی حماسی و قهرمانانه برای نفت، پول و قدرت» به جامعه ملل هشدار داد توجه زیادی به امنیت فیزیکی تاسیسات از تولیدکننده تا مصرف کننده داشته باشند زیرا اکثر آنها بدون امنیت ساخته شده اند.امریکا باید سایر واردکنندگان کلیدی نفت به ویژه چین و هند را تشویق کند تا ذخایر عظیمی را برای کمک به جبران اختلالات بالقوه تامین نفت ایجاد کنند. برخی از این اهداف سیاسی، گرچه در حال حاضر ایران را هدف قرار داده اند اما استلزامات وسیع تر و طولانی مدت تری دارند. تداوم بحران با ایران فرصتی را برای معرفی آنها و اختلالات در تامین انرژی از خلیج فارس در آینده ارائه می دهد. همه دنیا از این وضعیت بهره مند خواهند شد. در بررسی انرژی جهان که توسط آژانس بین المللی انرژی درسال 2007 صورت گرفت،آمده است: «اختلال در تامین انرژی سبب افزایش قیمت برای همه کشورهای مصرف کننده بدون توجه به اینکه آنها از کجا نفت خود را کسب می کنند، خواهد شد.» ایالات متحده به نحو بارزی وابستگی کمتری به منابع انرژی خارجی نسبت به سایر اقتصادهای بزرگ دنیا دارد. در مقایسه با 56 درصد واردات اروپا و 80 درصد واردات ژاپن، میزان واردات امریکا 35 درصد است. خاورمیانه تنها بخش کوچکی از نیازهای انرژی امریکا را تامین می کند. عنصر حیاتی اقتصاد جهان و سیستم سیاسی این است که امنیت تجارت جهانی را در دریا و هوا حفظ کنند.