علی کدخدازاده
در کشورهای با سابقه طولانی دمکراسی، بخش اعظم قدرت احزاب و گروهها مبتنی بر میزان آرای آنها در انتخابات است. این آرا ضمن نشان دادن قدرت یا وزن عددی آنها، تا حدود بسیار زیادی معرف اقتدار آنان نیز هست.
اما در بسیاری از کشورهایی که دمکراسی به عنوان یک شیوه جدید حکومت سیاسی در آنها شکل گرفته و یا کشورهای شبه دمکراتیک نظیر عراق، اگر چه آرای مردمی میتواند معرف استقبال عمومی از احزاب باشد اما الزاما به معنای اقتدار سیاسی آنها نیست؛ چرا که به عنوان مثال در این کشور تنها کمتر از چهار سال پیش حدود 99 درصد مردم به حکومت صدام رای دادند.
در کشورهایی نظیر عراق رأی مردم بیش از آنکه مبتنی بر دانش سیاسی و باور به مانیفست اقتصادی- سیاسی احزاب باشد، منبعث از گرایشهای دینی، قبیلهای و میزان ارادت به شخصیتهای کاریزماتیک است. از این روی احزاب نمیتوانند به استمرار و رای آنان و هماهنگی این آرا با مانیفست خویش برای درازمدت اعتماد کنند.
این موضوع باعث شده تا پس از انتخابات 25 آذر در عراق و قبل از شکلگیری دولت جدید، گروههای موثر سیاسی در عراق از شیوههای دیگری- به غیر از میزان آرای کسب کرده- جهت تحمیل خویش در قدرت استفاده کنند.
اهل تسنن عراق این بار از چنبره قهر و طرد درآمده و با حضور در انتخابات، تجربه بروکراتیک خویش و قدرتشان در برهم زدن آرامش اجتماعی- سیاسی را به رخ میکشند و خواهان حضوری موثر مبتنی بر اقتدار تاریخی خود در حکومت هستند.
غیرمذهبیهای عراق که بخش تحصیل کرده شهرهای بزرگ این کشور را با خود همراه دارند، با این ادعا که قدرت فرماندهی و برنامهریزی با آنهاست- و گواه آنها چهرههای موثرشان در دولت انتقالی است- خواهان کسب اقتداری افزون بر قدرت عددی خویش در حکومت آیندهاند.
کردهای عراق که بسیار بهتر از دیگران زبان جهانی را میفهمند، چنان بازیگران ماهری هستند که علیرغم ابراز نگرانی کشورهای همسایه و حتی بخشی از سیاستمداران داخلی عراق، توانستند پست ریاستجمهوری را به دست آورند. آنان امروز نیز با آنکه میدانند در اقلیت هستند اما با ترویج فرهنگ عراق واحد و دوری از قوم مداری و مخالفت با مجازاتهای خشن سعی دارند به عنوان یک نیروی دمکرات و اهل مذاکره خود را به حکومت تحمیل کنند.
در این میان شیعیان عراق نیز به ویژه آیتالله سیستانی راهی هوشمندانه برگزیدهاند.
شیعیان از فردای انتخابات که مشخص شد بیشترین سهم عددی در پارلمان را بر عهده خواهند داشت، زبان خویش را به سمت مدارا و تفاهم بیشتر چرخانده و مدام اعلام میدارند که حکومت آینده عراق ملک طلق هیچ گروه و جریان سیاسی یا مذهبی نخواهد بود و باید همه نیروهای موثر در آن شرکت داشته و حکومت وحدت ملی تشکیل دهند.
به این ترتیب، همه گروههای موثر در عراق با درک واقعیت امروز جهان و شرایط شبه دمکراتیک کشورشان، جهت کسب اقتدار لازم برای حکومت داری به سمت مفاهیمی همچون مدارا، وحدت، یکپارچگی ملی و سهیم شدن رقبا در حکومت حرکت میکنند.