سه سال پیش بود که «ایهود اولمرت» پست شهرداری بیتالمقدس را کنار گذاشت و دوباره وارد صحنه سیاست اسرائیل شد.
او سی و شش ماه پرهیاهو را به عنوان معاون نخستوزیر اسرائیل از سر گذراند؛ اما حالا که «آریل شارون» شرایط بحرانی و غیرقابل برگشتی را تجربه میکند و احتمال بازگشت او به صحنه سیاست اسرائیل وجود ندارد، اولمرت میداند که روزهای بسیار دشواری در پیش رو خواهد داشت. سه سال گذشته در مقابل روزهای آینده بسیار آرام و باثبات جلوه میکند.
در زمستان سال 2003 میلادی که «اولمرت» تالار شهرداری را ترک کرد، بسیاری از ساکنان اسرائیلی بیتالمقدس میدانستند شهردار جنگطلب و تندرو خود را، که سخنرانیهای پرحرارتی در مورد شهرشان ایراد میکرد و مدعی بود این شهر «پایتخت همیشگی یهودیان» است، از دست دادهاند. بسیاری از یهودیان بیتالمقدس، رویه «اولمرت» در اداره شهر را میپسندیدند؛ هر چند که منتقدان دست راستی او نیز کم نبودند. «اولمرت» در آن واحد، مورد احترام عدهای و مورد نفرت عدهای دیگر بود. اما در هر صورت، این سیاستمدار متعصب اسرائیلی همیشه با آن عقاید رک و صریحش خبرساز میشد و موضوع بحث مردم قرار میگرفت.
در همان حال که ساکنان تندرو بیتالمقدس او را پذیرفته بودند، «اولمرت»، آن سیاستمدار دست راستی موردنظر آنها نبود. در دهه 1990 میلادی، اولمرت تعلق خاطرش به حزب «لیکود» را از دست رفته دید. او در جریان تبلیغات انتخاباتی سال 1999 میلادی، به طور واضح خاطر نشان کرد که «ایهود باراک» نخستوزیر سابق اسرائیل، هیچگاه به تقسیم بیتالمقدس روی نخواهد آورد و همین موضع بود که در مراتب و سابقه او در حزب «لیکود» تغییراتی ایجاد کرد. در یک رأیگیری در حزب، اولمرت شکست تلخی را در مقابل یک عضو دیگر لیکود یعنی «آریل شارون» تجربه کرد؛ اما فاصله گرفتن «اولمرت» از «لیکود» در سالهای بعدی تشدید شد.
در سال 2003 میلادی که «اولمرت» در کنار «شارون» قرار گرفت، فوراً توجه خود را به وزارت امور خارجه و وزارت دارایی متمرکز کرد، اما نهایتاً به خاطر برخی ملاحظات سیاسی مجبور شد به وزارت صنایع و بازرگانی راضی شود. اما سپس شارون به او امتیاز بزرگی داد و او را به سمت معاون خود و کفیل نخستوزیری برگزید. جالب اینجا بود که بعدها «اولمرت» به پست وزارت دارایی که قبلاً به شدت به آن چشم داشت، رسید زیرا در آن زمان، «بنیامین نتانیاهو» در آستانه عقبنشینی از غزه، از دولت خارج شده بود.
درسه سال آینده، «اولمرت» 60 ساله که برعکس «شارون» به ورزش علاقه زیادی داشت، به نزدیکترین مشاور شارون تبدیل شد و معمولا از برنامههای آینده تلآویو سخن به میان میآورد. مثلاً سه سال پیش، چند هفته پس از آنکه «اولمرت» خواهان عقبنشینی یکجانبه از نوار غزه و بخشهایی از کرانه باختری شد، «آریل شارون» هم به این برنامه اشاره کرد.
در سال 2004 میلادی نیز، «اولمرت» در مصاحبه با اورشلیم پست خاطر نشان کرد که از واگذار کردن دست کم شش منطقه از بیتالمقدس عربی به فلسطینیان حمایت میکند و آن را بخشی از مراحل نهایی معاهده صلح میداند.
در مصاحبه دیگری با همین روزنامه، «اولمرت» گفت: «اسرائیل نیاز دارد پس از خروج از غزه، یک عقبنشینی دیگر هم در کرانه باختری داشته باشد.» او معتقد بود شراکت طرف فلسطینی در این جریان اهمیت زیادی ندارد. «اولمرت» همچنین سال گذشته اعلام کرد خروج از غزه را نمیتوان معامله با کرانه باختری دانست. وی بعدها حتی تصدیق کرد ساخت ساختمانهای اسرائیلی بین بیتالمقدس و شهرک «مآله آدومیم» در کرانه باختری، به طور نامحدود و به علت فشارهای آمریکا متوقف شده است.
بعدها «اولمرت» مواضعی مشابه «شارون» اتخاذ کرد و از اظهار مواضع خود نمیترسید. همین شرایط، او را در مقابل مواضع سنتی و دست راستی حزب «لیکود» قرار داد. اختصاص رتبه سیسوم به «اولمرت» در لیست حزب، حاکی از عدم محبوبیت او در درون حزب بود. بنابراین تعجبی نداشت که «اولمرت» یکی از مهمترین حامیان اقدام «شارون» در خروج از حزب «لیکود» و تشکیل یک حزب جدید میانهرو باشد. «اولمرت» در این حزب به فرد شماره دو تبدیل میشد و نخستوزیر اسرائیل هم میتوانست فارغ از قید و بند مخالفانش در «لیکود»، سیاستهای خود را دنبال کند.
در ماههای اخیر، این طور به نظر میرسید که این سیاست «شارون» موفقتآمیز بوده است؛ زیرا نتایج نظرسنجیها حاکی از پیروزی احتمالی حزب جدید «شارون» یعنی «کادیما» در انتخابات بود. آنچه که هیچ کس به آن فکر نمیکرد؛ بیماری جدی «شارون» و وخامت حال او بود. اکنون در زمان قبل از انتخابات، ناگهان «اولمرت» به جایگاه نفر اول اسرائیل پرتاب شده است.
در صورت عدم بازگشت «شارون» به صحنه سیاست، «اولمرت» موقعیت آن را دارد که به عنوان نخستوزیر معرفی شود. در چنین شرایطی، «اولمرت» باید حمایت حزب خود و نیز رقیب احتمالیاش «شیمون پرز» را به دست آورد تا بتواند در مقابل دشمن سیاسیاش «بنیامین نتانیاهو» قدعلم کند.