نیکی محجوب
«با گذشت هفت سال همچنان یک کله سیاهم، رتبه دوم دانشگاه در رشته جامعهشناسی نیز کمکی به ارتقای جایگاهم نکرده، به خصوص پس از واقعه یازدهم سپتامبر و اعلام ایران به عنوان محور شرارت نگاه منفی به دانشجویان ایرانی افزایش یافته است.» پونه دانشجوی 29 ساله در دانشگاه استکهلم سوئد به هنگامی که برای کارهای پایاننامهاش و جمعآوری اطلاعات در مورد زنان ایرانی به ایران سفر کرده بود، با اشاره به گذراندن یک سال و نیم در کالج برای یادگیری زبان میگوید: تنها دلیل سفرم به سوئد، دریافت مدرک بود و از همه ابتدا با اینکه تعداد پناهندگان در دانشگاه استکهلم زیاد بود حاضر به عضویت در هیچ دسته و گروهی نشدم.
اما متاسفانه بسیاری از تصورات غلط را خود ما به خارجیها منتقل میکنیم. تصاویر و اخباری که از ایران منتشر میشود همه درد و بدبختی و فقر و نداری است. مردمی در جادههای خاکی با لباسهای مندرس و... زمانی که به خوابگاه وارد شدم، هم اتاقیام یک دختر بلغاری بود، او نمیدانست ایران کجاست، ابتدا فکر کرد از زیرمجموعه کشورهای عربی است، پس از توضیحات من و نشان دادن نقشه، آن زمان بود که کشوری به نام ایران را شناخت. وقتی به هنگام معرفیام سر کلاس کالج ملیتم را اعلام کردم، استاد زبان با تعجب گفت، مگر در کشور شما هم اجازه آموزش به زنان در خارج داده میشود؟ زبانم به حدی نبود که بتوانم پاسخ درخوری بدهم.
پونه با یادآوری این موضوع در حالی که لبخند میزند، ادامه میدهد: به همراه یکی از دوستان علاقهمند به شرقشناسی که در کالج پیدا کردم، یک هفته در کتابخانه به دنبال منابعی در مورد ایران و وضعیت زنان و قوانین آن بودیم و در پایان مقالهای 20 صفحهای در کلاس ارائه کردیم، در مورد ایران، زنان ایرانی و آزادیهایی که تا حدودی آنها دارند.
این امر تا اندازهای به بهبود وضعیتم در دانشگاه کمک کرد. پس از پایان کالج وارد دانشگاه شدم، اما وضعیتم چندان مناسب نبود، هم هزینه بالای تحصیل و هم نبود کار دانشجویی پاره وقت سبب شد با مشکلات مختلفی روبهرو شوم. پونه از سوی دیگر به سبب نوع نگاه و برخورد سرد و متعصبانه دانشجویان مدتی دچار افسردگی شده بود، او در اینباره با تاکید بر اینکه باید هر دانشجویی قبل از خروج از ایران، در مورد کشوری که به آن وارد میشود، تحقیق کند، میگوید: سوئد در فصل سرما مانند جهنم است، هوا در شش ماهه سال به نوعی تاریک است. همین امر در روحیه دانشجویانی که از کشورهای گرمسیر و آفتابی به این کشور سفر میکنند، تاثیر نامطلوبی دارد.
از طرفی برخورد نامناسب برخی دانشجویان، استادان، مسئولان خوابگاه، فروشندگان در مغازهها و مردم کوچه و خیابان این وضعیت نامناسب را تشدید میکند. با تمام این مسائل شرایط را تحمل کردم و وضعیت تا حدودی مناسب شده بود که واقعه یازدهم سپتامبر و قرار دادن ایران در محور شرارت همه چیز را چند برابر منفی کرد. تا یک سال پس از این واقعه بسیاری از دانشجویان و استادان متعصب اروپایی، حاضر به صحبت کردن با دانشجویان ایرانی، عراقی، افغانی و... نبودند. حتی یکی از استادان که پونه با او واحد درسی داشته، حاضر نمیشود، پونه را سر کلاس بپذیرد، پونه در اینباره میگوید: مجبور به شکایت به مراتب بالاتر شدم و تنها کاری که آنها توانستند انجام دهند، تغییر کلاسم بود. پونه برای حل مشکلش تلاش میکند با کسب نمرات بالا این نگاه را عوض کند، اما دراینباره میگوید: رتبه دوم را در دانشگاه کسب کردم، اما این وضعیت هم کمکی به من نکرد که نکرد. هنوز هم اگر حادثهای در دانشگاه رخ دهد، من و دانشجویان عرب، افغان در مظان اتهام قرار میگیریم. انرژی هستهای ایران نیز موضوع مورد بحثی شده که به تازگی به واسطه نوع پوشش خبری ناصحیح نگاهها را بدتر کرده است. این در حالی است که به گفته پونه برخی از دانشجویان ایرانی که در این کشور پناهندهاند مشکلات این چنینی ندارند و تعدادی از آنها نیز برای فرار از این مشکلات چهرههایشان را تغییر میدهند و چهره خود را همانند دختران یا پسران اروپایی تغییر میدهند. مشکلات دانشجویان ایرانی تنها در سوئد خلاصه نمیشود به واسطه مبادلات سیاسی و تغییراتی که در خلال این سالها در میان ایران و دیگر کشورها ایجاد شده و همچنین گزارشها و اخبار ارسالی از ایران برخی دیگر از کشورهای اروپایی نیز سختگیریهایی را علیه دانشجویان ایرانی، عرب، افغانی یا به عبارت سادهتر دانشجویانی که به نوعی کشور آنها متهم به اعمال تروریستی است، اعمال میکنند. حامد دانشجوی انفورماتیک دانشگاه لاپیزیک آلمان بک به تازگی وارد این دانشگاه شده است میگوید: احساس بسیار بدی است،کشوری که مردمش به سردی و خشکی معروفند، اطلاعات سیاسیشان صفر است و تنها جایگاهی که از آن اطلاع کسب میکنند، شبکههای مختلف آلمان است که به هیچ عنوان نگاه مثبتی به ایران ندارد. تمام تصاویر مخابره شده از این شبکهها برای مردم، تصاویر خشونت، بدبختی، فقر و سیاهی است. حامد با یادآوری خاطره نخستین حضورش در تریا دانشگاه میگوید: تعداد دانشجویان زیاد بود، جای خالی پیدا کردم و مشغول خوردن کیک بودم که دانشجویی در مورد رشتهام پرسید و پس از مدتی وقتی متوجه شد ایرانی هستم، گفت: بمب اتم، شما میخواهید مردم دنیا را درگیر جنگ کنید.
این دانشجوی 42 ساله میگوید: به شدت عصبانی شدم، موضوع انرژی هستهای و استفاده صلحآمیز را که حق مسلم هر کشور است توضیح دادم اما این موضوع کمکی به حل مسئله نکرد. حامد همچنین در مورد نحوه برخورد استادان دانشگاه میگوید: استادان هیچ نوع برخورد خاصی از خود نشان نمیدهند، اما ملیت ما بر نمرههایمان تاثیر میگذارد. حامد در حالی که تلاش میکند تا با برگزاری جلسات ایرانشناسی در دانشگاه دانشجویان را با فرهنگ و تاریخ ایران آشنا کند، میگوید: دانشجویان خارجی حکم یک منبع اقتصادی بسیار مناسب را دارند، کم اینکه هر دانشجو به عنوان حمایت مالی در طول تحصیل باید شش هزار تا شش هزار و500 یورو در بانک واریز کند. اما متاسفانه تحصیل دانشجویان خارجی تحت تاثیر مسائل سیاسی خارجی و داخلی کشورها قرار گرفته است. کمند یکی دیگر از دانشجویانی که در این کشور تحصیل میکند، با انتقاد از نوع نگاه دانشجویان و استادان میگوید: هنگامی که برای نخستین بار نام ایران را در سر کلاس گفتم، دانشجویان تصور کردند از عراق آمدهام، وقتی تفاوت ایران و عراق را برایشان توضیح دادم با تعجب پرسیدند، مگر زنان کشور شما اجازه تحصیل دارند، پسری از انتهای کلاس با پوزخندی گفت: مردان اینها اجازه دارند چند زن بگیرند. کمند میگوید: بسیار عصبانی شدم و با فریادی کلاس را که همه در آن پچپچ میکردند ساکت کرده و برایشان توضیح دادم زنان ایرانی، زنان نسبتاً موفقی هستند و قوانینی که در کشورهای عربی در مورد زنان اجرا میشود در ایران وجود ندارد. اما در مورد ازدواج مردان نتوانستم، توضیحی دهم و همین امر بسیار ناراحتم کرد.
کمند با یادآوری ماه رمضان سال گذشته میگوید: سال گذشته در کلاس تعدادی دانشجوی مسلمان بود که سه نفر آنها ایرانی بودند، آنها روزه بودند و هنگامی که برخی از استادان و دانشجویان متوجه میشدند یا مسخره میکردند و یا تکیه میانداختند، البته انتقاد و شکایت ما از این افراد به مراجع بالاتر راه به جایی نبرد، مسئولان رسیدگی از ما مدرک میخواستند و... میثم یکی دیگر از دانشجویان نیز میگوید: متاسفانه در برخی موارد مشکلات ما نشات گرفته از تبلیغات منفی تعدادی از پناهندگان است. محل رسیدگی به پرونده دانشجویان خارجی از کشورهایی چون ایران، افغانستان، عراق و... از دانشجویان خارجی اروپای جداست. از طرفی دانشجویان ایرانی باید به همراه پناهندگان مدارک ثبتنام را ارئه دهند. میثم با اشاره به فرم امنیت که در دانشگاه به او داده شده میگوید: فرم پنج صفحهای را به من و دانشجویان کشورهای عربی و متهم به فعالیتهای تروریستی دادند. سئوالات در مورد فعالیت در گروههای مختلف که حتی نام بسیاری از آنها ناآشنا بود، سفر به کشورهایی که در لیست قرمز بود، مانند ایران، سوریه، عراق، عربستان، افغانستان، امارات متحده عربی و...
میثم میگوید: به مسئول اوراق گفتم من در ایران زندگی میکنم، این سئوال یعنی چه؟ در پاسخ گفت: اگر به کشورهای دیگر فرم سفر نداشتهای، پاسخی منفی بده.
میثم با ابراز ناراحتی از این برخورد میگوید: این برای دانشجویی که هم هزینه اقتصادی و هم هزینه عاطفی دور بودن از خانه را پرداخت میکند، بسیار زجرآور است که چنین برخوردی با او انجام شود. شاید برای برخی به هر دلیلی این مسئله ناراحت کننده نباشد. اما اینکه همه اروپا دم از حقوق بشر میزنند، این نمونه بار نقض آن است. سئوالهای دیگر این فرم به گفته میثم در مورد انرژی هستهای است. آخرین سئوال این فرم درباره پیشینه فعالیت با پلیس مخفی ایران است و اینکه آیا فرد حاضر است با پلیس مخفی آلمان همکاری داشته باشد یا خیر. میثم با انتقاد از این رفتار میگوید: ما فقط میخواهیم شرایط تحصیل بهتر داشته باشیم. این در حالی است که با این نحوه رفتار آنها در تلاش برای پرورش جاسوس هستند. نازنین دانشجوی رشته موسیقی در دانشگاهی در جنوب فرانسه میگوید: فرانسویها افراد نستباً با معلوماتی هستند، تعداد علاقهمندان به شرقشناسی در دانشگاه بالاست، اما مشکل عدم شناخت ایران و یا داشتن نگاه منفی به ایران است. وضعیت در برخی موارد به حدی مشکل شده که تعدادی از هم خوابگاهیها علاقهای به اینکه با یک دختر یا پسر ایرانی هم اتاق شوند، ندارند. برخی از آنها ایرانیان را شترسوارانی در بیابان تصور میکنند، زنانی با روبندههای سیاه و مردانی چاق با ریشهای نامرتب تعدادی از آنها حتی نمیتوانند تصور داشته باشند که ما در تهران برج داریم و خیابانهایمان آسفالت است. نازنین میگوید: برای دیدار اقوام به ایران آمدم و در هنگام برگشت عکسهای بسیاری از نقاط مختلف تهران گرفتم. زمانی که این عکسها را در دانشگاه نشان دادم بسیاری از دانشجویان متعجب بودند. نازنین در مورد وضعیت استادان میگوید: شانسی که آوردهایم، این است که موسیقی ایران تا حدودی شناخته شده است و همین امر سبب شده مشکل کمتری با استادان داشته باشیم.
نازنین با اشاره به ناآرامیهای اخیر در فرانسه میگوید: بسیاری از دانشجویان تصور میکنند که ما افرادی بسیار خشن و ناآرام هستیم. وقایع و خشونتهایی نیز که از طرف برخی افراد مسلمان افراطی انجام میشود این نگاه را دامن زده است. اما متاسفانه دیدی که به دانشجویان ایرانی در برخی از کشورها وجود دارد، دید انسانی نیازمند به پناه و حمایت است، نه فردی که برای ارتقای معلومات و آموختههای به این کشورها سفر کرده است. نازنین میگوید: حتی مواقعی که دانشجویان و یا برخی استادان متوجه میشوند که قصد برخی از دانشجویان ایرانی بازگشت پس از تحصیل است، تعجب میکنند. وضعیت پوشش رسانهای مسائل ایران به اعتقاد نازنین تاثیر بسیاری بر دید و نگاه مخاطبان اروپایی دارد. هم اکنون این تصاویر هر روزه تصاویری است منفی که توجیه آن با توجه به دوری و نبود ادله برای تغییر و نشان دادن واقعیت امکانپذیر نیست.