تاریخ انتشار : ۲۳ ارديبهشت ۱۳۸۹ - ۰۹:۵۹  ، 
شناسه خبر : ۵۸۱۰۷

یوسف محسن‌زاده
هفته گذشته رایس –وزیر خارجه آمریکا– اعلام کرد دولت بوش در نظر دارد از کنگره این کشور مبلغ 75 میلیون دلار اضافی جهت اقدامات تبلیغی و رسانه‌ای علیه ایران در سال 2006 میلادی درخواست کند. قبلا بوش بودجه 30 میلیون دلاری برای پیشبرد اهداف تبلیغاتی و رسانه‌ای آمریکا علیه ایران از کنگره گرفته بود. و اکنون قصد دارد مبلغی دو برابر بیشتر از مبلغ قبلی جهت تامین اهداف اعلام شده آمریکا در مواجهه با ایران،‌ درخواست کند.
گفته شده است این مبلغ صرف تقویت ایستگاههای رادیویی و ماهواره‌ای فارسی زبان از جمله تامین مالی تلویزیون‌های ماهواره‌ای به ویژه رادیو فردا خواهد شد. اما عمده این مبلغ برای پیشبرد آنچه که آمریکا آنرا تلاش‌های اصلاح طلبانه نامید،‌اختصاص خواهد یافت . با اختصاص این مبلغ باید دید که دریافت کنندگان داخلی کمک‌های براندازانه و معاندانه آمریکا چه کسانی‌اند و دولت و سایر دستگاه‌های ذیمدخل قرار است چگونه با این روند مداخله جویانه وقیح و علنی کاخ سفید مواجه شوند؟ هرچند متکی- وزیر خارجه کشورمان – این اقدام آمریکا را هدر دادن اموال ملت آمریکا توصیف کرده که هیچ سود و فایده‌ای برای آن مترتب نیست، با این حال، این بدان معنی نیست که مردم و مسؤلان در قبال این روند مداخله جویانه که یادآور مناسبات منحط قرون 18 و 19 میلادی است، هوشیاری خود را حفظ نکنند.
واقعیت این است که برنامه‌ریزی متقن و استوار توام بر اتکا بر عزت ملی و ارزش های انقلابی و افشاگری تمام عیار علیه وابستگان و عوامل بیگانه و مجریان دستورات برون مرزی و رابطان ذلیل و حقیر سفارتخانه‌های خارجی، می‌تواند گام‌های توطئه گرایانه و منحوس آمریکا را متزلزل و گرفتار نماید. شاید بتوان مرحله فعلی را که ایران دستخوش مبارزه حق طلبانه و عادلانه برای دستیابی به انرژی هسته‌ای می‌باشد حساس‌ترین مقطع تاریخی کشور نامید. بدیهی است آمریکا برای ناکام گذاشتند کشورمان دستیابی به چرخه سوخت هسته‌ای نیازمند طراحی جنگ رسانه‌‌ای و روانی در کنار بهره‌گیری از ابزارهای دیگری نظیرارعاب و یا ارجاع پرونده هسته‌ای کشورمان به شورای امنیت می‌باشد.
سوال ساده این است چه کسانی قرار است در خدمت جنگ رسانه‌ای آمریکا علیه تصمیم ملی ایران برای دستیابی به انرژی هسته‌ای قرار گیرند؟ و اصولا چه کسانی،‌ مشمول بذل و بخشش‌ها وعطایای مالی آمریکا خواهند بود؟ و چه محافلی حاضرند در این فراز علیه آمال و آرزوهای یک ملت و منابع عالی یک کشور که راه استقلال و آزادی توسعه را در پیش گرفته است،‌موضع بگیرند؟ اینها سوالاتی ساده‌اند که نمی‌توان از اهمیت و حساسیت آنها کاست. باید دید که د ر ماههای آتی چگونه استراتژی تبلیغاتی آمریکا و جنگ روانبش یا به استخدام در آوردن عناصر وعامل خود، بحرکت در می‌آید تا با بهره‌گیری از ابزارهای مختلف،‌تخم شک و تردید را میان آحاد مردم ما بکارد و در مقابل باید دید که چگونه مسؤلان از ظرفیت‌های مردمی انقلابی برای مقابله سریع و غیر قابل اغماض علیه طرح‌های ضد انقلابی آمریکا بهره خواهند گرفت!