تاریخ انتشار : ۱۳ خرداد ۱۳۸۹ - ۰۷:۵۱  ، 
شناسه خبر : ۵۸۲۸۹

«لطیفه‌ای ـ هدیه به آقایان مصباح یزدی و کروبی»
نمی‌دانم در روزگار گذشته، چرا درس‌آموزی ما از ایام کودکی و فراگیری حروف با سه کلمه آب، بابا، نان، آغاز می‌شد!؟ از همان روز نخست که پا به مدرسه گذاشتم در ذهنم این پرسش شکل گرفت و از خود می‌پرسیدم ترتیب این کلمه‌ها چرا اینگونه است که بابا بین آب و نان گیر کرده است!؟ پنهانی به خود جواب‌های گوناگون می‌دادم، گاهی دلیل آن را چنین تصور می‌کردم که لابد «آ» حرف اول است و سرآغاز برای تمامی خواندن و نوشتن در همه عمر.
بعدها آخوند شهر ما در بالای منبر قصه مرگ را چنین بیان می‌کرد که فلانی دیگر «آ» گفتن هم نمی‌توانست، لاجرم مُرد! بخود می‌گفتم، آغاز و انجام دم آدمی هم با همین حرف اول «آ» است که معلم یادمان داد. گاهی هم گمان می‌برد که همه سرمایه زندگی آدمیان برای ادامه حیات و تداوم نسل‌ها، همین سه کلمه آب، بابا، نان است.
از زندگی در مدرسه به زندگی در جامعه آمدم، تازه یادم آمد، آن «رندی» که این سه کلمه را در شروع آموختن و آموزش خواندن و نوشتن برای ما برگزیده بود، شاید حاصل عمر خود و تلاش عمر همه را ندا می‌داد که «آب و نان» مایه حیاتند و «بابا» هم انسان و همه آدمهای این سرزمین در طول تاریخ که در تمامی عمر با دو کلمه آب و نان در تلاش معاش بوده‌اند و البته در میانه این دو کلمه هم منگنه شده‌اند تا یا از بی‌آبی و یا از بی‌نانی جان به جان‌آفرین تسلیم کنند و یا بقول آن شیخ بر بالای منبر، دیگر نای «آ» گفتن هم نداشتند.
روزگار گذشت و به دانشگاه آمدم، اما هنوز بابا بین آب و نان گیر کرده بود که در کلاس درس دانشگاه، استاد از سیاست و اقتصاد و از «زیربنا» و «روبنا» داد سخن می‌داد و می‌گفت، «نان»، اقتصاد است و «آب» سیاست که حکیمی گفته است «فکر نان کن که خربزه آب است»!!
در این روزها بحث روز صحنه مطبوعاتی و مصاحبه‌ها و سخنرانی‌ها از شیوخ اهل سخن چنین است که «جمهوریت» اصل است یا «اسلامیت»؟ مفهوم و تعریف «ولایت» در اسلام «نصب» است یا انتخاب؟ رأی مردم شکلی است یا محتوایی؟ مشروعیت آراء مردم به نصب ولایت است یا به تمکین انتخاب؟ و هر روز نوشته و گفتاری و نقدی از این الفاظ و مفاهیم در میان، که در این هیاهو، به یاد آن ایام و آن سه کلمۀ (آب، بابا، نان) افتادم و مقدمه لطیفه این نوشته را باز آوردم، تا تو خواننده عزیز و یا بابای در کوچه و بازار پاسخ‌دهی که آب مقدم است یا نان؟ و یا، اصلاً این دو را از انتخاب و رأی بدست می‌آوری و یا...؟!
شاید هم بد نباشد یادی از ایام رئیس‌جمهور قبلی آقای خاتمی داشته باشیم و آن همه گفته‌ها و نوشته‌ها که برخی از همین شیوخ سیاسی و روشنفکران ما در نقد او و اصلاحات می‌آوردند که مشکل مردم نان و آب است و نه نقد نظری جایگاه ولایت در قانون اساسی و یا مفهوم تئوریک «رأی مردم» در تعریف ولایت فقیه بر اساس «انتخاب» یا «نصب»!! و امروز که خاتمی و اصحاب او رفته‌اند و قدرت حاکمیت در ید رقبای او قرار گرفته است، دوباره همان کالای بازار گذشته ارائه می‌شود و بقولی آب بدون نان، سیاست بدون اقتصاد و بحث‌های نظری بدون ما به ازاء عملی داغ، داغ شده است!؟ که آزادی مقدم است یا عدالت»؟!
از خودم می‌پرسم، این چه سری است، هر جماعتی که بر مصدر قدرت حاکمیت می‌رسند، آب، بابا، نان را از یاد می‌برند و همه گفتگوها و مشکلات تبادل الفاظی می‌شود که برای بابا نه آب دارد و نه نان؟! و باری از دوش بابا که میانه آب و نان مانده و له می‌شود بر نمی‌دارند. راستش را بخواهی هنوز پاسخ پرسش‌ام را ندارم و نمی‌دانم. ولی به یقین می‌دانم، آن رندی که در آغاز ورود به مدرسه وادارمان می‌کرد که دسته‌جمعی و یکصدا بگوئیم آب، بابا، نان، هم تاریخ می‌دانست و هم تکرار تاریخ در میهن ما را، که چه بخواهی و چه نخواهی، بابا، بین آب و نان منگنه خواهد شد.